در ايران همجنسگرائى هست و رژيم هر قدر سرپوش روى آن بگذارد و آنها را سركوب كند، ولى همجنسگرائى، به هر حال، قسمتى از حقوق بشر است كه جامعه جهانى به اين گروه از انسان ها با افكارى خاص خود داده است.
در ايران همجنسگراها، در چهارديوارى دنياى خاص خود محبوس اند، قوم و خويش ها و منسوبان آنها از وجود همجنسگرائى عضو خانواده خود يا بى خبرند يا چنان آن را قبيح مى شمارند كه از بيان آن حتى به نزديكترين اشخاص وابسته به خود پرهيز مى كنند، همجنسگرائى، بيمارى است يا احساسى خاص در بين بعضى افراد جامعه، به هر حال هر چه باشد، جامعه جهانى آن را پذيرفته و در بعضى جوامع حتى تا پاى عقد و ازدواج آن دو از هر جنس ايستاده است و ايران از اين جامعه جهانى جدا نيست. پنهان كردن راز سر به مهرى كه در گفتگوى زير مشخص مى شود كه در ايران كم نيستند افرادى كه مبتلا به آنند، دردى از جامعه بى درمان ايران را دوا نمى كند جز آ كه بپذيريم كه اين گوه افراد هم انسانند و به اندازه هر يك از افراد جامعه ايران، حق دارند كه با احساس و علائق خود زندگى كنند و با همفكران خود معاشرت داشته باشند.
با اين نوشته ها، مهر تائيد بر احساس آنها نمى زنيم، اما عملاً نمى پذيريم كه همجنسگراها را در گونى بپيچيد و در زندان هاى جمهورى اسلامى به جانشان سوسك و موش بيندازند.
گفتگوئى كه يك سايت اينترنتى با يك همجنسگراى دختر در تهران انجام داده، واقعيت هائى از آن جامعه اسلام زده را كه مى خواست مدينه فاضله شود به خوبى نمايان مى سازد...