|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مزاحم تلفنى يك خبرنگاردختر دستگير شد
مزاحم تلفنى يك خبرنگار دختر دستگير شد. اين مرد جوان از دوسال پيش توانسته بود با گريز از كمين هاى مخابراتى پليس در تماس هاى تلفنى اين خبرنگار را تهديد به اسيدپاشى و قتل كند.
بنا به اين گزارش، يك خبرنگار دختر كه در بخش جنايى فعاليت دارد از سالها پيش گرفتار مزاحمت هاى مرد ناشناسى شد كه بدون بيان انگيزه سعى در شايعه سازى و آبروريزى وى داشت.
با وجود طرح شكايت در دادسراى امورجنايى تهران همه شاخه هاى تحقيقاتى براى قفل كردن مسير تماس مزاحم تلفنى با اين خبرنگار به بن بست رسيد تا اينكه دستور ويژه اى از سوى دادگسترى در اختيار مأموران آگاهى تهران قرار گرفت.
بنا به گزارش رسيده، مأموران وقتى پس از آخرين تماس تلفنى اين مرد مزاحم، توانسته بودند خانه وى را در قيامدشت رديابى كنند، او را دستگير كردند.
مزاحم تلفنى اين خبرنگار كه در شناسنامه جعلى خود اسم و مشخصات وى را به عنوان همسر شرعى خود ثبت كرده بود وقتى در برابر داديار قرارگرفت در مورد انگيزه اش از مزاحمت هاى پى در پى سكوت كرد.
|
|
|
|
|
قتل كماندويى عروس ۱۹ساله
افراد ناشناس يك عروس ۱۹ ساله را در مقابل ديدگان نوزاد ۸ ماهه اش از پاى درآوردند.
راز اين جنايت هولناك هنگامى فاش شد كه شوهر جوان قربانى حادثه پس از مراجعت به خانه اش، با پيكر بى جان همسرش روبرو شد.
اين حادثه نخستين روزهاى هفته گذشته در منطقه قيامدشت واقع در جنوب شرقى تهران رخ داد. بنا به اين گزارش، ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه ظهر روز حادثه مرد جوانى وقتى خسته از كار روزانه اش به خانه بازگشت هر چه زنگ خانه را به صدا درآورد كسى در را به رويش باز نكرد. وى كه نگران شده و احساس كرده بود بايد حادثه ناگوارى براى همسر و كودك ۸ ماهه اش رخ داده باشد، به سرعت با كليدى كه همراهش بود در حياط را باز كرده و داخل خانه اش شد. سكوت بر تمامى فضاى خانه سايه انداخته بود. مرد مضطرب و با عجله در ورودى خانه را گشود. هنگامى كه در گشوده شد دود سياه رنگى از لاى در به بيرون نشت كرد. محيط داخلى خانه كاملاً از دود انباشته شده بود به طورى كه وسايل داخل خانه به سختى ديده مى شد.
شوهر ۲۹ ساله قربانى جنايت در اين باره مى گويد: با ديدن اين صحنه تصور كردم اعضاى خانواده ام در ميان شعله هاى آتش گرفتار شده اند در را باز گذاشته و به طرف اتاق خواب- محل استراحت همسر و كودكم- دويدم. در عين حال با داد و فرياد همسايه ها را به كمك طلبيدم. هنوز چند قدمى در اتاق پذيرايى جلو نرفته بودم كه پايم به چيزى خورد. خوب كه دقيق شدم پيكر بى حركت پسر ۸ ماهه ام را ديدم.
از تصور اينكه او فوت كرده باشد فريادى كشيدم. كودكم با فرياد من شروع به گريه كرد. فهميدم او زنده است. او را در آغوش گرفته و به محوطه بيرونى خانه آوردم و به يكى از همسايه ها دادم. بار ديگر به داخل خانه دويدم، خودم را به اتاق خواب رساندم در كنج اتاق با پيكر بى حركت همسرم در حالى روبرو شدم كه به پشت روى زمين افتاده بود. او را نيز به بيرون خانه انتقال داديم. در همين لحظه مأموران كه با تماس يكى از همسايه ها متوجه ماجرا شده بودند، خود را به محل حادثه رساندند.
مأموران كلانترى ۱۷۲ قيامدشت پس از حضور در قتلگاه تازه عروس تحقيق و بررسى روى آثار و نشانه هاى باقى مانده را آغاز كردند. از آنجايى كه احتمال داده مى شد عروس جوان با تلاش هاى تيم پزشكى از مرگ نجات يابد، به دستور بازپرس ويژه قتل دادسراى شهر رى عروس جوان به بيمارستان انتقال داده شد ولى پزشكان اعلام كردند زن جوان ساعتى قبل فوت كرده است. بررسى هاى پليسى درباره علت مرگ اين نوعروس حكايت ازآن داشت كه وى در جريان يك غافلگيرى با پيچانده شدن رشته سيمى به دور گردنش به قتل رسيده است.
از آنجايى كه هيچ نشانه اى از ورود به زور روى در ورودى خانه ديده نمى شد، مشخص شد كه فرد يا افراد ناشناس از آشنايان قبلى قربانى جنايت بوده اند. از سوى ديگر آثار و نشانه هاى باقى مانده روى دست و بدن نوعروس نشان مى داد كه پس از مواجهه با عامل يا عاملان جنايت تلاش زيادى براى مقابله با او انجام داده ولى به دليل ضعيف بودن جثه اش مغلوب شده است.
در همين حال تحقيقات پليس نشان داد كه هيچ سرقتى از خانه محل جنايت صورت نگرفته و تنها عامل يا عاملان قتل پس از كشتن عروس جوان براى گمراه كردن پليس اقدام به آتش زدن پتو و قسمتى از فرش موجود در اتاق خواب او كرده اند. در همين راستا چون شوهر قربانى حادثه نخستين فردى بود كه از ماجراى وقوع جنايت مطلع شده بود، از سوى پليس آگاهى تهران تحت تحقيق قرار گرفت.
وى كه در يك كارگاه آجرپزى كار مى كند در اين باره گفت: ۲ سال قبل با همسرم آشنا شده و ازدواج كردم. هر دوى ما از اهالى كرمانشاه هستيم. هيچ اختلافى با هم نداشتيم، هر گاه قرار بود به مسافرت برويم كليد خانه را به يكى از دوستانم كه همكارمان بود، مى دادم. آخرين بار ۱۵ روزقبل كليد را به او داده بودم. او چند روزى را تا بازگشت ما در آنجا مانده بود. حتى ساك لباس هايش هنوز در خانه ما است ولى خودش از مدتى قبل به گرگان رفته و در آنجا كار مى كند.
در حالى كه شوهر قربانى جنايت سرگرم پاسخ به سئوالات پليس در محل جنايت بود، زنگ تلفن خانه آنها به صدا درآمد. تماس گيرنده همان آشناى خانوادگى بود.
پليس پس از كشاندن او به محل جنايت وى را بازداشت كرد. او ادعا مى كند روز حادثه به صورت اتفاقى براى بردن ساك لباس هايش به قيامدشت آمده است.
|
|
|
|
|
۱۰۰ ضربه شلاق براى دخترى كه مى خواست ۲ پسر اعدام شوند
دختر جوانى كه با ادعاى واهى دو پسر جوان را به يك قدمى مجازات اعدام كشانده بود از سوى قاضى دادگاه جزايى عمومى تهران به ۱۰۰ ضربه شلاق محكوم شد.
اين دختر ۱۸ ساله ادعا كرده بود از سوى دو سرنشين خودروى پژويى ربوده شده و ربايندگان به او تجاوز كرده اند.
بنا به اين گزارش، اواخر مهرماه سال جارى دخترى با طرح شكايت خواستار مجازات دو جوان متجاوز شد كه او را به بهانه مسافركشى در ميدان ونك سوار خودروشان كرده و با كشاندن به خانه اى در سعادت آباد بدون اعتنا به التماس هايش به او تجاوز و شبانه او را در برابر بيمارستان رها كرده اند.
وقتى مأموران با صدور دستور قضائى دو پسر را تحت تعقيب قرار دادند با راهنمايى هاى دختر جوان توانستند خانه يكى از پسران را كه محل مورد بحث بود شناسايى كرده و او را به اتفاق پسر ديگر دستگير كنند.
اين دو پسر در بازجوئى ها ادعا كردند دختر جوان با يكى از آنان دوست تلفنى بوده و پس از حاضر شدن سر قرار با ميل خود همراه آنان شده است.
در برابر اين ادعاها، دختر جوان منكر دوستى با دو پسر متجاوز شد و پرونده براى تصميم گيرى تخصصى از سوى پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران به شعبه ۷۱ ارجاع داده شد.قضات دادگاه كيفرى استان تهران پس ازبررسى ماجراى دو پسر متجاوز كه در آن دختر جوان اصرار داشت به قضات بقبولاند كه مورد تجاوز به عنف قرار گرفته است و خواستار مجازات عاملان اين تجاوز بود به طورى كه در صورت اثبات دو متهم بايستى اعدام مى شدند پى بردند كه دختر جوان ربوده نشده و با ميل خود به خانه پسر مورد علاقه اش رفته است.
اين دختر وقتى ديد راز پنهانش فاش شده است گفت من به پسرى كه تلفنى با او آشنا شده بودم اطمينان كردم و به خانه اش رفتم اما او نامردى كرد. من نيز براى انتقام از او و دوستش طرح شكايت كردم.در اين مرحله از تحقيقات قضات دادگاه كيفرى استان تهران چون مورد اتهام را تجاوز به عنف ندانستند رسيدگى به اين پرونده را در صلاحيت دادگاه جزايى عمومى تهران ديدند و شعبه ۱۰۶۵ دادگاه پونك مأمور بررسى اين پرونده شد.
بنا به گزارش رسيده؛ قاضى دادگاه جزايى عمومى تهران پس از محاكمه دو پسر جوان را به اتهام رابطه نامشروع به تحمل ۴۰ و ۳۰ ضربه شلاق محكوم كرد.
در اين رأى، دختر جوان نيز كه براى مجازات اعدام دو پسر تلاش مى كرد مجرم شناخته و به تحمل ۱۰۰ ضربه شلاق محكوم شد.
|
|
|
|
|
دستگيرى يك زن رمال
زن ميانسالى كه با ادعاى درمان بيمارى هاى لاعلاج اقدام به كلاهبردارى از مراجعه كنندگانش مى كرد، بازداشت شد.اين زن رمال مدعى بود با نوشتن دعا و سحر و جادو قرار است مشكلات مردم را برطرف كند.مأموران مركز اجرايى سپاه جنوب تهران به دنبال دريافت گزارش هائى از رفت و آمد زنان زيادى به يك خانه آنجا را تحت مراقبت هاى نامحسوس خود قرار دادند.
در جريان بررسى هاى مخفيانه مأموران مشخص شد روزانه تعداد زيادى از زنان جوان و سالخورده از در شمالى يك خانه وارد آنجا شده وديگر بيرون نمى آيند. بدين ترتيب به دستور داديار وطن دوست از شعبه ششم دادسراى شهر رى اكيپى از مأموران زن در پوشش مراجعه كننده وارد خانه اسرارآميز شدند.
آنان در حالى كه به انتظار اجازه ورود به اتاق اصلى بودند از صحبت هاى مطرح شده بين ساير مشتريان دريافتند صاحب خانه كه زن ميانسالى است با وعده حل مشكلات مردم از آنان اقدام به كلاهبردارى مى كند.
پس از اخذ نوبت مأموران مخفى در مراجعه بعدى خود با استفاده از دوربين هاى كوچكى رفتار و حركات زن رمال را مخفيانه فيلمبردارى كردند. براساس تحقيقات اين گروه از مأموران زن رمال مدعى بود با توسل به سحر و جادو قادر است زنان عقيم را مداوا وحاجت مراجعان را برآورده كند. در فيلم تهيه شده از سوى مأموران زن رمال ادعا مى كند با ائمه اطهار ارتباط دارد و عروسكى سبزپوش را كه سيدكوچولو نام گذاشته بود براى رفع مشكلات مردم در ازاى دريافت مبلغى به آنها اجاره مى دهد.
مراجعان پس از مطرح كردن مشكلات خود براى اينكه زن رمال براى آنها شفاعت كند پاهاى او را ماساژ مى دادند و جوراب هاى او را به سر و صورت خود مى ماليدند.
اين زن روزانه به طور متوسط ۱۸ تا ۳۰ مراجعه كننده را مى پذيرفت و با تبليغات گسترده اى كه انجام داده بود، از تمامى نقاط تهران و استان هاى همجوار نزد او مراجعه مى كردند. دو دختر جوان به همراه پسر يكى از بستگان اين زن نقش منشى او را بازى مى كردند او خود روى تختى كه در گوشه اى از اتاق مخصوص پذيرش مشتريانش قرار داشت مى نشست و هيچ كس را بدون وقت قبلى نمى پذيرفت. در گوشه اى از اتاق اين زن رمال گهواره اى وجود داشت كه با پارچه هاى سبزرنگى پوشانده شده بود و طلسم هائى را كه زن رمال براى نازايى زنان مى نوشت در داخل اين گهواره مى گذاشت.
او معجون هائى از گياهان درست كرده و به قسمت هاى مختلف تقسيم كرده بود كه براى بيماران لاعلاج تجويز مى كرد. تحقيقات مأموران مشخص كرد اين مايع، آب زعفران است و هيچ خاصيت جادويى ندارد.
در تحقيقات پليسى مشخص شد اين زن براى اينكه مدركى دست مشتريانش ندهد طلسم هاى نوشته شده براى آنان را زير درختچه داخل حياط خانه اش دفن مى كرد و گاهى اوقات هم نوشته هايش را به شاخه هاى درختان آويزان مى كرد.كتاب هائى كه اين زن جادوگر از آنها براى كلاهبردارى استفاده مى كرد داراى اشكال و نوشته هاى عجيبى بودند كه افراد عادى از آن سر در نمى آوردند.در قسمتى از بررسى هاى مأموران مشخص شد اين زن از روى نوشته هايش كپى گرفته و آن نوشته ها را به مراجعان مى داد. اين زن وقتى به شعبه ششم داديارى احضار شد، ادعا كرد نام كتاب هائى را كه مورد استفاده قرار مى دهد نمى داند و از زمانى كه تعداد مشتريانش زياد شده اقدام به كپى بردارى از نوشته هايش كرده چون فرصت نوشتن طلسم براى همه را نداشت.
وى ادعا كرد در خانه اش به روى مراجعان باز بوده و مشتريانش پس از تمام شدن كارهايشان از در جنوبى خانه بيرون مى رفتند.
بر اساس تحقيقات انجام گرفته اين زن تا كلاس ششم ابتدايى درس خوانده و از ۹ سال قبل كار رمالى و جادوگرى را آغاز كرده است.
وى گفت: اوايل به صورت رايگان اين كار را انجام مى دادم ولى بعداً چون مراجعه كنندگان زياد شده بودند، از هر كدام مبلغى دريافت مى كردم.اين زن ادعا مى كند مى تواند با طلسم هايش بذر محبت در خانواده بكارد. بچه هاى شرور را رام كند. زنان نازا را باردار كند. افراد عصبانى را آرام كند و بخت دختران جوان را بگشايد تا زودتر شوهر كنند.با توجه به اين اطلاعات با دستور داديار پرونده متهم جهت انجام تحقيقات تكميلى در اختيار مأموران قرار گرفت.
|
|
|
|
|
داستان۲جنايت در اعترافات قاتل شوهر
مطرح شدن دو قتل در پرونده جنايت جواديه باعث شده بار ديگر اين پرونده براى رسيدگى مجدد به دادسراى جنايى تهران ارجاع شود.
در اين جنايت خانوادگى زن جوانى به دنبال بروز اختلاف با شوهرش، او را به قتل رسانده بود.
در حالى كه تحقيقات حكايت از وقوع قتل توسط همسر قربانى جنايت داشت، دختر ۹ ساله خانواده كه شاهد عينى حادثه بود با طرح اظهاراتى روند رسيدگى به پرونده را پيچيده تر كرد.
وى در بازجوئى ها ادعا كرد: مادرم شب دير به خانه برگشت، پدرم با او سر اين موضوع بحث كرد يك سيلى به صورتش زد بعد هم با موتورش بيرون رفت. ساعتى بعد برگشت در راهرو خانه مان شروع به مصرف مواد مخدر كرد. حدود ساعت ۴ صبح بود كه دو مرد ناشناس در خانه مان را باز كرده و وارد شدند. مادرم مرا به اتاق ديگرى برد. آن دو مرد زنجير قفل موتوسيكلت پدرم را به دور گردنش انداخته و او را كشتند. بعد از رفتن آنها ماجرا را به پدر و مادربزرگم اطلاع داديم.
با توجه به اين اظهارات پليس زن جوان را بازداشت كرد و تحقيقات درباره دو مرد ناشناس آغاز شد تا اينكه اين متهم تمامى گفته هاى دخترش را كذب دانسته و قتل شوهرش را به گردن گرفت. وى ادعا كرد چون از دست او عصبانى بودم، ديگر قادر به ادامه زندگى مشترك با شوهرم نبودم. او به طور دائم مواد مخدر مصرف مى كرد. از طرفى پسر جوانى به من اظهار علاقه كرده و قرار بود با او ازدواج كنم. بنابراين نقشه قتل شوهرم را طراحى و اجرا كردم. وى افزود: يكى از دوستانم شيوه قتل را بارها به من آموزش داده بود. او مى گفت دو تن از دوستان ديگرمان هم قبلاً به اين طريق شوهران خود را به قتل رسانده اند و هيچ اتفاقى هم نيفتاده است. دخترم هم با توجه به ترسى كه از من داشت آن داستان را مطرح كرد.
بدين ترتيب به دستور بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران پسر جوان و دوست اين زن نيز بازداشت شدند ولى به دنبال نبود مدارك كافى در مجرميت آنها، هر دو آزاد شدند. والدين قربانى جنايت با اعتراض به اين اقدام بازپرس دادسراى جنايى خواستار رسيدگى به اين ماجرا شدند و پرونده براى رسيدگى به دادگاه عمومى تهران ارجاع شد.
قاضى دادگاه عمومى تهران نيز پس از بررسى هاى خود اعتراض خانواده قربانى جنايت را وارد دانسته و خواستار بازداشت مجدد دو متهم آزاد شده و تحقيق درباره دو قتل ديگر مطرح شده در پرونده شد.بدين ترتيب با توجه به اينكه پرونده اين جنايت براى محاكمه به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شده بود، پرونده بار ديگر به دادسراى جنايى تهران ارجاع شد تا تحقيقات تكميلى در اين باره صورت گيرد.
به گزارش مطبوعات ايران، اين جنايت ساعت ۴ بامداد روز ۲۰ اسفندماه سال ۸۲ در منطقه جواديه رخ داده و در جريان آن مرد جوانى به نام «كريم با حجت» به قتل رسيده است.
|
|
|
|
|
نقشه همسر استاد دانشگاه براى تصرف دارايى ۷۰۰ ميليون تومانى شوهرش
نقشه همسر يك استاد اقتصاد براى تصرف اموال و دارايى او با اسناد جعلى با هوشيارى كارمندان بانك ملى ناكام ماند.اين زن كه ۴۰ سال جوان تر از شوهرش است وقتى فهميد شوهرش به دليل بيمارى ديگر زنده نمى ماند با همدستى چند جاعل حرفه اى نقشه تصرف اموال او را كشيد.وى كه ۴۴ ساله است وقتى شوهرش كه استاد دانشگاه بود در بيمارستان بسترى شد، با راهنمايى مرد جوانى به يك سردفتر مراجعه كرده و برگه وكالت جعلى از شوهرش به نام خود تهيه كرد.اين زن به وسيله اين برگه وكالت بيشتر اموال و املاك شوهرش را به نام خود كرد تا اينكه وقتى براى دريافت موجودى همسرش به بانك ملى مراجعه كرده بود، رازش فاش شد.كارمندان بانك ملى با توجه به اينكه متوجه جعلى بودن وكالت نامه شده بودند، مأموران اداره ۱۳ آگاهى تهران را در جريان قرار دادند.مأموران پس از بررسى هاى تخصصى خود پى بردند اين زن كه اهل تركيه است و از سال ها قبل با همسركنونى اش ازدواج كرده، سعى داشته دارايى ۷۰۰ ميليون تومانى او را به اين طريق تصرف كند. با توجه به اعترافات اين زن چهار مرد كه او را در اين كار يارى رسانده بودند نيز دستگير شدند.
|
|
|
|
|
بازداشت پرستار مرگ
«پرستار مرگ» كه در جريان قتل پيرمرد تنهايى در تهرانسر تحت تعقيب پليس جنايى قرار گرفته بود، دستگير شد. پليس وقتى پى برد كه اين زن جوان مى خواهد خاك ايران را ترك كرده و به پاكستان فرار كند با بكارگيرى شگردهاى اطلاعاتى «پرستار مرگ» را وادار به تسليم كرد.
به گزارش رسيده ساعت ۳۰و۱۷ دقيقه روز ۲۷ آذرماه سال جارى مأموران كلانترى تهرانسر گزارشى از يك جنايت دريافت كردند كه در آن مرد ۶۸ساله اى به نام «على عمران نجارزاده» در خانه اش واقع در ساختمان متين در خيابان بيستم تهرانسر قربانى توطئه شومى شده بود.
وقتى تيمى از كارآگاهان اداره ۱۰ در قتلگاه پيرمرد تنها حاضر شدند پيكر بى جان وى را كه با ۱۳ ضربه چاقو از پاى درآمده بود و پس از پيچيده شدن داخل ملحفه اى در حمام خانه جاسازى شده بود، يافتند. پليس در بررسى صحنه جنايت با توجه به تعفن جسد «على عمران» و به دست آمدن روزنامه اى به تاريخ ۱۲آذرماه و يك ظرف ماست كه به تاريخ ۱۲آذرماه بود به اين باور رسيدند كه پيرمرد تنها تا روز سيزدهم آذرماه زنده بوده است.
در اين تجسس ها روشن شد قربانى به خاطر اختلافات شديدى كه با اعضاى خانواده اش داشت از سوى همسر و بچه هايش طرد شده و با توجه به وضعيت مالى مناسب زندگى مرفهى داشته است. بازجوئى از بستگان «على عمران» مشخص كرد كه وى خودروى پژو آر دى داشته است كه به همراه يك دستگاه رسيور ماهواره، ضبط سى دى دار و مقدارى پول و مدارك به سرقت رفته است.
در شاخه ديگرى از تحقيقات، كارآگاهان دو گوشى تلفن همراه را كه جعبه هاى خالى آن در قتلگاه پيرمرد تنها به دست آمده بود تحت رديابى قرار دادند و با وجود رديابى اين تلفن ها در شهر قدس و تهران دريافتند دو زن جوان ماه ها پيش اين گوشى ها را از قربانى خريده اند و برخلاف تصور پليس عاملان جنايت اين دو گوشى را به سرقت نبرده اند.
پرستار مرگ
كارآگاهان جنايى كه پى برده بودند قربانى براى نظافت خانه اش از شركت هاى مددكارى پرستار استخدام مى كرد و پرستاران بسيارى به اين خانه رفت و آمد داشته اند ردپاى عاملان جنايت را در بين پرستاران خانگى تعقيب كردند.
زنى ۲۸ساله به نام «معصومه» آخرين پرستار خانگى بود كه از طريق شركت مددكارى به على «عمران» معرفى شده بود، وقتى پليس براى شناسايى اين پرستار به شركت مددكارى مراجعه كرد با گروه ديگرى مواجه شد، اين شركت كه مجوز قانونى نداشت تعطيل شده بود.بدين ترتيب، گرداننده شركت تحت تعقيب قرارگرفت و كارآگاهان با به دام انداختن وى دريافتند مرد جوانى كه حتى سواد ابتدائى ندارد، با گردهم آوردن زنان جوان و آگهى دادن در روزنامه ها براى مردان و زنان سالخورده پرستار معرفى مى كند.
اين مرد تحت بازجوئى قرارگرفت و ادعا كرد معصومه همسرى در كرمان دارد و گاهى اوقات به اين شهرستان مى رفت، وقتى همسر پرستار فرارى در خانه اش دستگير شد، كارآگاهان براى بار دوم به بن بست خوردند. «معصومه» ۴سال پيش بخاطر اختلاف با شوهرش طلاق گرفته بود و تنها ردپايى كه پليس به دست آورد محل اقامت پدر و مادر «معصومه» در شهرستان خاش بود و زمانى كه وقتى مشخص شد خانواده «پرستار مرگ» در شهرستان خاش زندگى مى كنند پليس جنايى از راهنمايى و رانندگى گزارشى دريافت كرد كه نشان مى داد خودروى پژو آردى قربانى كه ازسوى عاملان جنايت به سرقت رفته است به خاطر تخلفات رانندگى در تربت حيدريه و خاش جريمه شده است.
فرار به پاكستان
هيچ كس جز پرستار خانگى على عمران نمى توانست قاتل اين پيرمرد باشد و اقدامات اطلاعاتى كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران نشان مى داد اين زن جوان با فروش غيرقانونى خودروى پژو آردى قربانى در زاهدان مى خواهد به خاك پاكستان فرار كند.براى دستگيرى «معصومه» تيمى ويژه از پليس آگاهى به زاهدان اعزام شد و با شناسايى خانه پدرى اين پرستار فرارى باتوجه به وجود سرنخى از پدر ۵۰ساله وى كه مى توانست در جنايت نقشى داشته باشد، وى را دستگير كردند.با سكوت پدر «معصومه» و عدم وجود ردپايى از پرستار مرگ، در زاهدان، كارآگاهان با اين تصور كه وى موفق به فرار از خاك ايران شده است، پدرش را روز سى ام بهمن ماه سالجارى به تهران انتقال دادند.اين مرد در همه مراحل تحقيق اطلاع از وقوع جنايتى در تهرانسر را منكر شد و ادعا كرد باوجود شك كردن به رفتارهاى دخترش تصور نمى كرد او يك قاتل فرارى باشد.
تسليم پرستار مرگ
معصومه كه خاك ايران را ترك كرده بود وقتى شنيد پدرش را به خاطر جنايتى كه او انجام داده است دستگير كرده اند تصميم به بازگشت گرفت تا اينكه روز ۶ اسفندماه سال جارى با مراجعه به تيم ويژه اداره قتل پليس جنايى تهران خود را تسليم آنان كرد. «پرستار مرگ» ابتدا ادعا كرد كه در مدت كار در خانه على عمران دست به هيچ جنايتى نزده است اما وقتى پى برد پليس موفق شده است ردپاهاى او را از تهران به شيراز سپس تربت حيدريه، خاش و مرز پاكستان به دست آورد، راز جنايت را فاش كرد.
اين زن جوان گفت: «روز جنايت، على عمران پريشان حال بود و با پرخاشگرى از من مى خواست كارها را با دقت انجام دهم، او كنترل كارهايش را در اختيار نداشت ظهر بود كه ناگهان به سمت من حمله برد چاره اى جز تلاش براى فرار نداشتم چاقوى آشپزخانه دستم بود، ۱۳ضربه چاقو به سينه اش زدم وقتى او كشته شد براى اينكه جنايت پنهان بماند جسدش را داخل ملحفه اى پيچيدم و در حمام انداختم سپس براى گمراه كردن پليس به نوعى كه تصور شود سارقان على عمران را كشته اند، دست به سرقت لوازم برقى، مقدارى پول و خودروى پژو آردى زدم و فرار كردم.»
بنابه گزارش رسيده، «پرستار مرگ» كه اينك تحت تحقيق پليسى است با انتقال به دادسراى امور جنايى تهران در برابر بازپرس ويژه قتل قرار گرفت.
|
|
|
|
|
پليس اخراجى، سارق مسلح بانك هاى تهران بود
مأمور اخراجى پليس عامل سرقت هاى مسلحانه سريالى از بانك هاى تهران شناخته شد.
مرتضى طلايى فرمانده انتظامى تهران بزرگ با بيان اين مطلب به بيان جزئيات اقدامات پليس آگاهى پرداخت و گفت: «وقتى بررسى هاى جنايى در صحنه سرقت هاى مسلحانه از چهار بانك تهران نشان داد كه اعضاى يك تيم به اين اقدام زنجيره اى دست زده اند عمليات پليسى براى رديابى يك گروه سرقت متمركز شد.»
بنا به اين گزارش؛ روز ۱۴ مردادماه سال ۸۲ مردى مسلح وارد ساختمان بانك مسكن شعبه دانشگاه شريف شد و در حالى كه فرياد مى زد و تهديد مى كرد چند گلوله به ديوارو سقف بانك شليك كرد.
اين مرد مسلح وقتى موفق به ترساندن كارمندان و مشتريان بانك شد، ۱۰ ميليون تومان پول و تراولرز چك به سرقت برد و پا به فرار گذاشت.
با فرار اين سارق بانك، تيم ويژه اى از اداره يكم پليس آگاهى تهران در صحنه سرقت حضور يافت و به اقدامات تخصصى براى انگشت نگارى، نمونه بردارى از پوكه ها، بازجوئى از شاهدان سرقت و چهره نگارى سارق مسلح پرداخت. دو ماه بعد در حالى كه كارآگاهان در رديابى مرد مسلح به سرنخ هائى دست يافته بودند، روز سوم مهرماه سال، ۸۲ مردى مسلح وارد بانك ملى شعبه بهاران شد و با تيراندازى به سمت ديوار و سقف توانست ۶ ميليون تومان پول و تراولرز چك به سرقت ببرد. وقتى كارآگاهان جنايى در بررسى صحنه اين سرقت نيز به موارد مشابهى دست يافتند كه نشان مى داد مرد مسلح همان سارق بانك مسكن است كه تحت تعقيب قرار دارد.چهره نگارى رايانه اى، نمونه انگشت نگارى ها و نوع پوكه ها همه فرضيه قوى اى نزد پليس به وجود آورد كه يك گروه سرقت اقدامات مسلحانه سريالى اى را در دستبرد زدن به بانك هاى تهران پى گرفته است. بدين ترتيب؛ تيم ويژه اى تشكيل شد تا به رديابى اين گروه سرقت بپردازد. اين در حالى بود كه تحقيقات نشان مى داد تنها يك تن از اعضاى گروه وارد بانك ها مى شود و با تيراندازى و ايجاد رعب و وحشت دست به سرقت مى زند. كارآگاهان كه در شاخه ديگرى به رديابى چك هاى مسروقه پرداخته بودند روز ۱۸ فروردين ماه سال ۸۳ با سرقت مشابه ديگرى از بانك ملى شعبه بازار آهن شادآباد مواجه شدند. در اين سرقت مسلحانه ۳۰ ميليون تومان پول و تراولرز چك ربوده شده بود.
در حالى كه پليس به سمت فرضيه اى پيش مى رفت كه در آن مرد مسلحى به صورت تك رو به اين سرقت هاى مسلحانه مى پرداخت و از فعاليت باند سرقت خبرى نبود روز ۳۰ ارديبهشت ماه سال جارى، چهار مرد مسلح وارد ساختمان بانك كشاورزى در شعبه بازار آهن شادآباد شدند و با تيراندازى به سمت ديوار و سقف به سرقت ميليونى دست زدند.
اين سرقت تيمى كه بررسى و نمونه بردارى صحنه سرقت نشان مى داد مى تواند با سه سرقت زنجيره اى بانك ها ارتباط داشته باشد فرضيه تك روى مرد مسلح را ضعيف كرد و كارآگاهان همزمان با به دست آوردن سرنخ هائى از هويت اصلى سارق بانك ها دريافتند مردى در مراجعه به بانك هاى شهرهاى مختلف كشور تهران، قزوين، زنجان، اصفهان، قم، قشم، بندرعباس و... با هويت مردى با فاميلى «طاهرى» به وصول چك هاى مسروقه دست زده است. مردى كه با كارت شناسايى وى اين چك ها وصول شده بود از سوى پليس جنايى تهران تحت رديابى قرار گرفت و كارآگاهان پى بردند اين مرد از قاچاقچيان سرشناس مواد مخدر است كه از سال ها پيش در جريان جابه جايى محموله هرويين در استان هرمزگان دستگير شده و اعضاى خانواده اش نيز به اتهام همدستى با وى در زندان به سر مى برند.وقتى اين شاخه تحقيقى به بن بست خورد، كارآگاهان به رديابى هاى مخابراتى و علمى دست زدند و با توجه به شناخت كاملى كه از مرد مسلح در دست داشتند و اطلاعاتى كه از خرج شدن چك هاى مسروقه در جريان خريد و فروش تلفن همراه به دست آورده بودند، مخفيگاه مرد مسلح را در يكى از استان هاى غربى ايران شناسايى كردند.تحقيقات نشان داد سارق مسلح يك مأمور اخراجى پليس است كه در سال ۸۱ بخاطر اعتياد و فرار از خدمت نيروى انتظامى بر كنار شده است. اين مرد ۴۰ ساله كه «محسن» نام دارد، با وجود زندگى در تهران بعد از سرقت هاى مسلحانه به يكى از شهرهاى استان هاى غربى كشور گريخته و زندگى پنهانى اى آغاز كرده است.
به دستور بازپرس دادسراى امور جنايى تهران تيمى از اداره يكم پليس آگاهى به اين شهر اعزام شدند و پس از اقدامات اطلاعاتى گسترده اى با شناسايى محل اختفاى سارق مسلح با توجه به تجهيز وى به اسلحه در كمين نشستند و با استفاده از اصل غافلگيرى، وى را به همراه سه قبضه اسلحه كمرى و ۶۱ فقره چك تضمينى مسروقه از بانك ها دستگير كردند. وقتى مأمور اخراجى پليس اعتراف به سرقت هاى زنجيره اى از سه بانك در تهران كرد، كارآگاهان پى بردند كه اين مرد همانطورى كه در فرضيه اى احتمال مى دادند سارق تك رو باشد و به تنهايى دست به اين سرقت هاى مسلحانه زده است تا جايى كه در يكى از سرقت ها از موتورسوار مسافركش استفاده كرده بود. كارآگاهان با تطبيق چهره نگارى رايانه اى، اثر انگشت و پوكه هاى ۹ ميلى مترى كه از اسلحه هاى وى شليك شده بود مأمور اخراجى پليس را عامل اين سه سرقت شناختند و تحقيقات براى يافتن ارتباط اين مرد مسلح با آخرين سرقت مشابه كه از بانك كشاورزى شعبه بازار آهن شادآباد رخ داده بود ادامه يافت. مرتضى طلايى در پايان با اشاره به اقدامات ۱۰ ماهه كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى تهران براى رديابى اين سارق حرفه اى گفت: «متهم هنوز آخرين سرقت را به گردن نگرفته و ادعا مى كند در اين سرقت نقشى نداشته است. اين مرد اعتراف كرده كه در زمان خدمت در هرمزگان كارت شناسايى يك قاچاقچى را ربوده و با استفاده از آن و سفر به شهرهاى مختلف به وصول چك هاى مسروقه پرداخته است.
|
|
|
|
|
دستگيرى مردى كه ادعاى قتل همسرش را داشت
فردى كه در تماس تلفنى با پليس ادعا كرده بود زنش را به قتل رسانده و جسدش را در يخچال مخفى كرده است، دستگير شد.
بنابه اين گزارش سوم اسفندماه سال جارى شخصى در تماس تلفنى با پليس اعلام كرد در خيابان سردار جنگل مردى جسد قطعه قطعه شده زنش را در يخچال منزل نگهدارى مى كند.
مأموران كلانترى ۱۴۰ با حضور صاحبخانه و با دستور قضائى وارد منزل شدند و در حاليكه مستأجر ۳۴ ساله در حمام منزل بود به جستجو پرداختند اما فقط يك قمه و مقدارى مواد مخدر و مداركى كه به شخص ديگرى تعلق داشت يافتند.
اين مرد مورد بازجوئى قرار گرفت و گفت: زنى مطلقه كه از ازدواج قبلى اش يك دختر ۵ ساله دارد مدت ۴ سال به ازدواج موقت من درآمده اما به خاطر اختلافات شديد مدت يك ماه است كه خانه را ترك كرده است.
از آنجايى كه متهم حاضر به معرفى خانواده و محل زندگى زن صيغه اى اش نيست تا روشن شدن وضعيت همسر موقتش بازداشت شد.
|
|
|
|
|
نقشه تاجر سرشناس اماراتى براى قتل معشوقه پسرش
ماجراى قتل معشوقه روسى يك تاجر در دوبى با دستگيرى دو آدمكش اجير شده عراقى در خاك ايران خاتمه يافت. طراح و عاملان اين جنايت از ۲۶ نوامبر سال ۲۰۰۳ ميلادى- ۶ آذرماه سال ۸۲- با پيدا شدن چمدان بزرگى در ساحل خليج فارس تحت تعقيب بين المللى قرار گرفتند.
ساعت ۱۰ صبح، خودروى گشت پليس دوبى در لنگرگاه اليخوت به چمدانى برخوردند كه به طرز مرموزى در گوشه خلوتى از لنگرگاه رها شده بود.
چند مأمور پليس با پياده شدن از خودرو با احتياط خود را به چمدان نزديك كردند وقتى در آن را باز كردند پيكر نيمه عريان دخترى را ديدند كه مچاله شده و در داخل چمدان جاسازى شده بود. در نخستين ساعات كشف اين جسد، پليس دوبى با توجه به رنگ پوست و موهاى دختر جوان پى برد كه وى يك دختر روس است و براى شناسايى قربانى جنايت به تحقيقات خاصى در بين اتباع بيگانه و خارجى دست زدند و توانستند هويت وى را به دست آورند.
قربانى، زنى به نام «اريتا» معروف به «ناديه» بود كه در شركت الماسه التوزيع يك شيخ ثروتمند كار مى كرد و يك هفته قبل از كشف چمدان در ساحل خليج فارس ناپديد شده بود و هيچ كس از سرنوشت او خبرى نداشت. تحقيقات پليسى روى پيدا كردن سرنخى از انگيزه عاملان جنايت متمركز شد و كارآگاهان در تجسس از دوستان و همكاران «اريتا» پى بردند اين دختر روسى معشوقه پسر جوان رئيس شركت بوده و از مدت ها پيش با اين پسر كه «مهدى» نام دارد رابطه داشته است.
اين بررسى ها نشان داد شيخ ثروتمند مخالف شديد دوستى پسرش با دختر روسى بود و بين اين پدر و پسر عرب درگيرى به وجود آمده بود تا جايى كه رئيس شركت براى رهايى «مهدى» از دست «اريتا» به خواستگارى دختر شريك تجارى اش رفته بود. پليس دوبى وقتى دريافت كه «مهدى» پس از عقد دختر شريك پدرش به رابطه با معشوقه روسى خود ادامه داده است تا جايى كه بين دو شريك الماسه التوزيع كدورت به وجود آمده است پدر ثروتمند «مهدى» را تحت تحقيق جنايى قرار دادند.
اين مرد عرب در ابتدا سعى داشت با نفوذ تجارى خود از زير بار طراحى توطئه قتل معشوقه روسى پسرش شانه خالى كند اما وقتى ديد ردپاها نشان مى دهد او در ماجراى قتل «اريتا» نقش داشته است و پليس دوبى او را قاتل اصلى مى شناسد به طراحى سناريويى ديگر پرداخت.
شيخ ثروتمند در بازجوئى هاى كارآگاهان دوبى ادعا كرد كه از قتل «اريتا» اطلاعى نداشته چون قرار نبود او كشته شود.
اين مرد گفت: دختر روس در شركت من كار مى كرد و توانسته بود به دل پسرم راه پيدا كند. من هر چقدر «مهدى» را نصيحت مى كردم كه دست از سر «اريتا» بردارد انگار سحر او شده بود و نمى پذيرفت. به ناچار دختر شريكم را به عقدش درآوردم اما اين چاره نيز كارساز نشد و رابطه پنهانى «اريتا» با پسرم ادامه يافت.
گلايه هاى عروسم و اعتراضات پدرش من را تحت فشار گذاشته بود با توجه به اينكه من به خاطر تجارت رفت و آمد بسيارى به ايران دارم به گونه اى كه مدت زيادى در آنجا زندگى مى كنم دو مرد عراقى تبعه ايران را در تماس تلفنى به دوبى دعوت كردم و از آنان خواستم «اريتا» را بترسانند و او را وادار كنند تا دست از سر پسرم بردارد.
وى ادامه داد: روز ۲۰ نوامبر سال ۲۰۰۳ ميلادى روز ۳۰ آبان ماه سال ۸۲ و ۶ روز قبل از كشف جسد «اريتا»، اين دختر را به دفتر كار خود در مقر شركتم به نام «السلع الذهيبه» واقع در منطقه ديره خيابان بنى ياس ساختمان العويس دعوت كردم، «هاشم» و «طالب» در آنجا به كمين دختر روس نشسته بودند، وقتى او را در اختيار آن دو قرار دادم تا بترسانند ساختمان العويس را ترك كردم و قرار نبود «اريتا» كشته شود و به نظرم آن دو مرد عراقى زياده روى كرده اند و اين دختر روس را كشته اند.
شيخ ثروتمند با توجه به عدم وجود مدركى كه نشان دهد او در قتل معشوقه روس پسرش دست داشته از سوى دادگاه جنايى دوبى آزاد شد و پليس اينترپل ابوظبى- امارات متحده عربى- مأموريت پيدا كرد تا به رديابى دو مرد عراقى در خاك ايران دست بزند. بدين ترتيب، با دستور اسماعيل احمد مليح قائم مقام رئيس دادسراى عمومى دوبى از روز ۹ مارس سال ۲۰۰۴ ميلادى- ۱۹ اسفندماه سال ۸۲- اينترپل ابوظبى از پليس بين الملل تهران خواست براى دستگيرى دو قاتل عراقى تبعه ايران با اين كشور همكارى كند.
كارآگاهان ايرانى اداره قتل كه مشخصات كامل دو مرد عراقى را در اختيار داشتند و گزارشى از قتل دختر روس در خاك دوبى دريافت كرده بودند در نخستين اقدام از اداره گذرنامه خروج و ورود دو مرد ۳۷ ساله را خواستار شدند و دريافتند «هاشم» و «طالب» روز ۲۸ آبان ماه سال ۸۲ از مرز هوايى مهرآباد به سمت امارات پرواز كرده اند و روز ۳۰ آبان ماه همان سال- روز وقوع جنايت- به ايران بازگشته اند.
با توجه به همزمانى برگشت دومرد عراقى و فرار آنان از خاك امارات دستور دستگيرى دو آدمكش اجير شده صادر شد و كارآگاهان جنايى تهران رديابى هاى تخصصى اين قاتلان را در دستور كار خود قرار دادند.
دستگيرى عينك ساز قاتل
پليس جنايى با وجود جستجوى گسترده اى كه براى رديابى دو مرد عرب داشت پى به زندگى پنهانى آنان برد طورى كه تصور مى رفت «هاشم» و «طالب» مى دانند تحت تعقيب هستند و ماجراى جنايت در خاك امارات فاش شده است. اين اقدامات اطلاعاتى ادامه داشت تا اينكه ساعت ۴۵و۱۰ دقيقه صبح روز ۲۱ بهمن ماه سال جارى كارآگاهان موفق شدند «هاشم» را كه يك عينك ساز است در خانه اش به محاصره درآورند و او را دستگير كردند.
«هاشم» كه از به دام افتادن خود حيرت زده شده بود وقتى ديد پليس او را در قتل «اريتا» مجرم مى شناسد محل اختفاى «طالب» را نيز در اختيار كارآگاهان قرار داد.
دو مرد عراقى تبعه ايران وقتى پاى ميز بازجوئى نشستند اعتراف كردند از سوى رئيس شركت الماسه التوزيع اجير شده بودند كه معشوقه روس پسر وى را به قتل برسانند.
«هاشم» و «طالب» با بيان اينكه پدر «مهدى» در ماجراى كامل قتل «اريتا» بود و او تأكيد داشت دختر روس به قتل برسد، ادعا كردند وقتى قربانى در ساختمان العويس با آنان روبرو شد به سمت وى حمله برده اند و با گره زدن پارچه اى دور گردن وى هر كدام يك طرف روسرى را گرفته و كشيده اند تا اينكه دختر روس خفه شده است. دو آدمكش اعتراف كردند كه بلافاصله جسد را داخل چمدان بزرگى جاسازى كرده اند و با گذاشتن آن در محله خلوتى حوالى ساحل درياى لنگرگاه اليخوت به فرودگاه رفته و به ايران بازگشته اند. بازپرس وقتى ادعاهاى دو آدمكش عرب را شنيد و آن را با ادعاهاى شيخ ثروتمند در تضاد ديد دستور رديابى رئيس شركت الماسه التوزيع را صادر كرد با اطلاع از اينكه وى نيز در ايران به سر مى برد دستور بازداشت وى را صادر كرد.
صبح روز پنجشنبه- ۲۹ بهمن ماه سال جارى- اين تاجر عرب در شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران حاضر شد و با تكرار ادعاهاى خود تأكيد كرد اطلاعى از قتل «اريتا» نداشت وتنها از دو مزدور خود خواسته بود معشوقه روس پسرش را بترسانند تا دست از سر «مهدى» بردارد.
بنا به گزارش مطبوعات ايران، طراح و دو آدمكش قرار است با اقدامات ديپلماتيكى، قضائى و پليسى به خاك امارات برگردانده شوند تا دادگاه اين كشور شيخ نشين با ابهام زدايى در ادعاهاى اين سه مرد، آنان را تحت محاكمه قرار دهد.
توضيح تاجر اماراتى درباره كشته شدن كارمند روس
در پى چاپ گزارشى تحت عنوان «نقشه تاجر سرشناس اماراتى براى قتل دوست فرزندش» در مطبوعات ايران اين تاجر براى شفاف سازى ماجراى اين جنايت كه در خاك امارات رخ داده است، توضيحاتى داده كه در زير مى خوانيد:
اين تاجر گفت: «با ناپديد شدن زن روس به نام (اريتا) معروف به ناديه چون وى يكى از كارمندان شركت الماسه التوزيع بود بانظارت اينجانب در مقام رئيس شركت شكايتى طرح شد و از پليس دوبى خواسته شد اين كارمند زن را پيدا كند.»
وى افزود: «برخلاف گزارش پليس اينترپل ابوظبى كه آورده است (ناديه) معشوقه پسرم بوده است (مهدى) سه سال قبل ازدواج كرده و هيچ معشوقه اى نداشته و ارتباطى با (ناديه) نداشته است، متأسفانه گزارش اينترپل ابوظبى سه ماه قبل از صدور حكم تبرئه من كه در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ماه سال ۸۳ از دادسراى دوبى صورت گرفت در اختيار پليس ايران قرار داده شده است و اين در حالى بود كه تحقيقات در دوبى ثابت كرد نه تنها من و شركتم در قتل (ناديه) دخالتى نداشتيم بلكه خودمان پيگير ماجراى ناپديد شدن اين كارمند روس بوديم و با كشف ماجراى قتل (ناديه) اصرار داشتيم عاملان قتل دستگير و به مجازات برسند.»
اين مرد ادامه داد: «هاشم و طالب» كه از سوى دادسراى جنايى تهران دستگير شده اند مدتى كارمند من در عينك سازى مجتمع درمانى خيريه اى واقع در اتوبان شهيد محلاتى بوده اند و بخاطر اختلافى كه با آنان داشته ام «هاشم» و اقوامش را از عينك سازى اخراج كردم و ادعاى آنان مبنى بر اينكه از سوى من براى قتل كارمندم اجير شده اند برخاسته از خصومت شخصى بوده است و آن را تكذيب مى كنم.
تاجر عرب در پايان گفت: «من در اين پرونده كاملاً تبرئه شده ام و ثابت شده است كه شركت الماسه التوزيع، رئيس شركت و پسر وى هيچ ارتباطى با قتل (ناديه) نداشته اند و من نه تنها بازداشت نيستم بلكه كاملاً آزاد هستم.»
|
|
|
|
|
دزدان مسلح كم اشتها!
اعضاى باند سارقان مسلحى كه با حمله به فروشگاهها و مغازه ها در شهريار و ملارد با تهديد و تيراندازى اقدام به سرقت مى كردند در عمليات پليس آگاهى شهريار به دام افتادند.
عصر روز ۱۷ بهمن ماه سال جارى ساكنان مارليك كرج در تماس با پليس ۱۱۰ سرقت مسلحانه از يك قنادى را گزارش كردند. اكيپى از مأموران واحد گشت اداره آگاهى شهريار به محل اعزام و در جريان بررسى هاى نخست مشخص شد سه سارق جوان درحالى كه دو قبضه اسلحه در دست داشتند وارد قنادى شده و پس از اينكه مرد شيرينى فروش حاضر نشد پولهاى موجود مغازه را به آنها بدهد، با شليك يك گلوله او را مجروح كرده و بلافاصله از مغازه خارج و با يك دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ مشكى رنگ متوارى شدند. مأموران در نخستين اقدام پس از استعلام شماره خودرو متوجه شدند خودرو مسروقه بوده و چهار روز قبل با تهديد راننده آن از منطقه سعادت آباد تهران به سرقت رفته است. با به دست آمدن مشخصات خودرو مأموران بلافاصله با بستن راههاى ورود و خروج شهر سارقان را تحت تعقيب قرار دادند. در اين تعقيب و گريز سارقان پس از تصادف با يك خودروى پيكان با برداشتن اسلحه ها به مناطق بيابانى اطراف جاده متوارى شدند. پس از فرار متهمان، مأموران آگاهى با بازرسى داخل خودرو دو گواهينامه و كارت پايان خدمت را كه مربوط به يكى از سارقان بود، كشف كردند. يكى از متهمان پس از شناسايى توسط مأموران آگاهى صبح روز ۱۸ بهمن ماه در منزل مسكونى اش واقع در شهريار دستگير شد. با دستگيرى متهم چند اكيپ از مأموران آگاهى رديابى هاى خود را براى دستگيرى اعضاى اين باند مسلح و خطرناك آغاز كردند.متهم در بازجوئى ها ضمن اعتراف به سرقت هاى مسلحانه از مغازه ها و فروشگاهها گفت با ۴ تن از دوستانم كه در يك محل زندگى مى كنيم، تصميم به سرقت گرفتيم و پس از تهيه دو قبضه اسلحه كلاش و كلت توسط يكى از دوستانم نقشه سرقت از فروشگاهها و جواهرفروشى ها را در شهريار و ملارد طراحى كرديم. وى ادامه داد: با سه تن از دوستانم به يك خوار و بارفروشى و قنادى ها حمله مى كرديم، ولى مرد خوار و بارفروش درحالى كه دو اسلحه را به طرفش نشانه رفته بوديم، آژير خطر را به صدا درآورد و با چوب ما را دنبال كرد و ما فقط توانستيم يك پاكت سيگار سرقت كنيم. در جريان سرقت از قنادى وقتى مرد قناد حاضر نشد پولهاى مغازه را به ما بدهد، با شليك گلوله اى او را مجروح كرديم.
همچنين ظهر روز ۱۳ بهمن ماه با يكى از دوستانم راننده خودرو پژويى را در منطقه سعادت آباد تهران با اسلحه تهديد كرديم و خودرو را به سرقت برديم. با بررسى پرونده هاى سرقت مسلحانه در چندماه گذشته مشخص شد آنان دو كيلو طلا از جواهرفروشى رز در منطقه سرآسياب غروب روز ۵ بهمن ماه نيز به صورت مسلحانه دستبرد زدند و در اين حادثه پسر جوانى نيز كه براى كمك به مرد جواهرفروش آمده بود، با شليك سارقان مجروح شده بود.
|
|
|
|
|
زن آشنا و مرگ غم انگيز دختر۲ ساله
يك زن ۱۷ ساله به خاطر مرگ تلخ دختر خردسال شوهر صيغه اى اش تحت تحقيق جنايى قرار گرفت.
اين اقدام در حالى صورت مى گيرد كه هنوز علت مرگ اين دختر دو ساله مشخص نيست و متخصصان پزشكى قانونى مأموريت دارند پرده از اين ماجرا بردارند.
بنا به اين گزارش، ساعت ۲۰ پنجشنبه ۲۹ اسفندماه سال جارى مسؤولان درمانگاه به بخش در خيابان جشنواره تهران با كلانترى ۱۴۴ جواديه تماس گرفتند و ادعا كردند مردى پيكر بى جان دختر بچه اش به نام «زهرا» را به درمانگاه انتقال داده است و مى خواهد گواهى فوت بگيرد. وقتى ماجراى مرگ مرموز دختر ۲ ساله به پليس مخابره شد كارآگاهان درمانگاه حاضر شدند و پدر «زهرا كوچولو» را تحت بازجوئى قرار دادند. «على اكبر» كه ۲۷ ساله است و مغازه ساندويچى دارد در بازجوئى ها ادعا كرد از دو سال پيش به خاطر اختلافات شديدى كه با مادر «زهرا» داشت از او جدا شده است و بزودى حكم طلاق صادر خواهد شد. اين مرد گفت: «وقتى با همسرم متاركه كردم خانواده او با شايعه پراكنى كه كسى حاضر به ازدواج با من نيست باعث لجبازى ام شدند، تصميم گرفتم دخترى براى ازدواج انتخاب كنم، حدود ۴ ماه پيش در مسافرتى كه به تبريز داشتم داخل اتوبوس با دخترى ۱۷ ساله به نام «الهام» آشنا شدم كه از خانه اش فرار كرده بود. با او به تهران آمدم و قرار شد خودمان خطبه صيغه را جارى كنيم از آن به بعد «الهام» با من زندگى كرد و زهرا كوچولو نيز وقتى من در مغازه بودم نزد همسر صيغه اى ام بود.»
وى ادامه داد: «من و «الهام» به خاطر نگهدارى «زهرا» اختلاف داشتيم، ساعتى پيش وقتى همسر صيغه اى ام به مغازه آمد تا ناهارم را بياورد ديدم دخترم با او نيست، سراغش را گرفتم وقتى گفت او را در خانه تنها گذاشته است بين من و او درگيرى به وجود آمد و «الهام» سر و صداى زيادى به راه انداخت و ادعا كرد حاضر نيست دخترم را نگهدارى كند. با عجله به خانه رفتم، «زهرا» بى جان و خواب آلود بود او را برداشتم و به درمانگاه انتقال دادم در آنجا بود كه پى بردم «زهرا» ديگر نفس نمى كشد.» كارآگاهان اداره ۱۰ وقتى ردپاى همسر صيغه اى پدر «زهرا» را در ماجراى مرگ اين دختر بچه به دست آوردند با دستور بازپرس ويژه قتل اين زن ۱۷ ساله را دستگير كردند و از او بازجوئى كردند.
«الهام» ابتدا ادعا كرد كه هيچ مخالفتى در نگهدارى از زهرا كوچولو نداشته است و مرگ اين دختر به خاطر بيمارى بوده است اما وقتى ديد پليس او را گناهكار مى شناسد گفت كه روز قبل از مرگ «زهرا» پس از دعوا با شوهرش كه علت آن نگهدارى از دختر بچه ۲ساله بود با ناراحتى «زهرا» را كتك زده است كه اين دختربچه به زمين افتاده است و تا دقايقى نتوانسته از جا بلند شود. وى در دفاع از خود گفت: «من نمى خواستم او كشته شود. از وقتى زمين خورد بى حال شد و مرتب مى خوابيد چون از پدرش مى ترسيدم حال بد او را پنهان كردم تا اينكه شوهرم با به هم خوردن حال «زهر» او را به درمانگاه برد.»
در حالى كه زن صيغه اى پدر «زهرا» با قرار بازداشت موقت به اتهام قتل در بازداشت به سر مى برد پدر قربانى با در دست داشتن مدارك پزشكى كه نشان مى دهد زهرا كوچولو بيمارى تشنج داشته و از مدت ها پيش تحت درمان بوده است سعى دارد بى گناهى «الهام» را ثابت كند و نسبت به دستگيرى اين زن جوان اعتراض دارد.
|
|
|
|