از راست به چپ:
۱-پيگيرى و ادامه دادن- مشهورترين اثر ويكتور هوگو ۲-واحد معروف سطح- اگر سر درگم شود درست كردنش مشكل است- خانه- مكر و حيله ۳-اسب رستم- ورم دردناك و چركين- حشره مزاحم فصل- تردستى در كار ۴-دستگاهى در موسيقى- لوازم آرايش معروف- مال آدم هاى خبيث بد است ۵-شراب فرنگى- منقار كوتاه- لرزانك ميوه اى است و نوعى دسر ۶-سختى است و مخالف ضعف- آماده شده و مهيا- پارچه معروف يمن ۷-فرمان حركت حيوان- علامت و نشان- اسبى كه دنبال گارى و درشكه مى بستند- من و شما ۸-اگر با تو نسازد تو با او بساز- عروس خانم مى گ يرد و چهره مى گشايد ۹-راه بى نتها- قوه بينائى- در انتخابات مى دهند- عقايد ۱۰-گوشه ديوار- خيالى است و آنچه در گمان آمده- سازمان جاسوسى و ضد جاسوسى آمريكا ۱۱-به او همه چيز مى توان سپرد- ناخن چهار پايان- واحد بزرگ وزن ۱۲-سگ هرزه و شكمو- گياه رنگرزى- شهرتوت ۱۳-اثر هر فصل كتاب- قسمت مركزى ميوه- لباس درويشى ۱۴-گردنه اى در راه همدان- گل سرخ عرب- مايحتاج مسافرت- آخرين حرف ۱۵-مركز طلاى سفيد ايران.
از بالا به پائين:
۱-لقب ضحاك بود- جاى شانه را در خانه و حمام گرفته است- منظور و مقصود ۲-تابنده و نورانى- از خفته برنخيزد- زيرش روند و خيس شوند ۳-صبحانه نيمه كاره- برنده است- جاى لباس- هواپيماى فشفشه اى ۴-قورباغه- واحد پول ژاپن- از ان براى همه كس كلاه نيست- رودى در اروپا ۵-فرشته است- محصول صابون- از رؤساى جمهور فقيد آمريكا كه به ايران هم آمد ۶-اثر آب جوش بر پوست بدن- واحد زمان در مسابقه بوكس- نوعى كباب ۷-پست و حقير- مرد آشفته- تصديق روسى ۸-زشتى و ناپسندى- فرستاده و جارى شده ۹-حرف تصديق انگليسى- بهشت شداد- هيچكس در آن گم نمى شود ۱۰-با زبانش كارها توان كرد- وسيله بازى بچه ها- ساختمان بر آن استوار است ۱۱-رها كردن و به ديگرى سپردن- فلزيست- از عداد ۱۲-يك دوجين ماه- حالت بيهوشى- ماه جشن كارگرى- همه را شامل مى شود ۱۳-برابر- توان و طاقت- رود مرزى- اثر و نشانه ۱۴-طايفه و عشيره- از واحدهاى پول قديم- كشورى به جاى روم قديم ۱۵-زمانى به پاى كبوتر مى بستند- لذتى كه در عفو ديده اند در آن نديده اند.