Nimrooz
Vol. 16, No. 828, April 8, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۸ - جمعه ۱۹ فروردين ۱۳۸۴
دكتر كاظم وديعى
ديپلماسى شور و شيرين غرب و طاووس دموكراسى
003606.jpg
وديعى
آمريكائيان در كار خاورميانه به اصطلاح «بزرگ» خود چنان تند و پر دامنه عمل كرده اند كه راه را بر هر نوع صلح و امنيت فورى بسته اند. در عين حال اينك چنان ابواب مذاكره و مدارا را گشوده داشته اند كه تصور هر جنگ و زد و خورد تازه غير ممكن فرض مى شود.
ابتدا ريچارد پرل، به اميد استقبال هزاران هزار نفرى مردم عراق از قشون آمريكا تجسمى خام از خود نشان داد، پس سياست جنگ يك طرفه غلبه كرد در كار عراق و اينك كه شگرد سياسى آيت الله سيستانى كفه ترازوى سياسى را به سود شيعيان بر كشيده است تصديق روى تصديق مى كنند كه نظريه DOMINO يعنى سقوط پى در پى نظام ها در كشورهاى خاورميانه فكر عبثى پيش نيست. پس بايد به مذاكره نشست و اين مذاكره را هم دو مشكل مانع مى شود يكى شرط و شروط قبلى مثلاً در مورد صنايع هسته اى ايران و ديگر پنهان داشتن واقعيات در باب عربستان سعودى و اهميت تسلط بر ذخاير نفت عراق. بر اينها بيفزائيد نقش اتحاديه اروپا را كه مى خواهد نرم نرمك از خود قدرتى اخلاقى ارائه دهد تا همان چيزى را كه آمريكا به زور از خاورميانه بزرگ مى طلبد او به صلح و بى توسل به هزينه هاى نظامى آن را به دست آرد.
در حل اين مشكلات است كه ديپلماسى شور و شيرين آمريكا طى دو دوره رياست جرج بوش تبديل به ديپلماسى شمع و پرچم و تظاهر و حركت شده است. مرگ ناگهانى عرفات و قتل غير مترقبه رفيق حريرى كمك فوق العاده اى به اين سياست كرد كه مظاهر آن را در بيروت و فلسطين شاهديم. مى گويند انتخابات شهردارى هاى چند شهر عربستان سعودى را كه طى آن اسلام گرايان تندرو انتخاب شدند و به انجمن هاى چند شهر رفتند را هم بايد به حساب باز شدن افق نهاد. ولى اولاً اين انتخابات جز نيمى از اعضاى انجمن شهرها را در برنگرفته كه بقيه انتصابى اند. ثانياً مشكل عربستان در عدم شفافيت امور مالى است و نيز در اجراى عدالت شرعى است (رجوع كنيد بر سبيل تفنن به كتاب خانم كارمن بن لادن Levoil Dechire چاپ FAYARD و نيز چاپ انگليسى آن- كه هر چند داستان شخصى است ولى پر است از داده هاى اجتماعى، مالى، سياسى در باب سعودى ها و بن لادن ها). به هر حال آقاى P.PRIER نماينده فيگارو گزارش كرده است در اين انتخابات تنها ۱۳% رأى دهندگان بالقوه مشاركت كردند در شهر رياض.
از پس زورآزمائى هاى افراطى آمريكائيان در عراق و افغانستان سوءتفاهمات و بى اعتمادى ها ظهور كرد و مذاكرات كش دار شد و جنگ سرد رخ نمود به حدى كه وساطت هاى مكرر اروپائيان هم لنگ زد و ابر ترديد بر همه مذاكرات سايه انداخت و علت آن بود كه آمريكائيان دم از انقلاب دموكراتيك جهانى زدند به اين معنى كه هدف نه نفت است نه خاورميانه بلكه هدف بسط دموكراسى در سراسر كره ارض است كه موضوع كتاب آقاى شارانسكى وزير دولت شارون است و نيز از تصادفات، به نحوى موضوع كتاب سخنان آقاى P.WOLFOWITZ است كه به قرار پرزيدنت آمريكا آن را خوانده و تحسين كرده است. توضيح آن كه آقاى پل ولف اويتز كه فرد دوم وزارت جنگ آمريكا و طراح جنگ يك طرفه عراق است و اخيراً به رياست بانك جهانى برفت مى گويد: برنامه انقلاب دموكراتيك جهانى آمريكا زمان درازى مى طلبد و بيش از جنگ جهانى دوم اهميت دارد. پس آنها (اروپائيان) كه در صدد دو قطبى كردن جهان اند وقت بسيار براى صبر كردن دارند.
بررسى ها نشان داده است كه پايه انقلاب دموكراتيك جهان كه نزد آمريكائيان ضرور است، از جمله بر اين واقعيت قرار دارد كه در جهان امروز ۴۳ نظام ديكتاتورى در ۴۳ كشور جهان وجود دارد و ضمناً ۲۳ كشور از كل آن ۴۳كشور ديكتاتور در خاورميانه قرار دارند. دوم آن كه دوران حمايت از ديكتاتورها به بهاى نفت روان و فراوان و ارزان در سايه امنيت تمام شده است. حال چرا حتماً بايد انقلاب دموكراتيك جهان از خاورميانه شروع شود ظاهراً سئوال مهمى نيست! ولى شارانسكى مثل بسيارى ديگر از محققان مى بيند كه آمريكا انقلابى شده است و اروپاى انقلابى محافظه كار.
حقيقت آن است كه انقلاب دموكراتيك جهان ريشه در نظريه ريگان و نئوريگانيسم دارد. شوروى ها كه تز انقلاب جهانى سوسياليستى را طرفدار بودند ريگان را به بيان تئورى انقلاب دموكراتيك جهانى واداشتند. چيزى كه عوض شده اين است كه شوروى همراه تز خود برفت ولى آمريكا سر حرف خود باقى است و طبعاً تز انقلاب دموكراتيك جهان براى حداقل يك قرن مى تواند سرورى آمريكا را تضمين كند و اين امر اروپا را مى ترساند پس يا بايد همكارى و همرزمى كند در هر جا كه منافع آمريكا اقتضا كند يا بايد دائماً در موضع مخالف با آمريكا به سر برد. اگر همكارى كند تأييد سياست روز است و اگر مخالفت كند نطفه شورش در رحم كشورهاى جهان سوم مى نهد. در اين ميان كشورهائى مانند روسيه و يا چين كه از ديكتاتورى رها و به دموكراسى نرسيده ولى دور از تشدد هم نمى توانند حكومت كنند سربلند خواهند كرد.
پس اهداف دور مدت آمريكا شناخته شده اند ولى در رابطه با انقلاب و استقرار دموكراسى متزلزل مى شود.
احتياط علمى
بايد ديد دموكراسى مورد نظر آمريكا چگونه دموكراسى است؟ اگر به نظرات سازمان ملل اتكا كنيم مى بينيم كه جهان در فقر و فقدان و كمبود دموكراسى است (گزارش PNUD) به خصوص در جهان عرب. برابر گزارش برنامه سازمان ملل براى توسعه كه پنجم آوريل در اَمّان ارائه شد ضرورت تحول محسوس است. بدون ترديد اين گزارش در راستاى همان بررسى ها آمريكاست كه در باب ۴۳ رژيم ديكتاتورى ذكر آن را كرديم. منتهى از جمله مؤثران در گزارش PNUD آقاى نادر غفرانى (محقق مصرى) آمده است كه «نبايد در كار تحقق دموكراسى در كشورهاى اسلامى از يك مرحله بينابينى يعنى نظام دموكراتيك اسلامى بيمى به خود راه داد». اين سخن درست و به حق است و قبول افتاده در مورد افغانستان و عراق كه فعلاً هر طور انتخابات صورت گيرد مسلمانان آن را مى برند. در مصر به نظر همان محقق انتخابات آزاد به سود كامل اخوان المسلمين است ولى اعضاى اين گروه بين خود به اعتدال مى روند و رد و نهى و نفى آنها را خشن كرده است (به نقل از نادر غفرانى) .
و ما...؟- شعار جدائى دين از دولت در ايران يكصد سال است سر زبان هاست. ولى به عمل درنيامد حتى در آغاز مشروطه. پس دموكراسى و استقرار آن در كشورهاى مختلف مراحل مختلف دارد. امروز قبول آن مراحل را بايد كرد تا وعده بيهوده و بى پشتوانه به مردم نداده باشيم. در دو سه هفته اخير بسيارى از سازمان هاى مبارز مقيم خارج ايرانيان اعلاميه ها در شرح اصول اعتقادى خود داده اند و همه جا بر جدائى دين و دولت و بر قبول حقوق بشر به صراحت و باور تكيه كرده اند. چگونه ممكن است در شرايط كنونى تحقيقات محققان را مبنى بر اين كه در خاورميانه سر راست و يكشبه نمى شود به دموكراسى رفت ناديده گرفت؟ ما بايد حرمت دين را عنوان كنيم.
برگرديم به عراق: امروز بيش از يك ماه از افتتاح مجلس عراق مى گذرد و گروه هاى منتخب مردم- در شرايطى كه مى دانيد به سختى موفق به تشكيل دولت شده اند. زيرا شعارهاى داده شده از سوى گروه ها با حقيقت و ماهيت اين انتخابات تطبيق نمى كند. سخاها و شيعه ها از مصدر سنى گرى و تشيع حرف مى زنند و كردها از مآخذ و مصدر قوميت خود.
در مورد كردستان خودمختار عراق THIERY OBERLE در فيگارو (۱۵ مارس) مى نويسد؛ كردها اميدوارند ۰۰۰/۲۸۰ عرب را از شهر كركوك بيرون كرده به جاى آنها يكصد هزار كرد را از نقاط ديگر جانشين آنها كنند. كردها به ماده ۵۳ قانون اساسى متكى هستند. ولى آيا اين قبيل اعمال دموكراتيك است؟ آيا عملى است؟ مسلماً قانون اساسى عراق مثل قانون اساسى افغانستان در شرايطى استثنائى و اضطرارى نگاشته شده است. ولى امروز آن زيان كه مطرح است نتيجه خبط آنهاست كه احتياط علمى نكرده و گز نكرده پاره كرده اند. در موارد ديگر كردها بهتر ديده و مى بينند. مثلاً شيعيان از مشاركت زنان در امور اجتماعى كمتر طرفدارى مى كنند ولى كردها از هزاران سال پيش حق و حقوق اجتماعى زنان را در مساوات آنها با مردان ديده اند پس در اين مورد فرهنگ كردى به آنها مدد داده است نه دموكراسى اهدائى. در عراق دموكراسى حاصل قدرت مذاهب و سياسى شده و قدرت قومى است. اين دموكراسى اگر جا افتد مرحله اى است بينابنى. امروز حرف بر سر اين است كه رئيس جمهور از كدام گروه باشد؟ و نخست وزير از كدام گروه؟ بحث بر سر انتخاب نيست بحث بر سر نفوذهاست. اين را در لبنان هم مى بينيم كه رئيس جمهور مسيحى و رئيس مجلس شيعه و نخست وزير سنى باشد. اگر خوب دقيق شويم اين حالت دموكراسى نيست. آنها كه امروز براى ايران دموكراسى را هدف وعده مى دهند مى توانند اميد داشته باشند كه در ايران انتخابات سراسرى است. پس آنها كه از قوميت حرف مى زنند از دموكراسى بدورند. به همان دليل كه دموكراسى منكر و نافى قوميت ها نيست، قوميت ها هم نمى توانند منكر و نافى و حتى ناقض دموكراسى باشند. همه مى دانيم كه صدام در بعضى مناطق كرد زدائى مى كرد پس امروز آنها كه به بهانه آن عمل صدام عرب زدائى مى كنند در اين يا آن منطقه آيا به راه دموكراسى مى روند؟ اين كه در تضاد است با اصول حقوق بشر كه سنگ آن را به سينه مى زنند. قضيه اخراج ۰۰۰/۲۸۰ عرب از كركوك حساس است و مباد آن كه دامن مبارزان كرد دموكرات را بگيرد و البته آمريكا و متحدانش با مؤتلفانش به همراه سازمان ملل مسئوليت دارند. زيرا در آمريكا افكار عمومى در تب عراق مى سوزد (۵۳ درصد آمريكائيان معتقدند جنگ عراق قابل توجيه نيست و ۷۰درصد آمريكائيان معتقدند اين جنگ به مرگ آن ۱۵۰۰ سرباز كشته شده نمى ارزيد (سونداژ ماه مارس) و بعد از اين حرف ها افكار عمومى مى سوزد از باب آن هزينه ۴۰۰ ميليارد دلارى «به استناد پيشگوئى مؤسسه بروكلين» و بالاخره ۴۱درصد آمريكائيان معتقدند كه كار عراق موضع و موقع آمريكا را در جهان تضعيف كرد. اين است كه آمريكا مسئوليت دارد نگذارد در عراق تبعيضات بنام دموكراسى نيم بند جا افتد. يقين كنيم كه خود عراقيان خواهند ايستاد در برابر تبعيض.
مردم خاورميانه نه از حركت به سوى دموكراسى بيم دارند و نه در مبارزه عليه نظام هاى خودسر كشورهاى اين خطه. دلواپسى بزرگ اين ملت ها پايمال شدن استقلال و عزت نفس آنهاست. آنها ز تمام اين دول معظم دموكرات كه داعيه دموكرات كردن اين خطه را دارند در گذشته دور و نزديك زيان و ضرر ديده اند. مورد لبنان كه به عهد استعمار تحت قيموميّت آنها بود مثالى است روشن. اين كشور كه ۳۰ سال است وسيله سوريه در اشغال نظامى است پيش از سال هاى ۲۰ و قبل از استقلال نيم بند در قيد ملل معظم دموكرات بود و سپس بعد از رفع استعمار هرگز دول بزرگ در اين كشور دست از رقابت برنداشتند. امروز حس ميهن پرستى و عشق به استقلال همه گروه هاى رقيب را به هم نزديك كرده است ولى آمريكا و فرانسه و ديگران دست از دخالت برنمى دارند. بايد كار لبنان را به لبنانى ها سپرد. اين دخالت ها بود كه پول عربستان در لبنان آتش افروخت و بعد هم پول ايران اسلامى كه حزب الله را زاياند ولى مقدمات را به بهانه دفاع از اسلام عربستان فراهم كرد. در لبنان مسيحيان مارونيت، شيعيان، سنى ها و دروزى ها صاحب نفوذند. طبق قانون اساسى، رئيس جمهور مسيحى بايد باشد و نخست وزير از سنيان و رئيس مجلس از شيعيان. اين كه نمى شود دموكراسى. اين يك فرمول تحميلى است از سوى دول معظم دموكرات كه ممكن است در عراق هم به اجرا درآيد. پس به بهانه دموكراسى بدآموزى سياسى مى كنند. در لبنان ۱۷گروه اجتماعى را به رسميت شناخته اند و نظام قومى- مذهبى را به جاى دموكراسى به مردم قالب كرده اند. (قانون اساسى را بنگريد). اينك دولت نيم بند عراق ميان شيعيان و كردها تسهيم به نسبت شده است (۱۶وزير شيعه- ۸وزير كرد- احتمالاً) يعنى كه گروه سنيان و مسيحيان سهمى ندارند. چنين دولتى دو ايراد دارد اول آن كه فرقه اى و قومى و مذهبى است دوم آن كه از لحاظى انتقامى است كه از سنيان گرفته مى شود. پاى اين دموكراسى مى لنگد. اين نظام را مى شود تا حدى قانونى خواند ولى اطلاق صفت دموكراتيك بر آنها شدنى نيست. به خصوص كه روحيه انتقامجوئى به جا و اغماض ناپيداست. خوب كه فكر كنيم عراق امروز به جائى رسيده است كه لبنان در ۱۹۴۶ رسيده بود و اگر به عمق نظام بيانديشيم چيزى باب طبع فرانسه و آمريكا تهيه شده براساس قيموميتى نامرئى كه لبنان داشت. بى جهت نبود كه پرزيدنت بوش همكارى با فرانسه را در باب لبنان بعد از قتل رفيق حريرى بسيار خوشامد گفت.
چنين فرض مى شد كه خاورميانه تكان خورده است! و جهان عرب به حركت در مى آيد. در كنگره سران عرب در الجزيره (هفدهمين نشست- مورخ ۱۶ مارس) از ۲۲تن سران تنها ۱۳ تن شركت كردند. سايه ترديد بر اميد به عادى شدن روابط با اسرائيل افتاد زيرا همه جا صحبت از اين است كه نظام هاى ديكتاتورى خاورميانه، قبيله اى و دينى و مذهبى اند و يكى بعد از ديگرى ور خواهند افتاد به اراده بانيان انقلاب دموكراتيك جهانى و به مدد ديپلماسى شمع و پرچم. پس رئيس جمهور لبنان و امراى عرب و شاه اردن شركت نكردند. حاضران هم بسيار از سياست آمريكا و اسرائيل انتقاد كردند و همبستگى سوريه و لبنان را تأييد كردند. اينها همه نشانى است از ترديدهائى كه در اذهان است و حساسيت به حرمت استقلال عمل در هر كشور. حرف اين بود در جلسات كه عادى شدن روابط كشورهاى مسلمان عرب با اسرائيل امر هر كشور عربى مسلمان است و نه اطاعت يك دستور از سوى آمريكا يا دول معظم ديگر. اينكار نبايد به صورت دستجمعى و يكجا صورت پذيرد بلكه بايد در عهده هر دولت باشد وگرنه حرمت استقلال پامال مى شود. رئيس جمهورى الجزيره ناتوانى اجلاس را در اخذ تصميم تصديق كرد. كار به آنجا كشيد كه از ملغمه دو كشور فلسطين و اسرائيل با اسم ساختگى ISRATINE (اسراطين) هم به شوخى ياد كردند.
دخالت در سياست كشورهاى خاورميانه شوم است. اگر اين دخالت ها نبود بسيارى از اين كشورها امروز به دموكراسى نزديك تر بودند و ايران قبل از همه.
*
جلوه هاى تازه ديپلماسى شور و شيرين آمريكا در شرف ظهورند.
انتصاب PAUL WOLFOWITZ به رياست بانك جهانى آغازى است بر انتصاب هائى ديگر در سطح كليه سازمان هاى جهانى كه كليد جنگ و صلح را از باب نفوذى كه دارند صاحب اند. احتمالاً آمريكا دو سه پست بى ضرر را به رفقاى اروپائى مى سپارد (از جمله كميسر عالى مهاجران به برنارد كوشز فرانسوى سوسياليست مى رسد). ولى در مورد صندوق مالى جهانى و سازمان بهداشت جهانى و سازمان ملل گذشت و مسامحه در كار آمريكا نيست.
-در مورد بهاى نفت و تسلط بر سرزمين هاى پر ذخيره نفتى مسلماً قاطعيت هاى آمريكا به جا خواهد ماند. به اين معنى كه آمريكا بايد از بابت پنجاه سال آينده در امر نفت خاطر جمع باشد.
-افزايش بهاى نفت به هر دليل كه باشد قدرت خريد ممالك نفت فروش را بالا نخواهد برد. در مورد ايران اين درآمد اضافى صورى است. ايران نياز به ۷۰ ميليارد دلار براى اصلاح امور نفتى خود دارد و مسلماً خريد سرويس ها درآمد اضافى را مى بلعد. در اين حال بسيارى از شركت هاى ايرانى خدمت رسان دچار بحران خواهند شد. ايران وابسته تر و دست بسته تر مى شود. حتى آقاى غنيمى فرد مدير امور بين المللى شركت نفت ملى ايران اين حقيقت را افشاء كرده است (روزنامه صبح اقتصاد- شماره ۱۱ اسفند ۸۳) .
در پايان چهارمين كنگره ملى انرژى و اقتصاد- در تهران نتايجى به دست آمد! از جمله آن كه در بخش مصرف انرژى ايران در تمام زمينه ها مصرفش دو برابر استانداردهاى جهانى است. اين امر حاكى از اين است كه ما به درد ضعف فنى در ابزار و ادوات و به بلاى مصرف كاذب پس هدر دادن قدرت خريد دچار هستيم. ديگر آن كه از بس كه نظام به شرع تكيه كرده است از وضع قوانين لازم در كار مصرف انرژى غافل شده است. يعنى ايران مى تواند با اصلاحاتى مصرف انرژى را به نصف برساند. ولى در حال حاضر امنيت كافى براى حضور ذهن وجود ندارد.
*
ديپلماسى شور و شيرين غرب در بعد دخالت ها در همه جا درجا خواهد زد. ولى ديپلماسى توسعه تجارت جهانى كار ساز است هم در جهت دموكرات كردن نظام ها و هم در جهت دورى از جنگ هاى يك طرفه.
وقتى روسيه مدرن و ديناميك ناتوان از به كار بستن همه ضوابط دموكراتيك نوع غربى باشد نبايد توقع انقلاب دموكراتيك در خاورميانه داشت. تنها از طريق تجارت جهانى و حرمت استقلال كشورها و غرور ملى ميهنى ملل است كه مى توان به صلح و امنيت و تعادل دموكراتيك رسيد. آيا غرب از اين ديدگاه دور است؟!

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
شعر
خاطرات
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   شعر   •   خاطرات   •   تحقيق   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •