|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«نور چشمى ها» ، عصاى دست عينكى هاى ايران باستان بودند
پيش از اختراع عينك، در ايران باستان افرادى كه چشمشان كمسو بود با كمك فرزندان شان راه مى رفتند و كارهاى شان را انجام مى دادند. از آنجا كه اين افراد به واسطه كمك از نور چشم نزديكانشان امور روزمره خود را انجام مى دادند، اصطلاح «نور چشم» از آن زمان باب شد.
«بهرام آزادى» متخصص و جراح چشم در اين باره گفت: «از زمانى كه انسان پا به اين كره خاكى نهاد با مشكل كم سويى چشم مواجه بود. درهمان زمان انسان ابتدائى متوجه شد كه با تنگ كردن پلك خود مى تواند بهتر ببيند.» از اين روش شكارچيان و دريانوردان امروز هم استفاده مى كنند.اين افرادمتوجه شدند كه اگر از روزنه اى به بيرون نگاه كنند ديد بهترى خواهند داشت. انسان اوليه با سوراخ كردن و ايجاد روزنه اى روى پوست و استخوان حيوانات يا برگ درختان، ابزارى ساخت كه براى كمك به بينايى بيشتر استفاده مى كرد.
اسنادى در دست است كه نشان مى دهد كه بعدها تمدن هاى باستان با ساخت شيشه و صيقل سازى و انواع فرم هاى ابتدايى، آشنايى پيدا كردند اما سوزاندن كتابخانه بزرگ اسكندريه توسط سزار در چهل و هشت سال قبل از ميلاد، باعث شد بسيارى از اطلاعات در نسخ خطى از بين برود.
بنابراين، اسنادى يا وسيله اى كه نشان از استفاده روش بخصوصى براى رفع يا بهبود كمسويى چشم در ايران باستان باشد، در دست نيست وبراى شناخت تاريخچه ساخت عينك بايد به سرزمين هاى غربى رجوع كنيم. در آغاز كار به ارسطو برمى خوريم. او در قرن چهار پيش از ميلاد دريافته بود كه اجسام خاصيتى دارند كه نور را به داخل چشم هدايت مى كنند. ارسطو و بسيارى از دانشمندان يونان باستان، به اين امر پى برده بودند كه افرادى با چشمان درشت و بيرون زده، مايوپى يا نزديك بين هستند.
در آغاز تاريخچه ساخت عينك در اروپا، به اولين وسيله كه توسط «راجر واكور» در سال ۱۲۶۷ اختراع شد برمى خوريم. اين وسيله، كواتزهاى شفافى با سطح صاف و محدب بود كه وقتى روى نوشته ريزى قرار مى گرفت، آن نوشته يا تصوير بزرگتر نشان داده مى شد. تا مدتها پس از «واكور» به علت اعتقاد مردم وپيشوايان مذهبى نسبت به علم، اقدامى در اين زمينه انجام نشد.در اوائل قرون وسطى، پيشوايان مذهبى با پيشرفت علم مخالف بودند واين باعث شد كه عده اى كه در اين زمينه كار مى كردند اطلاعات خود را مخفى كنند و آثار دانشمندان آن زمان به دست ما نرسد. كوششهاى كشيش «ماس آكوئيناس» در سال ۱۲۷۴باعث آشتى اعتقادات مذهبى و واقعيت هاى علمى شد. اونه تنها با پيشرفت علم مخالفت نكرد بلكه با دانشمندان آن زمان هم سو و هم قدم شد. با تمام پيشرفتهائى كه در علم صورت گرفت اختراع عينك مطمئنا توسط يك فرد عامى كه چيزى از علم اپتيك و علم چشم پزشكى نمى دانسته، انجام شده است. تنها سنگ قبرى در اروپا نشان مى دهد كه صاحب قبر، مخترع عينك بوده است.همچنين از اختراع عدسى شيشه اى هم هيچ سندى باقى نيست.پس از اختراع عينك توسط فردى عادى، صنعت عينك سازى به سرعت رواج پيدا كرد.
پس از اختراع عينك، در شمال ايتاليا تا اواخر قرن ۱۳ ميلادى عينك هاى تك چشمى فروخته مى شد و در نيمه قرن ۱۵ ميلادى «كارينال نيكولاس كوزانوس» براى اولين بار، براى افراد نزديك بين از عدسى مقعر استفاده كرد. از قرن پانزدهم به بعد صنعت عينك سازى پيشرفت كرد در حالى مخترع عينك هميشه درگمنامى خواهد ماند. فرمهاى عينك دوچشمى به سرعت، دراروپا رواج پيدا كرد. در دوران قاجار ايرانيان براى اولين بار عينك را روى چشم اروپائيان ديدند. آشنائى ايرانيان با اين صنعت، باعث واردات عينك و پس از مدتى وارد شدن اين صنعت به ايران شد. در حال حاضر قديمى ترين عينك ايرانى در موزه علوم پزشكى وجود دارد.
|
|
|
|
|
حسين رضا زاده، بهترين وزنه بردار جهان شناخته شد
حسين رضا زاده، برنده دو مدال طلاى المپيك سيدنى و آتن هفته گذشته در استانبول از سوى فدراسيون بين المللى وزنه بردارى، در آئين صدسالگى فدراسيون، به عنوان بهترين وزنه بردار جهان در سال ۲۰۰۴ برگزيده شد. نام وى در فهرست ۱۲ وزنه بردار برجسته صد سال اخير به ثبت رسيد.
|
|
|
|
|
تقدير رئيس مجلس شوراى اسلامى از «سر سيد احمد خان» !
سايت «بازتاب» گزارش داده است: تقدير و ستايش حداد عادل از «سر سيد احمد خان» در سفر خود به هند، با واكنش منفى در ميان تندروان اسلامى، روبه رو شده است.
بنا بر اين گزارش، حداد عادل در مراسمى در دانشگاه عليگره هند كه از سيماى جمهورى اسلامى نيز پخش شد، از «سر سيد احمد خان»، تقدير و ستايش به عمل آورد.
وى با اشاره و يادآورى اين كه (حضرت سرسيداحمدخان، بنيان گذار دانشگاه «عليگره» است)، از او و خدمات وى ستايش كرد و گفت: نهالى كه او كاشته، اينك به درخت تنومندى تبديل شده است.
بازتاب مى گويد توجه داشته باشيد كه احمدخان به دليل مخالفت با مبارزات مسلمانان عليه دولت انگليس، از سوى دولت بريتانيا به لقب «سر» مفتخر شده بود، او همچنين مدعى تحريف قرآن بوده و گفته است: «قرآن وحى نيست و فقط مضامين و محتواى آن از وحى بوده است».
آيت الله خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى نيز در كتاب «مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان»، احمد خان را مورد انتقاد شديد قرار داده است.
وى در صفحه ۵۶ اين كتاب، با پرداختن به جدال فكرى سيدجمال الدين اسدآبادى و سيداحمدخان نوشته است: بزرگ ترين مبلغ مسلك مادى، يكى از مسلمانان هند به نام «احمد خان بهادر» است. اين شخص از كسانى است كه به خاطر بهره اى ناچيز و بى مقدار، كمر به مساعدت انگليسى ها بسته است. قضاوت آخر آيت الله خامنه اى هم در صفحه ۵۹ همين كتاب است كه مى گويد او نه به اسلام خودش وفادار ماند نه به اسلام واقعى؛ گرچه در دانشگاهى كه تأسيس كرد، كسانى تربيت شدند.
بازتاب گفته است، پيش از اين استفاده از عنوان «شهيد» براى «آبراهام لينكلن»، اولين رئيس جمهور آمريكا توسط سيدمحمد خاتمى، با اعتراضات گسترده طيف تندرو در ايران روبرو شده بود.
به نوشته بازتاب: سرسيد احمدخان در ۱۷ اكتبر ۱۸۱۷ در دهلى به دنيا آمد، وى مؤسس كالج اسلامى در لندن و دانشگاه اسلامى عليگره در هندوستان است و تفسيرهايى هم بر قرآن و انجيل نوشته است.
پدربزرگش كه دو دوره نخست وزير بوده، در كمپانى هند شرقى داراى سهام زيادى بوده است و برادرش اولين دستگاه چاپ را براى توليد روزنامه به زبان اردو، به شمال هند منتقل كرد. احمدخان پس از مرگ پدر دچار مشكلات مالى شد و در كمپانى انگليسى هند شرقى به عنوان حسابدار مشغول به كار شد. وى پس از سه سال در اين شركت پست قضاوت گرفت.
لقب «سر» كه در سفر سال ۱۸۷۰ وى به لندن به او داده شد، به دليل اخذ تابعيت انگليسى توسط او بود، چراكه بدون داشتن تابعيت انگليسى، اعطاى لقب سر در انگلستان ممكن نيست. وى در ۲۸ مارس ۱۸۹۸ در عليگره هند از دنيا رفت.
پس از انتشار اين خبر در سايت بازتاب، يكى از بينندگان سايت در اظهارنظرى نوشت:
در شناخت شخصيت هاى تاريخى بايد كمى دقيق تر و با رعايت همه جوانب حركت كرد و آنها را مطلقا خوب يا مطلقا بد ندانست. دليل اينكه سيد احمدخان غالبا مورد بى مهرى قرار ميگيرد بيشتر بواسطه مخالفتهاى علامه اقبال با او است. ما ايرانيان متاسفانه سيد احمدخان را تنها از اين راه ميشناسيم. درحاليكه وى در مقابل نظر اقبال معتقد به حفظ تماميت هند و عدم جدايى پاكستان بود و براى ايجاد دموكراسى و همزيستى اديان در هند زحمت زيادى كشيد. براى اثبات صحت نظر او كافى است وضع عقب افتاده امروز پاكستان را با هند مقايسه كنيد. ضمنا قبل از استقلال هند همه هندى ها تبعه بريتانيا محسوب ميشدند. گاندى هم مدتها در شركتهاى انگليسى در هند و آفريقاى جنوبى كار ميكرد. بهتر است تاريخ را دقيق تر ورق بزنيم.
|
|
|
|
|
درد اصلى، جهل و ناآگاهى مردم است- كسروى
احمد كسروى، تركى كه به ايرانى بودن خود مى باليد و زبان سره اى را بنيان گذارد
مرور زندگى و دستاوردهاى احمد كسروى پژوهشگر و زبانشناس نامدار به مناسبت شصتمين سالگرد ترور وى به دست فدائيان اسلام
احمد كسروى به گونه اى مى نوشت و به شيوه اى جدل مى كرد كه دشمن شدن با او آسان بود. قطع نظر از اين كه از طيف متنوع نظرات و عقايدش، چه مقدار درست و منصفانه باشد و يا چه ميزان در زير ذره بين روش علمى تأييد نشود، كمتر كسى است كه در شرافت و وجدان او به عنوان محقق و تاريخدان شك كند.
دامنه احاطه او به دانش هاى متعدد و بهم پيوسته، از او شخصيتى يگانه مى سازد كه به جرئت مى توان گفت هنوز هيچ همتايى در تاريخ معاصر ايران پيدا نكرده است و شايد تنها با معرفت دانشنامه اى قابل مقايسه باشد كه در گذشته در كسانى مانند ابوعلى سينا و ابوريحان بيرونى ديده شده است. يك تفاوت بزرگ كسروى با دانشمندان پيشين ايرانى در اين بود كه برغم تسلط به زبان عربى در حدى كه مى توانست براحتى به آن زبان سخن گويد و بنويسد، اما به دليل علاقه اى كه به ايران و سرنوشت مردمش داشت، انديشه خود را به جامه يكى از زيبا ترين نثرهاى پارسى بيان مى كرد.
چنانچه در ابتدا اشاره شد، با توجه به حجم عظيم نوشته ها و تحقيقات او و به دليل عنصر قوى شور و جدل در نوشته هايش، ايراد گرفتن از برخى نظرات افراطى او مشكل نيست. اما بايد توجه كنيم كه اگر او چنين نثرى را براى بيان عقايد خود انتخاب مى كند، اين گزينشى از سر آگاهى و مبتنى بر پژوهش هائى بود كه روى تاريخ زبان فارسى و تحولات آن انجام داده بود.
بنظر مى رسد كسانى كه فتواى قتل اين انسان آزاده را صادر كردند، به خواب نمى ديدند كه با كشتن اين مرد بى دفاع، نه فقط افكار اورا از بين نتوانستند ببرند، بلكه هر روز نفوذ انديشه هائى كه سلطه انحصارى روحانيت شيعه را بر فرهنگ ايرانى قبول ندارند افزوده مى شود. يكى از اهداف انقلاب مشروطه، پيراستن زبان فارسى از زوايد و درازگويى هاى بى مايه در قالب واژه هاى منسوخ عربى بود. كسروى در جوانى خود شاهد عينى انقلاب مشروطه بود و يكى از بهترين روايت هاى اين انقلاب را نوشته است.
كسروى به جز تركى آذربايجانى كه زبان مادريش بود، فارسى، عربى، انگليسى، اسپرانتو، ارمنى باستان و كنونى را به خوبى مى دانست. زبان هاى باستان مانند پهلوى را نيز آموخته، با گويش هاى محلى ايرانى، به دليل سفرهاى مكرر در اين سرزمين، آشنايى داشت. گذشته از اين، روسى، فرانسوى و آلمانى را نيز در حدى مى دانست كه بتواند از منابع گسترده تحقيقاتى آنها استفاده كند و برخى از رسالات علمى خود را براى چاپ در نشريات بين المللى به آن زبان ها بنويسد.
طرفه آن كه كسروى را در ۲۰ اسفند ۱۳۲۶ در كاخ دادگسترى كشتند و برادران امامى پس از انجام ترور مقدس! خود، در همان حال كه اين پژوهشگر ايراندوست در راهرو جان مى داد، از كاخ عدالت بيرون آمدند و با گرفتن درشكه به خانه رفتند.
اما نيم نگاهى به سايت هاى اينترنتى شصت سال پس از اين ترور نشان مى دهد كه آثار كسروى اينك وسيعاً در اختيار همگان قرار دارد. به صلاح مخالفين يك انديشه است كه به جاى كشتن صاحب انديشه، با همان سلاح خود او به جنگ وى بروند، با پژوهش، استدلال و قلم.
آيت الله خمينى در جوانى درمورد احمد كسروى گفته بود: همه ديديد كتاب هاى يك نفر تبريزى بى سروپا كه تمام آيين شما را دستخوش ناسزا كرد... ولى آيت الله مصباح يزدى چهل و پنج سال پس از مرگ نواب صفوى، از پيشروان تروريسم اسلامى معاصر مى گويد: اگر آن روز كسروى مطالب خود را در پرده مى گفت... اما هرگز نگفت دين افيون حكومت ها است... امروز با ترويج فرهنگ تساهل و تسامح، غيرت را از من و شما گرفتند.
قبل از بيستم اسفند ۱۳۲۶ دو سوءقصد نافرجام نيز به جان كسروى صورت گرفته بود. در سال هاى اخير، كتاب هائى نيز در مورد انديشه هاى او و پرونده قتل وى نوشته شده است. منجمله كتاب «قتل كسروى» از ناصر پاكدامن. اين پژوهشگر معاصر مى نويسد كه پس از صدور حكم قتل سلمان رشدى، اين سوآل برايش مطرح مى شود كه چرا كسروى را كشتند؟ چرا تا انقلاب ۵۷ يعنى ۳۱ سال پس از ترور كسروى، روشنفكران ايرانى از هر گروه و حزب، اين سوآل را از خود نكردند؟ آيا گمان نداشتند كه نوبت خود آنها خواهد رسيد و بخش مهمى از روحانيت شيعه، هرگونه گفتار و مخالفت با خود را به حساب كفر و مخالفت با مذهب گذاشته و به حساب كافر خيالى يا واقعى خواهند رسيد؟
احمد كسروى در همه زمينه ها يى كه كار كرده، از تاريخ، زبان، مذهب، شعر، صوفيگرى و غيره، ارزش برنامه ها و بررسى هاى متعدد را دارد. اما اجازه دهيد كه اين مقاله را با ذكر خاطره اى از يكى از معاصرين كسروى خاتمه دهيم. ايرج اسكندرى كه در زمان ترور كسروى، وزير فرهنگ در كابينه قوام السلطنه بود در كتاب خاطرات خود مى نويسد كه پس از اين ترور، در جلسه هيأت وزرا، مى پرسد كه چرا به پرونده قتل ناجوانمردانه اين دانشمند شريف رسيدگى نمى كنيد. وزير دادگسترى وقت مى گويد (نقل به معنا) اگر فداييان اسلام او را نكشته بودند، من خودم او را به دليل كفرگويى مى كشتم. در مورد چنين كسانى بود كه احمد كسروى مى گفت: ما نيك آگاهيم كه حيدر عمواوغلى ها و على مسيو ها و شريف زاده ها و ميرزا جهانگير ها كه به آن جنبش برخاسته بودند، از حال گرفتارى هاى ايران ناآگاه نمى بودند و در راه استقلال و آزادى اين كشور به هرگونه جانفشانى آماده مى بودند. آنان در يك جا اشتباه مى كردند، از گرفتاريها و آلودگى هاى توده ها ناآگاه بودند و مى پنداشتند اگر ريشه استبداد كنده شود و قانون اساسى به كار افتد، توده مردم به راه پيشرفت مى افتند. در حالى كه درد اصلى، جهل و ناآگاهى مردم بود.
|
|
|
|
|
ثروتمندترين مردان و زنان جهان به انتخاب مجله فوربز
مجله آمريكايى فوربز كه از معتبرترين نشريات اقتصادى جهان به شمار مى رود، فهرستى از ميلياردرهاى جهان در سال ۲۰۰۵ منتشر كرد.
اين مجله، ويليام (بيل) گيتس، سرمايه دار ۴۹ ساله آمريكايى و مالك شركت مايكروسافت كه عمده ترين توليدكننده نرم افزارهاى رايانه اى به شمار مى رود را با مجموعه دارايى ۴۶.5 ميليارد دلار به عنوان ثروتمندترين مرد جهان معرفى كرده است.
بيل گيتس كه دانشجوى اخراجى دانشگاه هاروارد است سرمايه گذاريهايى نيز در شبكه هاى مخابراتى و خدمات شهرى آمريكا و راه آهن سراسرى كانادا كرده و ۲۷ ميليارد دلار نيز صرف هزينه هاى خيريه كرده كه بارزترين نمونه آن بنياد بيل و مليندا گيتس است كه براى مبارزه با بيماريهاى عفونى تأسيس شده است.
بيل گيتس در شهر مدينا در ايالت واشنگتن در غرب آمريكا سكونت دارد.
وارن بافت، ديگر سرمايه دار آمريكايى كه ثروتش تنها ۲.5 ميليارد كمتر از بيل گيتس برآورد شده، به عنوان دومين مرد ثروتمند جهان معرفى گرديده است.
وارن بافت ۷۴ سال سن دارد و كار را از سن سيزده سالگى به عنوان روزنامه فروش دوره گرد آغاز كرده است.
او كه در شهر اوماها در ايالت نبراسكاى آمريكا سكونت دارد، اكنون صاحب سرمايه هاى كلان در زمينه هاى گوناگونى از بيمه و توليد انرژى گرفته تا بازار قالى و جواهرات و مبلمان است.
از جمله شركتهاى معروفى كه وارن بافت سهامدار آنهاست، آمريكن اسپرس و ژيلت هستند كه تيغ ريش تراشى آن شهرت دارد.
فوربز مقام سوم در ميان ثروتمندان جهان را به يكى از هنديهاى مقيم لندن به نام لاكشمى ميتال داده و ثروت او را ۲۵ ميليارد دلار اعلام كرده است كه بدين ترتيب، وى علاوه بر ثروتمندترين هندى، پولدارترين مرد اروپا نيز قلمداد مى شود.
لاكشمى ميتال كه تحصيلات خود را در كلكته هند انجام داده، بزرگترين شركت توليد آهن و فولاد در جهان، نام ميتال استيل را در اختيار دارد.
جوانترين ميلياردر دنيا در فهرست فوربز، آلبرت فون تورن اوند تاكسيز نام دارد كه ۲۱ ساله و از تبار شاهزادگان آلمان است.
ثروت او كه از پدرش به او ارث رسيده و تا دو ميليارد دلار تخمين زده مى شود شامل املاك فراوان و از جمله بزگترين جنگل خصوصى اروپاست كه سى هزار هكتار وسعت دارد و در آلمان واقع است.
ثروتمندترين مسلمان در فهرستى كه فوربز منتشر كرده، امير وليد بن طلال، برادرزاده ملك فهد، پادشاه عربستان سعودى است كه در رياض، پايتخت اين كشور سكونت دارد و ثروتش ۲۳.7 ميليارد دلار برآورد شده است.
او در زمينه هاى مختلفى در جهان سرمايه گذارى كرده و از جمله اماكن معروفى كه به وى تعلق دارد، هتل ساووى در لندن و هتل مونته كارلو گراند در كشور موناكو در جنوب فرانسه است.
امير وليد به پشتيبانى از حقوق زنان شهرت دارد و نخستين كسى است كه در كشور عربستان سعودى براى هواپيماى شخصى خود خلبان زن استخدام كرده است.
آليس والتون، تنها دختر سام والتون، صاحب فروشگاههاى زنجيره اى وال مارت در فهرست فوربز به عنوان ثروتمندترين زن جهان معرفى شده و با ثروتى معادل هيجده ميليارد دلار در مقام سيزدهم ميان ثروتمندترينهاى جهان جاى گرفته است.
خانم والتون كه پنجاه و شش سال سن دارد و زنى مطلقه است در ايالت تكزاس در جنوب آمريكا سكونت دارد و فروشگاهى كه به او و خانواده اش تعلق دارد با بيش از پنج هزار شعبه، بزرگترين فروشگاه زنجيره اى جهان به شمار مى رود.
برادرانش رابسون، جيم و جان مقامهاى دهم تا جدول ثروتمندترينهاى فوربز را به خود اختصاص داده اند و مادر هشتاد و پنج ساله شان كه در رتبه چهاردهم جاى گرفته، جايگاه دومين زن ثروتمند جهان را كسب كرده است.
ثروتمندترين شخصيت سياسى جهان، آن گونه كه از جدول فوربز بر مى آيد، سيلويو برلوسكونى، نخست وزير ۶۸ ساله ايتالياست.
ثروت او كه عمدتاً در شبكه هاى تلويزيونى و همچنين باشگاه فوتبال معروف آ. ث. ميلان سرمايه گذارى شده، دوازده ميليارد دلار برآورد شده است.
بنابر جدول فوربز، آقاى برلوسكونى بيست و پنجمين فرد ثروتمند جهان و ثروتمندترين مرد ايتالياست.
نخستين نام ايرانى كه در فهرست ثروتمندترينهاى فوربز به چشم مى خورد، پى ير اميديار است كه سايت اينترنتى معروفى به نام اى بى (ebay) براى خريد و فروش اجناس از طريق اينترنت دارد.
پى ير اميديار ۳۷ ساله كه فوربز ثروت او را ۹.9 ميليارد دلار اعلام كرده، متولد فرانسه و ساكن ايالت نوادا در آمريكاست و علاوه بر اينكه ثروتمندترين ايرانى تبار در جهان قلمداد مى شود، پس از رومن آبراموويچ، سرمايه دار روس و صاحب باشگاه فوتبال چلسى، در ميان ثروتمندترينهاى دنيا از لحاظ جوانى مقام دوم را دارد.
ديگر ايرانى اى كه در اين فهرست به چشم مى خورد، ناصر داوود خليلى است كه در محله معروف مى فر در لندن سكونت دارد و صاحب يكى از گرانقيمت ترين مجموعه هاى آثار هنرى اسلامى و ايرانى در جهان است.
اين مجموعه بيش از بيست هزار اثر را كه به گستره تاريخى اى به اندازه چهارده قرن تعلق دارند در خود جاى داده است.
آقاى خليلى كه يهودى مذهب است و پيش از وقوع انقلاب ايران را ترك گفته، ليگ فوتبالى براى جوانان يهودى و مسلمان در بريتانيا به راه انداخته است.
خليلى و اميديار تنها نامهاى ايرانى اند كه در سراسر فهرست ميلياردرهاى فوربز كه هزار نفر را شامل مى شود، به چشم مى خورند، هرچند پى ير اميديار هيچگاه در ايران زندگى نكرده و ناصر داوود خليلى حدود سه دهه است كه در انگلستان به سر مى برد.
اين در حالى است كه از كشورى مانند تركيه كه همسايه ايران است و شرايط اقتصادى مشابه ايران دارد، هشت نفر در فهرست ثروتمندترينهاى دنيا جاى دارند و همگى آنان در كشور خود زندگى مى كنند.
فهرستى كه مجله فوربز هر سال از ثروتمندترين مردم جهان تهيه مى كند بر اساس داراييهاى اعلام شده افراد است.
اين در حالى است كه ارزيابى دارايى بسيارى از ثروتمندان در كشورهايى همچون ايران براى مجله فوربز امكان پذير نيست.
استيون اسپيلبرگ، كارگردان آمريكايى با قرار گرفتن در رتبه ۲۱۹ در جدول فوربز و ثروتى ۲.7 ميليارد دلارى، ثروتمندترين سينماگر جهان به شمار مى رود.
از ميان نويسندگان نيز جوان رولينگ، خالق هرى پاتر با ثروتى يك ميليارد دلارى در فهرست فوربز به چشم مى خورد.
خانم رولينگ در ادينبورگ، پايتخت اسكاتلند زندگى مى كند و از مجموعه داستانهاى هرى پاتر او تاكنون ۲۶۵ ميليون نسخه در جهان به فروش رفته است.
فيلمهايى كه بر اساس داستان هرى پاتر ساخته شده اند نيز درآمدى معادل سه ميليارد دلار به همراه داشته اند.
|
|
|
|
|
عرضه پوشاك مردانه، زنانه و بچه گانه با شعار تبليغى «تهاجم بعدى ايران» در فروشگاههاى آمريكا
مهر: جمهورى خواهان تندروى آمريكايى در تلاشى جديد به منظورآغاز دور تازه اى از تهاجم تبليغاتى و روانى بر عليه كشورمان، اقدام به طراحى و ارائه انواع پوشاك مردانه، زنانه و بچه گانه با شعار تبليغى «تهاجم بعدى ايران» در فروشگاههاى اين كشور نموده اند.
به گزارش خبرگزارى مهر، يكى از سايتهاى اينترنتى وابسته به جناحهاى تندرو كاخ سفيد و نئو محافظه كاران جمهورى خواه آمريكايى در يك عمل سياسى اقدام به انتشار تصاويرآخرين نمونه از لباسهاى اسپرت آمريكايى كه بر انها واژه «تهاجم بعدى ايران» حك گرديده، نموده است كه در حد خود نشان از گستاخى مقامات و طراحان سياستهاى آمريكا نسبت به منطقه و جمهورى اسلامى ايران دارد.
اين گروه كه هم اكنون به عنوان حاكمان اصلى كاخ سفيد به حساب مى آيند همواره طرفدار حمله آمريكا به ايران بوده و حتى برخى از آنها حمله به عراق را نكوهش نموده بر ضرورت قرار دادن جمهورى اسلامى ايران به عنوان هدف اصلى آمريكا و اسرائيل در منطقه تأكيد دارند.
اين مسئله حتى بارها از سوى سياستمداران تندرو جمهوريخواه نيز عنوان شده است.به عنوان مثال مايكل لدين از اعضاى برجسته موسسه آمريكن اينترپرايز، تندترين سياستمدار گذار در ميان كارگزاران بوش است كه افكار تند و مهاجمانه وى در ميان كارهاى وى نيز كاملاً مشهود است و شديداً از پيشنهاد حمله به ايران حمايت مى كنند.
اكنون نئومحافظه كاران آمريكايى كه به تهاجمى بودن سياست گذاريهايشان شناخته شده هستند در تلاشى جديد به منظورآغاز دور جديدى از تهاجم تبليغاتى و روانى بر عليه ايران از طريق فروشگاهى به نام «كوين تريسى» انواع پوشاك مردانه، زنانه و بچه گانه را با تبليغ «تهاجم بعدى ايران» به فروش مى رسانند.
در اين فروشگاه انواع تى شرت ها، كاپشن هاى ورزشى، كيف، وسائل نوزاد مانند پيشبند، تقويم ديوارى و دفترچه يادداشت با تصوير پرچم ايران كه روى آن عبارت «تهاجم بعدى ايران» به چشم مى خورد، به فروش مى رسد.
|
|
|
|