Nimrooz
Vol. 17, No. 832, May 6, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۲ - جمعه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۴
از لابلاى متون
بديع الزمان فروزانفر، سراينده توانائى كه به شاعرى شناخته نشد
(به انگيزه سى و پنجمين سالگرد خاموشى اين اديب گرانمايه- ۱۷ ارديبهشت ۱۳۴۹)
«اگر از بهار كه يك استثناء است و معيار سنجش او يافت تاريخى يك نسل و يك قرن نيست و بايد او را در زنجيره تاريخ هزار و دويست ساله شعر فارسى، با بزرگانى از نوع منوچهرى و فرخى و مسعود سعد و خاقانى و ناصرخسرو مقايسه كرد، بگذريم و نگاهى بيفكنيم به نام هاى ديگرى كه در پيرامون نام فروزانفر در گلچين هاى شعرى آن روزگار تكرار شده اند، يعنى در ميان نام هائى از نوع «ياسمى»، «فرخ»، «صورتگر»، «يغمائى»، «بزرگ نيا» و ده ها تن ديگر، فروزانفر به لحاظ كيفيت شعر از هيچكدام اينان كم ندارد و اگر ملاك را كه نزديكى به لحن و اسلوب استادان خراسانى است فراموش نكنيم، او را از همه اينان تواناتر و برجسته تر مى يابيم، با اين همه جاى شگفتى است كه بعضى از اينان، در ذهن و ضمير علاقه مندان آن نوع شعر، مقامى بس فراتر از او يافته اند، در حالى كه وى از غالب آنان پايگاهى والاتر دارد.
«دشمن طاووس آمد پَرّاو». شهرت جهانى و اعتبار چشمگير و استثنائى فروزانفر در قلمرو تحقيقات ادبى و عرفانى، در طول پنجاه سال از عمر هفتاد و چند ساله اش، سبب شده است كه اين بخش از حيات معنوى او به كلى فراموش شود. همچنان كه سياستمدارى وثوق الدوله، مانع شهرت او به شاعرى است، در حالى كه او يكى از شاعران برجسته عصر خويش است.
وقتى كتاب «شعر امروز خراسان» را كه در آن نمونه هاى شعر او نيز چاپ شده بود، در پائيز ۱۳۴۴ تقديم محضر او كردم، هفته بعد در كلاس درس، با همان لحن مخصوص رو به من كرد و گفت: «شفيعى! ديشب تا صبح سرم درد مى كرد، آن كتاب مرا به گذشته هاى دور برد. با ديدن شعرهاى خودم به عالمى رفتم. ما مى توانستيم شاعر بزرگى شويم، اما تحقيقات و گرفتارى ها ما را از آن بازداشت. با ما از گذشته سخن مگوى!»
علت اين كه به گفته خودش، به پايگاه شايسته خويش در شعر نرسيده بود، ظاهراً همين بلاى «تحقيقات» بود كه از دو سوى او را از اين موهبت بازداشته بود، يكى آشنائى عميق به ميراث عظيم شعر فارسى و گنجينه سرشار آن كه در هر قرنش بزرگوارى بوده و در هر شهر و روستايش گاه چندين شاعر و سخنور خفته است، چندان كه آشنايان به تاريخ ادبيات را به شگفتى وامى دارد و طبعاً ميدان هرگونه تلاشى را بر صاحبان ذوق، تنگ مى كند و ديگر اين كه جستجو در حوزه مطالعات عرفانى و تحقيقات ادبى، فرصتى براى او باقى نگذاشته بود تا در حال و هواى شعر زندگى كند. از همه اينها كه بگذريم شاعرى نوعى رهائى از قيد و بندهاست كه او به شدت پايبند آن قيد و بندها بود. از مشغله هائى مانند رياست دانشكده الهيأت بگير تا سناتورى و رياست كتابخانه سلطنتى. از اين سه مانع بزرگ كه بر سر راهِ شاعرى او قرار داشته، بيشتر مانع سوم مانع اصلى بوده است، وگرنه «بهار» نيز در حوزه تحقيقات ادبى دستاوردى اندك ندارد و حاصل كار او به عنوان يك محقق چيزى نيست كه بتوان سرسرى از كنارش گذشت. هيچكس نمى تواند مقام بهار را به عنوان يك محقق خلاق كمتر از اقرانش كه عبارتند از: كسروى و قزوينى و دهخدا بداند. تنها تفاوتى كه در اين چشم انداز ميان بهار و فروزانفر وجود دارد اين است كه بهار، تحقيقات ادبى را گذرگاهى براى كمال بخشيدن به هنر شاعرى اش تلقى مى كرد و فروزانفر براى تحقيقات اصالت قائل بود. تحقيقات براى بهار وسيله شاعرى بود و براى فروزانفر هدف. از سوى ديگر مسأله آشنائى با گذشته ادبى براى يك شاعر صاحب استقلال و سبك، نه تنها مانع رشد و باليدن نيست، بلكه شايد يكى از عوامل و شايد تنها عامل در تعالى هنرى باشد، چنانكه در اين مورد نيز بهار بيشترين بهره را از تجارب قدما برده است و به گفته خودش در بيست سالگى:
بيست ساله شاعرى با چشم هاى پر فروغ
جز من اندر خاوران معروف و نام آور نبود
اندر اين دوران نبود اندر دواوين عجم
ز اوستادى شعر خوبى كان مرا از بَر نبود
پس بايد گفت مانع اصلى فروزانفر در مسير شاعرى اش بيشتر مشغله هاى سياسى و ادارى و «عناوين» او بوده است چيزى كه از آغاز نوجوانى و گرفتن لقب «بديع الزمان» از «حضرت اشرف قوام السلطنه» آغاز مى شود تا سناتور انتصابى شدن او....
اين نكته را نبايد فراموش كرد كه فروزانفر از آن اديبانى نبود كه بر اثر ممارست در شعر ديگران، طبع نظمى حاصل كنند و در يكى از بحور عروضى كلماتى را كنار يكديگر قرار دهند. او از نخستين روزهاى كودكى و نوجوانى اش شعر مى سرود و حتى به لحاظ نبوغ ادبى خويش در دوران كودكى و نوجوانى مايه شگفتى شاعران و استادان عصر بود.
از شادروان محمود فرّخ خراسانى شنيدم كه مى گفت پدرم مرحوم ميرزاآقا جواهرى يكى ازرجال برجسته مشهد بود و منزل ما مَحَطِ (منزل و جاى فرود آمدن) بزرگان ادب خراسان. هر كس از هر كجا به مشهد مشرف مى شد اگر از اهل فضل و ادب بود به ديدار پدرم مى آمد و منزل ما ديدارگاه شاعران و اديبان عصر بود. در سال هائى كه من در حدود بيست و دو سه سالگى بودم، يك بار مردى روحانى و روستائى وار به ديدار پدرم آمد كه پسرى ۱۳ يا ۱۴ ساله نيز همراه او بود. بعد از مدتى كه حاضران از اين سو و آن سوى سخن گفتند و اهل مجلس گرم التذاذ از شنيدن شعرهاى حاضران بودند، آن روحانى روستائى وار، اشاره به پسر خويش كرد و گفت: «اين آقا جليل (نام اصلى فروزانفر عبدالجليل بوده است) پسر من هم شعر مى گويد.» اهل مجلس و از جمله پدرم در حدى كه مناسب تشويق نوجوانى سيزده چهارده ساله باشد، خواستار آن شدند كه آن پسر هم چيزى از كارهاى خويش عرضه كند و او بى درنگ با همان لحن مخصوص و طنين مشخص صدايش كه تا آخر عمر گفتار او را از گفتار ديگران ممتاز مى كرد گفت: «چه نوع شعرى بخوانم؟ قصيده؟ غزل؟ قطعه؟ مثنوى؟ كدام يك؟»
حاضران در شگفت شدند كه نوجوانى سيزده چهارده ساله شعر مى گويد و با همه قوالب شعر آشناست. يكى از حاضران شايد پدرم، گفت «قصيده بخوانيد». چون قصيده دشوارترين نوع شعر بود. آن هم براى نوجوانى در آن سن. آن پسر با همان لحن پرسيد: «از قصايد عربى ام بخوانم يا از قصايد فارسى ام!؟»
حيرت حاضران صد چندان شد و با ناباورى گفتند «از هر دو بخوان!» و او در آن مجلس دو قصيده از قصايد خويش را يكى به زبان عربى و ديگرى به فارسى خواند كه در نهايت استوارى و استحكام بود و مايه شگفتى و درماندگى حاضران شد.» مرحوم فرخ مى گفت پدرم تا سال ها سركوفت اين نوجوان را به من مى زد و اين نوجوان كسى نبود جز بديع الزمان بشرويه اى و فروزانفر دوره هاى بعد.»
(ادامه دارد)
(برگرفته از مقدمه دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى بر مجموعه اشعار بديع الزمان فروزانفر، چاپ كتابخانه طهورى) .

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   ورزش   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •