Nimrooz
Vol. 17, No. 832, May 6, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۲ - جمعه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۴
توضيح درباره خاندان گنجى
سردبير محترم نيمروز
درشماره ۸۲۹ آن نشريه گرامى درباره خاندان گنجى و سالار معتمد مطالبى درج گرديده بود كه بسيار ناقص و ناچيز و مبنى بر اشتباه و عدم اطلاع و متناقض بود. منبع نويسنده محترم گويا كتاب هاى دكتر باقى عاملى و بامداد و يادداشت هاى دكتر قاسم غنى و مهندس حسين دفتريان كه بسيار مختصر و نامفيد است و مراجع معتبر و قابل تتبع حمدالله مستوفى در تاريخ قزوين و استاد دكتر ذبيح الله صفا و جلال آل احمد (تات نشين هاى بلوك زهرا) و يا تحقيقات درباره شاعر بزرگ نظامى گنجوى است.
ايل و تبار گنجى بيش از سيصد سال است از شهر گنجه در شمالى ترين نقطه ماوراء قفقاز پس از جنگ هاى پيروزمندانه آغامحمدخان قاجار سر سلسله قاجاريه در جنوب قفقاز و فتح اران، قره باغ، كرجستان و ارمنستان و سپس با شكست فاجعه آميز فتحعليشاه و عباس ميرزا و قراردادهاى شوم گلستان و تركمنچاى كه با در حدود ۴ تا ۵ هزار سرباز شركت داشتند.
ناچار به كوچ و مهاجرت به شهرهاى شمالى ايران شدند. هم اكنون در آستارا، تبريز، رودبار و قزوين و سپس شهرهاى خراسان مخصوصاً نيشابور ساكن هستند. در اين خاندان از همان موقع سردار و سالار و سرهنگ و مين باشى و يوزباشى بوده اند كه يكى از آخرين آنها سالار معتمدگنجى است كه مقاله مزبور شرح حال واره ناصحيح و كوتاهى آمده است كه مربوط به دوران سلطنت پهلوى ها است. در اين زمان خاندان گنجى كه بيشترين آنها در قلعه گنجى ابراهيم آبادزهرا ساكن بودند به مناسبت پيشرفت تمدن و شهرنشينى در شهرهاى تهران بخش عمده در گذر تقى خان و سنگلج و حسن آباد و قزوين و شاخه اى در نيشابور سكونت گزيدند.
آقابالاخان گنجى سالار معتمد در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم با هوش سرشار و درك صحيح زمان در دوران قبل و بعد از انقلاب مشروطيت با كوچ به نيشابور و بخشى از ايل و تبار شروع به تأسيس و ايجاد وسائل حمل و نقل (ترابرى) مناسب آن زمان نمود و چاپارچى و پست مخصوص براى شهرهاى خراسان و مشهد به خصوص براى زوار و شمال ايران كرد.
وسائل حمل و نقل آن زمان گارى و درشكه و كجاوه و كالسكه و قاطر و اسب بوده است كه ضمناً پست و محمولات مردم را هم حمل مى كرده اند. درآمد خيلى بيش از كشاورزى و حشم دارى مى بوده است. با اين ثروت سرشار سالار معتمد خوان نعمت بى دريغ و گسترده اى داشته است. در طول عمر مفيد خود هر كس از شخصيت هاى برجسته اجتماعى و سياسى و فرهنگى كه از طرف حكومت تهران به نيشابور يا به طور كلى خراسان تعبيد مى شدند پذيرا مى شد و هرگونه كمك از هر نظر دريغ نمى داشت از آنجمله اند زنده يادان كمال الملك غفارى، دكتر محمد مصدق و مدرس و.... در همين اواخر بعد از ۲۸ مرداد دكتر عبدالله معظمى آخرين رئيس مجلس شوراى ملى مصدق.
در مورد شادروان كمال الملك غفارى به همين ترتيب و شايد بهتر و بيشتر پذيرائى مى شده است چه آن كه دوستى و الفت بيشترى بين آنها بوده و داستان غم انگيز صدمه شديد نزديك به كورى يك چشم آن هنرمند بزرگ با خيلى شاخ و برگ و به روايات غلط و اشتباه تعريف و گفته شده است كه دو نوشته صحيح آن بدين قرار است:
اكثر روزها همانطور كه گفته شد به علت الفت و دوستى صبحانه و ناهار و شام را سالار معتمد و كمال الملك با هم صرف مى كرده اند. روزى مستخدم مخصوصى كه براى مرحوم كمال الملك تعيين شده بود در مقابل تذكر آن هنرمند عاليقدر درباره خراب و ترش بودن شير در يك حالت جنون آنى دوات جلوى دست كمال الملك را برداشته و به صورت آن مرحوم پرتاب مى كند به چشم ايشان مى خورد. مستخدم ضارب بلافاصله توسط سالار و ساير مستخدمان حاضر دستگير و با حضور كدخدا ده حسين آباد و دشبان و پاكار تصميم به مجازات مستخدم يا اعزام او به نيشابور مى گيرند در نهايت خود آن بزرگوار واسطه شده و از مجازات مستخدم جلوگيرى كرده از حق خود مى گذرد و به همين جهت سالار سند ده حسين آباد را بدون هيچ ثمنى تقديم حضورش مى كند.
از سالار معتمد ۶ پسر و ۳ دختر باقى بود كه فقط دو تن از آنها حيات دارند. پسران اجلال الملك، اقبال الملك، عزت الله خان، دكتر جلال، دكتر مهندس جمال، ابراهيم خان و دختران گلرخ، پريرخ و ماهرخ بوده اند.
سالار تمام پسران خود را تحت سرپرستى دكتر قاسم غنى به بروكسل بلژيك فرستاد كه هر يك در رشته خود تحصيل و متخصص شدند ولى اكثراص به كار آباءاجدادى خود كشاورزى و دامدارى پرداختند. فقط دكتر مهندس جمال گنجى در دانشگاه استاد ممتاز دانشكده فنى و علم و صنعت و افسرى و هنرسرا و در وزارت راه از رياست ادارات راه و شوسه و اسفالت شروع و به مديركلى و معاونت و سپس به وزارت راه رسيد كه در طول مدت اشتغال خود در وزارت راه آثار بسيار شايسته و بزرگى بر جاى نهاد. تأسيس و ايجاد هواپيمائى ملى، ايجاد راه هاى شوسه و سپس اسفالت آنها و شروع شاهراه ها و بزرگراه هاى فعلى كه بسيار توسعه يافته است. ادامه خطوط راه آهن تا مشهد و تا يزد و مرز تركيه از خدمات او بوده است.
آن شادروان چهار دوره هم سناتور انتخابى خراسان و عضو هيأت رئيسه بوده است. بقيه خاندان گنجى هم اكثراً طالب علم و فرهنگ بوده اند و تحصيلات قديمه آنها در محضر و مكتب علامه محمد قزوينى و استاد على اكبر دهخدا و سپس در كالج آمريكائى زمان دكتر جردن و دكتر بويز و تعدادى هم در دارالفنون و سپس به فرانسه و سوئيس اعزام شده در دانشگاه هاى لوزان و ژنو و سوربن پاريس تحصيل كرده اند. از نامداران اخير رضا جعفرى (گنجى) دكتر منوچهر گنجى مى باشند كه رضا گنجى (جعفرى) پس از فراغت تحصيل در رشته رياضى از دانشكده علوم و رياست فرهنگ قزوين، رئيس فرهنگ مازندران، رئيس فرهنگ خوزستان و تهران، معاونت وزارت فرهنگ و كفالت و سپس وزارت فرهنگ آموزش و پرورش نائل گرديد. آن مرحوم هم ۶ دوره سناتور و عضو هيأت رئيس مجلس سنا بوده است.
توضيح درباره بقيه خاندان مثنوى هفتادمن مى شود و اين خاندان اغلب مايل به تظاهر و تفاخر نبوده و خدمت به ميهن را وظيفه خود مى دانسته اند.
ناظر

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   ورزش   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •