Nimrooz
Vol. 17, No. 833, May 13, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۳ - جمعه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۴
دستگيرى الهام خرگوش و مهدى لجن پرده از راز يك قتل برداشت
آتش گرفتن چرخ هواپيما به هنگام پرواز
جاعلان حرفه اى خود را كارمند وزارت كار معرفى مى كردند
۱۴۴ آژانس مسافرتى پاكستان متهم به قاچاق انسان
پسر جوان با شليك تير فرد ناشناس به قتل رسيد
«محمد ملخ» تازه داماد را سلاخى كرد!
سارق مسلح نقشه قتل دايى اش را طراحى كرد
با دستگيرى ۸مردو۳زن فاش شد
جزئيات فعاليت شبكه شكارچيان
توريست ها وديپلمات هاى خارجى
لحظاتى قبل از كشته شدن، مرد بازرگان به آدمكش ها بدل زد
بازداشت زن كودك ربا
سرنخ هاى جديد در معماى قتل عروس ۱۹ ساله
۲ زندانى به خود مرخصى مى دادند
مرد ۸۰ ساله از دادگاه درخواست كرد
طلاق زن دوم و ازدواج با چهارمين همسر
جسدى در كمد چوبى و سرنوشت ۲ پير مرد گمشده
ناگفته هاى سياه از زندگى هانيه كوچولو
مرد هنگام خارج كردن دو كودكش از كشور دستگير شد
مادر وقتى حس كرد شيطان در جلد فرزندش رفته او را كشت!
دستورايست براى۶ مردمسلح
بازداشت راهزنان گروه «وحشت»
دستگيرى قاچاقچيان عتيقه هاى هخامنشى

دستگيرى الهام خرگوش و مهدى لجن پرده از راز يك قتل برداشت
دو پسر جوان كه از مدتها پيش در يكى از بزرگترين باندهاى فساد تهران كه اداره آن را دخترى به نام «الهام خرگوش» بر عهده داشت- فعاليت داشتند، دستگير شدند. اين دو پسر جوان پس از دستگيرى با اعتراف به قتل، پرده از كارهاى باند «ليان شامپو» برداشتند.
اواسط مرداد ماه سال ۸۲ مأموران اداره اطلاعات و عمليات مبارزه با مفاسد اجتماعى تهران بزرگ با تماس هاى مردمى پى بردند چند دختر فرارى كه سركردگى شان با دختر ۱۶ساله اى است اقدام به فريب دادن دختران فرارى و ترغيب جوانان چند منطقه از تهران به فساد و فحشاء مى كنند با جمع آورى اطلاعات بيشتر اكيپى از مأموران تحقيقات گسترده اى را آغاز كردند. آنان در تحقيقات نخست پى بردند اين دختر ۱۶ساله الهام نام دارد و معروف به الهام خرگوش است و با همدستى تعداد زيادى از جوانان مناطق فلاح، هاشمى و خيابان اردشير دختران فرارى را در شهررى و ترمينال ها و پارك ها شناسائى كرده و به يكى از مخفيگاه هاى تحت نظر خود مى كشاند و پس از تهديد آنها به زور تحت اختيار اعضاى باند قرار مى دهد.

دستگيرى
عصر روز ۲۶ مردادماه سال گذشته در حالى كه مأموران اداره اطلاعات در حال گشت بودند متوجه سه دختر جوان شدند كه سوار خودروى پيكانى شده بودند. اين خودرو در منطقه يافت آباد جلوى چند مغازه پارك شده بود. اين سه دختر به همراه صاحب خودرو بلافاصله دستگير شدند.
پس از بازجوئى از آنان روشن شد سه دختر جوان در يك باند بزرگ فعاليت دارند كه سركردگى آن را الهام خرگوش به عهده دارد.
با اعترافات اين سه دختر جوان مأموران پس از ۲۲روز موفق شدند اعضاى باند الهام خرگوش را در منطقه فلاح تهران بازداشت كنند. با دستگيرى اين دختر ۱۶ساله ساير اعضاى باند كه ۸ دختر و ۱۵پسر و مرد جوان بودند نيز دستگير شدند.
الهام خرگوش در بازجوئى گفت: پس از اينكه با چند پسر شرور آشنا شدم و با آنها ارتباط برقرار كردم، با تشكيل باندى از آنها خواستم تا در جمع آورى و شناسايى و فريب دختران فرارى به من كمك كنند.
هركس را كه در اين كار مانع من مى شد و يا مزاحمتى براى انجام كارهاى خلاف من ايجاد مى كرد با كمك همين چند پسر با تهديد چاقو و ضرب و شتم از سر راه برمى داشتم.
وى ادامه داد: يكى از اين افراد كه مرا در انجام كارهايم خيلى كمك مى كرد معروف به مهدى لجن است و از چاقوكش هاى معروف منطقه هاشمى و جيحون است كه با همدستى يكى از دوستانش دختران فرارى را ربوده و پس از تهديد مورد تجاوز قرار مى دادند و پس از آن اين دختران را در اختيار من قرار مى دادند تا از آنها براى انجام مقاصدم در باند ليان شامپو استفاده كنم.
مأموران با اين اعترافات تحقيقات خود را براى دستگيرى دو جوان مذكور آغاز كردند و پى بردند اين دو جوان علاوه بر ربودن دختران و تجاوز به آنها اقدام به زورگيرى، كيف قاپى و سرقت هاى مسلحانه نيز مى كنند.
با شناسايى مخفيگاه اين دو پسر، زمانى كه مأموران قصد دستگيريشان را داشتند، آنان با يك خودرو پرايد از محل متوارى شدند. با اين فرار پرونده در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفت و مأموران دايره عمليات پس از كمين در اطراف مخفيگاه ديگر متهمان آنان را سوم فروردين ماه سال جارى بازداشت كردند.
اين دو جوان وقتى براى بازجوئى در برابر داديار قرار گرفتند به ۶۰فقره كيف قاپى و فريب دختران و تجاوز به آنان اعتراف كرده و گفتند در يكى از كيف قاپى هايشان وقتى موتورسوارى در برابر آنها مقاومت كرده بود، او را به قتل رسانده اند.
به گزارش رسيده به دستور داديار پرونده، مهدى لجن و همدستش در خيابان جيحون و هاشمى گردانده شدند تا هركس از آنان شكايتى دارد به دادسراى فرودگاه مراجعه كند.
همچنين تحقيقات ديگرى براى روشن شدن ساير اقدامات تبهكارانه اعضاى باند ليان شامپو زيرنظر الهام خرگوش آغاز شد.

آتش گرفتن چرخ هواپيما به هنگام پرواز
به دنبال آتش گرفتن چرخ عقب يك هواپيماى مسافربرى در باند فرودگاه اصفهان، پرواز از اين باند تا اطلاع ثانوى به سمت اهواز لغو شد. اين حادثه ساعت ۱۹ و ۵۰ دقيقه روز يكشنبه براى هواپيماى مسافربرى پرواز شماره ۹۲۷ اهواز اصفهان هنگام فرود در باند فرودگاه اصفهان رخ داد. پس از وقوع اين حادثه مأموران آتش نشانى فرودگاه بلافاصله حريق را مهار كردند. خوشبختانه در اين حادثه به مسافران هيچ گونه آسيبى وارد نشد. همچنين پرواز شركت ساها كه دو هفته پيش يكى از هواپيماهايش در رودخانه كن سقوط كرده بود به سوى عسلويه با يك ساعت تاخير انجام شد.

جاعلان حرفه اى خود را كارمند وزارت كار معرفى مى كردند
دو جاعل كه با جعل چك هاى سرقتى و معرفى خود به عنوان كارمند وزارت كار بيش از ۵۰ ميليون تومان كلاهبردارى كرده بودند، دستگير شدند.
روز ۲۳ اسفندماه سال گذشته مردى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ تهران تماس گرفت و گفت كه يك جاعل را در مغازه اش دستگير كرده است. پس از اطلاع، گروهى از مأموران در محل حاضر شده و فرد دستگير شده به نام بهروز را به دايره ۱۳ پليس آگاهى منتقل كردند. متهم در ابتدا منكر هر گونه جرمى شد و ادعا كرد كه بى دليل بازداشت شده است، اما بررسى كارآگاهان بر روى چك هاى متهم حكايت از جعلى بودن آنها داشت. با به دست آمدن اين سرنخ مأموران به تحقيقات خود از بهروز ادامه دادند كه او سرانجام لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: من و همدستم به نام حسن، پس از خريد چك هاى سرقتى از كيف قاپان با كامپيوتر شماره آنها را تغيير مى داديم.
سپس خود را كارمند وزارت كار معرفى كرده و در برابر خريد «نوت بوك» به آنها چك هاى جعلى مى داديم.
در ادامه تحقيقات مأموران روشن شد متهمان تاكنون بيش از۵۰ ميليون تومان به اين شيوه كلاهبردارى كردند. با اعترافات متهم تلاش براى دستگيرى همدست او كه كارمند وزارت كار بود، آغاز شد. مأموران سپس با همكارى حراست وزارتخانه هشتم ارديبهشت ماه متهم را در يك قرار صورى در ساختمان مركزى وزارت كار دستگير كردند.
اين دو متهم بيشتر طعمه هاى خود را از بين فروشندگان پاساژ پايتخت انتخاب مى كردند و از آنها كامپيوتر و لوازم جانبى مى خريدند و سپس آنها را به صورت نقدى مى فروختند. جاعلان در يكى از كلاهبردارى ها در برابر خريد سه ساعت گرانقيمت يك چك جعلى به مبلغ يك ميليون تومان پرداخت كرده بودند. بازپرس شعبه ششم دادسراى ناحيه سوم تهران با دستور انتشار عكس متهمان در مطبوعات از افرادى كه متهمان از آنها كلاهبردارى كرده اند خواست با مراجعه به شعبه بازپرسى يا دايره ۱۳ پليس آگاهى شكايت خود را مطرح كنند.

۱۴۴ آژانس مسافرتى پاكستان متهم به قاچاق انسان
بيش از ۱۴۴ آژانس مسافرتى در فهرست سياه و متهم به قاچاق انسان در پاكستان هستند. مسئولان مبارزه با قاچاق انسان اين كشور با اعلام اين موضوع و ابراز نگرانى نسبت به افزايش آمار قاچاق انسان در پاكستان همچنين اعلام كردند در سال ۲۰۰۴ بيش از ۶۱۵ مورد قاچاق انسان در اين كشور ثبت شده كه در اين رابطه ۵۰۱ نفر دستگير و ۵۳ نفر نيز دادگاهى شده اند.
گروه مبارزه با قاچاق انسان پاكستان كه يك سازمان غيردولتى است در تأييد اين موضوع بيشتر قربانيان قاچاق را زنان و كودكانى دانستند كه از آسياى مركزى و خاورميانه به پاكستان قاچاق مى شوند و اين كشور به عنوان يك كانال ترانزيت در اين تجارت سياه است. بسيارى از اين زنان و دختران براى يافتن زندگى مناسب در دام سودجويان و قاچاقچيان قرار مى گيرند و پس از انتقال آنها به پاكستان در مراكز فساد مشغول به كار مى شوند، تعدادى از اين گروه نيز كه افراد زير ۱۸ سال هستند، مجبور به ازدواج با برخى از اعضاى اين گروه هاى قاچاق مى شوند تا راحت تر از اين كشور به مناطق ديگر اعزام شوند. بسيارى از اين زنان به عنوان برده جنسى در منطقه يا كشور هاى اروپايى خريد و فروش مى شوند.
تعدادى از فعالان پاكستانى در گروه مبارزه با قاچاق انسان يا انتقاد از دولت برنامه جديدى را پيشنهاد كردند تا NGO ها و مراكز آموزشى در اين رابطه به فعاليت بپردازند. در همين راستا براساس برنامه سال ۲۰۰۵ قرار است سمينار هائى در زمينه مبارزه با قاچاق انسان برگزار شود و مرز هاى پاكستان تحت كنترل دقيق تر قرار گيرد تا هر چه سريع تر آمار قاچاق انسان در اين كشور كاهش يابد.
كارشناسان آمريكايى در زمينه حقوق انسان و مبارزه با قاچاق اعلام كردند كه در بررسى هاى اين كارشناسان وضعيت قاچاق انسان در طول دو سال اخير در پاكستان دو برابر شده و آمريكا آمادگى دارد تا به پاكستان كمك كند تا اين مشكل برطرف شود.

پسر جوان با شليك تير فرد ناشناس به قتل رسيد
جسد پسر جوانى كه در اثر اصابت گلوله به سرش به قتل رسيده بود، سه شنبه شب در حوالى خيابان آفريقا كشف شد. با حضور قاضى كشيك قتل و پزشك متخصص قانونى مشخص شد جسد متعلق به پسر ۲۷ ساله اى است كه چند ساعت از زمان مرگش گذشته است. جسد جوان ۲۷ ساله به پزشكى قانونى منتقل شد و تحقيقات مأموران براى شناسايى هويت مقتول ادامه يافت. مأموران در ادامه بررسى ها از طريق كارت شناسايى كه در جيب مقتول كشف كرده بودند، موفق به شناسايى خانواده او شدند كه به اين ترتيب برادر مقتول گفت: «برادرم با پسرى به نام «فرزاد» دوست بود كه آنها كار خريد و فروش مواد مخدر و دارو هاى نيروزا مى كردند. بازپرس شعبه دادسراى امور جنايى تهران با بيان اينكه تحقيقات مأموران براى شناسايى و دستگيرى «فرزاد» ادامه دارد از بازداشت برادر مقتول به خاطر تناقض گوئى هايش خبر داد.

«محمد ملخ» تازه داماد را سلاخى كرد!
قاتلى معروف به «ملخ» كه در هواخواهى از دوستش دست به جنايتى خيابانى زده است در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
اين جنايت در اعتراض كارگران ترمينالى در كرج به انعام گرفتن پيك موتورى غذاخورى رخ داد.
بنا به اين گزارش؛ روز ۱۴ شهريور ماه سال ۸۳ وقتى كارگران ترمينالى در كرج به صاحب يك غذاخورى اطلاع دادند كه پيك موتورى اين رستوران از آنان انعام مى گيرد، درگيرى خونينى رخ داد.
ابتدا پيك موتورى كه از سوى صاحب رستوران اخراج شده بود با پاى گذاشتن درمحيط ترمينال و مشاجره با كارگران كتك خورد سپس با جمع كردن ۱۵ تن از دوستانش به ترمينال هجوم برد كه در جريان اين درگيرى مرگبار پسر تازه دامادى به نام حسن اسماعيلى با اصابت ضربه اى چاقو از پاى درآمد.
وقتى پليس براى رديابى قاتل وارد عمل شد ابتدا پيك موتورى رستوران بازداشت شد و پس از ماه ها در حاليكه پذيرفته بود قاتل است از اعترافاتش عقب نشينى كرد و مدعى شد قاتل اصلى يكى از دوستانش معروف به «محمد ملخ» است.
«ملخ» كه پسر ۲۹ ساله اى به نام محمدرضا است وقتى بازداشت شد به قتل در ترمينال اعتراف كرد و صحنه جنايت را بازسازى كرد.

در دادگاه
در ابتداى حلسه دادگاه نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست، قصاص نفس اعدام عامل جنايت را خواست سپس مادر و نامزد قربانى جنايت خواستار مجازات قاتل شدند.
«ملخ» وقتى در جايگاه دفاع قرار گرفت، گفت: «من شك دارم قاتل اصلى باشم اما قتل را به گردن مى گيرم، روز جنايت در خانه بودم ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه غروب بود كه دوستم با سروصورتى خون آلود سراغم آمد و گفت مى خواهد دعوا كند، من نيز به هواخواهى از دوستم همراه آنان شدم و نمى دانم من چاقو به مقتول زدم يا ديگرى اين كار را كرد، اما من چاقو در دست داشتم و در اين خصوص شك دارم.»

سارق مسلح نقشه قتل دايى اش را طراحى كرد
مرد جوان وقتى متوجه شد دايى اش قصد دارد با فراهم آوردن شرايطى همسر او را مجبور به طلاق كرده و به عقد خود درآورد نقشه قتل او را طراحى كرد.
اين مرد ۳۲ ساله براى به اجرا درآوردن نقشه اش، ابتدا پس از تهيه اسلحه اى، خودروى دو دختر دانشجو را به سرقت برد تا از آن در عملى كردن طرح خود استفاده كند.
بنا به اين گزارش؛ وقتى ماجراى حمله مسلحانه مرد جوان سياه پوش به دو دختر دانشجو در خيابان انقلاب تهران به پليس گزارش شد، تجسس هاى مأموران براى رديابى اين شبح سياهپوش آغاز شد.
دو دختر دانشجو وقتى از سوى پليس بازجوئى شدند، درباره چگونگى وقوع سرقت گفتند: در حال پارك كردن خودرويمان بوديم كه مرد سياهپوشى بى هيچ سر و صدايى در عقب خودرو را باز كرده و سوار شد. او قبل از آنكه فرصت عكس العملى داشته باشيم تپانچه اى را از لاى پارچه اى بيرون آورده و لوله آن را به طرف صورت ما نشانه رفت. سارق سياهپوش در حالى كه كمى عصبى به نظر مى رسيد ما را با تهديد اسلحه از خودرو پياده كرد و به سرعت از آنجا گريخت.
با توجه به اين اظهارنظرها، مشخصات خودرو براى پليس سراسر كشور ارسال شد تا اينكه يك ماه بعد خودروى سرقتى در شهر كرمانشاه رديابى شد.در حالى كه مأموران به راننده خودرو دستور ايست داده بودند، وى بدون اعتنا پايش را روى پدال گاز فشار داده و سعى كرد از دست پليس فرار كند. پس از دقايقى تعقيب و گريز مأموران با شليك گلوله به لاستيك پژو، خودرو را متوقف و راننده را بازداشت كردند. در جريان بازرسى از اين مرد يك قبضه اسلحه كمرى از نوع «تورس» به دست آمد. اين متهم مسلح وقتى از سوى مأموران تحت بازجوئى قرار گرفت، ضمن اعتراف به سرقت مسلحانه پژو ۲۰۶ گفت: اسلحه را از مرد جوانى در حوالى ميدان آزادى تهران به مبلغ ۲۲۰ هزار تومان خريدم. ابتدا قصد داشتم با آن همسرم را كه على رغم ميل من تقاضاى طلاق كرده و مى خواست از من جدا شود، بكشم. وقتى با خودروى سرقتى به شهر كاشان رفتم، در تاريكى شب خودم را به محل زندگى همسر و دخترم رساندم. زمانيكه سر كوچه آنها رسيدم، ابتدا سعى كردم با تماس تلفنى او را به بيرون از خانه كشانده و با شليك گلوله اى به سرش او را از پاى درآورم ولى پشيمان شدم. تصميم گرفتم يك بار ديگر با او صحبت كنم.هنوز به داخل كوچه نرفته بودم كه متوجه خودروى گشت مأموران شدم. آنها در حال صحبت با پدرزنم بودند. به سرعت آنجا را ترك كرده و به كرمانشاه رفتم. در آنجا از پسرخاله ام شنيدم كه دايى ام عامل تحريك و از هم پاشيدن زندگى ام است. او مى گفت دايى ام مى خواهد پس از جدايى من از همسرم، او را به عقد خود درآورد.
از شنيدن اين حرف ها به شدت عصبانى شدم. روز بعد سراغ او رفتم. به بهانه اينكه مى خواهم خودروام را به كسى بفروشم او را با خود همراه كردم. وقتى سوار خودرو شد، با هم به طرف مناطق كوهستانى بيرون شهر حركت كرديم، او كه به حركات و رفتار من مشكوك شده بود خواست تا پياده شود. در اين هنگام اسلحه را از زير لباسم بيرون كشيده و به طرفش نشانه رفتم. دايى ام را به پاى كوهى كه منطقه علفزارى بود كشاندم. پس از پياده شدن از خودرو بدون آنكه حرفى بزنم گلوله اى به طرفش شليك كردم. او تلو تلو خورده و داخل سراشيبى علفزار پرت شد. براى اطمينان چند تير ديگر به طرفش شليك كردم ولى ديگر متوجه نشدم كه كشته شده يا زنده مانده است. به سرعت سوار خودروام شدم تا به سراغ همسرم بروم ولى در شهرك ناجى از سوى پليس رديابى و دستگير شدم.
قاضى دادگاه كيفرى و جزايى تهران با توجه به اين اعترافات اين متهم را به اتهام سرقت مسلحانه به ۵ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق و به اتهام آدم ربايى نيز به ۵ سال حبس محكوم كرد.

با دستگيرى ۸مردو۳زن فاش شد
جزئيات فعاليت شبكه شكارچيان
توريست ها وديپلمات هاى خارجى
اعضاى يك باند فيوج كه تحت عنوان مأمور اقدام به اخاذى از توريست ها و ديپلمات هاى خارجى مى كردند در عمليات پليس آگاهى تهران دستگير شدند.
گزارش شده است كه اعضاى اين باند با پرسه زدن در اطراف هتل ها و بانك ها تحت عنوان مأمور آگاهى و مبارزه با موادمخدر اقدام به اخاذى و سرقت مى كردند.
بررسى ها نشان داد كه اين سارقان كه بسيار حرفه اى عمل مى كنند با پرسه زدن در اطراف هتل ها، بانك ها و مكان هاى خريد و فروش تحت عنوان مأمور و با نشان دادن كارتهاى جعلى اقدام به اخاذى و يا كيف زنى از توريست ها، ديپلمات ها و مردم مى كردند.
مأموران در تحقيقات خود و با چهره نگارى تعدادى از مأموران قلابى به يك گروه از طايفه فيوج برخورد كردند كه در استانهاى همدان، مازندران، گيلان، اصفهان و تهران دست به اين اقدامات مى زدند. همچنين در ادامه اين تحقيقات سه مخفيگاه متهمان در رباط كريم، كرج و گيلان شناسايى شد.
با شناسايى مخفيگاه متهمان كارآگاهان در يك عمليات ضربتى ۸ تن از اعضاى اين باند را دستگير كردند.
اين متهمان در تجسس هاى پليسى ادعا كردند در شبكه اى به سركردگى سه مرد با نام هاى مرتضى، مصطفى، بهروز و عزيز به اخاذى، كيف زنى و پول قاپى از توريست ها و ديپلمات هاى خارجى دست مى زدند. پس از شناسايى سركرده هاى باند تلاش براى بازداشت آنها آغاز شد ولى اواخر سال گذشته زمانى كه مأموران به خودروى آنان در كمربندى تهران- كرج مظنون شده بودند، متهمان موفق به فرار شدند و با فرار آنان انگيزه مأموران پليس براى دستگيرى اعضاى اين باند چندبرابر شد و ساعت ۴ صبح روز دوشنبه ۱۲ارديبهشت ماه مخفيگاه آنان در منطقه رباط كريم را به محاصره درآوردند و در يك اقدام غافلگيرانه موفق به دستگيرى همه اعضاى اين شبكه شدند.
از اعضاى اين باند ۱۱خودرو پژو پرشيا، سمند و زانتيا كه براى اخاذى و سرقت از آنان استفاده مى شد به دست آمد و آنان به بيش از ۲۰۰فقره سرقت و اخاذى تحت عنوان مأمور اعتراف كردند.
بنابه اين گزارش در تحقيق از سركردگان اين باند مشخص شد ۳تن از آنان قبلاً به همين جرم دستگير و به ۸سال زندان محكوم شده بودند كه با گرفتن مرخصى از زندان متوارى شده اند.

لحظاتى قبل از كشته شدن، مرد بازرگان به آدمكش ها بدل زد
توطئه قتل پدر بازرگان كه در آن پسرى ناخلف دو آدمكش مسلح اجير كرده بود با زيركى مرد ثروتمند نافرجام ماند.
در اين جنايت، قرار بود مرد بازرگان به همراه همسر دوم و پسر ۱۵ ساله اش در طبقه بيستم برجى واقع در ايرانشهر شمالى هدف گلوله مهاجمان نقابدار قرار بگيرند.
ساعت ۸ صبح دوشنبه ۱۲ ارديبهشت ماه سال جارى دو مرد كه با جوراب زنانه و روبند چهره هايشان را پوشانده بودند وارد خانه بازرگان ۵۰ ساله اى شدند و به سمت اين مرد و پسر نوجوانش حمله بردند. پسر بازرگان كه با ديدن نقابداران ترسيده بود وقتى خواست فرياد زنان خود را به در خروجى برساند از سوى مهاجمان محاصره و به باد كتك گرفته شد.
دو نقابدار كه با تغيير صدا سعى داشتند هويت خود را پنهان كنند براى اينكه مرد بازرگان و پسرش نتوانند فرار كنند سه گلوله هوايى شليك كردند و با اسلحه به سر پدر خانواده كوبيدند. مرد بازرگان كه با سست شدن پاهايش روى زمين افتاده بود وقتى ديد دو مرد مسلح مى خواهند او و پسرش را به قتل برسانند به التماس افتاد و پذيرفت بدون اينكه پليس را در جريان قرار دهد با پرداخت ۴۰ ميليون تومان پول به مهاجمان از توطئه قتل نجات يابد.
وقتى دو نقابدار به خاطر پول ميليونى وسوسه شدند، مرد بازرگان با دادن مقدارى دلار و تراول چك توانست دزدان آدمكش را از اجراى نقشه جنايت منصرف كند.
دو مرد مسلح پس از گرفتن دلارها راز هولناكى را فاش كردند كه نشان مى داد پسر بزرگتر مرد بازرگان طراح نقشه اين جنايت است و براى قتل پدر، همسردوم او و برادر خودش آدمكش اجير كرده است.
دو آدمكش به مرد بازرگان گفتند كه پسرش نزد آنان ادعا كرده است با قتل عام خانواده پدرش او به ثروت زيادى دست خواهد يافت و اگر اين نقشه با موفقيت اجرا شود پول زيادى به عاملان جنايت خواهد پرداخت.
مرد بازرگان از دو مهاجم خواست تا ساعت ۹ شب همان روز در هتل هما نزد او بروند تا ۴۰ ميليون تومان به آنان بدهد. ساعت قرار وقتى فرا رسيد مأموران پليس كه به طور پنهانى ورودى هاى هتل هما را زير نظر داشتند با شناسايى دو مرد كه در حال نزديك شدن به مرد بازرگان بودند حلقه محاصره را تنگ تر كردند و قبل از اينكه آنان بتوانند فرار كنند هر دو را دستگير كردند.
دو آدمكش اجير شده ابتدا سعى كردند خود را از آشنايان مرد بازرگان معرفى كنند اما وقتى ديدند راز آنها فاش شده است به جزئيات نقشه جنايت اعتراف كردند. اين دو مرد كه يكى نقاش و داراى سابقه سرقت مسلحانه است و ديگرى صاحب باشگاه ورزشى پينگ پنگ است و به خاطر نزاع مدتى را در زندان به برده وقتى تحت بازجوئى قرار گرفتند خود را بى گناه معرفى كردند.
مرد نقاش گفت: من و دوستم مرد بازرگان را مى شناختيم وقتى پسرش از ما خواست كه او را به قتل برسانيم، حيرت زده شديم، مى دانستيم اگر ما چنين كارى را نكنيم، او ديگرى را اجير خواهد كرد، قرار گذاشتيم با نقشه پسر اين مرد پيش برويم و در آخرين ايستگاه به مرد بازرگان هشدار بدهيم كه جانش در خطر است. همين كار را نيز كرديم، صبح بود كه پسر اين مرد به همراه ما تا جلوى در خانه پدرش آمد و با كليدى كه در دست داشت در را به روى ما باز كرد و خودش رفت، ما ظاهراً مى خواستيم دست به جنايت بزنيم اما واقعاً چنين نيتى نداشتيم فقط قصدمان هشدار به مرد بازرگان بود.
بنا به گزارش رسيده، مرد بازرگان با طرح شكايتى خواستار دستگيرى پسر و همسر اولش شد و اين مادر و پسر را طراح اصلى نقشه جنايت و اجير كردن دو آدمكش خواند.

بازداشت زن كودك ربا
زنى ۱۳ ماه پس از ربودن پسر ۱۶ ماهه زوج جوانى دستگير شد.اين زن جوان، آخرين روز سال ۸۲ پسر بچه اى به نام ايمان را در حالى كه پدر و مادرش در خواب بودند ربود و براى آزادى گروگانش ۲۰۰ هزار يورو مطالبه كرد.
بنابه اين گزارش؛ وقتى پدر اين كودك ۱۶ ماهه به دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد با دستور بازپرس ويژه قتل، اكيپى از مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران وارد عمل شدند و با دادن آموزش هائى به زوج جوان خواستند با آن زن قرار ملاقات بگذارند.
پدر «ايمان» در بازجوئى ها به كارآگاهان گفت: «از ۶ ماه پيش بخاطر بيمارى همسرم اين زن را استخدام كردم و به وى اعتماد كامل داشتم اما او وقتى ما در خواب بوديم بچه ام را از خانه خارج كرد و در تهديدات تلفنى خواست بدون دخالت پليس تن به خواسته اش بدهم.
روز دوم عيد، زن كودك ربا در آخرين تماس تلفنى وقتى چند بار شنيده بود كه پدر و مادر «ايمان» قادر به تهيه ۲۰۰ هزار يورو نيستند، اين بار از زبان زوج جوان شنيد كه آنان حاضر هستند ۷ ميليون تومان براى آزادى گروگان وى بپردازند.
اين زن پذيرفت با اين پول گروگان ۱۶ ماهه را آزاد كند. خانواده «ايمان» بدون رعايت آموزش هاى پليس و بى اطلاع از كارآگاهان به درخواست اين كودك ربا تن دادند و با پرداخت ۷ ميليون تومان پسر خود را تحويل گرفتند.
با گزارش اين ماجرا به پليس، تيم هاى عملياتى به اقدامات اطلاعاتى دست زدند وتوانستند پس از گذشت ۱۳ ماه اين زن كودك ربا را در ساوه به دام اندازند. كارآگاهان در تحقيق از وى دريافته اند اين زن جوان به همراه يك مرد و يك دختر و پسر جوان تاكنون به دو آدم ربايى و سه زورگيرى موفقيت آميز دست زده اند.

سرنخ هاى جديد در معماى قتل عروس ۱۹ ساله
ماجراى قتل عروس ۱۹ ساله در منطقه قيامدشت با به دست آمدن سرنخ هائى جديد از محل حادثه وارد مرحله تازه اى شد. پيكر بى جان اين نوعروس جوان در حالى كه با فشرده شدن مجراهاى تنفسى اش از پاى درآمده بود در اتاق خواب خانه شان پيدا شد. وقتى شوهر اين زن پس از پايان ساعت كارى اش به خانه بازگشت و با درهاى بسته روبرو شد، با كليدى كه همراهش بود در را باز كرد و با مشاهده انتشار دود سياهرنگى از داخل اتاق خواب احساس كرد بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد.
وى درهاى خانه اش را بازگذاشت تا دودهاى سياه انباشته شده از داخل خانه خارج شود. هر چه زن و دخترش را صدا كرد پاسخى نشنيد.
لحظاتى بعد هنوز به در ورودى اتاق خواب نرسيده بود كه وجود جسمى را در مقابل پاهايش احساس كرد، خوب كه دقت كرد، پيكر بى حركت دختر ۸ ماهه اش را ديد. بسرعت او را در آغوش گرفته و به بيرون از خانه برد. با فرياد، همسايه ها را به كمك طلبيد. مرد ناله كنان بار ديگر به داخل خانه دويد.
پيكر بى جان همسرش در حالى كه قسمت هائى از لباس هايش سوخته شده بود، در آستانه در نزديك بخارى روى فرش افتاده بود. با كمك همسايه ها آن دو را به بيمارستان انتقال داد. على رغم تلاش هاى پزشكى انجام گرفته زن جوان جان خود را از دست داد ولى دختر ۸ ماهه او پس از ساعاتى جدال با مرگ نجات يافت.
مأموران كه با تماس تلفنى مسئولان بيمارستان در جريان ماجراى قتل عروس ۱۹ ساله قرار گرفته بودند، بسرعت بر بالين او حاضر شدند. دقايقى بعد با راهنمائى مرد جوان پليس با حضور در قتلگاه زن جوان به بررسى آثار و نشانه هاى برجاى مانده در محل حادثه پرداخت. از آنجايى كه هيچ نشانه اى از ورود با تهديد و زور به داخل خانه ديده نمى شد، مأموران پى بردند عامل يا عاملان جنايت يا با استفاده از كليدى كه همراه داشتند وارد خانه شده اند و يا عروس جوان به واسطه آشنايى قبلى با آنان در را به رويشان گشوده است. از سوى ديگر نشانه هائى از وقوع درگيرى ميان عروس و افراد مهاجم ديده مى شد كه مشخص مى كرد عروس جوان پس از آگاهى از نيت شوم ميهمانان ناخوانده اش به مقابله با آنان پرداخته ولى به دليل ضعيف بودن جثه اش، مغلوب شده است. در همين حال پليس پدر خانواده را تحت بازجوئى قرار داد. وى مدعى شد هيچ وسيله اى از خانه اش به سرقت نرفته و تنها يك شماره تلفن ناشناس روى صفحه مونيتور تلفن خانه اش افتاده است. در حالى كه بررسى هاى پليسى درباره شماره تلفن آغاز شده بود، مرد جوانى با خانه محل وقوع جنايت تماس گرفت. در تحقيق از اين فرد مشخص شد او از دوستان پدر خانواده بوده و روز حادثه براى بردن كيف سياه رنگى كه در قتلگاه به امانت گذاشته بود، مراجعه كرده است.
مأموران پس از بازداشت اين متهم تحقيق درباره او را آغاز كرده بودند و پزشكان قانونى پس از بررسى هاى علمى خود اعلام كردند عروس جوان بر اثر فشرده شدن جسم رشته مانند به گلويش به قتل رسيده است. از سوى ديگر كارشناسان آتش نشانى نيز با بررسى دقيق محل قتل، علت حريق را عمدى و ناشى از ريختن مايعات قابل اشتعال روى فرش ماشينى اتاق خواب و شعله ور كردن آن توسط افراد ناشناس اعلام كردند. بررسى هاى تكميلى پزشكان قانونى مشخص كرد قسمت هائى از موى سر قربانى جنايت در جريان وقوع درگيرى منجر به قتل كنده شده است. در همين راستا پليس پى برد در زمان وقوع جنايت نوزاد ۸ ماهه خانواده كه تنها شاهد عينى حادثه است، بعد از وقوع حادثه درگيرى و سپس آتش گرفتن خانه به صورت چهار دست و پا خود را به طرف در خروجى خانه كشانده ولى تنها پس از چند متر پيشروى بيهوش روى زمين افتاده بود. در حالى كه تحقيق از متهم بازداشت شده و پدر خانواده درباره ماجراى اين قتل با بن بست روبرو شده بود، لخته هائى از خون فرد ناشناسى روى بدنه كولر اتاق خواب پيدا شد كه به واسطه وقوع درگيرى ميان نوعروس و مهاجمان ناشناس احتمال داده مى شود با بررسى و تحقيق روى اين سرنخ پليس بتواند گره كور اين معماى جنايى را بگشايد.

۲ زندانى به خود مرخصى مى دادند
دو زندانى با جعل مهر دادگسترى براى خود و زندانيان ديگر برگه مرخصى صادر مى كردند.
مأموران اداره آگاهى شهرستان آزاد شهر دراستان گلستان روز ششم ارديبهشت مسئوليت رسيدگى به پرونده جعل مهر دادگسترى و برگه مرخصى از زندان را كه با استفاده از آن براى چند زندانى مرخصى صادر شده بود برعهده گرفتند.
مأموران در تحقيقات خود از مسئولان، سرنخ هائى از دو متهم به دست آوردند كه نشان مى داد آنها مدتى را در زندان سپرى كرده اند و اكنون از طريق اين برگه ها مرخصى گرفته اند.
با به دست آمدن اين اطلاعات، مأموران با اخذ مجوز قضائى به منزل يكى از متهمان رفتند و او را مورد بازجوئى قرار دادند.
اين متهم در اعترافات خود گفت: به همراه يكى از دوستانم كه او نيز در زندان به سر مى برد، به فكر اين كار افتاديم و براى اين كار من از دو نفر كه در زندان گرگان با آنها آشنا شده بودم، خواستم تا مهرى برايمان بسازند تا از اين طريق، هر موقع كه خواستيم به مرخصى برويم.

مرد ۸۰ ساله از دادگاه درخواست كرد
طلاق زن دوم و ازدواج با چهارمين همسر
مرد ۸۰ساله براى اينكه بتواند با زن مورد علاقه اش به عنوان چهارمين همسرش ازدواج كند قصد دارد همسر دوم خود را طلاق دهد.
اين مرد۸۰ساله با مراجعه به دادگاه خانواده گفت: من سالهاست كه كشاورزى مى كنم و تاكنون كه ۸۰سال دارم سه بار ازدواج كرده ام. همسر دوم من كه ۱۰سال از من كوچكتر است از مدتها قبل بيمار شده و سومين همسرم از او مراقبت مى كند.
وى گفت: اكنون با ديدن زنى، تصميم گرفته ام كه با وى ازدواج كنم از آنجايى كه همسر دوم من ۷۰ساله و بيمار است تصميم گرفتم كه او را طلاق بدهم با اين كار هم همسر سوم من از فشار پرستارى هوويش راحت مى شود هم من شرايط بهترى را براى ادامه امور زندگى در كنار چهارمين همسرم خواهم داشت.
سومين همسر مرد ۸۰ ساله كه در دادگاه حضور داشت، گفت: ۳۵سال پيش بود كه اين مرد در حاليكه كشاورزى ساده و ۴۵ساله بود به خواستگارى ام آمد. همسر اولش با اينكه به داشتن هوو هيچ علاقه اى نداشت با اين حال ناچار شده بود تا به ازدواج دوباره شوهرش رضايت بدهد. وقتى پاى به زندگى اين مرد گذاشتم باورم نمى شد كه او روزى سرمن زن بگيرد. مدتى از ازدواج ما نگذشته بود كه او عاشق دخترى ديگر شد. زن ۷۰ساله با ناراحتى گفت: متوجه شدم نمى توانم با زن گرفتن دوباره شوهرم مخالفت كنم و جلوى اين كار او را بگيرم بنابراين به داشتن هوويى ديگر رضايت داديم و شوهرم سومين زنش را هم گرفت.
وى اضافه كرد: پس از ۳۵سال زندگى مشترك در سختى از مدتى قبل بيمار شدم و هوويم از من پرستارى مى كرد. تا اينكه از چندهفته پيش از حرف ها و رفتارهاى شوهرم متوجه شديم كه زير سر او بلند شده و او مى خواهد در ۸۰سالگى يك بارديگر تجديد فراش كند و بخاطر اينكه من بيمار هستم مى خواهد مرا طلاق دهد.
قاضى باتوجه به اينكه مرد كشاورز حاضر شد تمام حق و حقوق قانونى زن دومش را يكجا به وى بپردازد، حكم طلاق را صادر كرد.مرد كشاورز با در دست داشتن حكم طلاق براى ازدواج با چهارمين همسرش از دادگاه خارج شد.

جسدى در كمد چوبى و سرنوشت ۲ پير مرد گمشده
اعضاى يك خانواده پس از برگزارى مراسم ختم براى جسد پيرمردى، متوجه شدند، قربانى حادثه شخص ديگرى بوده است.
به دنبال ارائه اين گزارش به پليس آگاهى تهران، تحقيقات مأموران براى بدست آوردن ردى از اين مرد ناپديد شده نيز آغاز شد. اين در حالى است كه راز پيداشدن جسدى در داخل يك كمدچوبى همچنان ناگشوده باقى مانده است.
بنا به اين گزارش؛ پيكر بى جان مرد سالخورده اى در حالى كه داخل يك كمد چوبى طناب پيچ شده بود در منطقه خاور شهر پيدا شد.
يكى از كارگران شهردارى به هنگام كار در حوالى روستاى اشرف آباد خاورشهر با ديدن يك كمدچوبى كه در آن با طناب بسته شده بود، احساس كرد بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد، بنابراين پليس را در جريان قرارداد. مأموران پس از آگاهى از ماجراى پيداشدن كمدچوبى طناب پيچ شده در محل مورد نظر حاضر شده و تحقيق در اين باره را آغاز كردند. وقتى در بررسى هاى نخستين آنان با انتشار بوى تعفن از داخل كمدچوبى روبرو شدند با بريدن طناب پيچيده شده به دور كمد با جسد مرد سالخورده اى روبرو شدند.
قربانى حادثه كه با پيچانده شدن طناب به دور گردنش به قتل رسيده و دست و پايش محكم بسته شده بود در حالى پيدا شد كه هيچ مدرك شناسايى به همراه نداشت.
قربانى حادثه به هنگام قتل پيراهن سفيد، شلوار سورمه اى و كفش هاى سياه به تن داشت. از آنجايى كه هيچ نشانه اى از درگيرى در لباس ها و بدن قربانى جنايت مشاهده نمى شد، پليس احتمال داد وى در يك غافلگيرى از سوى افراد ناشناس از پاى درآمده است.
با گذشت يك ماه از پيداشدن اين جسد در داخل كمدچوبى در حالى كه پليس نتوانسته بود هيچ ردى از خانواده او به دست آورد و همچنان هويت وى ناشناس باقى مانده بود، يك زن سالخورده به همراه دخترش با مراجعه به پليس آنان را در جريان ناپديدشدن شوهرش قرار داد.
از آنجائى كه احتمال داده مى شد، هويت مرد ناپديد شده با جسد داخل كمدچوبى مطابقت داشته باشد، اعضاى اين خانواده به پزشكى قانونى فرستاده شدند. زن و دختر جوان با ديدن عكس هاى جسد مرد سالخورده ادعا كردند كه وى همان گم شده آنهاست، ولى چون پيكر بى جان قربانى حادثه به خاك سپرده شده بود تنها به برگزارى مراسم ختم براى او اكتفا كردند. با گذشت چند روز در حالى كه مأموران تصور مى كردند هويت جسد داخل كمدچوبى شناخته شده است، زن و دختر جوان بار ديگر به آگاهى مراجعه كرده و خواستار ديدن دوباره عكس هاى مقتول شدند. در جريان بررسى مجدد عكس ها زن ادعا كرد كه جسد پيداشده متعلق به شوهر ناپديد شده او نيست.
وى در اين باره گفت: بار اول كه عكس ها را ديديم متوجه وجود فندك و يك كيف پول باقى مانده از قربانى حادثه شدم. ولى در بررسى مجدد با ديدن اين وسايل اطمينان پيدا كردم كه جسد پيداشده متعلق به شوهرم نيست چون شوهر من اصلاً اهل دود و سيگار نبود و هيچ وقت كيف پول به همراه نداشت.
بدين ترتيب به دستور بازپرس ابراهيمى، حالا پليس بايد علاوه بر تجسس براى كشف هويت يك مقتول، رديابى پيرمرد ناپديدشده را هم به پرونده هايش اضافه كند.

ناگفته هاى سياه از زندگى هانيه كوچولو
هانيه كوچولو با چشمانى پر از ترس خودش را پشت چادر مادر پنهان كرده است. پاهايش به سختى مى لرزد و تاب ايستادن ندارد. تنها ۴ سال دارد ولى به كودكى ۲ ساله مى ماند، رنج و اندوهى كه در چهره اش بر جاى مانده نشان از زخمى عميق و غربتى بزرگ دارد.
زن از روز تاسوعا وقتى فهميد دختركش همخانه كبوتران شده بى تاب شد. او با مراجعه به دادگسترى ملارد از شوهر و مادرشوهرش به خاطر كودك آزارى شكايت كرد.
اين زن در برابر قاضى بابايى- رئيس شعبه سوم- ايستاد و گفت: ۵ سال قبل بود كه با مردى آشنا شدم كه پرنده مى فروخت. در اين آشنايى بود كه متوجه شدم او چند سال قبل از همسر اولش جدا شده است و صاحب يك دختر و پسر كوچك است. او به من گفت در كنار فرزندانش با مادرش زندگى مى كند. وى ادامه داد: ۵ سال پيش بود كه با وجود مخالفت خانواده ام با او ازدواج كردم. چند ماه اول زندگى مان بد نبود ولى شوهرم اكثراً عصبى بود و به اين علت مرا كتك مى زد. به خاطر اينكه خودم اصرار به ازدواج كرده بودم با تمام سختى ها مى ساختم. شوهرم براى من زيرزمينى اجاره كرده بود و من در كنارش زندگى مى كردم. مدتى بعد بود كه باردار شدم ولى شوهرم يك روز بعد از عصبانيت مرا از خانه بيرون كرد و من ناچار شدم كه به خانه پدرم پناه ببرم. در اين مدت او به سراغ من نيامد و نخواست كه به خانه اش برگردم تا اينكه دخترم به دنيا آمد و شوهرم به ديدنم آمد، از من خواست كه به خانه اش برگردم و از پدرم به خاطر رفتارش در آن مدت عذرخواهى كرد.
اين زن اضافه كرد: به خانه ام برگشتم ولى پس از چند روز متوجه شدم در او هيچ تغييرى ايجاد نشده است او ديگر هر روز مرا كتك مى زد با قهر خانه اش را ترك كردم ولى دوباره وساطت بستگان و شوراى محل باعث شد كه برگردم. تا اينكه يك سال پيش مشاجره سختى ميان ما شد و اين بار شوهرم مرا از خانه بيرون كرد و «هانيه» را نزد مادرش و دو فرزند ديگرش برد. هر چه از او خواستم اجازه بدهد دخترم را ببينم، نگذاشت و برايم پيغام مى فرستاد كه بالاخره بچه ات را مى كشم.
اين زن در حالى كه اشك مى ريخت گفت: از گوشه و كنار و همسايه ها شنيده بودم كه مادرشوهرم هانيه را شكنجه مى دهد با اين حال تنها كارى كه از دستم برآمد شكايت ازشوهرم به دادگاه خانواده بود، ولى او نه مى خواست مرا طلاق بدهد و نه مى گذاشت كه بچه ام را حتى براى ساعتى ببينم.
وى اضافه كرد: شب تاسوعا بود كه همسر برادرم وقتى پريشان احوالى مرا ديد تصميم گرفت براى وساطت كردن به خانه مادرشوهرم برود. ولى او در آنجا وقتى «هانيه» را ديده بود، نشناخته بود.
وقتى گريان به خانه آمد تا ساعتى نمى توانست از شدت ناراحتى حرف بزند و بعد گفت: «هانيه» آنقدر ضعيف و لاغر شده كه نشناختمش. روى بدنش جاى شكنجه است و دخترك بيچاره نيمه هوشيار است و اصلاً نمى تواند روى پاهايش راه برود. با شكايت اين زن مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند. پدر «هانيه» پس از ديدن مأموران سعى در فريب آنان داشت ولى ضد و  نقيض گوئى هاى او وقتى بيشتر روشن شد كه مأموران لحظه اى موفق به ديدن دخترك شدند. آثار سوختگى در چهره و دستان او حكايت ازفرياد خاموش اش داشت.
پدر سنگدل بازداشت شد و دخترك با دستور قاضى براى انجام معاينات پزشكى به سازمان پزشكى قانونى معرفى شد. دخترك ۴ ساله در پزشكى قانونى وقتى تحت معاينه قرار گرفت، متخصصان را به شدت تحت تأثير قرار داد.
كارشناسان پزشكى قانونى در نظريه تخصصى شان اعلام كردند: كتف چپ كودك داراى شكستگى است و آثار ضرب و جرح روى بدن وى وجود دارد. به علت صدماتى كه به سر كودك وارد شده، مغز از ناحيه چپ دچار آسيب شديد شده و نيمى از مغز از فعاليت افتاده است. كودك به علت سوءتغذيه شديد ضعيف شده و وزن او به ۸ كيلوگرم رسيده است.
قاضى در حالى كه دخترك را كنار خود نشانده بود، با مهربانى دستى بر سر او كشيد. دخترك با بى قرارى لحظات تلخ و پرالتهابى را كه در مدت يك سال بر او گذشته بود، با زبان كودكانه شروع به گفتن كرد. هر شب مرا به پشت بام مى بردند. دست و پاهايم را مى بستند. من بايد پيش كبوترها مى خوابيدم. مامان بزرگ و بابا هر روز وقتى از خواب بلند مى شدم مرا كتك مى زدند شب كه پيش كبوترها بودم ازترس خودم را خيس مى كردم و بعدش...
دخترك از ترس شكنجه هائى كه بر بدن نحيف اش وارد مى شده، بى اختيار چشمانش را مى بندد. به مادرش نگاه مى كند و مى گويد: بابا گفته بود، ننه ام مرده است.
زن با دلواپسى چشمان پراشكش را مى بندد، دخترش را در آغوش مى گيرد و مى گويد: به هانيه غذا نمى داده اند. او از شدت گرسنگى در طول اين چند ماه تا اين اندازه لاغر و ضعيف شده است. آنها دخترم را مجبور مى كردند كه مدفوعش را بخورد و حالا او به اين حال و روز افتاده است.
قاضى پدر را به جرم كودك آزارى با قرار بازداشت روانه زندان كرد و گفت: اين كودك آزارى متأسفانه توسط پدر و يكى ديگر از بستگان صورت گرفته و باعث شده است كه به اين كودك لطمه هاى شديد روحى و جسمى وارد شود. اين كودك دچار سوءتغذيه شديد شده است. قاضى در دستورى ديگر پدر هانيه را براى بررسى هاى روانپزشكى به پزشكى قانونى معرفى كرد. همچنين دستور بررسى صلاحيت پدر و مادربزرگ را براى دو كودك ديگر اين مرد كه ۶ و ۸ ساله اند، صادر كرد و «هانيه» به مادرش سپرده شد.

مرد هنگام خارج كردن دو كودكش از كشور دستگير شد
زنى با مراجعه به دادسراى امور جنايى تهران از همسرش به اتهام ربودن دو كودك خود شكايت كرد.
اين زن در شكايت خود در شعبه اول اين دادسرا گفت: «چند سال پيش با مردى آشنا شدم. پس از مدتى با هم ازدواج كرديم كه حاصل اين ازدواج دو كودك بود. پس از مدتى متوجه رفتارهاى مشكوك همسرم شدم و با پيگيرى تغيير حالت او پى بردم شوهرم به كوكائين اعتياد دارد. از او خواستم كه اعتيادش را ترك كند ولى موفق به اين كار نشد. هر روز رفتار او بدتر مى شد. به من و فرزندانم توجه نمى كرد. ديگر زندگى كردن با او براى من و فرزندانم غير ممكن بود. به همين خاطر از دادگاه تقاضاى طلاق كردم. قاضى پس از بررسى درخواست من به خاطر اعتياد همسرم حكم به جدا شدن ما از هم داد. براساس حكم دادگاه سرپرستى فرزندانم به من سپرده شد. از ديروز فرزندانم به طور مشكوكى ناپديد شده اند و من احتمال مى دهم همسرم آنها را ربوده است.»
پس از شكايت اين زن پرونده با دستور قاضى به آگاهى فرستاده شد. مأموران در تحقيقات خود متوجه شدند اين زوج مدتى در آلمان زندگى مى كردند و همسرش پس از جدا شدن از او به كشور آلمان رفته است.
در ادامه مشخص شد همسر اين زن چند روز پيش به ايران آمده است. با به دست آمدن اين سرنخ مأموران احتمال دادند، اين مرد احتمالاً خود قصد خارج كردن فرزندانش را از ايران دارد.
به همين خاطر خانه پدر او زير نظر گرفته شد و زمانى كه متهم قصد خارج شدن از خانه را داشت، او را دستگير كردند. مأموران سپس به خانه پدر او مراجعه و دو كودك را در آنجا پيدا كردند.
متهم سپس به اداره آگاهى منتقل شد كه در بازجوئى ها اعتراف كرد: «پس از صحبت با دو فرزندم آنها را به خانه پدرم آوردم و قصد داشتم آن دو را از كشور خارج كنم كه از سوى مأموران دستگير شدم.» هم اكنون تحقيقات از متهم ادامه دارد.

مادر وقتى حس كرد شيطان در جلد فرزندش رفته او را كشت!
در تازه ترين قتل خانوادگى در شهر تهران زنى در اقدامى جنون آميز پسر شش ساله اش را به قتل رساند. اين زن جوان در بازجوئى ها ادعا كرد زمان قتل، شيطان در وجود پسرش رفته بود.

گزارش قتل
ساعت ۱۰ صبح روز جمعه مردى در تماس با مركز فوريت هاى پليسى تهران از قتل پسر شش ساله خود خبر داد. پس از اطلاع گروهى از مأموران كلانترى ۱۰۵ سنايى تهران كه اين قتل در حوزه استحفاظى آنها رخ داده بود در قتلگاه پسربچه در مجتمع مسكونى جويبار حاضر شدند. مأموران پس از ورود به خانه با جسد غرق در خون پسربچه اى روبرو شدند كه بر اثر اصابت ضربه هاى چاقو به ناحيه سر و صورتش به قتل رسيده بود.

بازجوئى از پدر مقتول
ماموران در ادامه اقدام به بازجوئى از پدر اين كودك شش ساله به نام على كردند كه او اظهار داشت «ساعت ۱۰ صبح براى بيرون گذاشتن زباله از خانه خارج شدم. چند دقيقه بعد وقتى وارد آپارتمان شدم با جسد غرق در خون پسرم روى زمين روبرو شدم.
على در حالى كه بريدگى هاى عميقى بر روى سر و صورتش وجود داشت بى جان داخل پذيرائى افتاده بود. همسرم هم در حالى كه چاقويى خون آلود در دست داشت شوكه به جسد على خيره مانده بود.»

شيطان در وجود پسرم
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران مادر ۳۵ ساله على را به نام تاجدخت بازداشت كردند كه او در بازجوئى ها به قتل پسرش اعتراف كرد.
اين زن گفت: «وقتى همسرم از خانه خارج شد متوجه شدم كه شيطان در وجود فرزندم رفته است. براى خارج كردن شيطان از جسم پسرم با چاقوى آشپزخانه به سمت على حمله ور شدم و با ضربه هاى چاقو چند ضربه به سر و صورت او زدم.
در آن لحظه كنترلى بر رفتارم نداشتم و نمى خواستم او را بكشم بلكه قصدم خارج كردن شيطان از جسم او بود!»
به اين ترتيب دستور انتقال جسد على به پزشكى قانونى را صادر شد. همچنين گروهى از پزشكان پزشكى قانونى مأموريت يافتند با معاينه اين زن جنون تاجدخت را در زمان قتل بررسى كنند.

تغيير در فرزندكشى
اين پرونده اولين پرونده فرزندكشى در ايران طى دو ماه اول سال ۸۴ است. نگاهى گذرا به پرونده هاى فرزندكشى حكايت از قتل فرزند به دست پدر خانواده دارد و اين دو مورد از جمله موارد نادر فرزندكشى است. نكته اى كه در اين دسته پرونده ها بايد به آن توجه كرد اين است كه به اين مادر نبايد به عنوان يك جانى بالفطره نگاه كرد و قبل از محاكمه و مجازات سلامت روحى و روانى او بايد بررسى شود. امكان دارد اين ماجرا در هر زمان و مكان ديگرى اتفاق بيفتد و كارشناسان مى توانند با بررسى زندگى تاجدخت عواملى كه باعث شده است اين زن به قتل پسرش دست بزند، از وقوع اين دسته از قتل ها با هشدارهاى لازم جلوگيرى كنند. دكتر على نجفى توانا جرم شناس نيز معتقد است: «اصولاً قتل و سلب حيات از انسان ديگر به دو حالت امكان وقوع دارد. نخست قتل اتفاقى و دوم قتل با انديشه قبلى. اما در ميان اين دو قتل مهم ممكن است برخى جنايت هاى دهشتناك اتفاق بيفتد كه نشان دهنده شخصيت بيمار عامل جنايت است. اظهارنظر نسبت به اين جرم مستلزم بررسى چگونگى زندگى زن و همسرش و پيشينه خانوادگى او است. در واقع بدون روان شناختى دقيق اظهارنظر علمى آسان نيست.»

جنون رافع مسئوليت كيفرى
در صورتى كه ثابت شود اين زن در زمان قتل دچار جنون شده است طبق ماده ۵۱ قانون مجازات اسلامى از متهم رفع مسئوليت كيفرى مى شود. همچنين طبق ماده ۵۲ همين قانون هرگاه مرتكب جرم در عين ارتكاب مجنون بوده و يا پس از حدوث جرم مبتلا به جنون شود چنانچه جنون و حالت خطرناك مجنون با جلب نظر متخصص ثابت باشد به دستور دادستان تا رفع حالت مذكور در محل مناسبى نگهدارى خواهد شد و آزادى او به دستور دادستان امكان پذير است. شخص نگهدارى شده و يا كسانش مى توانند به دادگاهى كه صلاحيت رسيدگى اصل جرم را دارد مراجعه و به اين دستور اعتراض كنند، در اين صورت دادگاه در جلسه ادارى با حضور معترض و دادستان و يا نماينده او موضوع را با جلب نظر متخصص خارج از نوبت رسيدگى كرده و حكم مقتضى در مورد آزادى شخص نگهدارى شده با دستور دادستان صادر مى كند. اين رأى قطعى است ولى شخص نگهدارى شده يا كسانش هرگاه علايم بهبودى را مشاهده كردند حق اعتراض به دستور دادستان را دارد. اما در صورتى كه جنون متهم تائيد نشود و اولياى دم براى قاتل تقاضاى قصاص كنند اين زن طبق ماده ۲۰۵ قانون مجازات اسلامى به قصاص محكوم مى شود.
احتمال قصاص اين زن به اتهام قتل فرزندش طبق ماده ۲۰۵ قانون مجازات اسلامى وجود دارد ولى بر طبق همين قانون اگر پدر مرتكب قتل فرزندش شود طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامى قصاص نمى شود. در اين ماده آمده است: «پدر يا جد پدرى كه فرزند خود را بكشد قصاص نمى شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.»

دستورايست براى۶ مردمسلح
اقدامات پنهانى يك گروه مسلح در تعقيب و گريز تيم گشت پليس آگاهى تهران فاش شد. ساعت ۱۲و ۴۵دقيقه روز شانزدهم ارديبهشت ماه سال جارى، مأموران گشت آگاهى در بزرگراه آزادگان به خودروى پرايدى دستور توقف دادند كه زوج جوانى سرنشين آن بودند.
راننده خودروى پرايد كه پلاك آن مخدوش شده بود با بى اعتنايى به دستور پليس به سرعت آن افزود و اقدام به فرار كرد. وقتى خودروى گشت پليس به تعقيب پرداخت راننده با توقفى كوتاه زن جوان را از خودرو پياده كرد و با دو شاخه كردن عمليات كارآگاهان سعى كرد آنان را گمراه كند.
تيم گشت در حالى كه در تعقيب خودروى پرايد بود در حوالى چهاردانگه لاستيك عقب پرايد را هدف گرفت كه كنترل خودرو از دست راننده فرارى خارج شد و با برخورد به خودروهاى ديگر از حركت باز ايستاد.
با دستگيرى راننده مشخص شد پرايد را در روز ۲۳اسفندماه سال گذشته وقتى در ونك به قصد رفتن به اكباتان سوار شده با تهديد اسلحه كمرى به سرقت برده است.
با تعقيب ماجراى سرقت مسلحانه خودرو از سوى مأموران اداره يكم پليس آگاهى متهم اعتراف كرد به همراه ۵ دوست جوان خود در شهر تهران و شهرهاى حاشيه اى استان تهران به سرقت هاى مسلحانه از رستوران ها و خودروهاى مسافركش مى پرداختند.
با ادعاهاى اين مرد مسلح، كارآگاهان روز جمعه ۱۶ارديبهشت ماه توانستند مخفيگاه اعضاى گروه سرقت و زورگيرى را در قلعه حسن خان شناسايى كرده و سه تن از آنان را دستگير كنند.
در بازرسى از خانه مجردى اين سارقان، پليس از نيمه شب جمعه تا ساعت ۹ و ۳۰دقيقه صبح شنبه به كمين نشست و با دستگيرى دو عضو آخر اين باند پرده از جزئيات ۲۳فقره سرقت و زورگيرى برداشت.

بازداشت راهزنان گروه «وحشت»
اعضاى يك شبكه از دزدان مسلح معروف به گروه «وحشت» در جريان تجسس هاى كارآگاهان تجسس كلانترى ۱۶۷ رديابى و بازداشت شدند. هشت عضو اين گروه پس از شناسايى طعمه هاى خود به صورت ضربتى آنان را غافلگير كرده و اموالشان را با تهديد اسلحه به سرقت مى بردند.
عمليات پليس براى دستگيرى اعضاى اين شبكه به دنبال اعلام شكايت مرد بنگاه دارى مبنى بر دزدى مسلحانه ۴۰ ميليون تومان از او آغاز شد. اين مرد پس از مراجعه به مأموران كلانترى ۱۶۷ ادعا كرد وقتى به همراه يكى از دوستانش براى انجام معامله يك ملك رفته بود ناگهان از سوى مردان ناشناسى مورد حمله قرار گرفته و پول هايشان به سرقت رفته است.
با توجه به اظهارات اين مرد به دستور بازپرس، حسن ابراهيمى بسانى از شعبه سوم دادسراى جنايى تهران اقدامات پليسى براى شناسايى سارقان مسلح آغاز شد. تنها سرنخ پليس براى رسيدن به دزدان مسلح يك پژوى ۲۰۶ بود كه افراد مسلح سوار بر آن به عمليات تبهكارانه خود دست مى زدند.
در جريان بررسى هاى انجام گرفته مشخص شد كه سارقان مسلح با تهيه چند خانه در نقاط مختلف تهران به طور مداوم محل اقامت خود را تغيير مى دهند تا به راحتى مورد شناسايى قرار نگيرند. پليس با توجه به اين اطلاعات مخفيگاههاى دزدان مسلح را تحت مراقبت هاى نامحسوس خود قرار داد تا اينكه يكى از آنها را در حاليكه درخواب بود دستگير كرد.
در بازرسى از آپارتمان اين متهم جوان يك قبضه كلت كمرى و تعدادى دفترچه با شماره تلفن هاى كارگاههاى توليدى به دست آمد.
اين متهم كه از اعضاى اصلى باند گروه «وحشت» است وقتى با ارائه مدارك مستند از سوى پليس روبرو شد، ماجراى سرقت هاى مسلحانه اين شبكه را فاش كرد.
وى در اعتراف خود به پليس گفت: گرداننده باند يك جوان افغان به نام «عبادالله» است كه از مدت ها قبل باگرد آورى تعدادى از هموطنان خود و چند جوان ايرانى، نقشه سرقت از جاهاى مختلف را طراحى و اجرا مى كند. وى در اين باره افزود: «عبادالله» ابتدا از طريق كارگران افغانى شاغل در ادارات و كارگاههاى مختلف اطلاعات لازم درباره محل نگهدارى اشياى گرانقيمت و گاو صندوق ها را به دست مى آورد و در فرصت مناسب به آنجا دستبرد مى زد. براساس نشانى هائى كه از ساير اعضاى اين باند به دست آمده بود، پليس آنان را در نقاط مختلف تهران و ورامين دستگير كرد.
«عبادالله» در بازجوئى هاى قضائى ادعا كرد، اسلحه ها را به يك جوان دانشجو كه از اهالى ايلام است سفارش مى دادم و او برايشان مى آورد. اين متهم مدعى است تاكنون سه قبضه كلت كمرى و لوازم مورد نياز براى فعاليت هاى مسلحانه اش را از اين جوان ايرانى خريدارى كرده است.
قاچاقچى اسلحه نيز پس از بازداشت گفت: اسلحه ها را در تهران به مبلغ ۳۰ هزار تومان مى خريدم سپس به افرادى كه سفارش داده بودند به مبلغ ۲۵۰ هزار تومان مى فروختم.
به گزارش رسيده، پسر جوانى كه مالك يك خودروى ۲۰۶ است و به عنوان راننده اختصاصى اعضاى گروه آنان را يارى مى رساند نيز دستگير شد.
وى در بازجوئى ها ادعا كرده كه در مدت ۴۵ روزى كه با اعضاى اين گروه كار مى كرد ه مبلغ ۱۰ ميليون تومان به عنوان كرايه دريافت كرده است.
در بازرسى از خانه عبادالله، نزديك به ۴ كيلو شمش هاى تقلبى طلا به دست آمده كه تحقيق ادامه دارد.

دستگيرى قاچاقچيان عتيقه هاى هخامنشى
اعضاى يك باند قاچاق اشياى عتيقه كه اقدام به حفارى هاى غيرمجاز در غرب و شمال كشور مى كردند رديابى و دستگير شدند.
۵ عضو اين باند در مناطق مختلف استانهاى سمنان، قزوين و فيروزكوه به صورت غيرمجاز حفارى كرده و اشياى عتيقه و تنديس هائى را از زير خاك درآورده و به قاچاقچيان بين المللى عتيقه مى فروختند. بنابه اين گزارش، اواخر فروردين ماه سال جارى مأموران گشت انتظامى در غرب تهران به يك دستگاه خودروى پرايد مظنون و پس از متوقف كردن در بازرسى از داخل آن مقدار زيادى تراول چك جعلى كشف كردند. سه سرنشين خودرو پس از بازداشت و انتقال به دادسراى ناحيه ۹ مستقر در فرودگاه مهرآباد تحت بازجوئى قرار گرفتند.
متهمان در بازجوئى ها اعتراف كردند تراول چكها را از مرد جوانى در ميدان آزادى گرفته اند. بازپرس رودگر از شعبه دوم دادسراى فرودگاه پس از بازجوئى متهمان آنها را با قرار بازداشت موقت در اختيار اداره اطلاعات پليس امنيت عمومى فرماندهى انتظامى تهران بزرگ قرار داد.
متهمان در جريان بازجوئى ها به مأموران گفتند: تراول چكهاى جعلى را از اصفهان تهيه مى كردند و سپس آنها را در شهرهاى مختلف و همچنين تهران خرج مى كردند. سه متهم بازداشت شده در ادامه بازجوئى ها پرده از فعاليت يك شبكه قاچاق اشياى عتيقه به سركردگى سارق مسلحى به نام عباس كه اقدام به حفارى هاى گسترده در چند شهر مى كرد برداشتند.
با مطرح شدن اين ادعا از سوى متهمان بازداشت شده به دستور جعفر صابرى زفرقندى معاون دادستان و سرپرست دادسراى ويژه مستقر در فرودگاه مأموران پليس امنيت تحقيق درباره ادعاهاى مطرح شده از سوى متهمان را آغاز كردند. مأموران در تحقيقات نخست پى بردند سركرده اين شبكه سارق مسلح و سابقه دارى به نام عباس است كه با حفارى در شهرهاى مختلف اقدام به خارج كردن اشياى عتيقه مى كند.
با به دست آمدن اين اطلاعات مأموران محل سكونت وى را شناسايى كردند ولى زمانى كه به آنجا مراجعه كردند پى بردند چند روز قبل وى به دنبال آگاهى از دستگيرى همدستانش با برداشتن وسايل حفارى و اشياى عتيقه متوارى شده است. مأموران در ادامه رديابى هاى اطلاعاتى پى بردند اين متهم با كرايه كردن يك تاكسى سرويس مخفيانه در شهر تردد مى كند. مأموران محل زندگى راننده تاكسى را به صورت شبانه روزى تحت نظر قرار دادند و متوجه شدند متهم پس از فروختن اشياى عتيقه پنهانى در منزل اين راننده زندگى مى كند.
مأموران پس از شناسايى مخفيگاه متهم در مهرآباد جنوبى با اخذ دستور قضائى در عمليات غافلگيرانه وارد خانه شده پس از كشف وسايل حفارى و مقدار زيادى اشياى عتيقه متهم را بازداشت كردند. در بازرسى از مخفيگاه متهم ۲۲ قطعه عتيقه شامل كوزه سفالى، لوح سنگى، سكه، مجسمه، سرنيزه، دسته طلاى عصا، تعدادى مجسمه تخت جمشيد به همراه ۲۰ جلد كتاب خطى قديمى كشف شد.
سركرده اين باند در جريان بازجوئى ها درباره نحوه حفارى و استخراج اشياى عتيقه گفت: با خواندن علائمى كه در كتابها و نسخه هاى قديمى بود نقاطى را در شهرهاى مختلف شناسايى و در تاريكى شب آنها را استخراج مى كرديم و پس از انتقال به تهران آنها را به قاچاقچيان بين المللى اشياى عتيقه مى فروختيم.
به گزارش رسيده، ۵ عضو اين باند پس از بازجوئى در شعبه دوم بازپرسى دادسراى فرودگاه با قرار بازداشت موقت دراختيار مأموران پليس امنيت قرار گرفتند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
افغانستان
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •