Nimrooz
Vol. 17, No. 832, May 6, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۲ - جمعه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۴
حمله مرگبارگانگسترهاى سيدنى به۲جوان ايرانى
بازداشت ۶ مرد و سه دختر فرارى به اتهام ربودن ۲ فروشنده خودرو
نقشه دانشجوى كامپيوتر
براى سرقت ميليونى از ۳ بانك
جنجال در رسيدگى به مرگ نوعروس دانشجو
ايرباس هما در آسمان مهرآباد آتش گرفت
دستگيرى هفت عضو باند تهيه عكس هاى غيراخلاقى از دختران
سالانه ۱۷۰۰ زن به ژاپن قاچاق مى شود
برادران آدمخوار ۱۳ زن را در چين بلعيدند
نجات گروگان ۷ ساله از اسارتگاه مرزى
قتل دردايره قرمزاشياى عتيقه
توطئه مادر و دختر براى پولدار شدن
دستگيرى شيطان خانه متروكه
قتل مرد جوان در آپارتمان شماره ۱۷۸ بزرگراه رسالت

حمله مرگبارگانگسترهاى سيدنى به۲جوان ايرانى
پليس سيدنى براى رويارويى با گروه مسلحى كه دو جوان ايرانى پناهجو را به رگبار گلوله بستند با شاخه هاى جنايى پيچيده اى روبرو شده است. در همه اقدامات تحقيقى پليس جنايى استراليا ردپايى از يك «ب.ام.و» سياهرنگ به دست آمده كه سرنشينان آن با سد كردن راه خودروى دو جوان ايرانى به تيراندازى هولناك پرداختند.

تيراندازى خونين
در نخستين ساعات بامداد شنبه ۱۶ آوريل ۲۰۰۵ ميلادى- ۲۷ فروردين ماه جوان ۲۵ ساله ايرانى به نام «ناصر قادرى» بى خبر از اينكه سرنشينان يك خودروى ب.ام.و سياهرنگ و فولكس واگن تيره رنگ قدم به قدم مسير حركت خودروى ب.ام.و سفيد رنگ او را تحت نظر دارند به سمت مركز خريد اصلى شهر سيدنى رفت. عقربه ها، ساعت يك بامداد را نشان مى داد كه خودروى «ناصر» به خاطر سد راه شدن دوخودروى مردان مسلح در نزديكى فروشگاه «مك دونالد» از خيابان منحرف شد و در گوشه اى توقف كرد. جوان ايرانى هنوز حيرتزده بود كه مردان مسلح بدون اينكه از خودروى ب.ام.و و فولكس پياده شوند با بيرون آوردن اسلحه هاى خودكار از پنجره هاى خودروها به سمت وى آتش گشودند. همزمان با تيراندازى مردان مسلح، «كيوان قجرلو» جوان ۲۴ ساله ايرانى كه از دوستان صميمى «ناصر» بود براى نجات جان جوان ايرانى به سمت خودروى وى شتافت و هنوز نتوانسته بود اقدامى براى خارج ساختن ناصر از پشت فرمان بكند كه او هم هدف گلوله قرار گرفت و از پاى درآمد.

وحشت در مركز خريد سيدنى
صداى هولناك شليك گلوله از سوى سرنشينان دو خودروى ب.ام.و. و فولكس با وجود فرار سريع آنان از صحنه جنايت، وحشت بسيارى در مركز خريد سيدنى به وجود آورد. ثانيه هائى نگذشته بود كه جمعيت زيادى دور خودروى دو جوان ايرانى حلقه زدند به گونه اى كه پليس محلى به سختى توانست براى جلوگيرى از به هم خوردن صحنه جنايت يك نوار امنيتى به وجود آورد.
با مخابره خبر وقوع اين تيراندازى خودروهاى بازرس ويژه قتل و تيم بررسى صحنه جرم آژيركشان و با سرعت زيادى خيابان ها را پشت سرگذاشتند و خود را به برابر فروشگاه مك دونالد رساندند. «كيوان» كه در همان دقايق نخست به بيمارستان انتقال يافته بود عليرغم تلاش پزشكان به خاطر خونريزى شديد محل اصابت گلوله ها در اتاق عمل جان باخت و از سوى ديگر بازرس ويژه قتل پليس سيدنى با به كار گيرى تجهيزات علمى پليسى به بررسى دقيق صحنه تيراندازى پرداخت. پوكه گلوله هائى كه از اسلحه گروه جنايتكار شليك شده بودند در فاصله هاى بسيار كمى از يكديگر روى آسفالت ديده مى شدند و مأموران با علامت هاى زرد رنگ مثلثى شكل محل افتادن پوكه ها را مشخص كردند. بدنه «ب.ام.و» سفيد رنگ ناصر نيز با اصابت گلوله ها به شدت صدمه ديده و همه شيشه هاى آن خرد شده بود.

تحقيقات بازرس جنايى
بازرس ويژه قتل پليس سيدنى در نخستين فرضيه اختلاف بين دو گروه گانگستر مافيايى را تجزيه و تحليل قرار داد و تحقيقات خود را روى زندگى قربانيان متمركز كرد. در اين تجسس ها روشن شد كه ناصر قادرى از اكراد ايرانى است و از سال ۱۹۹۳ ميلادى به همراه خانواده اش به استراليا رفته و درخواست پناهندگى كرده است.
كارتكس رايانه اى پليس نشان مى داد كه ناصر از ۶ سال پيش تحت تعقيب قضائى بود و تا روز ۸ ژوئن سال ۲۰۰۲ ميلادى در زندان «بات هورست» پشت ميله هاى سلول بود و پس از آزادى اش هيچ گونه سابقه مجرميتى نداشته است. «كيوان» نيز كه دوست صميمى اين جوان ايرانى بود و در هواخواهى از ناصر هدف گلوله گانگسترها قرار گرفته است در سال ۲۰۰۳ ميلادى به خاطر به همراه داشتن چاقو بازداشت شده بود كه مورد عفو قرار گرفته سپس به نقاشى تجارى روى آورده است.

ميهمانى جنجالى
پليس جنايى سيدنى با وجود اينكه نوع قتل دو جوان ايرانى نشان مى داد آنان قربانى توطئه يك گروه گانگستر شده اند، سعى كرد تا اختلاف در يك ميهمانى بين ناصر با مرد عربى را عامل وقوع اين جنايت معرفى كند. بازرس جنايى سيدنى در نخستين اظهار نظر گفت: «اگر چه به خاطر نوع حملات مرگبار و سوابق اين دو ايرانى، خط تحقيقات جنايى است اما هنوز هيچگونه شواهد مستدلى درباره ارتباط اين تيراندازى با عمليات گانگسترى يا باندهاى مسلح در اختيار نيست.»
از سوى ديگر بازرس پرونده امكان اينكه درگيرى فيزيكى ناصر در يك ميهمانى در چند شب قبل از ماجرا منشاء طرح چنين توطئه هولناكى باشد را بسيار مى داند. اين ادعاى پليس سيدنى را «فاروق قادرى» برادر بزرگتر «ناصر» تائيد كرده است و با بيان اينكه تيراندازى مرگبار هيچ ارتباطى با سابقه زندانى بودن برادرش در سال هاى گذشته نداشته است، گفت: «برادرم در يك ميهمانى متعلق به جامعه ايرانيان مقيم سيدنى به حضور يك مرد لبنانى ناشناس اعتراض كرده و با اين عرب درگير شده بود، به نظر من حمله مرگبار نتيجه اين درگيرى و انتقامجويى مرد عرب بوده است.» در برابر ادعاهاى بازرس ويژه قتل و برادر «ناصر» يكى از كارآگاهان جنايى كه عضو تيم تحقيق پليس سيدنى است، گفت: تيم تحقيق با دقت وقايع ميهمانى جامعه ايرانيان و تحولات پيش از سانحه تيراندازى را تحت نظر قرار داد اما تاكنون دليل محكمى درباره ارتباط اين دو واقعه به دست نياورده است.

