در انقلاب نارنجى اوكرائين، رهبر اپوزيسيون گفته بود، زبان اوكرائينى بايد تنها زبان اوكرائين باشد و رقيب شكست خورده او مى گفت: زبان روسى بايد تنها زبان رسمى اوكرائين باشد كه بخش روسى زبان اين سرزمين، يعنى شبه جزيره كريمه و اودسا، هوادار او بودند.
زبان اوكرائينى كه جاى نمايانى در مبارزات انتخاباتى داشت، بنا به اعتقاد خيلى از روس ها، يك لهجه بسيار معمول دهقانى است كه از قرن نوزدهم در كنار زبان روسى و زبان روس هاى سفيد، جائى در ادب روس يافته است و از خانواده زبان هاى اسلاو شرقى است... اما روس ها زبان اين همسايه جنوب غربى خود را كه به زبان لهستانى شباهت دارد، نمى فهمند... تفاوت زبان روسى و اوكرائينى شبيه تفاوت زبان هاى آلمانى و هلندى است و در نوشتن هم با اين كه هر دو زبان را با حروف مشابه مى نويسند، تفاوت هائى وجود دارد.
گفتنى است كه در پايتخت اوكرائين، اين دعواى زبان ها به چشم نمى آيد، مثلاً تلويزيون كيف، گاهى مصاحبه هائى پخش مى كند كه سئوال كننده با زبان اوكرائينى سئوال مى كند ولى جواب دهنده به روسى جواب مى دهد و يا برعكس و كسى هم از اين بابت ناراحت نيست، در حالى كه كوشش براى رسمى ساختن زبان اوكرائينى در مناطق روسى زبان، حساسيت شديدى ايجاد مى كند.
البته اين رقابت هاى قديمى است كه هميشه وجود داشته است. روس ها اوكرائينى ها را با تحقير مى نگرند و نفرت اينها را برمى انگيزند، به خصوص كه پوتين سعى داشت يانوكوويچ را به نخست وزيرى برساند و حتى به او تبريك هم گفت. در ماجراى اوكرائين، مثل همه جاى جهان، شوخى ها و لطيفه هاى فراوانى رواج داشته است، به خصوص درباره ويكتور يانوكوويچ كه بار نخست، با تقلب در انتخابات برنده شده بود و درباره هوش و كمالاتش و سوابق بدى كه داشت... او بارها به دليل دزدى و ضرب و جرح آدم ها تحت تعقيب بوده است و دو بار هم زندانى شده است:
-ايوان، خيلى زود از مدرسه به خانه برگشت و با خشم فراوان اعتراف كرد كه هنگام دزدى دستگير شده است. مادرش نگران و ناراحت از او پرسيد: خوب، پليس چه گفت؟
جواب داد: پليس گفت كه تو آينده درخشانى در پيش دارى.
***
-ايوان، در خيابان مقابل خانه اى ايستاده بود و فرياد مى زد: دزد، حقه باز، متقلب. پليس او را به جرم اهانت به نخست وزير دستگير كرد.
***
-روزنامه ها، راديوها و تلويزيون ها و حتى صاحبان مغازه ها هم به نفع يانوكوويچ تبليغ مى كنند، براى اين كه او لطيفه هائى را كه در بلوك شرق باب بوده است، دوباره زنده كرده است.
***
-ايوان، با شلوار چروكيده سر كار آمد و به رئيسش گفت:
ببخشيد، ديشب در برنامه اول تلويزيون يانوكوويچ بود، برنامه دوم هم يانوكوويچ بود و راديو هم، همه اش يانوكوويچ و من ديگر ترسيدم اطو را روشن كنم.
***
پس از دور اول انتخابات كه هنوز نتيجه معلوم نبود، پوتين در كرمل، نگران از اين كه كانديداى او پيروز نشود پرسيد: آيا من به اوكرائين نرفته ام؟ / چرا، سه بار رفته ايد.../ آيا من در تلويزيون هاى آنجا ظاهر نشده ام؟ / چرا خيلى هم خوب.../ آيا با تمام نيرو به نفع يانوكوويچ حرف نزده ام؟ / چرا؟ ... ولى دهقانان اوكرائين زبان شما را نمى فهمند...
***
يانوكوويچ از كرمل پست داشته است، در كارت رسيده نوشته شده بود:
-به مناسبت تصميم دادگاه عالى تبريكات مرا نديده بگيريد و منتظر تبريكات تازه من باشيد. پوتين.
شرنگ