مطلبى كه در رابطه با پرسش اينجانب از نخست وزير فرانسه در نيمروز چاپ شده بود مورد توجه مهربان ياران بسيارى قرار گرفت به گونه اى كه ما را بر آن داشت تا از اين پرسش هاى سخت و دشوار از رئيس جمهور اسلامى ايران هم بكنيم.
آمدن او به پاريس و كنفرانس در يونسكو بهترين فرصت بود تا از او بپرسيم آقاى خاتمى شما براى گفتگوى تمدن ها به پاريس آمده ايد. اين گفتگوئى را كه سال هاست شما شعار خود كرده ايد آيا امكان انجامش در خود ايران و تهران هست.
آيا امكان گفتگوى خود شما با ياران ۲۰سال پيش و يا حتى ۱۰سال پيش و يا حتى ۲سال پيش هست؟
شما در ايران اسلامى نمى توانيد با نيروهاى هوادار خودتان (حتى برادر خودتان) گفتگو كنيد چطور ادعاى گفتگوى تمدن ها را در پاريس داريد؟
از سوئى طى حدود ۸ سال رياست جمهورى شما نتوانستيد از بهترين دوستان و حاميان و ياران خود دفاع كنيد. حالا چگونه مى توانيد مدعى دفاع از مردم ايران و يا گرسنگان جهان باشيد.
سعيد حجاريان مقام بلندپايه امنيتى كه عامل اصلى قدرت يابى شما بود ترور شد و ضارب او دستخوش گرفت.
عبدالله نورى وزير كشور و كرباسچى شهردار تهران به زندان رفتند و مهاجرانى و ابطحى از بى خاصيتى شما در قدرت گريختند و استعفاء دادند و شما براى آنها چه كرديد كه حالا مى خواهيد براى مردم ايران كارى انجام بدهيد؟
خاتمى در اين سفر خود كه آخرين سفر اروپائى او خواهد بود منصب تازه اى را براى فرداى خود سازماندهى كرد. او در نظر دارد تا با تشكيل سازمان جهانى گفتگوى تمدن ها و مبارزه با گرسنگى يك ارگان و شغلى خارج از كشورى براى خودش فراهم آورد تا بتواند زندگى راحت و پر طمطراقى را در خارج از ايران دنبال كند.
بارى نه كسى توانست چنين پرسش هائى را از خاتمى بكند و نه اين كه خاتمى پاسخى براى اين پرسش ها داشت و سفر اينبار وى به پاريس با سردى كامل روبرو شد. شيراك يك فرد ناشناس را براى استقبال وى به فرودگاه فرستاد و پرچم جمهورى اسلامى هم در شانزه ليزه برافراشته نشد و رسانه هاى فرانسوى هم به عنوان آخرين خبر فرانسوى و جهانى، آمدن او را به پاريس گزارش دادند و دو تظاهرات بزرگ نيز در مخالفت حضور وى در پاريس انجام شد يكى توسط هواداران پادشاهى از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در ميدان رپوبليك و ديگرى يك گروه بزرگ و چپ ضد نژادپرستى MRAP كه به جاى مجاهدين اجازه تظاهرات را از ساعت ۱۷ تا ۱۹ گرفته بودند، در ميدان باستيل.
و مسئله بسيار جالب اين كه هواداران پادشاهى پس از پايان تظاهرات خود به سوى ميدان باستيل راه افتاده و به صف مجاهدين پيوستند. بسيارى از مسئولان بلندپايه مجاهدين كه در اين مراسم حضور داشتند از اين اقدام استقبال نمودند و هر چند هواداران پادشاهى حجب و حيا كرده بودند و عكس هاى شهبانو فرح را زير كت هاى خودشان پنهان كرده بودند اما رهبران مجاهدين به آنها گفتند كه مى توانند عكس ها را بيرون بياورند.
همان روز ساعت ۱۴ من با رئيس MRAP كه تظاهرات را سازماندهى كرده بود در برنامه فرانسوى زبان خود مصاحبه كردم و از او پرسيدم آيا اجازه تظاهرات گرفتن با نام سازمان شما نوعى كمك و هميارى به مجاهدين است؟ آقاى مولود گفت نه، ما اين اقدام را در آخرين لحظه در حمايت از آزادى در ايران و اعتراض به ورود رئيس جمهور يك كشور اسلامى كه آزادى و انسانيت را زير پا گذاشته است سازماندهى نموده ايم و همه مى توانند در آن شركت كنند.
هر چند آقاى مولود از درگيرى هاى داخلى ما ايرانى ها بى خبر بود اما اين اقدام او موجب يك عمليات ويژه و تاريخى در تاريخ معاصر ايران شد.
همراهى و همبستگى مجاهدين و هواداران پادشاهى در تظاهرات پاريس هر چند به دور از عينك و نظر خانم رجوى و شاهزاده رضا پهلوى صورت پذيرفت، اما پيشتازى توده ها و هواداران و جلو رفتن آنها نسبت به ايستائى هاى رهبران شايد يك اقدام مثبت و مفيدى در استراتژى مبارزه براى آزادى ايران باشد. www.awesta.net