|
صفا حائرى ايران پرس سرويس
گفتگو با اميرعباس فخرآور، از رهبران اتحاديه دانشجويان مستقل ايران
هدفمان از رفراندوم، دمكراسى، ليبراليسم پلوراليسم و لائيسيته است
زندان در جمهورى اسلامى، هميشه اولين راه است
|
|
صفا حائرى
|
به گمان يكى از رهبران جنبش آزاد و مستقل دانشجويان در ايران، «تمام نيروهاى آزاديخواه بايد كوشش كنند تا فرصت انتخابات پيش روى رياست جمهورى در ايران به يك حركت گسترده ملى به هدف تغيير رژيم كنونى متحد شوند».
«وقتى به اين نتيجه رسيديم كه در چارچوب قانون اساسى جمهورى اسلامى، هيچ چيزى در اين كشور قابل اصلاح نيست، حالا كه همه دانسته اند كه اين رژيم ظرفيت پذيرش اصلاحات را ندارد، همه در جنبش مستقل دانشجوئى متفق القول اعلام كرديم و مى كنيم كه نه تنها تمام انتخابات بايد تحريم شوند، بلكه بايد تلاش كنيم كه مردم نظرشان را درباره رژيم در يك رفراندوم آزاد زير نظارت سازمان ملل متحد اعلام نمايند.»
اين درخواست را آقاى اميرعباس فخرآور، ۲۹ساله، هفته گذشته طى يك مصاحبه تلفنى با ايران پرس سرويس بيان داشت و حمايت كامل اتحاديه دانشجويان مستقل ايران از پيشنهاد آقاى عباس اميرانتظام براى تحريم انتخابات رياست جمهورى و تبديل آن به رفراندوم اعلام كرد.
آقاى فخرآور در آبانماه ۱۳۸۲ از سوى يك دادگاه انقلاب اسلامى به اتهام توهين به رهبر جمهورى اسلامى، نشر اكاذيب و تبليغ عليه امنيت كشور و غيره و غيره به ۸سال زندان محكوم شد.
از نظر دادگاه، كه زير نظارت و دستور مستقيم على خامنه اى قرار دارد و عمل مى كند، جرم آقاى فخرآور، دانشجوى رشته حقوق، نوشتن كتاب «اينجا چاه نيست» تشخيص داده شد، به ويژه كه كتاب به انگليسى ترجمه و براى دريافت جايزه ادبى سال ۲۰۰۱- ۲۰۰۲ بنياد پائولوكوئيلو، نويسنده نامدار برزيلى معرفى شده بود. در جريان دادگاه تجديدنظر كه در اسفندماه تشكيل شد، متهم به جرم اعتراض به نداشتن وكيل مدافع و عدم حضور خبرنگاران به شدت كتك خورد و به زندان اوين منتقل شد، جائى كه او از آن به عنوان «خانه خودم» نام مى برد. آقاى فخرآور در اين فاصله نامه اى سرگشاده خطاب به مسئولان رژيم منتشر كرده بود كه در آن، غير از انتقادات تند از عملكرد رهبران دينى كشور، از جمله شخص خامنه اى، خواهان برگزارى رفراندومى شده بود براى تغيير رژيم، زيرا برخلاف ديگر گروه هاى دانشجوئى طرفدار اصلاحات، اتحاديه دانشجويان مستقل به طور روشن از جدا بودن دين از حكومت طرفدارى مى كند.
آقاى فخرآور كه در فاصله يك مرخصى كوتاه از زندان با ما با تلفن صحبت مى كرد، درباره پيشنهاد آقاى امير انتظام گفت: «ما خوب مى دانيم كه رژيم زير بار چنين چيزى نخواهد رفت و اجازه نظارت به سازمان ملل متحد نخواهد داد و با رفراندوم مخالفت خواهد كرد، چون رژيمى است كه هيچ ارزشى براى حرف و رأى و خواسته هاى مردم قائل نيست- كه اگر بود ديگر مشكلى با آن نمى داشتيم. بنابراين انتظارى هم نداريم، مگر كار كردن در جهت پيشنهاد آقاى امير انتظام.»