سابقه هاى دردسرساز
سابقه هاى كيفرى دو پناهجوى ايرانى در محاكم سيدنى مقدارى دردسر ساز شده و مسير تحقيقات را در پيچ و خم انداخته است.
«فاروق قادرى» باوجود اعتراف به گذشته برادرش به پليس سيدنى گفت: گذشته «ناصر» هيچ ارتباطى به قتل وى و «كيوان» ندارد اگر چه معمولاً ارتباط دادن جرم و جنايت به افراد با سابقه به راحتى امكان پذير است اما «ناصر» به خاطر گذشته اش ترور نشده است. «نازنين فرد» كه نامزد «كيوان» است جرم وى در حمل چاقو را اينگونه توجيه مى كند كه او در زمان و مكان نامناسبى قرار گرفته بود و هرگز قصد سوئى نداشته است. اين دختر جوان در حاليكه به شدت متأثر بود و گريه مى كرد، گفت: «كيوان» يك نقاش تجارى بود كه قصد ادامه تحصيل در رشته مهندسى را داشته است، او حتى اخيراً كشيدن سيگار را ترك كرده بود. وى افزود: «كيوان» هر روز از ساعت ۵ صبح تا ۱۵و۳۰ دقيقه ظهر مشغول كاربود و سپس تا دير وقت همراه من و دوستانش بود، همه ما از مرگ او حيرت زده شده ايم، به گفته او «كيوان» جوان بسيار آرامى بود.

توقيف ب.ام.و سياه رنگ
كارآگاهان جنايى سيدنى در بررسى ادعاهاى شاهدان، رديابى بى.ام.و يى سياه رنگ را در دستور كارخود قرار دادند.
در اين شاخه عملياتى، بى.ام.و مشابهى در يكى از محلات اطراف سيدنى توقيف شد و دو جوان ۲۰ و ۲۱ ساله با نام هاى «يوسف سرايا» و «نورمن يمين» بازداشت شدند. در تحقيق از اين دوجوان، پليس سيدنى پى برد كه آنان در اقدامى مسلحانه به خاطر اختلافى جزئى به سمت مردى تير اندازى كرده اند و او را به خاطر جراحات سخت روانه بيمارستان كرده اند. با اين وجود، «يوسف» و «نورمن» هرگونه دخالت در تير اندازى به دو پناهجوى ايرانى را منكر شدند اما نتوانستند بى گناهى خود را به اثبات برسانند به خاطر همين همزمان بامراسم خاكسپارى «ناصر» و «كيوان» در گورستان سيدنى، آنان در دادگاه محلى «بروود» محاكمه شدند. در اين جلسه دادگاه كه خيلى كوتاه برگزار شد «نورمن» در برابر اتهام قتل عمد در برابر فروشگاه «مك دونالد» و تيراندازى به دو جوان ايرانى و «يوسف» در برابر اتهام مشاركت در اين قتل به دفاع از خود پرداختند.

يك تصوير امنيتى
پليس سيدنى كه مى خواهد براى برقرارى امنيت اين شهر تيراندازان خودرو سوار را رديابى كند وقتى با تصاويرى از يك دوربين امنيتى نصب شده در برابر فروشگاهى مواجه شد، آن راتحت تجسس قرار داد. در اين تصوير ويديويى كه ساعتى پس از واقعه تيراندازى مرگبار ضبط شده است، راننده يك ب.ام.و سياهرنگ از خودرواش پياده مى شود و در پى مشاجره با راننده خودروى ديگرى بخاطر جاى پارك كردن خودرو به سمت وى تيراندازى مى كند. راننده ۲۵ ساله اين بى.ام.و نيز از سوى پليس بازداشت شد اما بر خلاف تصور كارآگاهان جنايى هيچ نقطه اشتراكى بين او و عاملان تيراندازى به سوى دو جوان ايرانى به دست نياوردند و به نشانه قانع كننده اى برنخوردند.

آزمايشات DNA
دو خودروى ب. ام.و كه پليس جنايى درارتباط با قتل دو جوان ايرانى توقيف كرده بود به همراه اسلحه هاى «نورمن» و «يوسف» تحت آزمايشات تخصصى قرار گرفتند. مأموران پزشكى جنايى پليس سيدنى كه از نخستين لحظات وقوع جنايت، در قتلگاه «ناصر» و «كيوان» حاضر شده بودند پس از به دست آوردن نشانه هائى روى پوكه ها و رد لاستيك ب.ام.و و عاملان تير اندازى روى آسفالت خيابان وقتى دو خودروى ب.ام. و مشابه توقيف شد به مقايسه اين آثار پرداختند. در نخستين اقدام آزمايشى، متخصصان پزشكى جنايى به نمونه بردارى و انگشت نگارى ليزرى از داخل خودروهاى ب.ام.و خصوصاً فرمان و رد لاستيك اين دو خودرو دست زدند و با آثارى كه به دست آورده بودند نمونه ها را براى آزمايشات DNA مد نظر قرار دادند. در اين آزمايشات اسلحه هاى «نورمن» و «يوسف» به همراه تپانچه راننده دومين خودروى ب. ام.و توقيف شده نيز به اسلحه شناسى انتقال داده شد تا در صورت وجود ارتباط بين پوكه هاى به دست آمده در سر صحنه تير اندازى و اين اسلحه ها بتوانند جزئيات حادثه را فاش كنند.

انتقامگيرى بين گانگسترها
با وجود اقدامات گسترده اى كه پليس جنايى سيدنى براى شناسايى قاتلان دو جوان ايرانى انجام داده است يكى از قويترين فرضيه ها انتقامگيرى بين گانگسترهاى شهر سيدنى است و گذشته دو جوان ايرانى در محكوميت هائى كه داشته اند به اين فرضيه دامن مى زند.
از اين رو، كارآگاهان به ردپاهايى از يك گروه گانگسترى كه اعضاى آن جوانان پناهجوى ايرانى هستند برخوردند كه گردانندگان اين باند مسلح و خطرناك از سوى پليس ايران و پليس بين المللى استراليا تحت تعقيب بوده اند. يكى از سرشناس ترين گانگسترهاى اين باند، جوان قوى هيكلى به نام «حاتم» است كه پس از سرقت مسلحانه از مغازه صرافى يك جوان ايرانى به ارزش ۱۰۰ هزار دلار متوارى شده و در خاك ايران توسط مأموران پليس آگاهى تهران دستگير شده بود. «حاتم» پس از اينكه توانست با سپردن وثيقه جعلى فرار كند با رساندن خود به خاك عراق توانست با استفاده از گذرنامه استراليايى به خاك اين كشور برگردد و دوباره در رأس گروه گانگسترى خود قرار گيرد. پليس سيدنى با اين تصور توانست چند جوان ايرانى را كه همگى سابقه كيفرى در زمينه عضويت در گروه گانگسترى داشته اند، دستگير كند كه تحقيقات در خصوص دخالت آنان در قتل دو جوان ايرانى ادامه دارد.
همچنين وقوع اين جنايتها به دادسراى امور جنايى تهران گزارش شده است.

بازداشت ۶ مرد و سه دختر فرارى به اتهام ربودن ۲ فروشنده خودرو
سه دختر جوان و ۶ مرد كه پس از ربودن دو فروشنده خودرو آنان را در فروشگاهى حبس كرده بودند، در جريان عمليات پليس بازداشت شدند. تجسس هاى پليس براى رديابى دو جوان فروشنده خودرو به دنبال اعلام شكايت خانواده آنها در دستور كار قرار گرفته بود. خانواده دو جوان ناپديد شده در شكايت خود ادعا كردند كه فرزندانشان براى گرفتن پول خودروئى كه فروخته اند، از خانه بيرون رفته و ديگر مراجعت نكرده اند. تنها سرنخ پليس براى رديابى ربايندگان اين دو پسر جوان، يك شماره تلفن بود كه در تماس لحظه اى يكى از جوانان ربوده شده روى صفحه مونيتور تلفن خانه شان افتاده بود، ولى تحقيق درباره اين نشانه هم بى نتيجه ماند.
در حالى كه ساعاتى از آغاز تحقيقات پليس مى گذشت، چهار مرد، جوان ربوده شده را به طرف آپارتمان محل سكونتش در خيابان سعادت آباد بردند. مردان مسلح با تهديد به اينكه در صورت برآورده نكردن خواسته هايشان، تمامى اعضاى خانواده اين پسر جوان را خواهند كشت، او را تا پشت در آپارتمانشان همراهى كردند.
لحظاتى بعد وقتى مردان مسلح به همراه پسر جوان آنجا را ترك كردند، خانواده او پليس را در جريان قرار دادند. ساعتى بعد مخفيگاه آدم ربايان به محاصره پليس درآمده و ۶ مرد و سه دختر فرارى حاضر در آنجا بازداشت شدند.
۲ پسر جوان در حالى كه پس از ۲۴ ساعت اسارت به آغوش خانواده هايشان برگشته بودند، درباره ماجراى ربوده شدن خود به پليس گفتند: وقتى خودروى پرايدى را به يكى از آدم ربايان فروختيم، آنها چند فقره تراول چك به ما دادند. روز بعد وقتى متوجه جعلى بودن تراول ها شديم، با خريدار تماس گرفتيم. او محلى را براى معاوضه تراول ها با پول نقد معرفى كرد. سر ساعت مقرر به آنجا رفتيم، ولى ناگهان چند مرد قوى هيكل ما را داخل خودرويى انداخته و با خود به خانه اى در غرب تهران بردند.
در داخل آن خانه، آنها چندين بار ما را كتك زده و خواستند سند خودرو را به نام آنها بزنيم. پذيرفتيم. ما را در صندلى عقب يك خودرو سوار كردند، براى اينكه محل جديد را شناسايى نكنيم، سرمان پتو انداخته بودند، هنگامى كه خودروى آنها قصد پيچيدن به خيابان ديگرى را داشت، در يك لحظه پتو از روى سرم كنار رفت و برجهاى خيابان گيشا را شناختم. آنها ما را به يك تعميرگاه بزرگ خودرو بردند. در آنجا به طور وحشيانه اى ما را شكنجه كردند. وقتى اطمينان پيدا كردند كه حسابى ترسيده ايم، دوستم را در اتاقى حبس كرده و چند نفرشان با من همراه شدند تا پولى كه از آنها گرفته بودم را از خانه مان برداشته و تحويلشان دهم. در راه به طور مداوم تهديد مى كردند درباره ماجراى آدم ربايى چيزى نگويم.
وقتى در راهرو آپارتمانمان پنهان شدند، من وارد خانه شدم. در فرصت دو دقيقه اى كه در اختيارم گذاشته بودند، به سرعت نشانى مخفيگاه آنان را براى مادرم نوشتم و پولها را برداشته و همراهشان برگشتم.
آنها پس از گرفتن پولها، ادعا كردند بايد روز بعد در دادگاه مخصوصشان مورد محاكمه قرار بگيرم تا دادگاه درباره من و دوستم تصميم گيرى كند.تحقيقات از متهمان پرونده آغاز شده است.

نقشه دانشجوى كامپيوتر
براى سرقت ميليونى از ۳ بانك
يك دانشجوى كامپيوتر با از كار انداختن سيستم هاى ايمنى سه بانك اقدام به سرقت هاى ميليونى كرد.
اين پسر جوان به همراه دو برادر و يكى از دوستانش پس از خاموش كردن سيستم هاى ايمنى با سوراخ كردن ديوارهاى بانك وارد آنجا مى شدند. به گزارش رسيده اواخر تابستان سال گذشته بانك ملت شعبه شريف آباد مورد دستبرد قرارگرفت و سارقان با سوراخ كردن ديوار پشتى بانك عصر روز پنجشنبه وارد آنجا شده و پس از بريدن قفل گاوصندوق مبلغ ۳۰۰ميليون ريال پول نقد و تراول چك را به سرقت بردند.
گفته شده است كه در بررسى هاى مأموران مشخص شد سارقان بانك كه اطلاعات كاملى از سيستم ايمنى بانك داشتند با از كار انداختن آن در روز تعطيل وارد بانك شده و پس از بريدن گاوصندوق مبلغ ۳۰۰ميليون ريال پول نقد و تراول چك را به سرقت بردند.
پس از گذشت ۵ماه از اين سرقت در اوائل بهمن ماه سال گذشته بانك سپه بيرجند نيز به همين شيوه مورد دستبرد واقع شد. پس از گذشت سه هفته از اين سرقت مأموران پليس آگاهى بيرجند مقدارى از تراول چكها را كه در دست يك مرد افغان بود كشف كردند و در بازجوئى از اين مرد پى بردند تراول چكها را دو هفته قبل دو پسر دانشجو به وى فروخته اند. با مشخص شدن هويت دو تن از سارقان مأموران در يك اقدام ضربتى صبح روز ۲۲بهمن ماه آنها را بازداشت كردند.
اين دو جوان در بازجوئى ها ضمن اعتراف به سرقت بانك سپه بيرجند اعلام كردند نقشه سرقت را يك ماه قبل پس از آن كه برادر يكى از آنان به بيرجند آمده بود طراحى كرده و عصر روز پنجشنبه وقتى كه بانك تعطيل بوده با سوراخ كردن ديوار پشتى وارد آنجا شده اند و رسول كه سيستم هاى كامپيوترى و ايمنى بانكها را به خوبى مى شناخت سيستم را از كار انداخته است ولى از آنجائى كه تراول چكها مهر بانكى نداشت تعدادى از آن را به يك مرد افغان فروخته اند با اعترافات اين دو متهم مأموران با طرح نقشه اى براى به دام انداختن رسول از برادر وى خواستند تا به بهانه اى از او بخواهد تا به بيرجند بيايد.
پس از گذشت چند روز وقتى حسين از برادرش خواست براى سرقت ديگرى به بيرجند بيايد او پذيرفت و هنگامى كه وارد شهر شد توسط مأموران بازداشت شد. با بازداشت متهم اصلى پرده از سرقت ديگر بانكها برداشته شد. در جريان اين سرقتها كه از بانكهاى ملت شريف آباد پاكدشت و مياندوآب صورت گرفته بود بيش از ۶۰ميليون تومان پول و تراول چك به سرقت رفته بود.
متهم پس از بازداشت در بازجوئى ها به مأموران گفت: سال ۷۹ برادر بزرگترم با همدستى يكى ازكارمندان بانك ملى مياندوآب كه بخاطر اختلاس اخراج شده بود نقشه سرقت از بانك را طراحى و پس از قطع كردن سيستم ايمنى بانك و رمزگشايى مبلغ ۳۰ميليون پول نقد و تراول چك را سرقت كردند.
از آنجايى كه برادرم مسافركش بود و به منطقه پاكدشت نيز آشنا بود با هم نقشه دستبرد بانك ملت شريف آباد را نيز طراحى كرديم و عصر پنجشنبه با سوراخ كردن ديوار وارد بانك شديم و بعد از قطع كردن سيستم هاى ايمنى بانك مبلغ ۳۰ميليون تومان پول نقد و تراول چك را سرقت كرديم.
وى درباره سومين سرقت از بانك گفت: چند ماه قبل براى ديدن برادرم به بيرجند رفتم و در آنجا پس از ديدن يكى از دوستانش كه دانشجو بود و از وضعيت مالى مناسبى هم برخوردار نبود نقشه سرقت از بانك سپه بيرجند را طراحى و با هم اجرا كرديم. ولى سه هفته بعد توسط مأموران شناسايى و دستگير شدم.
اين متهم در ارتباط با نحوه از كار انداختن سيستم هاى ايمنى بانك گفت: با ديدن اين سيستم ها مى توانستم حدس بزنم كه آنها يك زمانه و يا دو زمانه هستند به همين خاطر به راحتى با قطع كردن سيمها آنها را از كار مى انداختم.

جنجال در رسيدگى به مرگ نوعروس دانشجو
نخستين جلسه رسيدگى به ماجراى مرگ دانشجوى نوعروس كه آثار شكنجه و سوختگى روى بدنش، جنايتى را پيش روى قاضى و پليس آمل قرار داده است با جنجال ناتمام ماند. اين در حالى است كه ۵۱ ماه از حادثه گذشته و همسر نوعروس به اتهام قتل عمد مدت دو سال در زندان بسر برده و اينك با سپردن وثيقه ۲۰ ميليون تومانى آزاد شده است.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۲ ظهر چهارشنبه ۱۹ بهمن ماه سال ۷۹ مرد جوانى در حالى كه نزد پزشكان بيمارستان آمل با دست به سر و صورتش مى كوبيد و فرياد مى زد، همسرم خودكشى كرده است، خواست او را از مرگ نجات دهند. با مرگ نوعروس ۲۲ ساله به نام «فروغ فرهنگى» در اتاق عمل، پزشكان گزارشى در اختيار پليس قرار دادند كه نشان مى داد در معاينه بدن بيمار آثارى از شكنجه و سوختگى به دست آمده است.
از نخستين ساعات تجسس هاى پليس ماجراى مرگ «فروغ» وارد مرحله جنايى شد و كارآگاهان با فرضيه اى قوى مبنى بر اينكه صحنه مرگ نوعروس ساختگى است همسر هراسان وى را تحت تحقيق گرفتند.
اين مرد، به پليس جنايى گفت: براى سركشى به خانه دانشجويى نامزدم رفتم، وقتى با پيكر بى جان «فروغ» روبرو شدم براى رساندن همسرم به بيمارستان سمت كوچه دويدم و با داد و فرياد از همسايه ها و رهگذران كمك خواستم.
در تحقيقات تخصصى، دادگاه و پليس به اختلاف شديد بين تازه عروس و داماد پى بردند، خانواده «فروغ» در اروميه زندگى مى كردند و او در دوران دانشجويى با نامزدش آشنا شده بود و على رغم مخالفت پدر و مادرش به خاطر دورى راه اصرار به ازدواج با مرد مورد علاقه اش داشت و مرد جوان به همراه تعدادى از بستگانش به خواستگارى «فروغ» رفته و پس از اينكه با يكديگر عقد كرده اند چند بار بين آنان كتك كارى شده است.
كارآگاهان در شاخه اى از بررسى هاى خود پى بردند دو ماه قبل از مرگ نوعروس، وقتى شوهرش به خانه دانشجويى نوعروس رفته بود آن دو با يكديگر جر و بحث كرده بودند كه داماد در حين گره زدن دستهايش دور گلوى «فروغ» با حمله بيمارى صرع غش مى كند و در نتيجه دستانش را رها كرده و روى زمين افتاده است.
در اين درگيرى، نوعروس از ترس بالشى زير سر شوهرش مى گذارد و به خانه دايى همسرش پناه مى برد كه شوهرش ساعاتى بعد به خانه دايى خود رفته وبا كتك زدن دايى و زن دايى و فروغ، همه آنان را تهديد به مرگ كرده است به گونه اى كه نوعروس ناچار با مراجعه به كلانترى عليه شوهرش شكايتى طرح كرده و درخواست طلاق داده است. اما اين شكايت با پا درميانى ريش سفيدان در حالى كه پدر فروغ به آمل رفته بود قبل از ارجاع به دادگاه عمومى آمل بى نتيجه رها شده است.
در سوى ديگر تحقيقات، متخصصان پزشكى قانونى در نخستين مرحله معاينه جسد فروغ، با ديدن آثار سوختگى در پا و كمر گزارش كردند اين دختر از مدت ها پيش تحت شكنجه قرار داشته و آثار جديد سوختگى از اتوى بخار است كه با مهارت كامل به جاى چسباندن اتو به پوست فروغ، آن را در فاصله اى نزديك پوست قرار داده اند كه باعث آب شدن پوست شده است.در اين نظريه علت مرگ، ضعيف شدن بدن فروغ و عدم درمان مصدوميت ها عنوان شد و با نمونه بردارى از جسد، آن نمونه ها براى آزمايشات سم شناسى به پزشكى قانونى ارسال شد و آنان بدون در اختيار داشتن گزارش معاينه جسد كه نشانگر شكنجه نوعروس بود علت مرگ را مصرف بى رويه قرص اعصاب «فنوباربى تال» و مسموميت شديد دارويى ناشى از قرص دانستند.
وقتى تحقيقات از هم دانشگاهى ها و آشنايان فروغ در آمل نشان داد كه شوهر وى مى تواند در شكنجه و مرگ وى نقش اصلى را ايفا كند وى به اتهام قتل عمد روانه زندان شد اما در حالى كه وى با قرار بازداشت موقت و با اتهامى كه نمى توان با سپردن وثيقه آزاد شد چرا كه براى او وكيل تسخيرى نيز تعيين شده بود پس از دو سال با سپردن ۲۰ ميليون تومان وثيقه از زندان آزاد شد.

