Nimrooz
Vol. 17, No. 832, May 6, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۲ - جمعه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۴
نامه حنيف مزروعى، به رئيس كل دادگسترى تهران: اصلا اتهام من چه بوده است كه از آن تبرئه شده ام؟
در بازجوئى از من ميپرسيدند «اعتراف كن كه با دختر..... رابطه نامشروع داشتى؟» و «كليه روابط مشكوك و غيرقانونى پدر خود را به صورت مشروح بنويسيد؟»
از وبلاگ حنيف مزروعى:
جناب آقاى عليزاده رئيس كل دادگسترى استان تهران
با سلام،
روز پنجشنبه از طريق يكى از دوستان اطلاع يافتم كه جناب آقاى عليزاده رئيس كل دادگسترى استان تهران در حاشيه مصاحبه مطبوعاتى خود مطالبى را در خصوص پرونده متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان گفته اند و در قسمتى از آن اسم اينجانب را نيز بعنوان يكى از ۱۵ نفر متهمى كه براساس بررسى هاى كميته تحقيق اين قوه بى گناه شناخته شده اند، آورده است.
پس از مراجعه به متن اصلى گفت وگوى ايشان كه در خبرگزارى ايسنا منتشر شده بود، متوجه شدم كه ايشان من را يكى از تبرئه (!!) شدگان اين پرونده دانسته است و بسيار برايم تعجب برانگيز بود كه چرا با وجود اينكه اعلام كرده اند براى اعلام نام منع قانونى دارند، خود ايشان در يك اقدام خلاف قانون اقدام به اعلام نام اينجانب نموده اند.
در خصوص اظهارات ايشان نكاتى را متذكر شده و خواهشمندم در خصوص برخى موارد در اظهاراتشان توضيح دهند:
۱- گفته اند كه من (حنيف مزروعى) تبرئه شده ام، سئوال من اينست كه:
اصلا اتهام من چه بوده است و به چه اتهامى دستگير شده بودم كه اكنون از آن اتهامات تبرئه شده ام؟
آيا اتهام من همان خيالبافى هاى ذهنى دست اندركاران پرونده و مديرمسئول كيهان است؟
اصلا من در كجا محاكمه شده ام كه اكنون از آن اتهامات تبرئه شده ام؟
آيا جديدا محاكم قضائى بدون حضور و اطلاع يك فرد هم تشكيل مى شود تا مبادا از اتهامات خود خبردار گردد؟
آيا از اتهاماتى كه در طول مدت زمان بازداشت و تحت آن فشارهاى پيدا و پنهان به من ايراد مى شد تبرئه شده ام؟
اتهاماتى همچون: اقدام عليه امنيت ملى، تشويش اذهان عمومى، آلت دست بودن آمريكا و دشمنان نظام، داشتن روابط نامشروع با فرزندان شخصيت هاى سياسى اى كه مورد قبول آقايان نبودند، داشتن روابط نامشروع با همكاران مطبوعاتى و... بسيارى موارد ديگر كه بازگو كردن آن را به تاريخ مى سپارم.
۲- گفته اند كه «چرا وقتى جرم اينترنتى بوده، به دنبال جرايم ديگر رفته بودند و مسائل بى ربط پرسيده شده بود چرا از قانون تخطى شده بود، البته نيروى انتظامى و ضابط مى دانسته كه برخى سئوال هائى كه مطرح شده در موضوع نبوده است».
جناب آقاى عليزاده حضرتعالى در جلسه ما و رئيس قوه قضائيه حضور نداشتيد و احتمالا در جريان نيستيد كه همين سئوالات بى ربطى كه مى فرمائيد چه چيزهايى بوده است، چه الفاظ ركيك و زننده اى نسبت به خانواده ها ايراد مى شده، چه تهمت هاى ناروايى كه به شخص دوم كشور تا بقيه نيروهاى سياسى اى كه آقايان آنها را قبول نداشتند زده مى شد.
با گفتن همين جمله كه فقط سئوالات بعضا بى ربطى پرسيده مى شد اين قضيه و داستان تمام نمى شود، تمام بچه هاى جوانى كه در اين پرونده بوده اند بر اثر همين سئوالات بى ربطى كه شما صحبت از آن مى كنيد نزديك به ۱۰۰ روز را در انفرادى گذراندند. به چند نمونه از اين سئوالات بى ربط اشاره مى كنم تا در جريان واقعيت قرار بگيريد:
اعتراف كن كه با دختر..... رابطه نامشروع داشتى؟
با همكاران مطبوعاتى اى كه رابطه نامشروع داشتيد به صورت مشروح و دقيق توضيح دهيد؟
كليه روابط نامشروع خود را بنويسيد؟
كليه اعمال خلاف قانون خود را بنويسيد؟
كليه روابط مشكوك و غيرقانونى پدر خود را به صورت مشروح بنويسيد؟
نقش پدرتان را در به راه اندازى جنگ روانى عليه نظام در طول مجلس ششم شرح دهيد؟
كليه روابط مشكوك انجمن صنفى روزنامه نگاران با خارج را در جهت ضربه به نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران بنويسيد؟
كليه سفرهاى خارجى پدرتان را همراه با ريز ملاقات ها و محل سفر و دليل سفر شرح دهيد؟
هر چه در مورد فرار حسين باستانى و سعيد رضوى فقيه از ايران مى دانيد بنويسيد؟
رابطه خود را با مسعود بهنود و ساير روزنامه نگاران فرارى به صورت مشروح شرح دهيد؟
هر چه در مورد بهزاد نبوى، محمدرضا خاتمى، محسن ميردامادى، سعيد شريعتى، حسين باستانى، محمدعلى ابطحى، مصطفى تاج زاده، رجبعلى مزروعى مى دانيد به صورت مشروح بنويسيد؟
نقش خود را در آشوب هاى خيابانى ۱۸ تير ۷۸ به صورت مفصل شرح دهيد؟ (توضيح اينكه در آن تاريخ اصلا من در خدمت سربازى بودم)
تاكنون چند بار به خارج از كشور سفر كرده ايد و ديدارهاى مخفى خود را در خارج با گروه هاى مختلف شرح دهيد؟ (توضيح اينكه تنها يكبار مشرف به حج عمره خانه خدا شده ام).
اهدافتان را از ضربه زدن به نظام مقدس جمهورى اسلامى و سياه نمايى عليه كشور از طريق مطبوعات و روزنامه هائى كه در آن كار مى كرديد به صورت واضح شرح دهيد؟
كليه اعضاء تحريريه روزنامه هائى كه كار مى كرديد را بنويسيد؟
در روزنامه هائى كه كار مى كرده ايد شرح دهيد كه هر شخص مشغول انجام چه كارى عليه نظام بود؟
اهداف سايت هاى ضدانقلاب مانند رويداد را كه شما با آن همكارى مى كرديد در ضربه زدن و سياه نمايى عليه جمهورى اسلامى ايران به طور مشروح توضيح دهيد؟
و.....
همانطور كه آقاى عليزاده مشاهده مى كنند، آنقدر به اين سئوالات در آن مدت پاسخ داده ام كه اكنون پس از گذشت بيش از ۵ ماه هنوز ريز ريز آن سئوالات خيالى و تخيلات را به خاطر دارم و البته سندى نيز براى اثبات اين مدعايم توانسته ام همراه خود از آن مخوف گاه به يادگار و براى اثبات بى گناهى خودم و هم بندانم بياورم كه رئيس قوه قضائيه آنرا مشاهده نموده اند.
آقاى عليزاده البته لازم نيست متذكر شوم كه هربارى كه نسبت به هر كدام از اين سئوالات پاسخى در خور علاقه آقايان داده نمى شد مورد نوازش دوستانه شان قرار مى گرفتم تا متوجه شوم كه حقيقت!!! را بگويم و جز آن چيزى نگويم؟
آقاى عليزاده از نظر شما آيا سئوال بى ربط شامل فشار براى انجام مصاحبه تلويزيونى و كردن اعترافات ساختگى بر عليه خود و ساير اصلاح طلبان مى شود؟
آيا سه بار ضرب و شتم شديد هم جزو اندكى تخطى از قانون است؟
اينجانب تنها كسى بودم كه پيش از دستگيرى توانستم وكيل براى خود انتخاب كنم، وليكن بقدرى در عمل به قانون در اين پرونده دقت شد كه تا به امروز حتى وكيل من نمى داند من به چه جرمى ۶۰ روز بايد در بازداشت با آن شرايط ويژه مى بودم؟
البته خوشحالم كه روند اين پرونده از جايى به بعد به سمت روشن شدن حقيقت گام برداشت و اسرار آن تاريكخانه نمايان شد و عاليجنابان رسوا، وليكن چه كسى جوابگوى زندگى هاى از هم پاشيده جوانان اين پرونده را مى دهد؟
جناب آقاى عليزاده شما مى دانيد كه از مجموع ۲۱ متهم اين پرونده متوسط سنى در حدود ۲۵ تا ۲۷ سال است و اكثرا جوانانى بوده اند كه حتى بعضى شخصيت هاى سياسى را بدرستى نمى شناختند ولى از بد حادثه در اين ماجرا گرفتار شدند و بعضا بيش از ۸۰ روز را در انفرادى به سر بردند.
به قول يكى از دست اندركاران اين پرونده «اين ماجرا مانند رعد و برقى بود كه آمد و رفت» آيا در حكومت عدل اسلامى با شهروندانى كه در حال گذران زندگى عادى خود هستند بايد چنين رفتار كرد كه رعدى بيايد و برقى بگيرد و بعد از مدتى هم تمام!!
اينجانب خواستار روشن شدن اين مسئله هستم كه چرا اصلا دستگير شدم؟ چرا آن برخوردهاى زننده با من انجام شد؟ چرا آن اتهامات ناروا و غيراخلاقى بارها و بارها به من زده شد و من را مجبور مى كردند كه براى خلاص شدن از اين ماجرا بى جهت اعتراف كنم كه فلان عمل نامشروع را انجام داده ام؟ چرا به زور اعتراف گيرى عليه پدرم انجام مى شد تا عليه او سند سازى ساختگى كنند؟ چرا از من به اجبار تك نويسى در مورد فعالان سياسى و انجمن هاى صنفى و احزاب سياسى گرفته مى شد؟ و هزاران چراى ديگر كه گاهى اوقات فقط كابوس آن به يادم مى آيد و كابوس اين دوران است كه در زندگى شخصى و اجتماعى ام تأثير گذاشته و خواهد گذاشت.
چه كسى پاسخگوى اين ايستگاه ناخوشايند در زندگى من و سايرين درگير در اين ماجراست، چگونه اين ماجرا در حق ما و سايرين جبران خواهد شد.
يادم هست كه يكى از دست اندركاران پرونده روزى به من گفت كه هميشه به ياد آن جمله گوهر بار سيدالشهداء در دشت كربلا باش كه فرموده بود: «اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد»
البته اميدوارم كه خود آن شخص اين گفته را سرلوحه عمل خويش كند كه مى دانم هيچگاه چنين نخواهد كرد و من فقط اين خطوط را برايتان نوشتم بر اساس اين جمله شريف و گفتن حقيقت را به عافيت طلبى و اينكه حال كه خلاص شده ام چشمم را بر آن قضايا ببندم ترجيح دادم، باشد كه جنابعالى پيگير ظلم هائى كه رفته است باشيد و بدانيد كه بر سر عده اى جوان اين مملكت كه صدايشان را به گوش شما رسانده اند چه رفته است.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   ورزش   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •