ما دو مشكل اساسى براى سرنگونى داريم، اول اينكه در ايران معلوم نيست كسى كه سرنگون بايد بشود چه كسى است و دوم اينكه كسانى كه مى خواهند جانشين حكومت بشوند در يك كشور به اسم ايران جا نمى شوند.
با توجه به اينكه يكى از اهم كارهايى كه ما بايد بزودى انجام بدهيم همانا سرنگونى نظام جمهورى اسلامى ايران است، لذا برخى روش هاى ساده كه از طريق آنها مى توان نظام حاكم بر جمهورى اسلامى را سرنگون كرد در موارد زير اعلام مى كنيم. به كليه نيروهاى برانداز، مخالف، دشمن، اپوزيسيون، پوزيسيون، اكسپوزيسيون نيز پيشنهاد مى شود از اين روشها براى براندازى استفاده كنند، در انتخاب اين روشها ملاحظات زير به عمل آمده و لذا توصيه مى شود:
۱) اين روشها تضمينى است و در صورت انجام ردخور ندارد.
۲) اين روشها سريع است و تا سه ماه بعد از طريق انجام آنها نظام سرنگون مى شود.
۳) اين روشها عملى است، البته در صورتى كه قرار باشد عملى انجام شود.
توضيح: با توجه به اينكه دو سه سال است مد شده است كسانى كه دوست دارند مطالب شان خواننده داشته باشد سعى مى كنند يك عنوان سكسى داشته باشند، من هم عنوان نقش سكس در سرنگونى نظام جمهورى اسلامى را انتخاب كردم. اميدوارم از اين طريق خوانندگان حقيقت جو و عدالت طلب اين مقاله را بخوانند.
روشهاى تضمينى و سريع براندازى نظام به زبان ساده
روش ايجاد نظام: برانداختن نظام جمهورى اسلامى در ابتدا به دو چيز نياز دارد، نظامى كه آنرا براندازيم، گروهى كه آن نظام را براندازند. در حال حاضر اپوزيسيونى وجود دارد كه بتوان نظام جمهورى اسلامى را با آن برانداخت، اما نظامى وجود ندارد كه بتوان آنرا نابود كرد. لذا در درجه اول پيشنهاد مى شود گروهى از ايرانيان سياستمدار و متفكر و تحصيلكرده و تعدادى جاسوسان سيا (كه ايرانى باشند) در يك پروژه سه ماهه به نظام نفوذ كنند و تلاش كنند تا بتدريج چيزى را كه به اسم جمهورى اسلامى هست تبديل به يك نظام كنند تا معلوم شود رهبر آن كيست، رئيس جمهور آن كيست، رئيس مجلس آن كيست، رئيس قوه قضائيه چه كسى است و بعد از اينكه اين افراد موفق شدند چيزى كه در ايران وجود دارد تبديل به يك نظام سياسى، كه تكليف آن روشن باشد كنند، بعداً اپوزيسيون مى تواند در عرض حداكثر يك ماه (با برنامه تضمينى ما) نظام را سرنگون كند.
نكته مهم: اين نظام جمهورى اسلامى با همين وضع مى تواند تا نه سال و سه ماه و چهارده روز ديگر هم به عمرش ادامه دهد، و هيچ كس نمى تواند آنرا تا قبل از نه سال و سه ماه و چهارده روز ديگر سرنگون كند، چون براى سرنگونى يك نظام آدم بايد بداند چه كسى را بايد سرنگون كند، در حال حاضر رئيس قوه قضائيه خودش شاكى است، در حالى كه قاضى مرتضوى رئيس قوه قضائيه است. رئيس جمهور مدتهاست كه وجود خارجى ندارد، وزير اطلاعات تحت مراقبت امنيتى است، همه كارهاى وزير امور خارجه را رئيس شوراى امنيت ملى مى كند، و تا اين وضع وجود دارد اين نظام را تا نه سال و سه ماه و چهارده روز ديگر نمى توان سرنگون كرد. چرا نه سال و سه ماه و چهارده روز؟ چون تعداد افرادى كه هر روز بخاطر خرتوخرى به نام جمهورى اسلامى در تصادف و زلزله و آتش سوزى كشته مى شوند و همچنين مهاجرينى كه به خاطر همين خرتوخرى هر روز مهاجرت مى كنند اگر دقيقا محاسبه كنيم، جمعيت ايران تا نه سال و سه ماه و چهارده روز ديگر تقريبا به صفر مى رسد و جمهورى اسلامى سقوط مى كند.
