شرايطى كه امروز در سطح جهان و به ويژه منطقه براى ايران فراهم آمده است در طول تاريخ بى سابقه بوده است.
اگر در سرزمين ما انسان هائى ميهن دوست و فرهيخته و پاك انديش حاكم بودند، مى توانستند از شرايط موجود بهترين بهره را براى گسترش يك فرهنگ بزرگ آريائى و گويش پارسى ببرند. امروزه از اسرائيل تا تاجيكستان فرمانروائى به دست ايرانيان و پارسى زبانان است.
نام موسى قصاب رئيس جمهور اسرائيل كه زاده يزد است را هنوز كه هنوز است رسانه هاى ايرانى نمى توانند درست بنويسند و تلفظ كنند و براى يك دست دادن و يا ندادن خاتمى با او جار و جنجالى راه مى اندازند كه گوئى دخت رعناى ولايت فقيه آنچه را كه نبايد از دست داده است!؟
فرانسه همه ساله كنفرانسى را در گوشه و كنار جهان تدارك مى بيند با عنوان فرانكوفونى كه از جمعى از رهبران و انديشمندان كشورهائى كه فرانسوى سخن مى گويند دعوت نموده و ضمن برنامه ريزى براى سال هاى آينده، همايشى سازمان داده مى شود تا در جهت گسترش و بقاى زبان فرانسوى در جهان تلاش شود.
از هنگامى كه ولايت فقيه در ايران به روى كار آمده است، نه تنها پارسى گوئى و پارسى نويسى در سطح جهان از ياد رفته است كه تاريخ سرزمين پارس نيز از بسيارى كتاب هاى درسى غرب خارج شده و جايش را به مصر و چين و ديگر كشورها داده است، هر چند در تورات و عهد عتيق از ۱۳۲ كشور جهان سخن به ميان مى آيد كه تحت نفوذ سياسى و انديشه اى ايران بوده اند، اما همه آن فرهنگ ها و تمدن ها و باورها چون موزائيكى زبان و آداب و رسوم و لهجه خود را حفظ كرده بودند در صورتى كه زبان پارسى به عنوان زبان رسمى و دانشگاهى و سياسى آن دوران بر جهان حكومت مى كرد...
امروز كه پارسى زبانان در افغانستان، عراق، اسرائيل، تاجيكستان، ازبكستان، قزاقستان، پاكستان و بخشى از هند و ديگر سرزمين ها مسئوليت هاى بالاى سياسى دارند و پراكندگى بيش از هفت ميليون پارسى زبان در سراسر جهان، از آمريكا و اروپا گرفته تا ژاپن و چين و استراليا و آفريقا و حتى آلاسكا، بهترين موقعيت است براى پديد آوردن همايش هائى جهانى در رابطه با فرهنگ و تمدن و انديشه عنصر ايرانى و زبان پارسى.
اما انجام اين كارها در توان يك شخص و گروه و سازمان خاصى نيست، نيازمند بودجه هاى چند ميليونى است و به جز يك كشور و حكومت كسى ديگر نمى تواند اين امر را سازمان دهد.
اما شوربختانه حكومت تازى جاهل غير ايرانى ملايان حاكم بر ايران نه تنها به اين امر نپرداخته است، بلكه ميليون ها دلار در سال صرف گسترش زبان تازى و فرهنگ تفكر صحراگردان مى كند و ميليون ها دلار بودجه مردم تهيدست را به اقصى نقاط جهان مى فرستد تا براى اسلام سياسى شيعى خود تبليغ كند و چهار مريد و چاكر و نوكر غير ايرانى براى خود دست و پا كند تا در همايش هاى مسخره آنها شركت كنند و زير عكس هاى ملايان بنشينند و عكس هاى يادگارى بگيرند.
از آن همه جار و جنجال صدور انقلاب اسلامى در جهان كه براى ملت ايران جز بدبختى و فقر و بيچارگى و تحقير جهانى چيزى به ارمغان نياورد، امروز چند هزار ريشوى پراكنده در جهان باقى مانده است كه از ميليون ها دلار پول ملت ايران تغذيه مى شوند تا سالى يكبار در يك مجلس سينه زنى و يا روضه خوانى و جشنواره دهه زجر و غيره جمع شوند. در صورتى كه همين بودجه هاى هنگفت مى توانست به حقوق بيكارى براى جوانان و ماهيانه اى آبرومند براى بازنشستگان تبديل شود، اگر در ايران حكومتى مردمى مستقر بود، امروز جهان آريائى و همبستگى زير نام و درفش زبان پارسى مى توانست جهان را در تصرف خود داشته باشد. www.awesta.net