|
آرتور ميلر، نمايشنامه نويس آمريكايى درگذشت
چراغهاى برادوى به احترام آرتور ميلر خاموش شد
آرتور ميلر و مريلين مونرو: يكى از بزرگترين نمايشنامه نويسان با يكى از بزرگترين ستارگان سينما ازدواج كرد
آرتور ميلر در آثار خود فروپاشى روزافزون جامعه آمريكايى را بازگو مى كرد
آرتور ميلر، يكى از برجسته ترين نمايشنامه نويسان آمريكايى و برنده جايزه پوليتزر در سن هشتاد و نه سالگى درگذشت.
دستيار شخصى آرتور ميلر خبر داد كه او شامگاه پنجشنبه (۱۰ فوريه) در خانه خود در كانكتيكات درگذشته است و علت مرگ را «نارسايى قلبى مادرزادى» اعلام كرده است.
آقاى ميلر همچنين به بيمارى سرطان و ذات الريه نيز مبتلا بود.
هارولد پينتر، نمايشنامه نويس معروف بريتانيايى، پس از شنيدن خبر مرگ آقاى ميلر گفت كه از اين خبر «شوكه» شده است.
وى در گفتگو با شبكه تلويزيونى بى بى سى گفت: «او نمايشنامه نويس و مردى بزرگ ودوست خوبى براى من بود. نمايشنامه هاى او از بهترين آثار ادبى توليد شده در قرن ۲۰ هستند.»
مشهورترين اثر آرتور ميلر كه متولد نيويورك بود، نمايشنامه مرگ دستفروش است كه در سال ۱۹۴۹ جايزه پوليتزر را براى نويسنده ۳۳ ساله اش به ارمغان آورد. اين نمايشنامه، به باور كارشناسان ادبى، تصويرى از به انحراف كشيده شدن روياى آمريكايى بود و تحولى در شخصيت پردازى قهرمانهاى تراژيك در هنر نمايش محسوب مى شد.
فعاليت ادبى او در دهه چهل ميلادى آغاز شد و بسيارى از آثارش برنده جوايز معتبر ادبى شدند. از جمله اين آثار، مى توان به همه پسران من و كوره امتحان (در ايران: جادوگران شهر سيلم) اشاره كرد كه اعتراضى به فضاى سركوب سياسى در دوران «مك كارتيسم» بود. اين داستان، محاكمه ديوانه وار فردى را روايت مى كرد كه به جادوگرى متهم شده بود.
آثار آرتور ميلر با تاكيدى كه بر نقش خانواده، اخلاق و مسئوليت پذيرى فردى داشتند، بازگوكننده فروپاشى روزافزون جامعه آمريكايى بودند. او در مصاحبه اى كه سال ۱۹۸۸ انجام شد، محور بسيارى از آثار خود را اين پرسش دانسته بود كه آيا امروزه با خانواده هائى كه فروپاشيده اند و مردمى كه ديگر براى مدت طولانى در يك مكان به سر نمى برند، در زندگى ريشه و پايه اى باقى مانده است؟
آرتور ميلر، زمانى كه در ۱۹۵۶ با مريلين مونرو، ستاره سينما ازدواج كرد، به شهرتى بيش از پيش دست يافت كه آن را ناخواسته مى دانست.
ميلر در مصاحبه اى با يك روزنامه فرانسوى در سال ،۱۹۹۲ مريلين مونرو را شخصيتى به شدت «خودويرانگر» توصيف كرد و گفت در دوران اين زندگى مشترك «تمامى توجه و توان من وقف تلاش براى كمك به او براى حل مشكلاتش شده بود. متاسفانه، در اين زمينه توفيق چندانى نداشتم.»
ازدواج آرتور ميلر و مريلين مونرو در ۱۹۶۱ به جدايى انجاميد.
برادوى، منطقه اى در نيويورك كه معتبرترين سالنهاى نمايش آمريكا را در خود جاى داده است، شامگاه جمعه را در خاموشى گذراند. تئاترهاى برادوى چراغهاى خود را به احترام آرتور ميلر، نويسنده آمريكايى خاموش كردند كه يكى از بزرگترين نمايشنامه نويسان قرن گذشته دانسته مى شود.
نويسنده نمايشنامه مرگ دستفروش، بعدازظهر پنجشنبه به دليل نارسايى قلبى در سن هشتاد و نه سالگى در ميان خانواده و دوستانش، در مزرعه خود در كانكتيكات درگذشت.
او اين مزرعه قرن هجدهمى را در سال ،۱۹۵۸ زمانى كه هنوز همسر مريلين مونرو بود خريد و واپسين سالهاى عمر خود را همراه با دوست دخترش كه يك نقاش سى و چهارساله است، در آن به سر برد.
پزشكان آرتور ميلر، تنها چند هفته پيش اجازه دادند كه او از بيمارستان مرخص شود. ميلر علاوه بر نارسايى قلبى، به سرطان و ذات الريه هم مبتلا بود.
زو كالدول، بازيگر سرشناس برادوى كه با ميلر نيز همكارى داشته است، او را «مردى بزرگ و عميقا آمريكايى» توصيف كرد و گفت كه آرتور ميلر «درست تا زمانى كه گرفتار بيمارى شد، مشغول كار بر روى نمايشنامه هايش بود».
عشق و سرخوردگى
ميلر در دهه هاى پايانى عمر خود از برادوى سرخورده شده بود. او در سال ،۱۹۹۱ اين بخش از نيويورك را كه قلب دنياى تئاتر آمريكاست، به مثابه مكانى توصيف كرد كه در معرض «هراس از منتقدان و وحشت از باختن سرمايه هاى كلان» است.
اما اين سرخوردگى و تلخكامى از اندوه برادوى نكاست؛ شامگاه جمعه، ساعت هشت شب (يك صبح به وقت گرينويچ) چراغ تالارهاى برادوى به نشانه سوگوارى براى او خاموش شد.
رابرت وايت هد، يكى از تهيه كنندگان برادوى كه بارها با ميلر كار كرده است، در گفتگو با نيويورك تايمز گفت نويسنده كوره امتحان (جادوگران شهر سيلم) و همه پسران من، به دنبال آن بود تا همچون «نورى باشد كه به جهان مى تابد».
وايت هد گفت: «او عمرش را صرف كرد تا براى آنچه كه جهانى از بى عدالتى در اطراف خود مى دانست، پاسخى بيابد.»
آرتور ميلر در طول زندگى خود، وقايعى چون بحران وال استريت، جنگ جهانى دوم و دوران مك كارتى را تجربه كرده بود و اين رويدادهاى بزرگ تاريخ آمريكا به نمايشنامه هاى او راه يافتند.
بزرگداشت
با مرگ آرتور ميلر، بسيارى از شخصيتهاى ادبى و هنرى از سراسر جهان در پيامهايى به او اداى احترام كردند:
سلمان رشدى، رئيس انجمن بين المللى قلم، «نوشتن» را براى ميلر به معناى كوششى دانست تا «نوع بشر را در برابر آزارهاى بى دليل مقاوم كند».
واسلاو هاول، نمايشنامه نويس و رئيس جمهور پيشين چك، او را «بزرگترين نمايشنامه نويس قرن بيستم» دانست.
بروكس اتكينسون، منتقد نيويورك تايمز گفت كه ميلر «دلسوزانه به قلب و روح برخى از آدمهاى معمولى آمريكايى مى نگريست و به آرامى اميدها و اندوه هاى آنان را به تئاتر مبدل مى ساخت».
ادوارد آلبى، نمايشنامه نويس آمريكايى هم گفت: «همه ما از آثار او بسيار آموخته ايم تا بدانيم كه چگونه بايد با شرارت جنگيد.»
كوين اسپيسى، بازيگر آمريكايى اشاره كرد كه آرتور ميلر تا آخرين ماههاى عمرش به كار ادامه داد تا «ارزشهاى آمريكايى و انحطاط اخلاقى را با بهره گرفتن از ساختارى فوق العاده و ديالوگهايى محكم، بيازمايد».
ديويد هير نمايشنامه نويس آمريكايى گفت كه ميلر همراه با يوجين اونيل و تنسى ويليامز، سه نويسنده بزرگى بودند كه شاخصه هاى نمايش در آمريكا را از نو تعريف كردند و «صداى رساى تئاتر» در اين قرن از تاريخ آمريكا به شمار مى آمدند.
آرتور ميلر، آخرين بازمانده اين جمع سه نفره بود. با درگذشت او، به گفته نيكلاس هايتنر، مدير هنرى تالار «رويال نشنال تياتر» ، آخرين «الهه هنر نمايش» با صحنه تئاترهاى آمريكا وداع گفت.
|