روش داروى محبت: يكى از روش هاى براندازى نظام جمهورى اسلامى اين است كه اين نظام يك اپوزيسيون دارد كه اين اپوزيسيون در خارج از ايران زندگى مى كنند، اين اپوزيسيون از سى هزار انسان مبارز تشكيل شده است كه هزار نفر رهبر آنان هستند. اين سى هزار انسان مبارز و هزار نفر رهبران آنان به خون همديگر تشنه اند و چشم ندارند همديگر را ببينند و بيش از سى سال است از گذشته با هم اختلاف دارند، يكى از مهم ترين راههاى براندازى نظام جمهورى اسلامى اين است كه ابتدا با استفاده از كمك بيست و سه ميليون دلارى آمريكا اين گروه را براى يك هفته دور هم جمع كنند و بعد در غذاى اين افراد داروى محبت بريزند تا اين افراد كه تمام قصدشان تغيير نظام جمهورى اسلامى است، اما به جاى تغيير دادن آن با همديگر مبارزه مى كنند، با هم متحد شده و حكومت را تغيير دهند.
روش تلويزيونى: يكى از راههاى مهم سرنگونى نظام جمهورى اسلامى كمك مالى ۲۳ ميليون دلارى آمريكا به تلويزيون هاى ايرانى لس آنجلسى است. آمريكا بايد اين ۲۳ ميليون دلار را بين اين ۲۳ شبكه تقسيم كند (هر شبكه يك ميليون دلار) و از آنان خواهش كند كه شبكه شان را تعطيل كنند. با تعطيل شدن اين شبكه هاى تلويزيونى يك مشكل اصلى مردم ايران حل مى شود. چون در حال حاضر مردم ايران فكر مى كنند اگر قرار است ما حكومت را عوض كنيم كه اين افراد به جاى اين حكومت بيايند عمرا اگر اين كار را بكنيم. لذا وقتى اين شبكه ها تعطيل شود، مردم بعد از چند ماه يادشان مى رود كه اپوزيسيون چه شكلى است و احساس اميدوارى مى كنند و در نتيجه با حكومت مبارزه مى كنند و حكومت سرنگون مى شود.
روش وبلاگى: يكى از راههاى سرنگونى نظام جمهورى اسلامى استفاده از وبلاگ هاست. در ايران تعدادى نويسنده اينترنتى وجود دارند كه اينها قصدشان نوشتن در مورد مسائل سياسى كشور و خبر دادن از اوضاع روز است، تعدادى وبلاگ هم وجود دارند كه قصدشان اين است كه واقعاً وبلاگ باشند يعنى بنويسند كه امروز چطور از خواب بيدار شدم، چطور جيش كردم، با كى قرار داشتم، چرا عصبى بودم، چه كتابى را حوصله نكردم بخوانم، حالم از دست كى به هم مى خورد و از اين حرف ها. يكى از مهم ترين كارها براى سرنگون كردن نظام اين است كه به نويسندگان سياسى و نويسندگان چطورى از خواب بيدار شدم هركدام كارشان را بكنند. در اين حالت كسانى كه قصدشان از نوشتن در وبلاگ شان دادن خبر از زندگى شان است مجبور نمى شوند نوشته هاى سياسى بنويسند و در نتيجه بحران هاى مختلف روحى ناشى از خواندن نظرات نامربوط كاهش پيدا مى كند و از طرف ديگر سياسى نويس ها هم مجبور نمى شوند براى كسب رضايت ساير وبلاگ ها مزخرف بنويسند.
روش تمركز فكر: ما يك گروه صد نفرى از سياستمداران معتبر و بسيار مهم و تأثير گذار در كشور داريم كه اين افراد سه ماه پيش در يك نامه خواهان برگزارى رفراندوم شدند، بعد همين افراد خواستار فراخوان رفراندوم شدند، همين افراد يك ماه بعد خواستار برگزارى انتخابات آزاد شدند، همين افراد چند روز بعد در يك نامه سرگشاده اعلام كردند كه امكان برگزارى انتخابات آزاد وجود ندارد و همين افراد مدتى بعد خواستار نافرمانى مدنى شدند. يكى از راههاى سرنگونى نظام اين است كه براى اين افراد يك دوره روانكاوى در تهران و لندن گذاشته شود و در اين دوره به آنها روش تمركز فكر آموخته شود. در روش تمركز فكر افراد بايد چشم شان را ببندند و فكرشان را متمركز كنند و ببينند بالاخره چه كوفتى مى خواهند، نمى شود كه آدم هم طرفدار انتخابات آزاد باشد، هم نباشد و هم طرفدار رفراندوم باشد و هم نباشد.
روش اسم مستعار: ما تعدادى نيروى مبارز داريم كه در فرنگستان مشغول مبارزه با نظام جمهورى اسلامى هستند و اين افراد با اسم مستعار به كسانى كه با اسم واقعى خودشان زندان مى روند مى گويند سازشكار و حكومتى، در روش اسم مستعار با جابجا كردن اين دو گروه مى توان نويسندگانى مانند ف. م. فلان يا حسن آقا يا شومبول خان را وادار كرد كه با اسم واقعى خودشان انتقاد كنند و از آدم هائى مثل تاج زاده و غيره كه با اسم واقعى زير فشار هستند بخواهيم كه با اسم مستعار مبارزه كنند، در اين حالت هم آن افراد ديگر زندان نمى روند و هم اين افراد چون با اسم واقعى مى نويسند مجبور مى شوند قبل از نوشتن كمى فكر كنند. با انجام اين كار جمهورى اسلامى بسرعت سرنگون مى شود.
روش كورش كبير: ما دو مشكل اساسى براى سرنگونى داريم، اول اينكه در ايران معلوم نيست كسى كه سرنگون بايد بشود چه كسى است و دوم اينكه كسانى كه مى خواهند جانشين حكومت بشوند در يك كشور به اسم ايران جا نمى شوند. چون ما يك پادشاه داريم، تعداد زيادى مدعى سلطنت داريم كه پادشاه موجود را قبول ندارند، دو نفر رئيس جمهور مشخص داريم، تعدادى نخست وزير داريم و چند رهبر. لذا پيشنهاد مى شود با توجه به اينكه در دوران كورش كبير و خشايارشاه بخش وسيعى از كشورهاى موجود جزو ايران بودند، و تا همين سيصد چهارصد سال قبل بحرين، آذربايجان، تاجيكستان، گرجستان، ارمنستان، افغانستان، هند، عراق، آفريقاى جنوبى و غيره روستاهاى دورافتاده ما محسوب مى شوند لايحه اى به سازمان ملل ببريم كه تعدادى كشور را در اختيار ايرانى ها قرار بدهند كه ما آنها را اداره كنيم، در اين صورت ما موفق مى شويم حكومت موجود را سرنگون كنيم.
روش آموزش رياضى: يكى از راههاى سرنگونى نظام جمهورى اسلامى اين است كه سازمان ملل متحد يك دوره آموزش رياضى براى سياستمداران ايرانى برگزار كند. در اين حالت سياستمداران كشور موفق مى شوند محاسبات خودشان را دقيق كنند و بفهمند وقتى مى گويند نود درصد، اين نود درصد با چهارده درصد فرق مى كند. يا مثلا وقتى مى گويند قرار است سه ميليون نفر در فراخوان رفراندوم رأى بدهند ياد بگيرند كه سه ميليون با چهل هزار فرق دارد. يا وقتى حكومت ايران ۱۵ درصد طرفدار دارد، بداند كه ۱۵ درصد چون از ۵۰ درصد كمتر است بنابراين هيچ وقت ۱۵ درصد نمى تواند اكثريت باشد. در حال حاضر ما ده پانزده گروه مخالف حكومت داريم كه همه آنها ادعا مى كنند بيش از هشتاد درصد مردم طرفدار آنها هستند، در حالى كه تمام مردم ايران نمى توانند هزار و دويست درصد خودشان باشند. بعد از برگزارى اين دوره آموزش رياضى امكان اين بوجود مى آيد كه گروههاى مختلف سياسى بفهمند چقدر سهم از طرفدار را دارند و وقتى اين موضوع فهميده شود حكومت خودبخود سقوط مى كند.
روش هيپنوتيزم: يكى از روشهاى بسيار مهم براى سرنگونى جمهورى اسلامى استفاده از روش هاى مانيتيزم و هيپنوتيزم است، از اين طريق مى توان كليه رهبران سياسى ايران را جمع كرد و آنها را هيپنوتيزم كرد و كارى كرد كه آنها يادشان برود چه گذشته اى داشتند و يادشان برود با هم اختلاف داشتند، بعد از طى اين مرحله ما با تعدادى انسان نسبتا معقول مواجه خواهيم شد كه مى توانند در عرض يك ساعت و نيم جمهورى اسلامى را سرنگون كنند.
روش سوسولها و خشن ها: ما تعدادى بچه سوسول نازنين شيك و تميز داريم كه در ميان اپوزيسيون برانداز تلويزيون دارند و هسته عملياتى تشكيل مى دهند و تيم نظامى دارند و مردم را به مبارزه خشن دعوت مى كنند، تعدادى هم چهره خشن و عبوس داريم مثل تاج زاده و بهزاد نبوى كه با قيافه خشن مردم را به رفتار آرام دعوت مى كنند. در نتيجه مردم چون به چشم شان بيشتر اعتماد دارند و چيزهايى كه مى بينند تا به گوششان و چيزهايى كه مى شنوند، لذا نه حرف اينها را باور مى كنند و نه حرف آنها را. يكى از روشهاى براندازى نظام اين است كه از بودجه ۲۳ ميليون دلارى آمريكا يك گروه آرايشگر و گريمور آشنا با سياست ايران استخدام شوند كه كار اينها تبديل چهره هاى سوسولى كه حرف هاى خشن مى زنند به مردان خشن و تبديل چهره هاى خشنى كه حرف هاى آرام مى زنند به آدم هاى شيك و پيك باشد. در اين حالت مردم از اين حالت سرگردانى و گيجى در مى آيند و همين كه مردم ايران از حالت گيجى و سرگردانى دربيايند خودبخود حكومت سرنگون مى شود.
روش من مى ام بيرون، تو بيا تو: در حال حاضر ما دو گروه مبارز در ميان اپوزيسيون داخل و خارج داريم، يك گروه از آنها در داخل ايران مشغول مبارزه هستند و قصد دارند از طريق مبارزات خودشان صداى ملت ايران را به خارج برسانند تا از اين طريق جهانيان از جنبش ملت ايران حمايت كنند و اين جنبش باعث تغيير حكومت شود، در مقابل گروهى در اپوزيسيون خارج از كشور داريم كه معتقدند بايد مبارزان به خيابان بريزند و حكومت را سرنگون كنند. يكى از راههاى سرنگونى نظام اين است كه از همان محل ۲۳ ميليون دلار بودجه آمريكايى يك آژانس مسافرتى دائر شود و اين آژانس براى كليه كسانى را كه مى خواهند صداى ملت ايران را به خارج برسانند بليط تهيه كند تا آنها به خارج بيايند و صداى ملت را به گوش جهانيان برسانند، همين آژانس مى تواند براى اپوزيسيون خارج از كشور كه از مردم ايران مى خواهند تا به خيابان بيايند و حكومت را سرنگون كنند بليط بخرند و آنها را به ايران بياورند تا آنها خودشان حمومت را سرنگون كنند. در اين حالت هم حكومت سرنگون مى شود و هم صداى ملت ايران به جهانيان مى رسد و هم صنعت هواپيمايى رونق پيدا مى كند.
روش پرداخت مستقيم و نزديك: يكى از روش هاى سرنگونى نظام جمهورى اسلامى روش پرداخت مستقيم و بدون واسطه است. در حال حاضر گفته مى شود كه تلويزيون هاى مخالف حكومت و نيروهاى اپوزيسيون و اكثر كسانى كه مشغول مبارزه با جمهورى اسلامى در خارج هستند از طريق ارتباط با سفارت ايران پول مى گيرند، از طرف ديگر گفته مى شود كه آمريكايى ها به نيروهايى كه در داخل كشور هستند قرار است ۲۳ ميليون دلار براى سرنگونى نظام پول بدهد، در حالى كه هم انتقال پول آمريكايى به داخل ايران مشكل است و هم دادن پول توسط سفارتخانه ها به مخالفين و بخصوص تلويزيون هاى لس آنجلسى كار سختى است، از طرف ديگر معلوم است كه هم نيروهاى داخل پول ندارند و هم نيروهاى اپوزيسيون خارج و مشخص است كه هم آمريكايى ها پول دارند و هم دولت ايران، يكى از روش هاى مناسب و بدون دردسر جمهورى اسلامى اين است كه دولت ايران همان پولى را كه به مخالفان خودش در خارج مى دهد به جاى اينكه به آنها بدهد به نيروهاى داخلى بدهد و پولهايى را هم كه آمريكايى ها مى خواهد به داخل كشور بدهند به همان اپوزيسيونى بدهند كه در خارج هست. از اين طريق هم در نقل و انتقال پول صرفه جويى مى شود و هم حكومت به سرعت سرنگون مى شود.
روش انرژى هسته اى: يكى از مهم ترين راههاى سرنگونى جمهورى اسلامى اين است كه آژانس جهانى انرژى اتمى در يك اجلاس بين المللى ايران را وادار كند كه طى يك سال هر چقدر مى تواند اورانيوم غنى كند و هر چقدر مى تواند بمب اتمى بسازد و ايران بايد تعهد كند هم در بوشهر، هم در نطنز، هم در پارچين، هم در لواسان و اوشان و فشم به فعاليت اتمى بپردازد. در اين حالت اولين اتفاقى كه مى افتد اين است كه ديگر كسى در مورد انرژى اتمى حرف نمى زند و همه متوجه مى شوند كه حقوق بشر در ايران دارد نقض مى شود و بصورت جدى به نقض حقوق بشر در ايران اعتراض مى كنند، وقتى اين اتفاق افتاد مرتضوى بركنار مى شود و عليزاده هم با كفترهاى قوه قضائيه مى رود به فريمان (منظور از فريمان همان تربت حيدريه است)، و وقتى مرتضوى برود جمهورى اسلامى هم سرنگون مى شود.
روش اقليت و اكثريت: يك راه مطمئن و كوتاه مدت براى سرنگونى نظام اين است كه كار تشكيلاتى جدى گرفته شود. در حال حاضر ما در ايران تعداد زيادى سازمان داريم كه تعداد اعضاى بعضى هاى شان به ده نفر هم نمى رسد، مثلا ما يك تشكيلات جنبش مسلمانان مبارز داريم كه يك نفر عضو دارد، بنا براين بايد نامش را به حركت مسلمان مبارز تغيير دهد، يا مثلا يك سازمان فدائيان خلق داريم كه اصلا عضو ندارد، يا يك جبهه ملى داريم كه تعداد اعضايش در طول پنجاه سال گذشته مثل جمعيت سويس رشد منفى دارد و اگر دفتر تحكيم وحدت مثل مهاجرين هندى و عرب به جبهه ملى مهاجرت نكند، اين جبهه محترم بتدريج فقط بايد مجلس ختم برگزار كند، يا يك تشكيلات سازمان چريكهاى فدايى خلق، اشرف دهقانى داريم كه محل نامبرده نامعلوم و در حال حاضر سالهاست كه مفقودالاثر است، يا يك حزب ملت ايران داريم كه يك نفر عضو اصلى دارد و بقيه اعضاى ان همگى انشعاب كرده اند، در مقابل تعداد چند ميليون ايرانى داريم كه اين افراد هر هفته سه بار استراتژى و خط مشى و اهداف شان تغيير مى كند، يك گروه ملى مذهبى هم داريم كه تازه بعد از اينكه تعدادى را با همديگر گرفتند بعد از دستگيرى فهميدند كه عضو يك تشكيلات هستند. با توجه به مثال هاى فوق يك طرح مهم براى سرنگونى نظام اين است كه سازمانهايى كه وجود دارند ولى عضو ندارند مجبور شوند تعدادى عضو پيدا كنند، و در مقابل ملتى كه سازمان ندارند هم مجبور شوند سازمان پيدا كنند، در همان لحظه اى كه قرار شد اين تصميم عملى شود نظام خودبخود سقوط مى كند.
روش آموزش زبان فارسى: يكى از مهم ترين راههاى براندازى نظام اين است كه زبان فارسى به شكل درست آن آموزش داده شود. چون حكومت جمهورى اسلامى به زبانى حرف مى زند كه ملت نمى فهمند كه حرف حسابش چيست، ملت هم به هر زبانى كه با اين حكومت حرف مى زنند آنها كار خودشان را مى كنند، اپوزيسيون خارج از كشور هم سال به سال فارسى يادش مى رود و در تلويزيون هاى فارسى زبان مجرى ها يا چاله ميدانى مدل ۱۳۴۰ حرف مى زنند يا با لهجه بيبز لس آنجلسى (قرار است اهورا پيروز يزدى بشود رئيس فرهنگستان زبان فارسى در مهاجرت)، به همين دليل اپوزيسيون جورى حرف مى زند كه مردم براى فهميدن زبان آنها احتياج به گذراندن دوره آموزش زبانهاى باستانى ايران دارند، از طرفى مردم ايران هم وقتى با مهاجرين خارج از كشور حرف مى زنند، آنها پنجاه درصد واژه ها را كه معانى شان عوض شده و واژه هائى كه در اين بيست سال توليد شده را نمى فهمند. بخش مهمى از اختلاف نظر در سياست ايران در مورد موضوع بحث نيست، بلكه در مورد فهم زبان فارسى است، لذا پيشنهاد مى شود از همان محل ۲۳ ميليون دلار بودجه آمريكايى يك تلويزيون فارسى دائر شود تا زبان فارسى به رهبران سياسى كشور آموخته شود. مطمئنا به محض اينكه همگان فارسى معمول را ياد گرفتند اين حكومت نيز سرنگون خواهد شد.
توضيح مالى: با توجه به اينكه در اين طرح ما مجبور شديم از ۲۳ ميليون دلار بودجه آمريكايى چند بار استفاده كنيم، لذا ضمن عذرخواهى از دولت آمريكا پيشنهاد مى شود بودجه ۲۳ ميليون دلارى به ۲۳۰ ميليون دلار افزايش يايد.