|
داريوش همايون
عراق محكوم به دمكراسى و پكپارچگى است
پس از انتخاباتى كه از تهران تا پاريس خنده را بر لبها شكست نوشتن قانون اساسى كه به همه طرف ها چيزى بدهد ناممكن به نظر نمى آيد
دمكراسى و انتخابات آزاد در خاور ميانه عربى-اسلامى اساسا يك تناقض عبارتى است
خاور ميانه اى چنان كسى است كه نگاه مى كند ولى نمى بيند و گوش مى دهد ولى نمى شنود
بيشتر عراقيان در همسايگى ايران با اوضاع آشنا تر از آنند كه تكرار چنان تجربه هولناك ننگينى را بخواهند
زرقاوى هنگامى كه در آستانه انتخابات به دمكراسى اعلان جنگ داد سخن آخر و يكى از آخرين سخنانش را گفت
اقوام ايرانى اگر وعده استقلال چپگرايان از همه سو نوميد را جدى نگيرند مشكلى با جريان اصلى ناسيوناليسم دمكرات ليبرال ايرانى ندارند
|
|
homayoun
|
تلاش: مهمترين گام پس از انتخابات در عراق تدوين قانون اساسى توسط مجلس منتخب است. قانون اساسى كه بتواند بيان و زبان همه مردم عراق و اكثر گروهبندى هاى آن باشد و بيش از هر چيز اميد ايجاد ناامنى و بى ثباتى در اين كشور را در دل عاملان ترور و جنايت نابود سازد! با توجه به اينكه در انتخابات اخير تمايلات و گروه گرائى هاى مذهبى و قومى نقش تعيين كننده اى داشت، آيا مجلس برآمده از آن و با اين تركيب، قادر خواهد بود مسائل را فراتر از منافع قومى مذهبى ببيند؟
همايون: تجربه ملى عراقيان در هشت دهه اى كه از عمر آن كشور مى گذرد به خوبى با ژرفاى تجربه خود ما قابل مقايسه است. هر عراقى آگاه مى تواند به تاريخ دراز ديكتاتورى و كشتار جمعى و حكومت ارتشى-پليسى، همه برخاسته از ناسازگارى هاى مذهبى و قومى، بنگرد و درس هائى براى آينده بگيرد. عراق كشورى چند پارچه است و با اينهمه محكوم است يكپارچه بماند. همسايگان عراق اجازه نخواهند داد عراق از هم بپاشد و تا كنون اين يكپارچگى با بيرحمانه ترين ديكتاتورى ها و بد ترين تجاوزات تحميل شده است. اكنون عراقيان مى بايد سرنوشت ناگزير خود را در دست گيرند و در فضاى دمكراتيك پكپارچه بمانند. آنها مى دانند كه يا مى بايد، با هم زندگى كنند و يا در هم بيفتند و آسايش و خود زندگى را، براى گروه هاى بيشمارشان، بدرود گويند. پس از انتخاباتى كه از تهران تا پاريس خنده را بر لبهاشكست نوشتن قانون اساسيى كه به همه طرفها چيزى بدهد ناممكن به نظر نمى آيد. رسيدن به يك همرائى ميان شيعيانى كه براى نخستين بار از يوغ مثلث سنى آزاد مى شوند، و كردانى كه از آغاز دهه نود به درجات بالاى خودمختارى رسيده اند و وسوسه استقلال كامل در محافلى از آنها نيرومند است، و سنيانى كه همه تلخى و سرخوردگى اند، آسان نيست. به همين ترتيب در كشورى با باور هاى مذهبى تند و خشونت بار، گرايش به تحميل يك حكومت به درجات گوناگون، مذهبى، ممكن است تدوين قانون اساسى را به دست اندازهاى سخت اندازد. در برابر، سه عامل مهم به سود يك قانون اساسى پذيرفتنى براى گروه هاى قومى گوناگون عراق كار مى كند. نخست، دورنماى هراس آور شكست كه عراق ۲۰۰۵ را لبنان ۱۹۷۵ بد ترى با ابعاد بزرگ تر خواهد كرد: صحنه قدرت نمائى ديگران از دور و نزديك و ميدان جنگ بيرحمانه داخلى. دوم، حضور چيره امريكا كه جلو پاره اى زياده روى ها را مى تواند بگيرد. سوم، حق وتوى هر سه استانى از استان هاى عراق كه قانون اساسى آينده را با اكثريت دو سوم رد كنند. عراقى ها چاره اى جز رسيدن به يك مصالحه ندارند.
ما هر چه در اهميت اين انتخابات بگوئيم مبالغه نكرده ايم. خود اينكه هشت ميليون و نيم عراقى در زير رگبار گلوله و رگبار تبليغاتى رسانه هاى عرب و اروپائى در شرايط اشغال نظامى كه با انتخابات آزاد سازگارى ندارد توانستند در يك انتخابات آزاد شركت جويند عاملى است هم ارز تركيب جمعيتى عراق و شكافهايى كه در آن جامعه هست و مخاطراتى كه عراق را از بيرون تهديد مى كند. عراقيان اكنون مى دانند كه راهى جز دست بردن به اسلحه براى برطرف كردن اختلافات هست. (رسانه ها و نويسندگان «مترقى» كه هر چه توانستند بر ضد اين انتخابات كار كردند، از انتخابات رياست جمهورى صدام كه با صد در صد دارندگان حق رأى برگزيده شد بى اشاره اى گذشته بودند. به آسانى مى توان «مترقى» را به جاى «در طرف عوضى تاريخ» بكار برد.)
تلاش: پيش از برگزارى انتخابات چهره ها و شخصيت هاى شركت كننده در جبهه شيعيان يكى از برنامه ها و هدف هاى انتخاباتى خود را، جلب هرچه بيشتر سُنيان به مشاركت در سرنوشت سياسى آينده كشور قرار داده بودند. حتى از سوى كانديداى حزب شيعه الدعوه اعلام شده بود، پس از برنده شدن حاضر به واگذارى چند كرسى به نمايندگان سُنى است. آيا تا كنون در جهت هدف فوق گامى برداشته شده است و آيا سُنى ها هنوز در بايكوت سياسى خود و عدم همكارى با دولت عراق پافشارند؟
همايون: واگذارى كرسى هاى اضافى به كسانى كه درانتخابات شركت نكرده اند عملى نيست و سنيان شامل كردان كه خود سنى هستند بيش از صد نماينده در مجلس دارند. شريك كردن سنيان در فرايند سياسى در تدوين قانون اساسى خواهد بود كه مسلما به سنيان عرب درون و بيرون از پارلمان سهم زيادى داده خواهد شد. در جمعيت سنى، گروهى از ترس و بيشترى در اعتراض به اصل هر كس يك راى، در انتخابات شركت چندانى نكردند. تروريست ها، چنانكه مى دانيم در استان هاى سنى فعالند و بيشتر از همان ها مى كشند و در انتخابات نيز رأى دهندگان بيش از همه در همان استان ها خود را با خطر مرگ روبرو مى يافتند. ولى مشكل سنيان با خود دمكراسى بود. آنها نمى خواستند قدرت سياسى از صندوق رأى بيرون آيد زيرا بيست در صدى جمعيت سنى عرب عراق در اقليتى است كه با دمكراسى نمى تواند برترى تاريخى اش را حفظ كند. بهر حال به سنيان عرب، صرفنظر از كرسى هايشان در مجلس، سهم كافى در تدوين قانون اساسى داده خواهد شد. در تركيب كابينه نيز بعيد است آنان را ناديده بگيرند. نمى بايد فراموش كرد كه استان هاى سنى نشين حق وتو بر قانون اساسى دارند و مى بايد به درخواست هاى معقولشان تن در داد.
تلاش: در حالى كه اقدام شجاعانه اكثريت مردم عراق را كه بدون توجه به تهديدات تروريست هاى اسلامى به پاى صندوق هاى رأى رفتند در سراسر دنيا ستودند، موضع رسمى بسيارى از سران كشورهاى عربى سكوتى همراه با ناخرسندى بود. رئيس اتحاديه عرب (عمرو موسى) در همان زمان اعلام داشت: «جريان انتخابات عراق با دقت و همراه با نگرانى از سوى سران كشورهاى عربى دنبال مى شود... همه كشورهاى عربى از نظر اقتصادى، اجتماعى يا مذهبى آمادگى پذيرش دموكراسى را ندارند.» با توجه به تجربه دخالت هاى آشكار و پنهان رژيم هاى عربى در بحران هاى منطقه آيا جمعيت ۲۰ درصدى عرب هاى سُنى عراق مى توانند پايگاه مناسبى براى اين دخالت ها باشند؟
همايون: دمكراسى و انتخابات آزاد و خاور ميانه عربى-اسلامى اساسا يك تناقض عبارتى است. هنگامى كه چندسال پيش سران كشورهاى عرب در مراسم خاكسپارى ملك حسين در عمان حضور يافتند روزنامه نگاران غربى از منظره مردانى در دهه هاى هفتم و هشتم زندگى كه تا چشم مى توانست به عقب بنگرد بر سر كار بوده اند به شگفتى افتادند. بسيارى از اين مردان روساى جمهورى هستند كه پى در پى با اكثريت هاى بزرگ انتخاب مى شوند و پسرانشان را در پشت سر براى پس از خود آماده مى كنند. يكى از آنها، حافظ اسد سوريه، در عمل موفق هم شد (در جمهورى آذربايجان و كره شمالى نيز شاهد اين پديده هستيم.) در عراق، مانند افغانستان، تانك هاى امريكائى راه انتخابات آزاد را گشودند و چنين خطرى هيچ رژيم خاور ميانه اى ديگرى را تهديد نمى كند. با اينهمه عمرو موسى از زبان همه حكومت هاى عرب سخن مى گويد و نگرانى او درست است. هيچ حكومت خاور ميانه اى تاب يك انتخابات آزاد را نخواهد آورد و از آن بد تر، در بيشتر اين كشور ها انتخابات آزاد به روى كار آمدن اسلاميانى خواهد انجاميد كه اصل هر كس يك رأى يكبار را قبول دارند. ايران دهه ۱۹۷۰ در جهان عرب نمونه هاى فراوانى دارد: رژيم هاى فرسوده و به فساد و لختى فرمانروائى دراز بيرقيب افتاده، سياستگرانى آماده هر معامله، روشنفكرانى عوامفريب و فريفته عوام (و با توجه به فراورده هاى فكرى شان كم و بيش از جنس همان عوام) و يك جريان اسلامى مسلط (كه نبايد با مسلمان اشتباه شود) كه از شكست برنامه هاى سياسى ناسيوناليستى (ناصرى) و كمونيستى و نوسازندگى نيمه كاره نيرو مى گيرد. جامعه هاى عرب البته تجربه ايران را پيش چشم دارند ولى خاور ميانه اى چنان كسى است كه نگاه مى كند بى آنكه ببيند و گوش مى دهد بى آنكه بشنود. او حقانيت دارد و به واقعيات مزاحم راه نمى دهد. نمونه هايش اينهمه نويسندگان و سياسى كاران هم ميهن در بيرون.
تاثيرات انتخابات عراق در همسايگانش دراز مدت خواهد بود و به جنبش هاى آزاديخواهانه كمك خواهد كرد. اگر امريكائيان در طرح خاور ميانه بزرگ جدى باشند انتخابات عراق بهترين رهسپاريگاه است. انتخابات آزاد حتا زير سرنيزه ارتش بيگانه در اين منطقه بداعتى است. خاور ميانه اى ها نمى بايد از اين حقيقت گله كنند. اگر آنها دشمنانى بد تر از خودشان و مخالفانى خونى تر از ميان خودشان ندارند و جنگشان بيشتر با يكديگر است ناچار ديگران به جايشان تصميم خواهند گرفت، از ابو مصعب زرقاوى اردنى تا فلان آخوند قمى تا ژنرال ابوزائيد امريكائى سورى تبار.
تلاش: با تشكيل يك حكومت شيعه در دل كشورهاى عربى كه پيوندِ نژادى قومى و همچنين دينى و مذهبى يگانه از حلقه هاى مهم «اتحادشان» محسوب مى شود، آيا همانگونه كه پادشاه اردن عبدالله اعلام داشته است، توازن قوا در منطقه عربى برهم خواهد خورد؟
همايون: ملك عبدالله كه مانند پدرش از استعداد سياسى بزرگى برخوردار است (در اين مورد وراثت پادشاهى از وراثت جمهورى بهتر درآمده است) نگران هلال شيعى است كه از ايران تا عراق و لبنان كشيده شود و با توجه به تروريسمى كه شيعه آخوندهاى ايران به اسلام داده است و قدرتى كه ايران مى تواند پشت هر طرح سياسى بگذارد حق دارد نگران توازن قوا باشد. ولى ميان يك حكومت شيعه، مانند آنچه در ايران داريم و حكومتى كه شيعى مذهبان در آن اكثريتى نيز داشته باشند تفاوت است. عيب ملى عراق، ناهمگنى جمعيت و محكوم بودن به زندگى با يكديگر، در اين اوضاع و احوال استثنائى مى تواند به سود همه دنياى عرب در آيد. اگر اكثريت عراقيان اعراب سنى يا شيعه مى بودند نتيجه انتخابات به احتمال زياد يك حكومت اسلامى مى شد. با قدرتى كه به مردم عراق بخشيده شده است نمى توان تصور كرد چهل در صدى از جمعيت اجازه دهد رفتارى كه حكومت شيعه با سنيان ايران مى كند در عراق تكرارشود (اينكه قدرت بخشى چگونه بوده است اهميت دراز مدت ندارد؛ بهر حال در عراق نيز مانند افغانستان راه ديگرى نمى بود.)
تلاش: پنهان نيست كه بخشى از نگرانى سران عرب از تشكيل حكومت شيعيان در عراق احتمال تقويت موقعيت جمهورى اسلامى در منطقه است. آيا واقعاً حكومت اسلامى مى تواند روى دولت جديد عراق و اكثريت شيعه اى كه در مجلس ملى آن دارد، حسابى بازكند؟
چشم انداز رابطه ميان حكومت عراق و حكومت اسلامى در ايران چه خواهد بود؟ شيعيان عراق چقدر با مدل حكومت الهى در ايران احساس نزديكى مى كنند؟
همايون: جمهورى اسلامى به دليل بيش از دو دهه پشتيبانى و ميزبانى بسيارى از رهبران شيعى عراق و پولى كه هزينه مى كند از نفوذ قابل ملاحظه اى برخوردار است ولى در عراق امريكائيان نيز هستند كه تا باشند از جمهورى اسلامى نيرومند ترند و اگر مداخلات رژيم آخوندى از حد بگذرد خود آن را تهديد خواهند كرد. در جهان عرب جز سوريه هيچ كشورى سودى در خراب تر كردن وضع عراق ندارد و امريكائيان مى توانند از همكارى پاره اى از آنان برخوردار شوند. كوشش جمهورى اسلامى براى بازآفرينى نمونه خود در عراق محكوم به شكست است. خود رهبران شيعى عراق بويژه آيت الله هايشان بيش از همه از ورشكستگى نه تنها سياسى بلكه تاريخى يك جمهورى اسلامى شيعى (نسخه بدل جمهورى اسلامى سنى طالبان) آگاهند. بيشتر عراقيان در همسايگى ايران با اوضاع آن كشور آشنا تر از آنند كه تكرار چنان تجربه هولناك و ننگينى را بخواهند. در اين لحظه نمى توان گفت كه چه كسى نخست وزير آينده عراق خواهد شد ولى پيروزى نامزد اتحاديه سازمان هاى شيعى هيچ مسلم نيست.
تلاش: انسجام و اتحاد درونى گروه هاى ائتلافى شيعه برسر تقسيم كرسى هاى قدرت و يا برسر ميزان دخالت دين در حكومت چقدر است؟ آيا ممكن است بدليل كشاكش برسر قدرت يا برسر مواضع، نيروى مسلح آن ها يعنى سپاه بدر به طرفدارى از هريك از گروه هاى شيعه به روى هم اسلحه بكشند؟
همايون: سپاه بدر در نبرد نجف و شهر صدر شكست بدى از امريكائيان خورد و در شطرنج سياسى به سيستانى باخت. مقتدا صدر رهبر آن در مجلس نمايندگانى دارد كه يك گروه حاشيه اى است آلوده به لكه دست نشاندگى آخوند هاى ايران و تصور نمى رود ديگر بتواند عراق را به خطر اندازد. در ائتلاف سى و چند گروهى كه اتحاديه شيعى را مى سازند همه گونه گرايش ها از جمله عرفيگرائى مى توان يافت. سياست عراق را صرفا با شيعه و سنى نمى توان توضيح داد. ميدان گشاده اى است با بازيگرانى كه به آسانى مى توانند جاى خود را عوض كنند. عامل امريكا را نيز نمى بايد فراموش كرد. هر چه هم اين سخن بر محافل مترقى گران آيد امريكائيان اكنون و پس از درس گرفتن از اشتباهاتى كه همواره در نخستين مراحل مى كنند يك عامل ثبات و ترقيخواهى (با مترقى عوضى گرفته نشود) در عراق هستند. آنها نيز محكوم اند در ماجراى خطيرى كه درگيرش شده اند كامياب شوند.
تلاش: برخلاف علاقمندى آمريكا و تلاش هاى دولت موقت عراق به تقويت مواضع عرفى گرايان و كسانى كه خود را بيشتر عراقى مى دانند تا كرد و شيعه و سنى و لاجرم برايشان حفظ يكپارچگى و ثبات كشورشان نسبت به منافع گروهى از اولويت برخوردار است، همانگونه كه گفته شد فرقه هاى مذهبى قومى دست بالا را در حوادث سياسى امروز عراق دارند. آيا عرفى گرايان عراقى در موقعيتى هستند كه بتوانند بر تحولات اين كشور تأثير گذاشته و ثبات و يكپارچگى آن را حفظ كنند؟
همايون: عراق در دوران بعث چند بار از حمام خون بدرآمد ولى يك تجربه دراز نزديك به دو نسل از يك عرفيگرائى نسبى را پشت سر گذاشت. زنان عراقى بويژه نيروئى هستند كه مى بايد در شمار آيند. گروه هاى بزرگ عراقى كه از تبعيد بيرون به كشورشان باز مى گردند جبهه عرفيگرائى را گسترده تر مى سازند. در همه گروه هاى قومى و مذهبى عراق عناصر عرفيگرا حضور برجسته دارند و كردان با بيست و پنج در صدى كه در مجلس كنترل مى كنند و متحدان عرفيگرايشان در چهل و اندى نماينده گروه علاوى و تهديد وتوى قانون اساسى، نخواهند گذاشت يك حكومت مذهبى در عراق روى كار آيد. صحنه سياسى عراق چنان گشوده و گشاده است كه هر كشور عربى مى بايد غبطه اش را بخورد. صد و پنجاه روزنامه مى توانند هر چه بخواهند بنويسند، مگر ترس از تروريست هانگذارد؛ و همين اندازه و بيشتر سازمان هاى سياسى در صحنه اند. كمونيست هاى اصلاح شده و نشده خودمانى هيچ به رو نمى آورند كه حزب كمونيست عراق در پناه سربازان امريكائى تظاهرات مى كند؛ همان حزب كه صدام حسين محبوب شوروى و اردوى صلح و بشردوستى و عدالت، يا اعضايش را كشت يا به تبعيد و زندان فرستاد. اگر علاوى با پشتيبانى نمايندگانى از ميان شيعيان باز به نخست وزيرى برسد هيچ در شگفت نمى بايد شد. علاوى يك شيعى عرفيگراست و جبهه اش پاره اى سنيان عرفيگرا را نيز دربر مى گيرد.
تلاش: احتمال اينكه جناياتى كه امروز تروريست ها در عراق صورت مى دهند و ظاهراً بعد از انتخابات برمحور كشتار شيعيان متمركز شده است و به يك جنگ مذهبى داخلى فرارويد چقدر است؟
همايون: جنگ داخلى در عراق احتمال دورى است. يك نشانه پختگى جامعه عراقى پابرجائى شيعيان دربرابر تحريكات آدمكشان بعثى و تروريست هاى اسلامى است. همه كشتار هاى آنان نتوانسته است به تنش هاى مذهبى ازگونه پاكستان كه آخرين كشورى است كه انسان بخواهد سفر كند بينجامد. تروريسم يا «مقاومت» به زعم امريكا ستيزان و پدركشتگان مترقى، در عراق محكوم به شكست است. با بمب نمى توان به جنگ صندوق رأى رفت بويژه كه ژنرال سورى تبار نيز در پيرامون صندوق باشد. زرقاوى هنگامى كه در آستانه انتخابات به دمكراسى اعلان جنگ داد سخن آخر و يكى از آخرين سخنانش را گفت.
تلاش: يكى ديگر از مسائل حساس عراق، وضعيت كردهاست. با آرائى بيش از ۲۵ درصد در مجلس ملى عراق جهت گيرى آن ها به كدام سمت خواهد بود. به سمت حفظ وحدت و يكپارچگى عراق يا جدائى و استقلال طلبى؟
برخلاف زمان جنگ و سرنگونى صدام و دوره قبل از انتخابات، رفتار رهبران كرد عراق از متانت ديپلماتيك و دولتمدارى كافى برخوردار نبوده و بعضاً تحريك كننده است. آيا آنها حاضرند سلطه خود برچاه هاى نفت كركوك و موصل را قربانى حضور سياسى موثر در بغداد و سراسر عراق نمايند؟ آمريكا چقدر متعهد به حفظ وحدت و يكپارچگى عراق و متعهد ساختن كردها به آينده اين كشور است؟
همايون: امريكائيان هر چه بتوانند براى يكپارچگى عراق انجام خواهند داد و تركيه در بالا عاملى است كه تندرو ترين كردان را نيز ناگزير از واقع بينى خواهد كرد. در اين ترديد نيست كه كردان بيشترينه چانه را براى گرفتن امتيازات خوهند زد و كسى نمى تواندآنان را سرزنش كند. پس از يك تاريخ دراز تحمل تبعيض و سركوبى، كردان حق دارند از حقوقى كه در ميثاق هاى پيوست اعلاميه جهانى حقوق بشر ناظر بر حقوق اقليت هاى قومى و مذهبى، آمده است برخوردار باشند و امور خويش را خود اداره كنند و سهم عادلانه اى از منابع طبيعى منطقه خود ببرند. ولى آينده آنها در عراق است و يك كشور كوچك كرد در محاصره قدرتهاى متخاصم بختى نخواهد داشت. مردم كرد بيش از سهم خود از كشتار و پاكشوئى قومى داشته اند و سزاوار زندگى آرام شهروندان آزاد در يك نظام دمكراسى ليبرال هستند. حضور نيرومند كردان در صحنه عراق اتفاقا به سود يكپارچگى و دمكراسى و عرفيگرائى در عراق است و جلو زياده روى هاى ديگران را خواهد گرفت.
تلاش: ايرانيان كرد با چه نگاهى تحولات اين منطقه را دنبال مى كنند، آيا اساساً وضعيت كردهاى عراقى مى تواند برروى مواضع كردهاى ما تأثيرى داشته باشد.
همايون: كردان ايران مسلما با نهايت علاقه تحولات عراق را دنبال مى كنند و اگر بخواهند همان موقعيت را در ايران داشته باشند در شگفت نبايد شد. با آنكه وضع كردان در ايران و عراق قابل مقايسه نيست اثر پيوند هاى قومى را در موضع گيرى هاى سازمان هاى سياسى كرد نبايد ناديده گرفت. توصيه اى كه به گروه هاى سياسى ايران مى توان كرد آن است كه در دفاع از حقوق اقوام بيش از مرز دمكراسى و حقوق بشر نروند و براى گردآورى نيرو و لشگرآرائى از آن سو نيفتند. دهان به دهان شدن با تجزيه طلبان زير علم حق تعيين سرنوشت نه به سود دمكراسى است نه پيكار با جمهورى اسلامى و نه حقوق اقوام. چنان انحرافى بر عمر جمهورى اسلامى خواهد افزود و گرايش هاى نطامى گرى و حتا فاشيستى را دامن خواهد زد. در ايران كمتر از بسيارى كشور هاى ديگر مى توان با يكپارچگى ملى بازى كرد. نگهدارى اين آب و خاك از آن موارد معدودى است كه مى تواند چشم ايرانى را بر هر ملاحظه اى ببندد. اما تا آنجا كه به سازمان هاى سياسى اصلى كردان ارتباط مى يابد جز تأكيد بر يكپارچگى ايران چيزى نمى گويند. اختلاف ما با آنها به نظر مى رسد بيشتر در نام هاست. ما در حزب مشروطه ايران، كه بزرگ ترين نماينده گرايش ليبرال دمكرات ايران بشمار مى رود، به دليل پيشينه تاريخى فدراليسم و ناسازگار بودنش با شرايط ايران و سوء استفاده هائى كه از آن در موقعيت جغرافيائى ايران مى توان كرد طرح حكومت هاى محلى را بجاى فدراليسم براى تمركز زدائى از حكومت پيشنهاد كرده ايم. در آنچه به حقوق اقوام مربوط مى شود ما در چهارچوب اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق هاى پيوست آن فكر مى كنيم. كردان ايران اگر از رهبرى روشن بينى برخوردار باشند، كه اميد است چنين باشد، و اگر چپگرايان از همه سو نوميدى را كه براى جلب پشتيبانى، وعده استقلال به هر گروه قومى مى دهند جدى نگيرند، هيچ مشكلى با جريان اصلى ناسيوناليسم دمكرات و ليبرال ايرانى ندارند. آنها بازماندگان نخستين ايرانيانى هستند كه هنگامى كه پا به ميدان تاريخ گذاشتند جهان را دگرگون كردند. چنانكه ريچارد نلسون فراى، پروفسور ايران دوست هاروارد، نوشته است با آن ايرانيان بود كه فرايافت دين از دولت جدا شد. ما كه «دو انگارى» dualism را به جهان داده ايم به يك معنى عرفيگرائى را نيز آغاز كرديم.
تلاش: اخيراً با اوج گيرى جدال هاى انتخابات رياست جمهورى دور نهم ميان جناح هاى حكومت اسلامى در ايران، شاهد تاكتيك هائى از سوى اصلاح طلبان حكومتى هستيم كه نشان مى دهند، آنها به هر وسيله اى دست مى زنند تا بتوانند به هزينه ملت ايران خود را در قدرت حتى بصورت «تداركاتچى» و در حاشيه آن نگاه دارند.
ته مانده هاى اصلاح طلبان دينى با استفاده از تجربه دوم خرداد، اين بار مسئله اقوام اين گروه هاى بالقوه ناراضى بويژه كردها را به مسئله زنان و جوانان افزوده و اميدوارند با سودجوئى از نارضايتى ها و مطالباتشان، آنها را بصورت لشگر خود به پاى صندوق هاى رأى بكشانند.
از نظر شما آنها اين بار در ابزارسازى خود به هزينه مردم ايران و ايرانيان كُرد چقدر موفق خواهند بود؟
همايون: اصلاحگران در ايران غم انگيز ترين افرادند. آنها در سراشيبى افتاده اند كه به سردار دزدسالارى cleptocracy ختم خواهد شد. از اصلاح طلبان حكومتى هر فريبكارى بر مى آيد، چه در قدرت باشند و چه بيرون از آن. گوئى در مسابقه اى با انحصارگران در نشان دادن چهره اسلام راستينى هستند كه بيست و شش سال است در آن فرو رفته ايم. تاكتيك هاى آنان هر چه باشد اعتبارشان در حدود صفر است. هيچ كس جز همپالكى هاى بى اميدشان در بيرون، خريدار سكه تقلبى آنان نخواهد بود. انتخابات رياست جمهورى امسال با اين مشكل روبروست كه شمار رأى دهندگان واقعى و به ميل خود از نامزدان چندان بيشتر نباشد.
تلاش: جريان جنبش رفراندوم تا چه حد توانسته نظر گروه هاى فعال منتسب به اقوام ايرانى را به خود جلب نمايد؟ آيا بيانيه فراخوان ملى برگزارى رفراندوم، از ظرفيت كافى براى پاسخگوئى اصولى به مطالبات گروه هاى فعال اين اقوام و فعالترين آنها يعنى ايرانيان كُرد را دارا است و چشم اندازى روشن براى جذب آنها به پروسه بنيانگذارى ايران دموكراتيك پس از جمهورى اسلامى را ارائه مى دهد؟
همايون: بزرگ ترين سازمان هاى سياسى قومى تا كنون و تا جائى كه من مى دانم دربرابر فراخوان خاموش مانده اند و شمارى سازمان هاى كوچك اعتراض كرده اند كه چرا در بيانيه از تماميت ارضى ايران ياد شده است؟ از گروه دوم مى گذرم كه در پيله تنگ خود هيچ ربطى به جهان بيرون از جمله مبارزات مردم ايران ندارند. ولى در مورد سازمان هاى بزرگ تر، اين كنار كشيدن از پيكار ملى و تمركز بر مسائل قومى هيچ كمكى به افزايش تفاهم كه لازمه حل مشكلات است نخواهد كرد. گذشته از اين، چه در حقوق اقوام و چه تمركز زدائى هر پيشرفتى بستگى به تغيير رژيم در جمهورى اسلامى دارد و همكارى همه نيروهاى آزاديخواه براى آن لازم است. اما در آنچه به همه ايران و نه تنها بخشى از آن مربوط مى شود ما كمتر شاهد مشاركت جدى اين سازمان ها بوده ايم. به نظر مى رسد آنها مبارزه با جمهورى اسلامى را از پشت منشور فدراليسم مى بينند. مشاركت آنان در حدى است كه گروه هاى سياسى ديگر را پيشاپيش به چنان فرمولى متعهد سازند. اين استراتژى مى تواند آنان را به انزوا بكشاند.
فراخوان همه پرسى متن كوچكى است و وارد بسيارى موضوعات نشده است ولى هر چه در دايره آزاديخواهى و حقوق بشر بگنجد در آن هست. تأكيد نشدن بر موضوعاتى مانند جدائى دين از حكومت يا حقوق اقوام به معنى غفلت از آنها نيست. قانون اساسى بر پايه حقوق بشر كه از سوى نمايندگان مردم در يك انتخابات آزاد تدوين و به رأى همگانى گذاشته شود حقوق و آزادى هاى همه را تضمين مى كند. هيچ جائى در اعلاميه جهانى حقوق بشر نيست كه تجاوز به حقوق قومى يا كمترين تبعيضى را اجازه دهد و اداره امور مردم توسط خود آنها از حقوق بشر است. فراخوان همه پرسى يك برنامه سياسى نيست؛ يك استراتژى پيكار نيز نيست، گرچه بخش موثرى از آن بشمار مى رود و رژيم را در تنگناى بيشترى مى گذارد. فراخوان نقشه راهى است براى پس از جمهورى اسلامى. اين گروه هاى سياسى اند كه مى بايد اصول قانون اساسى آينده را در ميان خود بحث كنند و زمينه را براى هنگامى كه سرانجام مردم بتوانند تصميم بگيرند آماده سازند. توافق بر سر سه اصل بنيادى در فراخوان، نخستين مرحله چنان توافقى است: اصلاح ناپذيرى رژيمى كه با موجوديت ايران و بهروزى مردم ناسازگار است؛ قانون اساسى نوينى براى ايران بر پايه اعلاميه جهانى حقوق بشر كه در واقع آن را متن سياست هاى ايران قرار مى دهد؛ و فرايند انتخابات مجلس موسسان و همه پرسى در شرايط آزاد و زير نظارت بين المللى براى تدوين و تصويب آن قانون.
دريافتن معنى و دامنه واقعى فراخوان ما را قادر مى سازد كه سياست را در ايران به سطح بالا ترى برسانيم و از كشاكش مبتذل بر سر شكل حكومت يا نبرد بر سر گذشته بدر آوريم. تا همين جا فراخوان به اين منظور خدمت كرده است. ببينيد مخالفان يك راه حل دمكراسى ليبرال، يك ايران همه ايرانيان، خود را به چه بن بست تاسف آورى انداخته اند.
از تلاش: شماره ،۲۲ مارس ۲۰۰۵
www.d-homayoun.info
|