آقاى امير انتظام، معاون اول آقاى مهدى بازرگان، اولين نخست وزير موقت جمهورى اسلامى كه به عنوان قديمى ترين زندانى سياسى ايران، و چه بسا دنيا، شناخته شده است، در نامه سرگشاده اى كه به مناسبت فرا رسيدن سال جديد نوشت، به مردم ايران پيشنهاد داده كه «انتخابات فرمايشى و نمايشى» را تحريم و «در عين حال از تسليم شدن به قضا و قدر و اميد بستن به چاره جوئى هاى ديگران جداً پرهيز نموده و با تحريم انتخابات و مشاركت فعال در گذار مسالمت آميز از طريق همه پرسى به نظامى دموكراتيك رسيد. بايد انتخابات را با مشاركت فعال خود تبديل به رفراندوم كنيم.»
قسمت هاى مهم اين مصاحبه يكساعته به اين شرح است:
ايران پرس سرويس- آقاى فخرآور، ممكن است مصاحبه را با پرسشى پيرامون نظر شما و جنبش دانشجويان مستقل شروع كنيم درباره طرح و پيشنهاد آقاى عباس امير انتظام؟
اميرعباس فخرآور- آقاى امير انتظام براى ما خيلى قابل احترام هستند، چون هميشه در ابراز عقايد ثبات به خرج داده اند، در مبارزات ثابت قدم بوده و همواره جنتلمنى سياسى داشته و رعايت كرده. از اينها مهمتر اين كه هميشه يك گام جلوتر بوده است.
ما همه هدفمان را رفراندوم تعريف كرده و مى كنيم، ولى ايشان اين مسئله را روشنتر و صريح تر از ديگران بيان كرده، كه حالا يك نمونه اش را در اين آخرين نامه و پيشنهادى كه همه را غافلگير كرد مى بينيم.
ما كاملاً با ايشان موافق هستيم. ما تحريم انتخابات را از حدود دو سال پيش اعلام كرديم و صريحاً گفتيم كه تمام انتخابات بايد تحريم شوند، زيرا وقتى به اين زمينه رسيديم كه چيزى در اين كشور قابل اصلاح نيست، كه رژيم ظرفيت پذيرش اصلاحات را ندارد، همه در جنبش مستقل دانشجوئى اعلام كرديم: تحريم انتخابات تا رفراندوم زير نظارت سازمان ملل متحد.
اما مى دانيم كه رژيم زيربار چنين امرى نخواهد رفت و اجازه دخالت به سازمان ملل متحد را نخواهد داد و با برگزارى رفراندوم هم موافقت نخواهد كرد، چون اين رژيمى است كه هيچ ارزشى براى حرف و رأى مردم قائل نيست- كه اگر بود ديگر مشكلى با آن نمى داشتيم- بنابراين انتظارى هم از آن نداريم و بايد در اين شرايط در جهت پيشبرد پيشنهاد آقاى اميرانتظام كار كنيم. اين پيشنهاد بسيار خوبى است، اما بايد روى آن خيلى كار شود.
نگاه دنياى بيرون به ايران اين است كه مردم در اين كشور منفعل هستند، در صورتى كه اصلاً چنين نيست: بحث هاى سياسى خيلى عميق بين مردم در جريان است. اين وظيفه ما، قشر دانشجوئى و دانشگاه و روشنفكران است كه اطلاعات بيشترى در اختيار مردم قرار دهد.
به هر حال، تحريم انتخابات موضع ما هم هست و به شدت از آن حمايت مى كنيم و جداً اميدواريم بتوانيم از آن نتيجه مطلوب بگيريم.
ا پ س: دانشجويان شعار «رفراندوم، رفراندوم، اين است شعار مردم» را چنان جا انداختند كه اينك تبديل به يك شعار ملى شده. با اين وجود، هنوز براى بسيارى درست روشن نيست كه منظور از رفراندوم چيست؟ حتى اين طرح هاى اخير هم مقدارى گنگ هستند، درست مشخص نيست چه چيزى را مى خواهند به رفراندوم بگذارند؟
فخرآور: درست است. اين ايرادى است كه خود ما هم داريم، اين كه چرا نبايد حرف هايمان را شفاف بزنيم، خواسته هايمان را روشن براى مردم تعريف نكنيم؟
نبايد بگذاريم جريان ملا ۵۸ تكرار شود؛ چون در آن موقع هم رفراندوم گنگ بود، اما مردم ندانسته و نشناخته رأى دادند و ديديم كه هنوز دو ماه هم نگذشته بود كه از رأى و كرده خود پشيمان شدند. چون نمى دانستند جمهورى اسلامى يعنى چه؟ در واقع، از احساسات مردم سوءاستفاده شده بود.
حالا ديگر نمى شود مردم را فريب داد، چون بيدار شده اند. بايد حرف ها را با آنها رك و روشن در ميان گذاشت: رفراندوم درباره نوع نظام. آيا جمهورى اسلامى را قبول داريد؟ مى خواهيد در همين شرايط نكبت بار زندگى كنيد؟ آرى يا نه؟ و همه اينها زير نظارت سازمان هاى بين المللى و مطبوعات.
اپ س: پاره اى از دگرانديشان و مبارزان معروف، مانند آقاى قاسم شعله سعدى ايراد دارند كه اين طرح پيشنهادى- و نه طرح آقاى امير انتظام- گنگ است. به طور مثال، روشن نمى گويد كه نظام آينده بايد براساس لائيسيته، يا جدائى دين از حكومت، نه مخالفت با دين، آنگونه كه رژيم ادعا مى كند و سعى بر گمراه كردن مردم دارد، باشد. نظر شما چيست؟
فخرآور: كاملاً درست است. ما الان يك فرصت تاريخى داريم. دنيا دارد به ايران نگاه مى كند. هرگز اين چنين در مركز توجه دنيا نبوده ايم. اما اين فرصت روى صحنه بودن ما بسيار كوتاه است، بنابراين بايد از اين امكان براى مطرح كردن خواسته هايمان بهتر استفاده را ببريم. روشن بگوئيم هدفمان را كه رفراندوم يعنى دموكراسى، ليبراليسم، پلوراليسم، لائيسيته. يعنى تمام مفاهيم و آزادى هائى كه بشر متمدن به آنها رسيده است.
اين را نيز اضافه كنم كه از آقاى شعله سعدى نام برديد. ايشان را از وقتى كه نماينده مجلس بودند مى شناسم و همان موقع هم حرف هايشان را روشن و با صراحت و شماتت بيان مى كرد و خيلى جلوتر از ديگران. پيوستن ايشان به جريان رفراندوم بسيار اميدوار كننده است و اميدواريم كه باعث تشويق ديگران شود.
اپ س: آقاى فخرآرا، آيا شما فكر مى كنيد كه وقايع اخير در اوكراين و به ويژه در قرقيزستان در ايران، روى مردم و روى حاكميت اثر بگذارد؟
فخرآرا: مطمئن باشيد كه اثر مى گذارد و اثرات آن را از هم اكنون در خيابان ها روى مردم، روى جوان ها مى بينيم. يكى از شوخى ها كه با هم مى كنند اين است كه «برويم رنگ انتخاب كنيم». اين حركت ها به مردم روحيه مى دهد و همزمان، حاكميت دچار بحران شديدى شده است، چون ببينيد چگونه رژيم هاى مشابه كه قدرت سرنيزه هم پشت سر داشتند يك شبه نابود شده و از بين رفتند.
اين نشان مى دهد وقتى رژيمى پشتوانه مردمى نداشته باشد. خواهى نخواهى سرنگون مى شود. اين آقايان خوب مى دانند كه براى پايدار ماندن، نظام بايد مشروعيت ملى و بين المللى داشته باشد، كه اين رژيم هيچكدامش را ندارد.
در خارج كه هيچ و در داخل، اگر هم داشته باشد از ده درصد تجاوز نمى كند كه آن هم جيره خواران خود دستگاه است.
نتيجه اين كه اين انقلاب هاى رنگارنگ روى مسئولان ايران اثر گذاشته، به آنها اعلام خطر مى كند كه اگر نخواهند به خواست ها و توقعات مردم تن در دهند، بايد هر چه زودتر چمدان هايشان را ببندند.
اپ س: آيا فكر نمى كنيد اگر مردم در ايران دير بجنبند ديگر رنگى باقى نمى ماند؟
فخرآور: در مورد رنگ ها، بايد گفت اگر در كشورهائى كه انقلاب رنگى كردند، حداقل آزادى براى مطبوعات و مخالفان وجود داشت تا عقايد و انديشه هاى خود را با مردم در ميان بگذارند و به اطلاع افكار عمومى بين المللى برسانند، در جمهورى اسلامى فقط سركوب است. در دوم خرداد سعى شد چنين وضعى پيش آيد. مردم به صحنه آمدند و ما دانشجويان پيشگام بوديم. تز «انقلاب رنگى» را ما سعى كرديم در سال ۷۶ پياده كنيم و اولين كشور منطقه باشيم در اين راه، آمديم و پشت سر بخشى از حاكميت ايستاديم كه به نوعى بيشتر مردم را مى فهميد و در عين حال با دنياى متمدن آشناتر بود.
با ايستادن پشت اصلاح طلبان و محمد خاتمى، اين فرصت را به آنها داديم كه يك انقلاب آرام را به پيش برند. اما متأسفانه حاكمان قدرت پرست راه سخت را برگزيدند؛ آنقدر سنگ اندازى كردند كه حالا بايد انتظار ضربات سخت ترى را داشته باشند.
سركوبى اى كه در كشور ما هست در كمترين جائى سابقه دارد. در كدام كشور كسى به جرم نوشتن، به جرم مصاحبه با يك راديو، به جرم كشيدن كوچكترين فريادى زندانى مى شود؟ زندان هميشه در جمهورى اسلامى اولين راه است، نه آخرين. ديديم چگونه يك دادستان ناچيز يك خبرنگار عكاس را به قتل مى رساند و به هيچكس هم پاسخ نمى دهد! همين دو روز پيش، بعد از مسابقه فوتبال ايران و ژاپن، خودم كه تازه از زندان به مرخصى آمده بودم ديدم چگونه پليس ضد شورش مردمى را كتك مى زد كه نه شعار مى دادند و نه هيچ كار خلافى مى كردند. براى چى؟
وقتى سركوب به اين حد مى رسد، امكان انجام انقلاب رنگى از مردم گرفته مى شود و مى ماند راه خشونت، همان راهى كه رژيم با اشتباهات خود در برابر مردم قرار داده است؛ مردمى كه در قلبشان مى پرسند چرا (خارجى ها، بخوانيد آمريكا) زودتر نمى آيند ما را نجات دهند. چرا برادران و خواهران ما در خارج، در دنياى متمدن، نمى آيند به كمك...
اپ س: .... در اين صورت، انتظار شما از جامعه بين المللى چيست؟
فخرآور: .... قبل از هر چيز، ما بايد خواسته هاى خودمان را براى آنها شرح دهيم. روشن و يكصدا. برخلاف آنچه كه مسئولان در كشور ما فكر مى كنند، دنيا ما را خوب مى شناسد زيرا كه ما را زير ذره بين قرار داده است و بنابر اين، اين ما هستيم كه بايد كمك كنيم زودتر دست به كار شود.
البته، بعضى از كشورهاى اروپائى هستند كه منافعى در ايران دارند، سرمايه گذارى كرده اند. اما اين دولت ها بايد بدانند كه يك ايران آزاد، با حاكمان عاقل براى آنها مخاطب و طرف معامله بهترى است.
ايران بهترين پل ارتباطى ميان اروپاى توليد كننده و آسياى مصرف كننده است اروپا و ما بهتر و بيشتر مى توانيم به هم سود برسانيم.
برادران و خواهران ما در اروپا بايد به اين فكر كنند كه در ايران فرزندانى به دنيا مى آيند كه افسرده و بدبخت زندگى مى كنند و نااميد هستند. در دبستان ها و دبيرستان ها شستشوى مغزى مى شوند، به آنها ياد داده مى شود كه بكشند، خون بريزند تا به بهشت بروند...
يك چنين ايرانى نه براى آنها كه براى هيچكس امنيت نمى گذارد. اگر اروپائى ها امنيت خودشان و فرزندانشان و ما و فرزندانمان را مى خواهند، بايد عاقلانه تر فكر كنند، تصميمات عاقلانه ترى بگيرند و برخى از منافع كوتاه مدت خودشان را كنار بگذارند.
اگر اين رژيم توانست در ۲۵ سال گذشته خودش را نگه دارد براى اين است كه وقتى در دوران جنگ سرد فشار آمريكا زياد شد خودش را به دامان اتحاد شوروى كمونيست انداخت و حالا به روسيه و به اروپا چسبانده است. به نفع همه است كه اروپا و آمريكا دست به دست هم داده و اجازه ندهند كه رژيم ايران به سركوب ادامه دهد. اگر چنين كنند هيچ نيازى به مداخله نظامى نخواهد بود.
اپ س: از گرفتارى هاى بزرگى كه دنيا با جمهورى اسلامى دارد و اروپا دارد براى حل آن با ايران مذاكره مى كند مسئله تلاش حاكمان ايران است براى مجهز شدن به سلاح اتمى.
آيا جنبش دانشجوئى و مردم ايران هم عقيده دارند كه بايد چنين سلاحى داشته باشد تا جمهورى اسلامى بتواند برترى خودش را در منطقه و حكومتش را در داخل حفظ كند؟
فخرآور: اول بايد پرسيد كه ما چه نيازى به بمب اتم داريم؟ مگر آنهائى كه اين اسلحه را دارند با آن چه كرده اند؟ دنياى امروز ديگر نيازى به سلاح هسته اى ندارد...
اپ س: پس چرا آمريكا و حتى اروپا به جمهورى اسلامى مظنون هستند كه ميلياردها دلار خرج تكميل بمب اتمى كرده و مى كند و چرا مسئولان ايرانى نمى توانند دنيا را قانع كنند كه دنبال چنين جنگ افزارى نيستند و تكنولوژى هسته اى را فقط و فقط براى مصارف غير نظامى، مانند توليد برق مى خواهند؟
فخرآور: اين برمى گردد به همان نداشتن مشروعيت رژيم. وقتى رژيمى هيچ پايگاه داخلى و خارجى نداشت، فاقد حمايت مردم بود، مجبور است كه براى ماندن برود به سوى سلاح كشتار جمعى. اما آيا ما مى خواهيم در برابر توليد چند بمب اتمى و موشك قاره پيما چندين ميليون كشته بدهيم و ايران را با خاك يكسان ببينيم؟
ما در كشورى زندگى مى كنيم كه انواع و اقسام امكانات را براى دادن يك زندگى مرفه به مردمش دارا است. ما مى توانيم به جاى نفت روى درآمدهاى ترانزيتى و توريسم حساب كنيم. روى ثروت هاى گاز و معادن حساب كنيم. روى خلاقيت مردم حساب كنيم. ما موقعيت جغرافيائى فوق العاده جالبى داريم...
اپ س: مردم چقدر حرف رژيم را باور دارند كه ادعا مى كند او پى سلاح هسته اى نيست؟
فخرآور: خيلى ساده به شما بگويم كه اگر مسئولان در روز روشن و آفتابى بگويند كه الان روز است و آفتاب مى درخشد، مردم يكصدا مى گويند: «دروغ مى گوئى، شب است و آن چيزى كه در آسمان نور مى فشاند ماه است نه خورشيد.»
اين آقايان با دروغ هايشان، با عملكردشان، با ضد و نقيض گوئى هايشان كار را به جائى رسانده اند كه مردم هيچ حرفشان را باور ندارند، به گونه اى كه اگر نظام بگويد ۲+۲=،۴ مردم قبول نمى كنند، چه رسد به اين كه بگويد تكنولوژى هسته اى را براى توليد برق و تأمين بهداشت مردم مى خواهد. آيا مى دانيد كه مردم اسم سخنگوى رسمى وزارت امورخارجه (حميدرضا آصفى) را گذاشته اند «آقاى تكذيب»، چون غير از تكذيب كردن حرف ديگرى بلد نيست. در يك كلمه بگويم كه مردم عقيده دارند ما هيچ نيازى به سلاح هسته اى نداريم.
اپ س: بسيارى از فعالان و دست اندركاران مسائل سياسى در داخل و در خارج بر اين عقيده اند كه اگر آقاى هاشمى رفسنجانى وارد انتخابات شود نه تنها برنده خواهد شد كه مى توان فاتحه رفراندوم را خواند، زيرا، باز هم به گمان همين محافل، او با ساخت و پاخت ها و زد و بندهاى پنهانى كه با آمريكائى ها كرده، از جمله حل كردن مشكل برقرارى روابط رسمى با واشنگتن از يك سوى و با دادن مقدارى آزادى سياسى و اقتصادى به مردم، از سوى ديگر، نظام را براى مدتى نسبتاً طولانى، تثبيت مى كند. نظر شما چيست؟
فخرآور: من اصلاً چنين نگرانى ندارم و نگاهى به تحولات دنياى امروز نيز نشان مى دهد كه جاى نگرانى از اين بابت و از اين ناحيه وجود ندارد. هاشمى رفسنجانى چه زد و بندى، چه معامله اى مى خواهد با آمريكا بكند؟ چه چيزى مى خواهد بدهد كه نظر مساعد آمريكا را به اين رژيم جلب كند؟
و اما نكته اى كه به نظر من مهم است اين است كه همانقدر كه فرصت ما كوتاه است، فرصت امريكا و متحدانش براى حل مشكلاتشان نيز كوتاه است؛ همانقدر كه ما بتوانيم يا نتوانيم از اين فرصت استفاده كنيم، وضع براى آنها هم مثل ما است: اگر از سرمايه گذارى وسيعى كه در منطقه كرده اند هر چه زودتر استفاده نكنند، اين عفونت به تمام منطقه سرايت خواهد كرد و تمام چيزهائى را كه به دست آورده اند از دست خواهند داد و اين را آنها خوب مى دانند. بنابراين فكر نمى كنم كه آنها بر سر مسائل و امتيازات كوچكى با رفسنجانى يا رفسنجانى ها كنار آيند. آنچه كه براى آمريكا مهم است حفظ امنيت خودش و سپس متحدانش است و به صراحت بگويم كه ما داريم به دنيا تروريست صادر مى كنيم. تكرار مى كنم كه فرزندان ما، نوجوانان ما مرتب شستشوى مغزى مى شوند كه ديگران را، هر كس كه هم فكر و هم مكتبشان نيست بكشند، چون دشمن است و براى اين كار از آنها ثبت نام مى شود.
|