اين رعناى دلنشين هزاره هاى كهن آريائى اين نوروز هميشه پيروز مهربانى و شادمانى از كوچه باغ هاى دراز و زيباى باستان تا به امروز سربلند و سرافراز و دلربا آمده است و مى آيد تا همراه با طبيعت، لباس مهر و عشق و شور و شادمانى را بر تن هستى كند.
چه هزاران هزار تازش هائى كه نتوانستند در برابرش تاب آورند و حلقه غلامى را به گوش كردند.
اسكندر تا تازيان و مغولان و انيرانى ديگر در برابر اين نوروز پيروز نتوانستند پايدارى كنند و تسليم مهر و عشق و شور او شدند.
تقويم رقصان و غير ثابت تازيان هر از چندى با نوروز برخورد مى كند و آنهم برخوردى از آفريده هاى ايرانى.
تاسوعا و عاشورا و اربعين و چهل و هشتم در تلاش بوده و هستند تا نوروز را به عزا بكشانند.
ايرانيان از همان هنگامه تازش تازيان هميشه در تلاش بودند تا به گونه هاى مختلف در كار تازيان اخلال كنند... و بدينسان بود كه جشن نوروز و سال نو تازيان را به بهانه قتل عام حسين و يارانش تبديل به عزا نمودند اما اين عزا، گريبان خود ما را نيز گرفت. آنهم در هنگامه هائى كه با نوروز و جشن بهارى ما برخورد مى كند.
سال رقصان تازى با محرم شروع مى شود و تاسوعا و عاشورا مثل سيزده بدر ما، نهمين و دهمين روز از سال نو آنهاست كه با شور بسيار آن را جشن مى گرفته اند و امروز نيز تمام كشورهاى عربى آن را جشن مى گيرند. ايرانيان براى عزا كردن جشن سال نو تازيان، جريان نينوا را بهانه كردند تا جشن نوروز و سال نو تازيان تبديل به عزا شود. اما براساس مرور زمان وعدم آگاهى توده هاى ايرانى، از اصل و پايه و بنيان اين تاسوعا و عاشورا سازى ها، هر از چندى به علت برخورد نوروز ما با محرم و صفر، شب پرستان تازى زده تلاش كرده اند تا ما را از برگزارى نوروز و جشن بهاران و سيزده بدر محروم سازند. غافل از آن كه نسل نو و پر شور و جوان امروز ايران با تمامى تفكرات كهنه صحراگردان و شب پرستان بيگانه است و همچنان كه چهارشنبه سورى را با شور و شوق و عشق بسيار برگزار كردند، جشن نوروز و جشن زايش دوباره هستى را نيز در بى عدالتى هاى ملايان با زيباترين و پر شكوهترين نوع آن برگزار خواهند كرد.
نوروز ماندگار است
تا يك جوانه باقى است
باقى است جمع جانان
تا اين يگانه باقى است
بار دگر بريدند ناى و نواش
اما! اين ساز مى نوازد
تا يك ترانه باقى است...
ايرانيان از همان هنگامه تاختن تازيان به ايران با ذكاوت و تيزهوشى تا توانستند به زبان بى زبانى از ستم تازيان و تمدن و فرهنگ و هنر ايرانيان گفتند و نوشتند و در برابر هر اصل اسلامى اصولى فرعى كه معناى بسيارى در تاريخ داشت آفريدند.
در برابر توحيد و نبوت و معاد دو اصل اعتراضى عدل و امامت را آفريدند يعنى اين كه ايرانى، عدالت اجتماعى در هنگامه حكومت تازيان نداشت و خواهان برابرى اجتماعى بود...
امامت را در برابر خليفه گرى تازى كه همان شهريارى و حكومت وراثتى ايرانى بود قرار دادند و ولايت على را در اذهان در برابر رسالت محمد كه ولايت بارى قوى تر از رسالت دارد.
عنصر ايرانى كه جشن نوروز و سال نو (محرم) تازيان را تبديل به عزا نموده بود ۳۰۰سال پس از وفات امام على كتابى را خلق كرد با عنوان نهج البلاغه، شيخ رضى سيصد سال پس از مرگ امام على مجموعه اى را منتشر كرد كه برخى از خطابه ها و نامه هاى امام على را در برداشت و در پايان آن، كلمات قصارى كه ترجمه بخشى از نصايح اوستا بود را به تازى ترجمه كرده و در برابر قرآن، آن را در ميان ايرانيان نشر دادند.
عنصر ايرانى در برابر اين همه بازى هاى رندانه در طول تاريخ پس از اسلام در ايران قربانى هاى فراوانى نيز داده است. از بابك خرم دين و قيام هاى شعوبيه و قرامطه تا نهضت باطنين و اعدام هاى سهروردى و عين القضات و حلاج و...
اما امروزه در پى بازى هاى نظم نوين جهانى و جايگاه ويژه كشورهاى جهان سوم و همكارى هاى تنگاتنگ جمهورى اسلامى با اروپا، يك هديه بزرگى از آن ايرانيان شده است و آن اين كه جمهورى اسلامى اجازه كشتن دگرانديشان و به ويژه كسانى كه از دين اسلام خارج مى شوند را ندارد.
اين موضوع در مذاكرات و مراودات و گفتگوهاى ايران و اروپا مدت هاست كه مطرح و ملايان امضاء داده اند تا كسى را به جرم دگرانديشى و خروج از اسلام به قتل نرسانند.
اين مسئله از سوئى از سيل پناهندگان ايرانى به غرب نيز جلوگيرى خواهد كرد... زيرا امروزه غربى ها مايل نيستند تا از كشورهاى اسلامى پناهنده بپذيرند. به اندازه كافى نيروى كار در ۲۵كشور متحد اروپائى وجود دارد كه از فرهنگ يكنواخت و يكسان مسيحى نيز برخوردار هستند... پس هرگونه كه بتوانند جلو هجوم پناهندگان را بگيرند كمكى كرده اند به اقتصاد كوتاه و درازمدت خويش.
طى سال هاى اخير بسيارى از متقاضيان پناهندگى مدعى مى شدند كه به علت ترك اسلام، جانشان در ايران در خطر بوده است.
لذا با توافق ايران و اروپا در جهت عدم اعدام مرتدين، امروزه پاك انديشى گزينى چندگام آسانتر و بى خطر شده است.
آزادى محكومين به ارتداد چون هاشم آغاجرى و يوسفى اشكورى بهترين گواه اين مدعاست كه جمهورى اسلامى ازاين پس نمى تواند كسى را به اتهام ارتداد و گريز از اسلام به قتل برساند. البته كسانى كه در ايران دچار اين مشكل مى شوند بايد مجامع جهانى را از حال خود باخبر كنند. www.awesta.net