جنجال در دادگاه
دوشنبه ۲۹ فروردين ماه سال جارى جلسه رسيدگى به پرونده مرگ مرموز نوعروس در شعبه ۶ دادگسترى آمل در حالى كه درها به روى خبرنگاران بسته بود. در اين جلسه دادگاه، شوهر فروغ و خواهران اين مرد جوان به همراه پدر نوعروس حاضر بودند اما وكيل تسخيرى متهم، بنا به دلايل نامعلومى در دادگاه حاضر نشد.در جريان رسيدگى، متهم با تندخويى با پدر فروغ به جر و بحث پرداخت و در حالى كه با نيم خيز شدن سمت رئيس دادگاه به جنجال سازى پرداخت و فرياد زنان گفت: اعدامم كنيد، آبرويم رفته است، ماجرا را تمام كنيد سعى كرد خود را در مرگ فروغ بى گناه نشان دهد.
سه خواهر متهم نيز در برابر قاضى ادعا كردند از همان ابتدا چون مى دانستند برادرشان بيمار است و رفت و آمد به شهرستان اروميه براى او زيان آور است با اين ازدواج مخالف بودند و نمى دانند فروغ به چه علتى جان باخته است.قاضى رضاپور كه با خواندن مدارك پرونده به تناقض هاى بسيارى پى برده است با توجه به عدم حضور وكيل تسخيرى متهم و جنجال اين مرد، جلسه رسيدگى را ناتمام گذاشت و اعلام كرد در آينده اى نزديك محاكمه شوهر «نوعروس» در دستور كار قرار خواهد گرفت.

ايرباس هما در آسمان مهرآباد آتش گرفت
ساعت ۱۸ و ۴۰ دقيقه دوشنبه پرواز شماره ۲۷۷ شركت هواپيمايى هما پس از برخاستن از باند فرودگاه مهرآباد، يك موتور خود را بر اثر آتش سوزى از دست داد و مجبور به فرود اضطرارى در اين فرودگاه شد. هواپيماى اين پرواز كه با دو ساعت تاخير از باند فرودگاه مهرآباد تهران برخاسته بود، از نوع ايرباس ۳۰۰ با نام اختصارى EP-APZ بوده است. براساس اين گزارش، خلبان هواپيماى مذكور بعد از آنكه يك موتور هواپيما از كار افتاد و آتش گرفت با دريافت مجوز به فرود اضطرارى در فرودگاه مهرآباد اقدام مى كند. گفته مى شود كه هواپيما قبل از پرواز داراى پنج نقص فنى بوده است.

دستگيرى هفت عضو باند تهيه عكس هاى غيراخلاقى از دختران
يك باند تهيه عكس هاى غيراخلاقى از دختران و زنان در قم متلاشى شد. به گزارش پليس در آخرين روز فروردين ماه امسال، فردى به اداره مبارزه با مفاسد اجتماعى شهرستان قم مراجعه كرد و گفت: حدود دو ماه قبل مردى با تهديد اسلحه گرم در محلى نامعلوم دخترم را مورد سوء استفاده قرار داده و از او عكس هاى مبتذل گرفته است. بلافاصله دختر ۱۸ ساله اين مرد، براى انجام تحقيقات احضار و در بررسى هاى اوليه مشخص شد فرد مذكور كه «كامبيز» نام دارد، حدود يك سال و نيم قبل با اين دختر ارتباط دوستى برقرار كرده، و بارها به او تجاوز كرده اما «او» به خاطر ترس از خانواده مسئله را مطرح نكرده است.
بر همين اساس مأموران پس از اخذ مجوز قضائى و كنار هم قراردادن اطلاعات موجود از متهم، موفق شدند پس از چند ساعت منزل او را محاصره و وى را در خانه اش دستگير كنند. پليس در بازرسى از منزل كامبيز، يك عكس ديگر به دست آورد و علاوه بر اين عكس هائى متعلق به چند زن ديگر به همراه مقدارى موادمخدر نيز در منزل او كشف شد.
شواهد موجود از فعاليت هاى زنجيره اى كامبيز و همدستان احتمالى اش در تهيه عكس هاى «پورنو» از زنان و دخترانى كه فريب وعده هاى او را خورده بودند، حكايت داشت؛ بنابراين مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعى قم تحقيقات مفصلى از كامبيز به عمل آوردند. در جريان تحقيقات متهم به داشتن رابطه نامشروع با «وى» اعتراف كرد.
كامبيز علاوه بر اين همچنين گفت كه دو ماه پيش در منزل پدرش به همراه زنى ديگر به نام «م»، وى را با تهديد اسلحه وادار به ارتباط نامشروع كرده و در همين حال چند عكس از او گرفته است.
او در ادامه به ارتباط نامشروع با مريم نيز اشاره كرد. براساس اين گزارش تاكنون هفت تن در رابطه با تشكيل اين باند فساد و تهيه عكس هاى سكسى و عريان از دختران جوان توسط مأموران اداره مبارزه با مفاسد اجتماعى قم دستگير شده اند.
روزنامه ها نام دختر مورد نظر را ننوشته اند و از آنجا كه نام او فاش نشده خبرنگاران اظهارنظر مى كنند كه ممكن است اين دختر از منسوبان يكى از افراد ذينفوذ شهر قم باشد.

سالانه ۱۷۰۰ زن به ژاپن قاچاق مى شود
بيش از يك هزار و ۷۰۰ زن آمريكاى لاتين هر ساله به عنوان برده جنسى به ژاپن قاچاق مى شوند و به گفته مسئولان مبارزه با قاچاق انسان در اين كشور، اين قاچاق به صنعت جديدى در ژاپن بدل شده است. اين مسئله كه به يك موضوع بين المللى بدل شده، سبب فعال شدن تيم هاى حمايت از زنان و كودكان شده است. سازمان محققان آمريكايى، طبق بررسى جديدى اعلام كرده كه اين زنان عمدتاً از كشور هاى كلمبيا، بوليوى، برزيل، مكزيك و پرو هستند.
فيليپ ليندرمن مدير اين مركز با ابراز نگرانى نسبت به اين وضعيت همچنين خبر از برگزارى كنفرانس قاچاق انسان در پرو داد و گفت براساس بررسى اين مركز يوكازا بزرگ ترين سنديكاى جنايى ژاپن، مسئوليت اين قاچاق را برعهده دارد و هر ساله ۸۳ ميليارد دلار از قاچاق اين زنان درآمد زايى مى كنند. سفارت كلمبيا نيز در ژاپن با تأييد اين خبر اعلام كرد هر ساله حدود چهار هزار كلمبيايى قربانى قاچاق انسان مى شوند.

برادران آدمخوار ۱۳ زن را در چين بلعيدند
دو برادر آدمخوار چينى به اتهام قتل ۱۳ زن و خوردن دل و جگرشان دستگير شدند. آنها از ماه ژوئن سال ۲۰۰۳ تا اوت سال ۲۰۰۴ شروع به آدمخوارى كرده و طعمه هاى خود را از پنج استان و نواحى مختلف چين انتخاب كرده بودند. شواهد نشان مى دهد، آنها پس از كشتن اين افراد و در آوردن دل و جگر آنها، با ريختن اسيد روى اجساد اقدام به نابودى آنها مى كردند و سپس دل و جگرشان را كباب كرده و مى خوردند.
پليس چين در اين باره گفت: در چند مورد هم ديده شد دل و جگر قربانيان خود را فريز كرده تا بعدها از آن استفاده كنند.
اين گزارش حاكى است، تهديد چهار زن ديگر براى پيدا كردن قربانيان و طعمه از ديگر اتهامات اين دو برادر چينى است، آنها با تهديد اين چهار زن از آنها خواسته بودند در يافتن قربانيان كمكشان كنند.
گفتنى است، آنها هم به عنوان شريك جرم با برادران آدمخوار دستگير شده و در حال حاضر تحت بازجوئى هستند.
در گزارش پليس چين آمده است، اين برادران كه ۲۱ و ۲۹ ساله بودند قربانيان خود را در منزل خودشان يا در خانه آنها واقع در منطقه «هنان» شكار كرده اند. پليس چين علت اصلى وقوع اين نوع جرايم را افزايش فحشا، نبود امكانات رفاهى، بيكارى و افزايش فقر در منطقه اعلام كرد.

نجات گروگان ۷ ساله از اسارتگاه مرزى
كودك هفت ساله شيرازى پس از چهل روز از اسارت گروگانگيران در استان سيستان و بلوچستان آزاد شد. آرمان جعفرى ۷ ساله، ساعت ۱۳ ظهر روز ۱۹ اسفند ۸۳ هنگامى كه از سرويس مدرسه در نزديكى منزلشان پياده شد توسط دو مرد ناشناس ربوده شد، ربايندگان با تهديد ديگران كه در صورت بروز هرگونه واكنش، كودك را به قتل خواهند رساند پا به فرار گذاشتند.پدر و مادر گروگان ۷ ساله با ترس و وحشت به كلانترى شيراز مراجعه كرده و پليس را در جريان هولناك كودك ربايى قرار دادند.
گروگانگيران ۴۸ ساعت بعد، از طريق تلفن ماهواره اى با پدر و مادر آرمان تماس گرفتند و با تهديد ادعا كردند در ازاى دريافت ۳۰ ميليون تومان گروگان را رها خواهند كرد.
مأموران آگاهى دريافتند كه ربودن «آرمان» توسط يك باند گسترده معامله مواد مخدر كه در استانهاى سيستان و بلوچستان، كرمان و فارس فعال هستند انجام شده است. با هماهنگى نيروهاى آگاهى استانهاى فارس و سيستان و بلوچستان و از طريق تعقيب، مراقبت و عمليات هاى ويژه پليسى تعدادى از آدم ربايان در زاهدان و زابل و كازرون دستگير شدند و با همكارى نيروى انتظامى زابل، گروگان كه توسط آدم ربايان در مرز افغانستان پنهان شده بود روز ۱۰ فروردين امسال آزاد شد.
به گزارش رسيده تعداد ۲۱ تن در جريان اين كودك ربايى توسط مأموران آگاهى دستگير شده اند كه ۱۱ تن از آنان در اختيار آگاهى شيراز قرار گرفته اند. اعضاى اصلى باند ۴ زن و ۷ مرد هستند.
بنا به اين گزارش ميانجيگرى يكى از بزرگان طايفه گرگيچ در زاهدان در حل مشكل اين گروگانگيرى بسيار مؤثر واقع شد.
ظاهراً متهمان هيچگونه آشنايى قبلى با خانواده گروگان نداشته اند و از آنجا كه مقادير زيادى مواد مخدر در شيراز فروخته بودند و خريدار مواد مخدر، پولى به آنها پرداخت نكرده بود درصدد بودند كه اين پول را به نوعى ديگر به دست آورند.
بنا به اعترافات آدم ربايان، افرادى در شيراز، به آنها پيشنهاد كرده اند كه آرمان را به گروگان بگيرند زيرا خانواده وى از وضعيت مالى خوبى برخوردار است و حاضر است براى نجات جان «آرمان» تن به هر خواسته اى بدهند.

قتل دردايره قرمزاشياى عتيقه
پيداشدن پيكر بى جان يك مرد جوان در منطقه بيابانى اطراف قم پليس جنايى تهران را در برابر يك معماى پيچيده قرار داد. تحقيقات مأموران درباره راز اين جنايت در حالى صورت مى گيرد كه هنوز پزشكان قانونى نتوانسته اند علت واقعى مرگ قربانى حادثه را تشخيص دهند.
جسد اين مرد ۳۲ساله وقتى در كنار ديوار خرابه اى اطراف منطقه بيابانى روستاى قلعه زار شهرستان قم پيدا شد كه چند روزى از مرگش مى گذشت و قسمت هائى از جسد متلاشى شده بود. بنا به اين گزارش، مرد چوپانى به هنگام عبور دادن گله گوسفندانش در بيابان هاى اطراف روستاى قلعه زار با انتشار بوى تعفن از حوالى يك خانه مخروبه احساس كرد بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد.
وى وقتى خود را به آن ناحيه از بيابان رساند با جسد مرد ناشناس روبرو شده و پليس را در جريان قرارداد. پس از بررسى هاى نخستين پليس در محل حادثه از آنجايى كه هيچ آثارى از علت و چگونگى وقوع قتل بدست نيامد، لباس هاى او تحت بازرسى قرارگرفت. مأموران در جريان اين بازرسى ها يك كارت شناسايى پيدا كردند كه براساس آن هويت وى اكبرمحمدزاده ذكر شده بود.
با توجه به اين سرنخ پليس توانست خانواده قربانى حادثه را در رجايى شهر كرج شناسايى كند. در تحقيق از آنان مشخص شد كه قربانى حادثه راننده كاميون بود و با جمع آورى مبلغى پول نقد به قصد سفر به كشور تركيه خانه اش را ترك كرده و ديگر اطلاعى از او به دست نيامده است.
بدين ترتيب كارآگاهان تحقيقات خود را از ساكنان منطقه آغاز كردند. مردى ادعا كرد ساعت ۴عصر روز حادثه خودروى پرايد سفيدرنگى را با چهار سرنشين ديده كه با سرعت از جاده خاكى به طرف خانه مخروبه حركت مى كردند. در همين حال شاهد ديگرى مدعى شد ساعت ۶ عصر همان روز خودروى پرايد را مشاهده كرد كه با سه سرنشين به طرف جاده اصلى برمى گشتند. با توجه به اين اطلاعات، بررسى ها درباره محل حادثه آغاز شده و پليس دريافت محل پيدا شدن جسد جزو مناطقى است كه به خاطر وجود اشياى عتيقه در حوزه استحفاظى سازمان ميراث فرهنگى است.
با به دست آمدن اين سرنخ ها، مأموران با احتمال اينكه قربانى حادثه در جريان تسويه حساب هاى درون گروهى قاچاقچيان اشياى عتيقه به قتل رسيده باشد، بررسى هاى خود را در اين راستا متمركز كردند. ولى هنوز پليس هيچ مدركى در ارتباط با دست داشتن اين جريان در قاچاق اشياى عتيقه به دست نياورده است.
از سوى ديگر برادر قربانى جنايت گفت: وقتى پس از ديدن جسد برادرم در سردخانه پزشكى قانونى به خانه برگشتم و به جستجو در ميان وسايل او پرداختم، در كمال تعجب تلفن همراه او را در حالى داخل كمد يافتم كه خاموش بود.
پس از روشن كردن تلفن همراه او، مرد جوانى تماس گرفته و ابتدا تصور كرد، من «اكبر» هستم. گفت: اكبر كار سردخانه به كجا كشيد: ولى وقتى از او پرسيدم تو كى هستى، تلفن را قطع كرد.
در همين راستا در حالى پزشكان قانونى درباره احتمال اعتياد به موادمخدر قربانى حادثه سخن به ميان آورده اند كه خانواده آنها اصرار دارند، پسرشان حتى لب به سيگار هم نمى زد.

توطئه مادر و دختر براى پولدار شدن
چهار پسر و يك دختر جوان وقتى در ماجراى حمله به خانه مرد ثروتمندى بازداشت شدند، پرده از نقش هولناك مادر و دخترى برداشتند كه آنان را براى انتقام گيرى اجير كرده بودند.
پليس از زمانى وارد اين ماجراى مرموز شد كه دخترى جوان از خانه شان در بلوار فرحزاد شهرك غرب به پليس ۱۱۰ تلفن كرد.
اين دختر ۲۲ ساله پس از اينكه پدرش نيمه جان به بيمارستان انتقال يافت، ساعت ۸ صبح روز ۱۹ ديماه سال ۸۳ در برابر افسر پرونده ايستاد و گفت: ساعت ۳ بامداد بود، همه خوابيده بوديم، ناگهان چند جوان را بالاى سرم ديدم، آنان ۱۶ تا ۲۰ ساله بودند، فضاى خانه تاريك بود، وحشت زده به سمت برادرم دويدم، مهاجمان كه چاقو در دست داشتند، دهان همگى ما را بستند و به جان پدرم افتادند. بعد از اينكه پدرم نيمه جان كف اتاق افتاد، سراغ مادرم آمدند، النگوها و دستبند طلاى او را با قيچى بريدند و با سرقت خودروى پژوى پدرم كه در حياط خانه پارك بود، گريختند.
وى افزود: پدرم با وجود علاقه بسيار به مادرم در دام زنى افتاده و با او ازدواج كرده است، به نظرم مهاجمان از سوى هووى مادرم اجير شده اند.
پليس توانست با رديابى اموال مسروقه اى كه از خانه مرد ثروتمند به سرقت رفته بود، به چهار پسر جوان برسد كه مى توانستند مهاجمان شبانه باشند.
با اين سرنخ، كارآگاهان به رابطه اى دست يافتند كه نشان مى داد چهار پسر جوان از طريق دخترعمه سردسته اين گروه با دختر مرد ثروتمند آشنا شده اند. اين چهار دوست جوان بازداشت شدند و زمانى كه در برابر بازپرس ويژه قتل قرار گرفتند، پرده از كينه مادر و دخترى برداشتند كه از آنان خواسته بودند پدر خانواده را با ضربات چاقو فلج كنند.
سردسته گروه مهاجمان به بازپرس گفت: من و دخترعمه ام اغفال شده ايم، يك هفته قبل از حمله به خانه اين مرد، من در خانه عمه ام ميهمان بودم. وقتى به اتاق دخترعمه ام رفتم، ديدم او هراسان با تلفن حرف مى زند و به كسى دلدارى مى دهد، مرتب كسى را به آرامش دعوت مى كرد تا اينكه گوشى را به سمت من گرفت و خواست با يكى از دوستانش حرف بزنم. صداى دخترى را شنيدم كه گريه مى كرد.
او از دست پدرش گله مند بود. مرتب تكرار مى كرد پدرم، من و مادرم را كتك مى زند، همه پولهايمان را بالا كشيده است، سر مادرم هوو آورده است، من را به زور كتك در ۱۷ سالگى شوهر داده است، الآن كه طلاق گرفته ام و به خانه اش برگشته ام، شكنجه ام مى دهد.
خيلى متأثر شدم و پرسيدم چه مى توانم براى او انجام دهم؟! شنيدم كه مى خواهد پدرش را كتك بزنيم و او را ادب كنيم، با وجود ترسى كه در وجودم بود، پذيرفتم خواسته اش را انجام دهم.
ماجرا را با سه تن از دوستانم در ميان گذاشتم، مادر و دختر وعده داده بودند ۵ ميليون تومان به ما پول خواهند داد. اين وعده نيز ما را بيشتر تحريك كرد، همه ماجرا را به دوستانم گفتم، وقتى پذيرفتند همراهم باشند، با دوست دخترعمه ام قرار ملاقات گذاشتم و او كليد خانه شان را به ما داد و قرار شد وقتى آنان در خواب هستند، به خانه شان حمله كنيم.
شب حادثه به راحتى با چرخاندن كليد، قفل در را باز كرديم و وارد خانه مادر و دختر شديم.
وقتى خود را به بالاى سر پدر خانواده رسانديم، براى صحنه سازى دستها و دهان اعضاى ديگر خانواده را بستيم و به جان پيرمرد افتاديم.
ابتدا او را مشت و لگد مى زديم كه مادر و دختر با اشاره و صدايى آرام اصرار كردند با ضربات چاقو اين مرد را فلج كنيم. من چاقو در دست داشتم، دو ضربه به صورت و شكم پيرمرد زدم و يكى ديگر از دوستانم ضربه اى به پاى او زد تا به اصطلاح پيرمرد فلج شود.
وى درحالى كه اصرار داشت پشيمان است، ادامه داد: وقتى پيرمرد نيمه جان روى زمين افتاد، مادر و دختر طلاهايشان را به ما دادند، مقدارى نيز پول نقد در اختيارمان قرار دادند. زمانى كه خواستيم خانه ويلايى را ترك كنيم، مادر و دختر خواستند پژو را نيز همراه خود ببريم و در گوشه اى رها كنيم تا تصور شود انگيزه مان در حمله به آن خانه، سرقت بوده است.
مرد پولدار كه با انتقال به بيمارستان از مرگ حتمى نجات پيدا كرده است، وقتى مشخص شد همسر و دخترش دادسرا را ترك كرده اند و حاضر به آمدن در جلسه تحقيق نيستند، به بازپرس گفت: من يك همسر صيغه اى دارم و به زن و بچه هايم قول داده بودم او را طلاق بدهم، اما آنان مى خواستند من از زندگى شان حذف شوم، آن شب وقتى به من حمله شد، مطمئن بودم همسر دومم دخالتى نداشته است، همسرم نيز مى خواسته عقده هايش خاموش شود، اما دخترم مى خواست من كشته شوم و ثروت و دارايى ام را بالا بكشد.

دستگيرى شيطان خانه متروكه
رباينده دوپسر خردسال كه با كشاندن آنان به خانه متروكه اى به آنها تجاوز كرده بود از سوى پليس مشهد دستگير شد.
اين پسر جوان كه ۲۴ساله است از روز ۱۷فروردين ماه سال جارى وقتى دودانش آموز ۹ساله را اغفال كرد تحت تعقيب مأموران اطلاعات مشهد قرار گرفت.
بنا به اين گزارش، وقتى با طرح شكايتى از سوى خانواده هاى دوپسربچه، پليس پى برد كه جوانى در خيابان بخارايى مشهد براى كودكان پسر دام پهن كرده است خانه متروكه را شناسايى كرد. در تحقيقات مشخص شد خانه متروكه اى كه پسر بچه ها ادعا كرده بودند جوان متجاوز آنان را به بهانه بردن ميز به داخل آن، دوپسر خردسال را به قربانگاه كشانده به عنوان انبار مورد استفاده قرار مى گرفت و متعلق به زنى جوان است كه از مدتها پيش آنجا را رها كرده است.
پليس خانه متروكه را تحت نظر قرار داد و با وجود بازداشت مردى كه با وانت بار به آنجا مراجعه كرده بود رابطه اى بين زن صاحبخانه كه همسر مرد جوان بود با جوان متجاوز پيدا نكردند تا اينكه ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه روز ۲۱ فروردين ماه سال جارى جوانى را ديدند كه در برابر خانه متروكه با احساس خطر قصد فرار دارد.
اين پسر كه مشخصاتش با چهره نگارى رايانه اى مطابقت داشت وقتى دستگير شد در بازجوئى ها اعتراف كرد سالها پيش وقتى در زندان بود از سوى هم سلولى هايش مورد تجاوز قرار گرفته و با اثرات روانى خاصى دست به اذيت و آزار پسران خردسال مى زند.

قتل مرد جوان در آپارتمان شماره ۱۷۸ بزرگراه رسالت
مرد جوانى هفته پيش قربانى تازه ترين قتل در تهران شد. مقتول در محل كارش از ناحيه سينه هدف گلوله افراد ناشناس قرار گرفته بود.
• صداى شليك
ساعت ۱۶ و ۵۱ دقيقه عصر روز شنبه گذشته مردى در تماس با پليس از وقوع قتلى در بزرگراه رسالت خبر داد. وى ادامه داد: چند دقيقه پيش در آپارتمانم نشسته بودم كه صداى شليك گلوله اى را از طبقه پايين شنيدم. بلافاصله خود را به طبقه پايين رساندم و متوجه باز بودن در شدم. چون به موضوع شك كرده بودم وارد محل كار همسايه ام شدم و با جسد غرق در خون او روبه رو شدم. پس از ديدن اين صحنه به آپارتمان خود برگشتم و با پليس تماس گرفتم.
• عوامل در صحنه
پس از گزارش اين قتل گروهى از مأموران تجسس كلانترى سيدخندان در قتلگاه مرد جوان در طبقه اول آپارتمان شماره ۱۷۸ در بزرگراه رسالت حاضر شدند.
در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول ولى نام دارد كه به خاطر اصابت گلوله اى به ناحيه سينه و خونريزى شديد جان سپرده است.
• يك شاهد
ماموران كه ۴ دقيقه پس از گزارش اين قتل در صحنه جنايت حاضر شده بودند، بلافاصله در منطقه طرح مهار را آغاز كرده تا با به دست آمدن سرنخى از عامل يا عاملان اين جنايت وى را در محل دستگير كنند. تحقيقات مأموران ادامه داشت كه پسر جوانى با مراجعه به آنها ادعا كرد: عاملان جنايت را هنگام خروج از ساختمان ديده است.
وى ادامه داد: روبه روى ساختمان ايستاده بودم كه دو مرد را ديدم كه هراسان از آنجا خارج شدند. يكى از آنها نسبتاً چاق و ديگرى لاغراندام بود. چون آنها هراسان بوده و مى دويدند به موضوع مشكوك شدم.
• قاتلان آشنا هستند
در ادامه تجسس مأموران مشخص شد مقتول در زمان جنايت در محل كارش تنها بوده است. مقتول به خاطر بدهكارى در را به روى هر كسى باز نمى كرد و پس از مشاهده افرادى كه به محل كارش مى آمدند از طريق پنجره در را به روى آنها مى گشود. با مشخص شدن اين موضوع كارآگاهان احتمال مى دهند، قاتلان با قربانى خود آشنا بوده و به راحتى وارد آنجا شده اند كه پس از درگيرى با مقتول سراسيمه از محل فرار كرده اند، به طورى كه يكى از آنها يك لنگه كفشش را در صحنه قتل به جاى گذاشته بود.
• ردپاى يك زن
در ادامه بررسى هاى مأموران، ردپاى يك زن در اين قتل به دست آمد. اين زن ناشناس روز پيش از قتل با يك خودروى زانتيا به محل قتل آمده و در حالى كه در دستش ظرف غذايى بود وارد محل كار مقتول شده بود. با به دست آوردن سرنخ هائى از اين قتل جسد به پزشكى قانونى منتقل شد. همچنين گروهى از كارآگاهان تشخيص هويت پليس آگاهى تهران با كمك تنها شاهد اين ماجرا چهره نگارى از عاملان اين حادثه را آغاز كرده اند.
همچنين همسر مقتول براى بازجوئى به كلانترى سيدخندان احضار شد كه ادعا كرد همسرش با چند زن رابطه پنهانى دارد و يك بار به خاطر اينكه به او اعتراض كردم با چاقو مرا مجروح كرد. با به دست آمدن اين سرنخ و موضوع ورود زن ناشناس به دفتر كارش، مأموران احتمال مى دهند يكى از زن هائى كه با مقتول رابطه داشته ممكن است در قتل او نيز نقش داشته باشد.
• زن جوان قربانى دومين قتل
همچنين شامگاه شنبه گزارش يك قتل در منطقه اختياريه به بازپرس كشيك قتل تهران اطلاع داده شد. در اين قتل زن جوانى قربانى يك انتقام كور شده و از سوى فرد يا افراد ناشناسى در خانه اش به قتل رسيده بود. همسايه ها كه متوجه بوى تعفن و غيبت ناگهانى اين زن شده بودند موضوع را به پليس اطلاع دادند كه مأموران پس از ورود به خانه با جسد متعفن او روبه رو شدند كه حدود ۸ روز از زمان قتل او مى گذشت. هم اكنون بازپرس پرونده در حال تحقيق درخصوص اين قتل است.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   ورزش   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •