Nimrooz
Vol. 16, No. 827, March 18, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۷ - جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۳
حبس طويل المدت براى تظاهركنندگان عليه نتايج انتخابات مجلس در ايذه
پس از برگزارى انتخابات مجلس هفتم، شهر ايذه شاهد تظاهرات خشونت بار اهالى اين شهر بود كه به نحوه برگزارى انتخابات اعتراض داشتند. در اين تظاهرات مردم چندين بانك و ساختمان دولتى را نيز به آتش كشيدند. دادگاه شهرستان ايذه اكنون در مورد عده اى از اهالى اين شهر كه آنها را مجرم تشخيص داده، احكام مجازاتى صادر كرده است كه بسيار سنگين هستند.
راديوفردا مصاحبه اى داشت با محمد حسين احمدپور يكى از اهالى ايذه كه به ده سال حبس و ۳۰ سال تبعيد محكوم شده است.
محمد حسين احمد پور: در ايذه مردم به علت نارضايتى از انتخابات توى خيابانها ريختند يك عده اى و دست به آشوب و اعتراض زدند و همه شان را گرفتند. حدود ۲۰۰ نفر و به حبس هاى سنگينى هم محكومشان كردند. ۱۵ سال زندان برايشان بريدند و ۳۰ سال تبعيد.
راديوفردا: براى خود شما هم حكم بلند مدت حبس بريده اند، درست است؟
-من هم يكى از آنها هستم و ده سال حبس به من داده اند و سى سال تبعيد. در صورتى كه من خودم در شهرستان ايذه نبودم و در اهواز بودم. حالا معلوم نيست كه يك خصومتى شخصى با من داشته، يا خود آنها با من داشتند، آمدند مرا محكوم كردند. كسى هم نيست به داد ما برسد.
راديوفردا: اتهام شما چى هست؟
-تخريب اموال دولتى. در صورتى كه من نبوده ام.
راديوفردا: يعنى آن روز كه شلوغ شد، مردم اماكن عمومى را خراب كردند؟
-مردم آمدند بر اثر يك و دو كردن دولت، دست به آتش سوزى بانكها و ادارات دولتى زدند و خراب كارى هم كردند.
راديوفردا: الان پرونده در چه مرحله اى هست؟
-پرونده در مرحله تجديد نظر است و متاسفانه تا اين لحظه آن را بررسى نكرده اند.
راديوفردا: يعنى شما به احكام صادر شده اعتراض كرديد؟
-من اعتراض كرده ام ولى متاسفانه تهران اصلا خبر ندارند از اين مساله. كلاً هر چى هست در خوزستان است. اعتراض من آمده اهواز. مردم توانايى مالى ندارند وكيل بگيرند و وكيلهايى كه گرفتيم متاسفانه نمى توانند از ما دفاع كنند.
راديوفردا: به جز اعتراض حقوقى كه روى پرونده تان گذاشته ايد، آيا نامه اى، تقاضاى كمكى از وكلا يا مسئولان كرده ايد؟
-از مسئولان تقاضا كردند كه بيايند به داد مردم برسند و بيگناه و تر و خشك نگذارند با هم بسوزند. حالا يك عده اى آمده اند از دستى اين كارها را كرده اند ولى يك عده اى هستند كه اصلا دراين جريان نبوده اند و اگر بودند هم حركتى انجام نداده اند. من خودم يكى از متهمين هستم كه از زمانى كه اين حكم را براى من صادر كرده اند هنوز دست به سياه و سفيد نزده ام و هيچ اميدى به زندگى ندارم. من كه يك جوان سى ساله هستم آيا وقتى ده سال حبس ببرند و سى سال تبعيد، ديگر عمرى باقى مى ماند؟ كجاى دنيا چنين حكمى مى برند؟ همه جا حق اعتراض دارند اما در مملكت ما كسى نه حق اعتراض دارد و نه حق صحبت كردن. من از مسئولين مى خواهم كه بيايند و به اين مسأله رسيدگى كنند چون زندگى ما را نابود كرده اند. همين.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
يك زندگى
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •