از راست به چپ:
۱-خبر رساندنى- خجالتى ۲-هيهات- دوستى بى ريا ۳-جن زائو- دورنگى- راه و شيوه- ترش و شيرين ۴-پيامبر كشتيبان- شيوايى- اسباب خانه ۵- امدادگر- كوه مكه- بزرگتر ۶- راه مستقيم و بدون پيچ و خم- محل تولد ۷-زلف- گربه وحشى فرانسه ۸- بنيادگران افغانستان- شهر خراسان ۹-بى همتا- چاقوى نجارى- قانونى ۱۰- شهرى در آلمان- ساز قديمى- ريشه خوردنى ۱۱-نت چهارم- خيزاب- اشاره به نزديك- حرف تعجب ۱۲-خودروى شهرى- واقعه ۱۳-شعله آتش- بد دهان.
از بالا به پائين:
۱-همنشين- فروشنده دوره گرد ۲-تخته بزرگ- درك كردن ۳-ورم- زن بهشتى مخصوص آخوندها و طرفدارانشان- نرم و ملايم- رها ۴-توانگرى- رئيس گله دارها- چراغ آسمان ۵-گرگ عرب- جدا- پارچه مشبك ۶-صلح جوئى و نرمى- خبيث ۷-علامت جمع- خداوند ۸-موثر- مهد ۹-مردانگى- پسر عرب- شكل و قيافه ۱۰-درخت جنگلى- فلاكت- صدائى از غيب مى رسد ۱۱- دوستى- هلاك و نيستى- در قديم مى نشستند- آسيب و گزند ۱۲-نظاره كردن- گلابى ۱۳-حى و حاضر- پارچه ابريشمى.