Nimrooz
Vol. 16, No. 827, March 18, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۷ - جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۳
از: بهرام معصومى
نوروز ديباچه اى است بر كتاب سالى كه بر ما گذشت
003267.jpg
معصومى
بار ديگر نوروزى ديگر پيش روى ماست و ايرانيان همراه با بسيارى از ملت هاى ديگر اين خجسته جشن نوروزى را گرامى و ارج داشته و آداب و رسوم زيباى آن را كه بدون ترديد يكى از زيباترين جشن هاى ملل جهان است، با ذوق و شوقى بى نظير اجرا مى كنند. ايرانيان باستان بر پايه آموزش هاى اشو زرتشت شادى و جشن را از جلوه هاى نيك اهورائى و همساز با زندگى دانسته و پيوسته بر اين تلاش بوده اند كه اندوه و غم و سوگوارى و مصيبت را از خود و خانواده دور سازند، بنابراين در تمامى ۱۲ماه سال با مراسم گوناگونى روبرو مى باشيم كه هر يك نه تنها با مهر و مهربانى، بلكه با اميد به زندگى و فرداى روشن همراه هستند.
فرهنگ درخشان و پر آوازه ايران زمين كه تداوم فرهنگ پر بار و ديرينه اين سرزمين كهن سال است، گنجينه اى از هنر، آداب، رفتار، سنت ها و به طور كلى دانش و بينش نياكان فرزانه ماست كه از زمان هاى دور تاكنون به تدريج فراهم گشته است. آئين زرتشت كه از درون فرهنگ والاى اين قوم كهن برخاسته است، در تشكيل اين آداب و رسوم ايرانى كه سينه به سينه و دست به دست به زمان معاصر رسيده است، نقش بسزائى ايفا نموده و هميشه سعى نموده است كه اين آداب و رسوم بر پايه هاى درست اخلاق انسانى، ارزش هاى نيك اجتماعى و سنت هاى سازنده مردمى استوار باشد. از ويژگى هاى جشن نوروز كه از مجموع ۵ جشن ماه فروردين (۱) است، قرار گرفتن آن در آغاز فصل بهار و آغاز ماه فروردين است كه منسوب به فروهرهاى در گذشتگان است. زرتشتيان برابر نوشته هاى اوستائى بر اين باورند كه ده روز مانده به آغاز فروردين ماه هر سال، فروهرهاى (۲) درگذشتگان به زمين فرود خواهند آمد و مدت ۱۰ شبانه روز ميهمان فرزندان و نوادگان خود خواهند بود و در سپيده دم نخستين روز از ماه فروردين به جايگاه مينوى خود بازخواهند گشت. در يكى از بخش هاى كهن اوستائى «فروردين يشت» آمده است: «فروهرهاى نيك تواناى پاك مقدسين را مى ستائيم كه پيش از هنگام ششمين گاهنبار سال (برابر شدن شب و روز) از جايگاه خود فرود آيند و در مدت ده شب و روز پى در پى در اينجا براى آگاهى يافتن به سر برند.» تدارك وسائل و رعايت آداب و شركت در جشن هاى ملى و مردمى از دير باز موجب مسرت مردم به ويژه كودكان و نوجوانان بوده و يكى از تفريحات و دل خوشى هاى مردم است. پيرامون پيدايش نوروز روايات بيشمارى رواج دارد.
فردوسى، ابوريحان بيرونى، طبرى، بلعمى و ديگر مورخان مطالبى از خود به يادگار گذاشته اند. فردوسى بزرگ، حماسه سراى ايرانى، نوروز را به جمشيد نسبت مى دهد.
جهان انجمن شد بر تخت او
فرو ماند از فرّه بخت او
به جمشيد بر، گوهر افشاندند
مر آن روز را، روز نو خواندند
ابوريحان بيرونى (۳) در كتاب التفهيم در وصف نوروز مى نويسد: «نوروز نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كرده اند، زيرا كه پيشانى سال نو است.» بلعمى در ترجمه تاريخ طبرى از ارزش سياسى و قضائى نوروز سخن مى گويد و مى نويسد: «... كه شهريار در اين روز علماء گرد كرد و از ايشان پرسيد، چيست كه اين پادشاهى بر من باقى و پاينده دارد؟
گفتند داد كردن و در ميان خلق نيكى كردن، پس او داد بگسترد و علما را بفرمود كه روز مظالم من بنشينم شما نزد من آئيد تا هر چه رود داد باشد مرا بنمايند تا من آن كنم و نخستين روز به مظالم بنشست روز هرمز بود از ماه فروردين پس آن روز را نوروز نام كرد تا اكنون سنت گشت...»
در تاريخ گرديزى در وصف نوروز مى خوانيم:
اين روز را نوروز گويند، زيرا كه سر سال باشد و شب و روز برابر شود و سايه ها از ديوارها بگذرد و آفتاب از روزن ها افتد و رسم مغان (۴) اندر روزگار پادشاهى ايشان چنان بودى كه خراج ها اندرين روز افتتاح كردندى...»
جاحظ (۵) در كتاب المحاسن و الاضداد در سخن از نوروز و مهرگان گويد كه در جشن فروردين در سر خوان چند شاخه از درخت بيد و زيتون و انار مى نهادند.
خيام در نوروزنامه (۶) مى نويسد: «سبب نام نهادن نوروز از آن بوده كه آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز و ربعى به اول دقيقه حمل (بره) بازآيد و چون جمشيد آن روز را دريافت نوروز نام نهاد و جشن آئين آورد.»
از مراسم زيباى نوروز كه خوشبختانه هنوز در تمامى كشور عزيزمان اجرا و گرامى داشته مى شود و دشمنى كوردلان نتوانسته است خللى در بزرگداشت آن ايجاد نمايد، مى توان از چهارشنبه سورى، سفره هفت سين، ديد و بازديدهاى نوروزى و سيزده بدر نام برد كه هر يك با زيبائى خاصى همراه بوده و با جان و جهان عاشقان ايران عجين گرديده اند.
در بين لوازم و وسائل مربوط به استقبال از نوروز، سفره نوروزى كه همراه با بشقاب سبزه و سينى هفت سين است، لطف و صفاى خاصى به خانه و كاشانه دوستداران نوروز مى دهد. عدد هفت بين ملت هاى جهان و در اكثر فرهنگ هاى دينى عدد مقدسى است. در آئين زرتشت به هفت امشاسپند (۷) كه نگاهدارنده جهان هستى و صفات انسانى مى باشند، روبرو مى شويم.
در ايران باستان به نشانه تقدس عدد هفت، در آئين نوروزى هفت گياه يا هفت دانه را در محلى پاكيزه و مناسب از خانه قرار مى دادند، تا رشد نمايد. سپس در لحظات تحويل سال نو، نخست اهورامزدا را پرستش نموده و آنگاه براى بركت و ازدياد محصولات كشاورزى به طور طبيعى سرودى دستجمعى از كتاب مقدس زرتشتيان «اوستا» مى خواندند.
آنچه امروزه ما به نام هفت سين مى شناسيم، از قرار در سده ها و هزاره هاى دور هفت شين، هفت چين و يا هفت ميم بوده است.
بسيارى بر اين عقيده اند كه چون در سفره هفت شين، شراب همراه با شمع، شيرينى، شربت، شهد و شاهدانه وجود داشته و مهاجمان تازى و به ويژه تازى پرستان را خوش نمى آمده است، سفره هفت شين را به سفره سين بدل ساخته و همانطور كه بر همگان واضح است، سفره يا سينى هفت سين از هفت نماد به نام هاى سيب، سبزى يا سبزه، سمنو، سير، سركه، سماق و سنجد تشكيل و با انواع و اقسام شيرينى ها و كتاب مقدس يا شاهنامه و حافظ، جاى مناسبى از سفره نوروزى را به خود اختصاص مى دهد. در بسيارى از منازل قرار دادن گلابدان، شاخه هاى گل، شمع، قرص نان و ماهى كوچك قرمز رنگ نيز متداول است كه جملگى بر زيبائى سفره نوروزى مى افزايند و به محفل نوروزى كه معمولاً تمامى افراد خانواده در آن حضور داشته و لباس نو، تازه و تميز بر تن دارند، صفاى ويژه اى مى دهد. نوروز بدون ترديد يكى از نمادهاى شايسته هميشگى ايرانيان است كه بايد ما ايرانيان ميهن دوست با تمامى وجود در بزرگداشت آن همت گماريم و بدون كم و كاستى آئين ها و مراسم زيباى نوروزى را به فرزندان خود بياموزيم.
همانطور كه استاد فرزانه و عزيزم دكتر عزت الله همايونفر بارها به طرق مختلف فرموده اند:
«نوروز ديباچه اى است بر كتاب سالى كه بر ما گذشت. همانگونه كه ديباچه هر كتاب حكايت گر فشرده اى از محتواى كتاب و نيز روشنگر راه خواننده است، نوروز هم مى تواند حكايتگرى باشد از فشرده اعمال و افكارمان در سالى كه گذشت و گزارشگرى باشد از خوبى ها و بدى هائى كه كرده يا نكرده ايم و نيز روشنگرى باشد فرا راه امسال مان كه چه كنيم تا به از آن شويم كه بوديم، نه اين كه هر سال مان دريغ گوى سالى باشد كه گذشت...»
بنابراين بيائيم بدون آن كه لحظه اى از انديشه سعادت و خوشبختى و نجات ميهن عزيز از يوغ عده اى تازى پرست غافل باشيم، حال كه نوروزى ديگر با كوله بارى از مهر و مهربانى، شادمانه و در كنار بهار دل انگيز با چهره اى درخشان و فرّ و شكوه و جلال جاودانه مى آيد، كدورت ها و نفاق هاى احتمالى را از افكار پاك خود بزدائيم و دست دوستى، برادرى و هميارى به سوى ديگران دراز نمائيم، تا به زودى شاهد خوشبختى ملت عزيز ايران و آبادانى و سازندگى ميهن دربندمان باشيم. اطمينان دارم كه همچون گذشته هاى دور و نزديك در چنين سرزمينى كه نوروز در آن فرود مى آيد و به همه خانه ها و دل ها سر مى كشد، پليدى ها، بدى ها و نشانه هاى اهريمنى از سرزمين پاك ايران مى گريزند و اهريمنان را از خود دور مى سازد.
در اين فرصت ضمن تقديم بهترين شادباش هاى نوروزى به همه ايرانيان عزيز به ويژه به خوانندگان گرانمايه نيمروز، ابياتى چند از يكى از سروده هاى شاعر مردمى «شادروان فريدون مشيرى» را ذيلاً با هم مى خوانيم و براى همه آرزوى تندرستى و پيروزى داريم.
بهارم، دخترم از خواب برخيز
شكر خندى بزن شورى برانگيز
گل اقبال من اى غنچه ناز
بهار آمد، توهم با او بياميز
***
بهارم دخترم آغوش واكن
كه از هرگونه گل آغوش وا كرد
زمستان ملال انگيز بگذشت
بهاران خنده بر لب آشنا كرد
***
پانويس:
۱-جشن هاى ماه فروردين سواى جشن نوروز عبارتند از:
زادروز اشوزرتشت در ۶ فروردين، مراسم نيايشگاه هريشت، مراسم سيزده بدر و جشن فروردين گان.
۲-فروهر در باور زرتشتيان يكى از نيروهاى معنوى درون انسان است كه در آغاز تولد به اراده ايزد متعال در وجود نوزاد به وديعه سپرده مى شود و با كنترل رفتار او، زمينه را براى پيشرفت معنوى انسان فراهم مى سازد. فروهر پس از مرگ انسان بار ديگر به عالم بالا بازخواهد گشت.
۳-برخى گمان برده اند كه او تازى نژاد و از بغداد است. آشكار و روشن است كه وى ايرانى است، هر چند تركان نيز مدعى اند كه وى مانند فارابى و ابن سينا از خود ايشان است (رجوع شود به زندگينامه بيرونى- ترجمه پرويز اذكائى- صفحه ۵) .
۴-مغ، مغان كسانى هستند كه به فلسفه و تعليم زرتشت آشنا هستند. موبد اسمى كه به پيشوايان زرتشتى امروزه داده مى شود، همان كلمه مغ است.
۵-جاحظ ابوعثمان فيلسوف تازى است كه در سال ۵۲۵ هجرى درگذشته است.
۶-نوروزنامه نام كتابى است كه به عمر خيام نسبت مى دهند. مجتبى مينوى در سال ۱۳۳۰ خورشيدى آن را با واژه نامه و اصطلاحات در ۱۳۹ صفحه به چاپ رسانيده است.
۷-هفت امشاسپند عبارتند از:
اهورامزدا (سروش) و هومن (بهمن)، اشا وهيشه (ارديبهشت)، خشتر و ئيرويه (شهريور)، سپت آرمتى ته (اسفند)، هئوودات (خرداد) و امرتات (مرداد) .

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
يك زندگى
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •