Nimrooz
Vol. 16, No. 827, March 18, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۷ - جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۳
اين دختران فرارى، افغانى هستند يا ايرانى؟
روند بازگشت مهاجران افغان كه گاه داوطلبانه و گاه اجبارى است، ادامه دارد. مهاجران افغان پس از بازگشت به كشورشان در ارودگاه هاى موقت اسكان داده مى شود. در ميان ساكنان اين اردوگاه ها دختران جوانى جلب توجه مى كنند كه از خانه هاى خود در ايران فرار كرده اند. آنها توسط پليس ايران به مقامات افغانستان تحويل داده شده اند.
در اردوگاهى در هرات، هم اكنون گروهى يازده نفره از اين دختران منتظر مشخص شدن سرنوشتشان هستند. آنها در مهاجرات متولد و بزرگ شده اند و بعضى از آنان خود را «بچه ايران» مى دانند و برخى، حتى نمى دانند كه به كجاى افغانستان تعلق دارند. آنها دليل بازگشت خود را فرار از خانه مى دانند.
غلام ربانى مسئول اردوگاه «انصار» مى گويد كه آنان در حال يافتن شماره تلفن يا آدرس بستگان اين دختران در افغانستان هستند. او مى گويد در سال ۲۰۰۴ ميلادى ۱۰۵ تن از اين دختران از ايران به افغانستان تحويل داده شده اند و بعضى از آنان موفق شده اند كه بستگان خود را بيابند.
انگيزه فرار اين دختران چيست؟
فاطمه داستان خود را اين گونه شرح مى دهد: «ساعت هشت صبح از خانه مادرم زدم بيرون. بسيج مرا گرفت. سه شب بازداشتگاه بودم و سپس روانه زندان شدم. سپس مرا روانه مرز كردند و به افغانستان آمدم. اينجا هيچ كس را ندارم....شوهرم معتاد است... يك سال شده كه مرا از خانه بيرون كرده است. من خانه مادرم و پدرم بودم و آنان خرج مرا مى دانند. شوهرم به من سر نمى زند. مى خواهم طلاق بگيرم و پيش پدر و مادرم برگردم. پدر و مادرم هم مى گفتند كه تو زن مردمى، نمى توانيم خرج تو را بدهيم. همه اين بدبختى ها را به خاطر شوهرم مى كشم.»
مريم، دختر دوازده ساله اى است كه حتى نمى داند به كدام منطقه از افغانستان تعلق دارد. او كسى را ندارد و اميدش آن است كه دولت افغانستان كارى برايش انجام دهد.
مريم مى گويد: «...يك مأمور به من گفت كه شما چند هفته است اينجايى. خانه ندارى؟ سپس مرا به زندان وكيل آباد بردند و از آنجا پس از دو هفته آمديم اينجا. من بچه ايرانم. اسم مادرم را نمى دانم، قيافه اش هم نمى دانم چطورى بوده... پدرم معتاد بوده و از خانه فرار كردم. مى خوام اينجا درس بخوانم و كاره اى بشم. بالاخره در اين افغانستان يك جايى پيدا مى شود كه برم... دولت ما را يك جايى مى برد ديگر...»
در حال حاضر سازمان ملل متحد در امور پناهندگان روزانه «دو دلار» براى هر يك از اين دختران در اختيار «موسسه خدمات اجتماعى زنان» قرار مى دهد كه از اين طريق براى آنان غذا و لباس تهيه مى شود.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
يك زندگى
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •