Nimrooz
Vol. 16, No. 823, February 18, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۳ - جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۳
نقشه شوهر براى فرار از پرداخت مهريه
جزئيات جنايت مردى كه اينك انتظار چوبه دار را مى كشد
رابطه پنهانى به قتل انجاميد
قتل دختر به خاطر شباهت ظاهرى به يك ميهمان پارتى
فوتباليست معروف سه جوان رابا اسلحه بادى تهديد كرد
شكارچى متخلف متهم به قتل عمد شد
اخاذى پدر و پسر ايرانى از اتباع افغانى
از سوى جاعل حرفه اى صورت گرفت
دو ميليارد تومان كلاهبردارى پس از فرار از زندان
سرقت و قتل در روستا
قاتلان جسد را در چاه انداخته بودند
راز جنايت در۷ نامه عاشقانه
۵ ميليون تومان جريمه به خاطر حبس۶ روزه نوعروس
سرقت ۴ مجسمه بودا از ويلاى يكى از نوادگان قاجار
متهم در دادگاه، قتل وكيل دادگسترى را منكر شد
سردسته باند آدم خوارها در مسير زندان به دادسرا گريخت

نقشه شوهر براى فرار از پرداخت مهريه
يك مرد براى فرار از پرداخت مهريه همسرش نقشه عجيبى را طراحى كرد. اين مرد جوان وقتى پس از يك سال زندگى مشترك با همسرش نتوانست با او وخواسته هايش كناربيايد به صورت پنهانى و بدون اطلاع زنش تصميم گرفت تمامى دارايى اش را به نام مادر خود بكند.
در حالى كه دامنه اختلافات زوج جوان هر روز گسترده ترمى شد، زن جوان براى ترساندن شوهرش با مراجعه به دادگاه خانواده مهريه ۷۰۰ سكه اى خود را به اجرا گذاشت. وقتى مرد با حضور دردادگاه ادعا كرد هيچ ثروتى براى پرداخت مهريه سنگين همسرش ندارد، زنش با برشمردن تعدادى از مايملك شوهرش حاضرشد تا در قبال گرفتن آپارتمان ۵۰ مترى از خواسته اش بگذرد.
مرد جوان وقتى ادعا كرد آپارتمان به نام مادرش است و او مدت ها قبل آن را به طور رسمى به مادرش فروخته، زن جوان مداركى را به دادگاه ارائه كرد كه نشان مى داد اين آپارتمان بعد از به اجرا گذاشتن و درخواست مهريه او به فروش رسيده است.
بدين ترتيب شوهر جوان در برابر قاضى دادگاه متعهد شد تا سند آپارتمان مورد نظر را در ازاى مهريه همسرش به نام او بزند.
پس از گذشت مدتى وقتى مرد جوان حاضر به اجراى تعهدش نشد، اين زن با مراجعه به شعبه اول بازپرسى دادسراى بعثت شكايتى را عليه او طرح كرد.
«كيانى» بازپرس پرونده در اين باره با استناد به ماده ۴ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى گفت: هر كس با قصد فرار از اجراى دين اموال و دارايى خود را به ديگرى انتقال دهد و باقى مانده اموال هم در حدى كه بتواند دين او را ادا كند نباشد به ۴ ماه تا ۲ سال حبس تعزيرى محكوم مى شود.

جزئيات جنايت مردى كه اينك انتظار چوبه دار را مى كشد
رابطه پنهانى به قتل انجاميد
مرد جوانى كه سال گذشته با برقرارى ارتباط پنهانى با زنى او را به قتل رسانده و طلاهايش را سرقت كرده بود، با تأييد حكم اعدام از سوى ديوان عالى كشور در آستانه اعدام قرار گرفت.
متهم پس از دستگيرى در بازجوئى ها ادعا كرده بود، اين زن از من خواست كه همسرش را به قتل برسانم كه من مخالفت كرده و او را كشتم.

گزارش يك قتل
در آخرين روز هاى آذر ماه سال گذشته مردى با مأموران كلانترى ۱۶ حصارك تماس گرفت و از قتل همسرش در خانه خبر داد. پس از گزارش اين قتل گروهى از كارآگاهان پليس آگاهى كرج همراه بازپرس كشيك قتل در قتلگاه اين زن حاضر شدند. در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول زن جوانى به نام سوده است كه در غياب همسر و فرزندش با ضربات چاقو به ناحيه گردن به قتل رسيده است. مأموران در بررسى خانه متوجه به هم ريختگى آنجا شدند و در ادامه روشن شد مقدارى از طلاهاى مقتول پس از قتل به سرقت رفته است. كارآگاهان در نخستين فرضيه انگيزه سرقت را مطرح كردند به همين دليل اقدام به انگشت نگارى از محل سرقت كردند. پس از تحقيقات مقدماتى در صحنه قتل با دستور بازپرس پرونده جسد براى تشخيص علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد.

دامادم قاتل است
يك هفته پس از جنايت مادر مقتول به مأموران مراجعه كرد و داماد خود را به عنوان قاتل دخترش معرفى كرد و گفت: «دخترم و همسرش با همديگر تفاهم نداشتند و هميشه بر سر مسائل كوچك با هم درگير مى شدند. به خاطر اين اختلاف احتمال مى دهم او قاتل دخترم باشد. رضا (همسر مقتول) براى اينكه از دست دخترم راحت شود او را كشته است.»
با مطرح شدن اين احتمال كارآگاهان بازجوئى از رضا را در دستور كار خود قرار دادند. رضا به اداره آگاهى احضار شد، اما قتل همسرش را به گردن نگرفت.
اين مرد در بازجوئى ها اظهار داشت كه ظهر روز حادثه وقتى به خانه آمدم سوده گفت قصد دارد براى كارى به خانه مادرش برود. به همين خاطر از من خواست كه دخترم را همراه خود ببرم. پس از ناهار دخترم را به خانه مادرم بردم. حوالى غروب با خانه مادرزنم تماس گرفته و سراغ سوده را گرفتم ولى آنها ادعا كردند سوده به آنجا نرفته است. احتمال دادم او از رفتن به خانه مادرش منصرف شده و به دنبال دخترمان رفته است. به خانه مادرم رفتم ولى سوده به آنجا هم نرفته بود نگران شدم. سريع خودم را به خانه رساندم. در خانه باز بود، وارد پذيرايى شدم، جسد همسرم غرق در خون در آنجا افتاده بود، او لباس بيرون به تن داشت. با فريادهاى من همسايه ها از موضوع مطلع شدند. پس از بازجوئى از متهم تحقيقات گسترده اى در رابطه با صحت اظهارات رضا انجام و مشخص شد وى هنگام وقوع قتل در مغازه (محل كارش) حضور داشته است.

كشف يك سرنخ
هفت ماه پس از قتل در حالى كه تحقيقات مأموران براى دستگيرى عامل اين جنايت بى نتيجه مانده بود همسر خواهر مقتول به مأموران مراجعه كرد و پرده از راز رابطه پنهانى مقتول با مرد جوانى برداشت. اين مرد به مأموران گفت يك سال پيش سوده به همسرم گفت پسر جوانى با تماس هاى تلفنى براى او ايجاد مزاحمت مى كند او از اين كه موضوع را به همسرش بگويد ترس داشت. به او پيشنهاد دادم تا با جوان مزاحم قرارى بگذارد تا من حسابش را برسم. به همين خاطر همراه همسرم به خانه او رفتيم و منتظر تماس جوان مزاحم شديم. مزاحم تماس گرفت و سوده با آن جوان كه خود را شاهرخ معرفى مى كرد، صحبت كرد. در نهايت سوده با آن جوان قرار داخل مغازه گذاشت، به آنجا رفتيم، سوده لحظاتى بعد آمد و گفت آن جوان به او گفته كه تاكنون با او تماس نگرفته و حتماً اشتباهى رخ داده است. پس از گذشت مدتى وقتى جريان را از او جويا شدم، گفت مزاحمت هاى آن جوان قطع شده است. اين مرد سپس شماره تماس جوان مزاحم را در اختيار مأموران قرار داد. با به دست آمدن اين سرنخ مأموران با كمك شركت مخابرات اقدام به رديابى شماره كرده و متوجه شدند كه خط متعلق به صاحب يك مغازه در كرج است.

شناسايى قاتل
كارآگاهان سپس صاحب اين مغازه را به اداره آگاهى احضار كردند كه او در رابطه با مزاحمت براى سوده گفت: «مدتى پيش اتاق بالاى مغازه را به خانواده اى اجاره داده بودم كه پسر خانواده به نام روح الله سابقه خوبى نداشت. يك روز روح الله براى تلفن زدن به مغازه ام آمد و من تلفن را در اختيار او گذاشتم. به خانه رفتم و با طولانى شدن صحبت هاى روح الله آيفون را زدم و شنيدم كه او مشغول صحبت با زنى است.
تصميم گرفتم صحبت هاى آنها را ضبط كنم. پس از قطع كردن تلفن به او گفتم اين زن كيست كه او گفت به تازگى با اين زن دوست شده است و چون او طلا و جواهرات زيادى دارد، قصد دارم از او اخاذى كنم.» كارآگاهان با به دست آوردن اين سرنخ توانستند آدرس جديد متهم را شناسايى و او را دستگير كنند.

اعتراف به قتل
روح الله ابتدا منكر همه چيز شد ولى زمانى كه صداى ضبط شده او پخش شد به قتل سوده و رابطه پنهانى با او اعتراف كرد و گفت: «حدود يك سال و نيم پيش با زنى در امامزاده محمد آشنا شدم. پيش از اين او را بارها در آنجا ديده بودم. ابتدا به صورت تلفنى از او خواستم كه با من دوست شود او مرا به صورت مزاحم تلفنى خانه اش تلقى مى كرد. پس از مدتى او قبول كرد و رابطه ما آغاز شد. او در مورد مشكلاتى كه با همسرش داشت با من صحبت مى كرد. در اين مدت چندبار به خانه او رفتم. پس از مدتى با دختر مورد علاقه ام نامزد كردم و تصميم گرفتم، كارهاى خلاف ام را كنار بگذارم. به همين خاطر به سوده گفتم رابطه اش را با من قطع كند ولى او پيشنهاد قتل همسرش را مطرح كرد. ابتدا حرف هايش را جدى نگرفتم. تا اين كه با من تماس گرفت و گفت با عجله خودت را به خانه ما برسان كار واجبى دارم. با اكراه قبول كردم و زمانى كه به خانه او رسيدم سوده چاقو به من داد و گفت الان همسرم به خانه مى آيد تو بايد با اين چاقو او را بكشى من قبول نكردم و او شروع كرد به اصرار و خواهش كردن در اين حين با هم درگير شديم و من با چاقويى كه او در اختيارم قرار داده بود ضرباتى به گردنش وارد كردم و پس از به سرقت بردن مقدارى طلا و وسايل خانه با دستپاچگى از محل فرار كردم. با اعتراف متهم پرونده براى محاكمه به دادگسترى كرج انتقال يافت. در جلسه دادگاه متهم اتهام خود را پذيرفت و قاضى با توجه به درخواست اولياى دم كه براى قاتل قصاص درخواست كرده بودند او را به قصاص نفس (اعدام) محكوم كرد. پس از صدور حكم اعدام پرونده به ديوان عالى كشور رفت كه قضات ديوان حكم صادره را تأييد كردند و آن را براى اجرا به شعبه يك اجراى احكام دادسراى كرج فرستادند.

قتل دختر به خاطر شباهت ظاهرى به يك ميهمان پارتى
بررسى هاى كارشناسان مشخص كرد كه دختر شركت كننده در پارتى فوتباليست ها تنها شباهت ظاهرى با قربانى حادثه حمله مرگبار پدرى به دخترش دارد. اقدامات قضائى و پليسى براى كشف واقعيت اين ماجرا هنگامى آغاز شد كه در تحقيقات مأموران فرضيه قتل دختر جوان توسط پدرش به خاطر شركت در پارتى فوتباليست هاى پايتخت مطرح شد. ظهر روز دوم شهريورماه سال جارى بود كه مردى در جريان يك اقدام جنون آميز دو دختر جوانش را مورد حمله قرار داده و با كارد به جانشان افتاد. پليس وقتى در جريان اين تهاجم قرار گرفت و خود را به آپارتمانى در شهر رى رساند با پيكرهاى نيمه جان و خون آلود دو دختر روبرو شد.
با انتقال آنان به بيمارستان تلاش هاى تيم پزشكى بر نجاتشان آغاز شد ولى يكى از مجروحان حادثه بر اثر شدت خونريزى جان سپرده و ديگرى از مرگ نجات يافت. عامل جنايت وقتى از سوى بازپرس ويژه قتل دادسراى شهر رى تحت تحقيق قرار گرفت ادعا كرد: دختر ۳۰ ساله ام پس از دو بار ازدواج ناموفق به انحراف كشيده شده و على رغم تذكرات من به كارهايش ادامه مى داد. من هم وقتى متوجه شدم او به خواسته هاى من بى اعتناست و ممكن است دختران ديگرم را نيز به خلاف بكشاند، عصبانى شده و دست به اين كار زدم.
اين در حالى بود كه پليس در بررسى هاى خود اطلاعات جسته و گريخته اى از انگيزه قتل دختر جوان به دست آورد. بر اساس اين اطلاعات احتمال داده مى شد دختر جوان به خاطر شركت در جشن پارتى فوتباليست ها قربانى خشم پدر شده باشد. بدين ترتيب دختر كوچك تر خانواده كه با خواهر بزرگترش صميميت بيشترى داشت به دادسرا احضار شده و تحت بازجوئى قرار گرفت. وى گفت: از شهرهاى مختلف با خانه ما تماس مى گرفتند و مى گفتند كه دختر شما را در سى دى پخش شده ازپارتى فوتباليست ها ديده ايم در حالى كه خواهرم در آن مراسم حضور نداشت. با توجه به اين اظهارات وقتى بازپرس ابراهيمى با انكارهاى شديد مادر خانواده در اين باره روبرو شد دستور داد تا يك نسخه از سى دى جشن فوتباليست ها و عكسى از قربانى حادثه در اختيار كارشناسان قرار گيرد.
بررسى هاى دقيق و فنى انجام گرفته از سوى متخصصان مشخص كرد كه دختر مورد نظر در پارتى فوتباليست ها تنها شباهت ظاهرى با دخترى دارد كه قربانى خشم جنون آميز پدرش شده است.
با اين وضعيت به گفته بازپرس پرونده اين موضوع كه اين دختر به خاطر شركت در پارتى فوتباليست ها به قتل رسيده است منتفى شده و بررسى ها براى كشف انگيزه واقعى حادثه ادامه دارد.

فوتباليست معروف سه جوان رابا اسلحه بادى تهديد كرد
بازيكن جوان يكى از تيم هاى فوتبال پايتخت در جريان درگيرى با سه پسر جوان آنها را با اسلحه بادى تهديد كرد. اين فوتباليست جوان پس از حضور مأموران پليس بازداشت و به كلانترى ۱۰۱ تجريش منتقل شد.
بنابه اين گزارش، ساعت ۱۸ روز جمعه ۲۲ بهمن ماه مأموران كلانترى ۱۰۱ تجريش با دريافت گزارشى مبنى بر درگيرى بين چند مرد جوان در بزرگراه صدر بلافاصله به محل اعزام شدند.
پس از حضور مأموران در بررسى هاى نخست مشخص شد سه پسر جوان وقتى با راننده خودرو ماكسيمايى درگير شدند از سوى وى و با اسلحه بادى تهديد شدند. با انتقال ۴ پسر جوان به كلانترى ۱۰۱ تجريش راننده خودرو تحت بازجوئى قرار گرفت.
وى كه از بازيكنان يكى از تيم هاى پايتخت است در بازجوئى به مأموران گفت: وقتى با خودروام در اتوبان صدر حركت مى كردم اين سه پسر جوان با خودروشان اقدام به تخلف راهنمايى و رانندگى كردند به طورى كه چندين بار نزديك بود با خودروام برخورد كنند.
وى ادامه داد: بلافاصله خودرو را متوقف كردم و با آنها درگير شدم و براى آنكه آنها را بترسانم با اسلحه كوچك بادى كه به همراه داشتم تهديدشان كردم.
به گزارش رسيده، پرونده اين فوتباليست جوان به خاطر تهديد و استفاده از اسلحه به پايگاه يكم پليس امنيت عمومى تهران فرستاده شد و تحقيقات مأموران در اين زمينه ادامه دارد.

شكارچى متخلف متهم به قتل عمد شد
با درگذشت بهرام حنيفى محيط بان جوان منطقه شكار ممنوع سهند شمار مقتولين محيط زيست به ۳۶ نفر افزايش يافت.
بهرام حنيفى، مأمور ۲۹ ساله گارد محيط زيست كه چهارم بهمن ماه همراه همكارش محمد احمدى از ناحيه سر هدف اصابت گلوله هاى پى درپى يك شكارچى متخلف قرار گرفته بود سرانجام بعد از گذشت ۱۸ روز كه در حالت كما به سر مى برد شامگاه جمعه در اثر ضايعه مغزى در بيمارستانى در تبريز درگذشت.
اين در حالى بود كه به گفته حسين ميرزايى مديركل محيط زيست استان آذربايجان شرقى كليه هاى وى در هفته گذشته كاملاً از كار افتاده و تحت دياليز قرار گرفته بود.
حنيفى همچنين در روز هاى آخر به دليل عفونت ريوى دچار مشكل تنفسى و پزشكان احتمال بازگشت وى به زندگى را بسيار بعيد اعلام كرده بودند.
دكتر اصغرى، جراح مغز و اعصاب بيمارستان امام خمينى تبريز كه دو عمل جراحى براى خروج ساچمه ها از سر محيط بان انجام داده بود علت مرگ را ضايعه شديد مغزى در اثر اصابت ۴۷ ساچمه به نقاط مختلف مغز عنوان كرد.
حنيفى ۲۹ساله تنها ۳ سال بود به جرگه گارد محيط زيست درآمده بود و با وجود سختى كار و صعب العبور و كوهستانى بودن منطقه يكى از مأموران سخت كوش محيط زيست در منطقه بود و در روز چهارم بهمن ماه در حالى كه نزديك به يك متر برف در منطقه باريده بود به همراه همكار ديگرش براى گشت زنى و كنترل وضعيت حياط وحش عازم مأموريت شد كه با محمود نصر الله شكارچى متخلف برخورد كرد.
در اين ميان محمد احمدى براى كنترل پروانه اسلحه شكارچى از خودرو پياده شد ولى شكارچى از فاصله ۴ مترى وى را از ناحيه چشم و سر هدف قرار داد. حنيفى با مشاهده اين صحنه از خودرو خارج شد كه بلافاصله هدف گلوله هاى شكارچى قرار گرفت و در حالى كه خونريزى شديدى داشت خود را به بى سيم خودرو رساند و موضوع را به پاسگاه گزارش كرد اما قبل از آنكه به بيمارستان برسد به حالت كما فرو رفت.
مدير كل محيط زيست آذربايجان غربى درباره برخورد قضائى با شكارچى قاتل گفت: پيش از اين با دادخواستى كه توسط وكلاى حقوقى ما به دادگاه ارائه شده بود خواستار برخورد قضائى محكم با عامل اين واقعه دلخراش شده بوديم اما با شهادت بهرام حنيفى دادخواست مجددى به دادگاه خواهيم فرستاد كه اين شكارچى به اتهام قتل عمد يك مأمور دولت مى بايست محاكمه شود.

كميسيون پزشكان ايرانى با اسپانيايى
از سوى ديگر معصومه ابتكار معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست كه سه شنبه هفته گذشته به عيادت محمد احمدى، محيط بان ديگر اين واقعه كه از ناحيه دو چشم نابينا شده رفته بود آمادگى سازمان حفاظت محيط زيست براى اعزام اين محيط بان به اسپانيا را اعلام كرد. سيد محمد مجابى معاون پارلمانى سازمان حفاظت محيط زيست به شرق گفت: «حتى اگر ۵ درصد هم احتمال بازگشت بينايى به چشمان اين مأمور باشد وى را اعزام خواهيم كرد اما با توجه به اينكه تيم درمانى وى از بهترين متخصصان چشم داخلى تشكيل شده مقرر شده با يك تيم متخصص در اروپا مشورت شود و چنانچه آنها احتمال بازگشت بينايى را دادند حتماً اين محيط بان را به اسپانيا مى فرستيم.»
از سال ۱۳۵۷ تاكنون ۸۱ نفر از مأموران گارد محيط زيست در درگيرى با متخلفان جان خود را از دست داده اند كه ۳۵ نفر از آنان به طور مستقيم توسط شكارچيان به قتل رسيده اند اين در حالى است كه در سال هاى قبل از انقلاب تنها ۳ نفر از محيط بانان توسط شكارچيان به قتل رسيده بودند.
محيط بانان سازمان حفاظت محيط زيست به موجب قوانين حفاظت و بهسازى محيط زيست، قانون نحوه به كارگيرى سلاح توسط نيرو هاى مسلح و قوانين شكار و صيد، مأموران شبه مسلحى هستند كه حكم ضابط قضائى را از دادستان مربوطه دريافت كرده اند و طبق مصوبه هيأت دولت كه مصاديق شهيد را مشخص كرده چنانچه در درگيرى با شكارچيان و قاچاقچيان حيات وحش كشته شوند شهيد محسوب مى شوند. با اين وجود تاكنون هيچ يك از قاچاقچيان حيات وحش كه مرتكب قتل مأموران محيط زيست شده اند به نحو شايسته مجازات نشده اند، اين در حالى است كه پيش از اين چندين بار براى محيط بانانى كه در درگيرى با شكارچيان و در مقام دفاع از خود دست به سلاح برده اند و شكارچى كشته شده برخى محاكم قضائى يا رأى به قصاص محيط بان داده اند يا بعد از گذشت يك سال يا حتى بيشتر از بازداشت محيط بانان در حبس حكم برائت صادر كرده اند.
ترس از مجازات قصاص در بين مأموران گارد محيط زيست چنان شدت گرفته كه مرگ خود به دست شكارچى را به مجازات حبس و قصاص ترجيح مى دهند. با اين وجود مدير كل محيط زيست استان آذربايجان شرقى به شرق گفت: رئيس دادگسترى استان شخصاً دستور پيگيرى پرونده و مجازات عادلانه متهم را صادر كرده است.

اخاذى پدر و پسر ايرانى از اتباع افغانى
پدر و پسر ايرانى كه از اتباع افغانستان اخاذى مى كردند دستگير شدند. چندى پيش چند تبعه افغانستان به اداره آگاهى مراجعه كردند و به مأموران گفتند: پدر و پسرى به نام هاى جعفر و حسين به ما وعده دادند كه ما را سرايدار ساختمانى خواهند كرد و به همين خاطر از ما مقدارى پول گرفتند تا كارمان را درست كنند و چون تبعه افغانستان هستيم صاحبان ساختمان ها را راضى كنند تا ما را به عنوان سرايدار بپذيرند.
اما مدتى از اين ماجرا گذشت و از اين پدر و پسر خبرى نشد تا اينكه تصميم گرفتيم به مأموران پليس مراجعه كنيم و ماجرا را شرح دهيم. پس از مطرح شدن شكايت، مأموران تحقيقات خود را براى شناسايى و دستگيرى اين پدر و پسر آغاز كردند تا اينكه موفق شدند از طريق يكى از شاكيان كه گفته بود پاتوق آنها قهوه خانه اى در ميدان آزادى است، آنها را دستگير كنند.
اين پدر و پسر در بازجوئى ها به چند فقره اخاذى از اتباع افغانستان در منطقه قلعه حسن خان و يك فقره اخاذى در ميدان آزادى اعتراف كردند.
گفتنى است تحقيقات بيشتر روى پرونده متهمان از سوى مأموران اداره آگاهى در حال پيگيرى است.

از سوى جاعل حرفه اى صورت گرفت
دو ميليارد تومان كلاهبردارى پس از فرار از زندان
مدير يك كارخانه صابون سازى كه پس از ورشكستگى يك باند جعل چك تشكيل داده بود، دستگير شد. متهم پيش از اين يك بار در سال ۸۱ دستگير شده بود ولى با جعل سند و سپرده وثيقه توانسته بود از زندان آزاد شود. بنا به گزارش رسيده حدود دو سال پيش مردى با مراجعه به دايره ۱۳ پليس آگاهى تهران از كلاهبردارى چند ميليونى يك جاعل از خود خبر داد.
وى در شكايت خود گفت: «دو روز پيش سه نفر كه خود را مأمور خريد يك سازمان دولتى معرفى مى كردند به مغازه من آمدند و ۳۰۰ هزار تومان خريد كردند و در برابر آن يك چك ۳۵۰ هزار تومانى دادند. آنها خواستند ۵۰ هزار تومان تفاوت چك و قيمت اجناس را به آنها چك بدهم كه من قبول كردم.
روز بعد از ماجرا هنگامى كه به بانك مراجعه كردم متوجه شدم پنج ميليون تومان پول از حسابم برداشت شده است.وقتى موضوع را پيگيرى كردم مشخص شد، افرادى كه خود را مأمور خريد سازمان... معرفى كرده بودند جاعلان حرفه اى هستند و با دست بردن در مبلغ چك آن را از ۵۰ هزار تومان به پنج ميليون تومان تغيير داده اند.»
پس از شكايت اين مرد تحقيقات آغاز و در ادامه مشخص شد شكايت هاى مشابه ديگرى در اين زمينه مطرح شده است.در بررسى پرونده ها مشخص شد كه متهمان در تمام كلاهبردارى هاى خود از يك شيوه استفاده كرده اند و با معرفى خود به عنوان مأمور خريد شركت ها و سازمان هاى دولتى از فروشندگان به بهانه هاى مختلف چك گرفته و پس از دستكارى، مبلغ آن را چند برابر كرده و از بانك دريافت كرده بودند.
كارآگاهان سپس اقدام به چهره نگارى از متهمان كرده و متوجه شدند سردسته باند به نام غلامرضا از جاعلان حرفه اى كه سال ۸۱ به اين اتهام به ۱۰ سال حبس محكوم شده بود، است كه با سپردن يك وثيقه جعلى فرار كرده بود. مأموران پس از دو سال توانستند رد متهم را در يك قهوه خانه در ميدان آزادى پيدا و او را دستگير كنند.
همچنين در بازرسى از خانه متهم در بلوار فردوس تهران آلات جرم شامل مهر شركت هاى دولتى و تجهيزات پاك كردن چك كشف شد.
متهمان تاكنون به بيش از دو ميليارد ريال سرقت به اين شيوه اعتراف كرده و ۱۸ نفر از شاكيان شناسايى شده اند. با اعتراف اين متهم، كارآگاهان دايره ۱۳ پليس آگاهى تهران توانستند سه همدست غلامرضا را نيز دستگير كنند.

سرقت و قتل در روستا
قاتلان جسد را در چاه انداخته بودند
دو مرد كه با انگيزه سرقت زن سالمندى را در روستاى تجره شهرستان شازند به قتل رسانده بودند، دو روز پس از جنايت دستگير شدند. «متهمان پس از اين جنايت، جسد مقتول را به داخل چاه آبى انداخته بودند.» ساعت ۱۹ روز يكشنبه هفته گذشته مردى با مراجعه به پاسگاه انتظامى «قره كهريز» شهرستان شازند از مفقود شدن مرموز مادر خود خبر داد. اين مرد در شكايت خود گفت: «مادر ۷۰ ساله ام به نام زبيده به تنهايى در خانه اى در روستاى تجره زندگى مى كرد. امروز هنگامى كه براى سرزدن به او به خانه اش رفتم هيچ خبرى از مادرم نبود و مقدارى خون بر روى زمين ريخته بود. از همسايه ها سراغ مادرم را گرفتم كه آنها ادعا كردند سه روز است مادرم را نديده اند.»
پس از شكايت اين مرد مأموران تحقيقات خود را آغاز كرده و در بررسى خانه زبيده متوجه سرقت از آنجا شدند. با توجه به وجود لكه هاى خون در خانه اين زن مأموران در فرضيات خود احتمال دادند سارق يا سارقانى پس از ورود به خانه زبيده با انگيزه سرقت او را به قتل رسانده اند. با مطرح شدن اين فرضيه كارآگاهان اقدام به بررسى خانه براى كشف جسد اين زن تنها كردند اما تجسس هاى آنها به بن بست رسيد. مأموران در ادامه به تحقيقات محلى دست زدند و متوجه شدند دو برادر به نام هاى مجيد و على كه از افراد سابقه دار اين روستا هستند، چند روز قبل از ناپديد شدن زبيده در حوالى خانه او پرسه مى زدند. با به دست آمدن اين سرنخ كارآگاهان آنها را بازداشت كردند كه برادر كوچكتر به نام مجيد در بازجوئى ها به قتل زبيده همراه با همدستى دوست خود به نام نايب اعتراف كرد.
متهم اقرار كرد: «زبيده به تنهايى در آن خانه زندگى مى كرد. روز حادثه با انگيزه سرقت وارد خانه شديم. او شروع به سر و صدا كرد و براى ساكت كردن او مجبور شديم زبيده را بكشيم. پس از قتل زبيده جسد او را به داخل چاه آبى در بيرون روستا انداختيم.» پس از اعترافات مجيد مأموران همدست او را هم دستگير كنند. همچنين گروهى وارد چاه شده و موفق به كشف جسد زبيده از داخل آن شدند. متهمان پس از بازجوئى هاى تكميلى و بازسازى صحنه قتل با قرار قانونى روانه زندان شدند.

راز جنايت در۷ نامه عاشقانه
صحنه جنايتى كه در آن مردى قربانى توطئه خونين همسرش شده است، با حضور بازپرس ويژه قتل دادسراى شهررى بازسازى شد.در اين حادثه هولناك زن جوانى پس از آشنايى با پسرى جوان، توطئه قتل شوهرش را طراحى كرده بود.بنابراين گزارش، ساعت ۲۱ و ۱۵ دقيقه روز دوم آذرماه سال جارى ساكنان خانه اى در جاده شهرك صنعتى قيامدشت با شنيدن پارس مداوم سگ نگهبان باغ خود به بيرون دويدند.آنان با احساس اينكه غريبه اى وارد محوطه باغشان شده است، به جست و جو در ميان درختان پرداختند تا اينكه سياهى مردى را ديدند كه به سرعت به طرف ضلع جنوبى باغ فرار كرد.
صاحب باغ وقتى به طرف محل فرار شبح ناشناس رفت با شنيدن ناله هاى ضعيف مردى مسير حركت خود را تغيير داده و مرد مجروحى را ديد كه در كنار تنه درختى بى حركت روى زمين افتاده است.
با تماس تلفنى اين مرد اكيپى از مأموران كلانترى ۱۷۴ خود را به محل حادثه رسانده و تحقيق در اين باره را آغاز كردند.
اكيپ پليس زمانى در محل حادثه حضور يافت كه مرد مجروح فوت كرده بود. صاحب باغ هنگامى كه از سوى مأموران تحت بازجوئى قرار گرفت. ادعا كرد: به اتفاق برادرانم در خانه بوديم كه صداى پارس سگ نگهبان را شنيديم. احساس كرديم وضعيت غير عادى است. به سرعت بيرون دويديم. در دل تاريكى شب شبح مرد ناشناس و قوى هيكلى را ديديم كه به طرف بيرون باغ فرار مى كرد. فكر كرديم دزد است. زنجير سگ را باز كرديم ولى او موفق به فرار شده بود. به طرف محلى كه او را ديده بوديم رفتيم. در آنجا ناله هاى مردى را شنيديم. وقتى به كنارش رسيديم او تنها نام مردى را بر زبان آورد و سپس تمام كرد.
لحظاتى بعد با حضور بازپرس ويژه قتل دادسراى شهررى تحقيقات پليس روى آثار و نشانه هاى برجاى مانده در محل حادثه آغاز شد.
در فاصله اندكى از محل پيدا شدن جسد ميله فلزى و كاردى كه از آن براى قتل استفاده شده بود پيدا شد. از سوى ديگر كارت شناسايى از جيب لباس هاى مرد جوان به دست آمد كه نشان مى داد او ۳۳ ساله بوده و صاحب يك كارگاه تعميرات لوازم خانگى است.
پس از شناسايى هويت اين مرد، همسر او از سوى پليس آگاهى تهران تحت تحقيق قرار گرفت.
وى با طرح ادعاهايى، ضمن اعلام بى خبرى از ماجراى قتل شوهرش، گفت ۱۲ سال است كه با او ازدواج كرده بودم. سه فرزند داريم. ظهر روز حادثه براى رفتن به محل كارش از خانه خارج شد. چون گاهى اوقات او حتى شب ها را بيرون از خانه مى گذراند نگران نيامدنش نشدم. او درباره اينكه به كجا مى رود وچه كار مى كند، اصلاً حرفى با من نمى زد.
در همين ارتباط يكى از دوستان قربانى حادثه ماجراى انجام يك معامله ميليونى مواد مخدر «كريستال» را براى پليس بيان كرد، وى ادعا كرد قربانى حادثه روز قبل از مرگش درباره ماجراى معامله يك كيلوگرم «شابو» با او صحبت كرده بود.بر اساس ادعاهاى اين مرد قربانى جنايت روز حادثه قرار بود به همراه پسرخاله همسرش به منطقه اى در قيامدشت رفته و معامله را انجام دهند.اين اظهارات در حالى مطرح مى شد كه از روز پيدا شدن جسد مرد تعميركار، پسرخاله همسرش نيز به طور اسرارآميزى ناپديد شده بود. پليس با احتمال اينكه اين پسر جوان از ماجراى مرگ مرد تعميركار اطلاع داشته باشد تجسس براى رديابى او را آغاز كردند تا اينكه مخفيگاه او را در شرق تهران رديابى و او را بازداشت كردند.
در حالى كه جوان بازداشت شده منكر هر گونه دخالتى در ماجراى قتل مرد تعميركار شده بود، پيدا شدن ۷ نامه عاشقانه در خانه همسر قربانى حادثه راز جنايت باغ قيامدشت را فاش ساخت.در اين نامه ها زن مقتول در جمله هاى عاشقانه به پسرجوانى ابراز علاقه كرده و به او پيشنهاد ازدواج داده بود.
با ارائه اين مدارك از سوى پليس همسر قربانى جنايت اعتراف كرد كه پس از علاقه مند شدن به پسر جوانى با همدستى پسرخاله اش توطئه قتل شوهر خود را طراحى كرده است.
اين زن در ادامه گفت: با پسرخاله ام تماس گرفتم و از او خواستم تا در ازاى دريافت ۵۰۰ هزار تومان شوهرم را بكشد. به او گفتم شوهرم مرا اذيت مى كند و ديگر قادر به ادامه زندگى با او نيستم.او هم پذيرفت به خانه ما آمد از شوهرم خواست تا براى معامله كريستال فردا با او به قيامدشت بروند. روز بعد به قيامدشت رفتند و در آنجا او را به قتل رساند. پسر خاله اين زن نيز با توجه به اعترافات انجام گرفته ضمن به گردن گرفتن ماجراى قتل شوهر دختر خاله اش گفت: وقتى او را به داخل باغ بردم در يك لحظه غافلگيرش كرده و با ضربات لوله فلزى و كارد به قتل رساندم. با توجه به اين اعترافات به دستور بازپرس ابراهيمى متهمان پرونده به محل وقوع جنايت انتقال داده شدند تا صحنه جنايت را بازسازى كنند.
سه متهم دستگير شده با حضور پليس و بازپرس پرونده جزئيات وقوع قتل و چگونگى كشاندن او به محل جنايت را بازسازى كردند. قرار است پرونده اين جنايت به زودى براى محاكمه به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شود.

۵ ميليون تومان جريمه به خاطر حبس۶ روزه نوعروس
تازه دامادى كه براى تنبيه و وادار كردن نوعروس اش او را شش روز زندانى كرده بود، به پرداخت ۵ ميليون تومان جريمه محكوم شد.
۲۵ آذر ماه سال ۸۱ زنى با مراجعه به شعبه ۱۵ دادگاه عمومى كرج اعلام كرد: دختر ۱۹ ساله ام كه پرونده تقاضاى طلاقش دراين شعبه مطرح است از روز گذشته ناپديد شده است پس از جست و جوى بسيار بالاخره با نامزدش تماس گرفتيم وضمن صحبت با او متوجه شديم او دخترم را دزديده وبه شهر ديگرى برده است. با شكايت اين زن به دستور گنجى- رئيس شعبه ۱۱۶ جزايى دادگسترى كرج- كارآگاهان دايره اول اداره آگاهى كرج تحقيقات خود را دراين زمينه آغاز كردند. دراين تحقيقات روشن شد دختر جوان توسط نامزدش به يك روستا درمراغه منتقل شده است. كارآگاهان با نيابت قضائى به اين شهرستان اعزام شدند وموفق به نجات دختر جوان دراتاق كوچكى دريكى از خانه هاى روستا شدند.وى بعد از آزادى به مأموران گفت: دو سال پيش بود كه به عقد جوانى ۲۵ ساله درآمدم ولى بعد از مدت كوتاهى متوجه شدم كه به هيچ وجه با او تفاهم ندارم به اين علت بود كه مهريه ام را اجرا گذاشته ودرخواست طلاق دادم.
وى درحالى كه به شدت گريه مى كرد گفت: ۲۳ آذر روز دادگاهمان بود. او به بهانه دادگاه به محل كارم آمد واز من خواست تا با هم به دادگاه برويم در راه رسيدن به دادگاه بودكه دريك لحظه متوجه شدم او تغيير مسير داد و از پمپ بنزين گلشهر به طرف قزوين حركت كرد او در طول راه مراتهديد مى كرد كه اگر سرو صدا كنم پدرو مادرم را خواهد كشت.اين دختر جوان اضافه كرد: او مرا به خانه يكى از دوستانش در روستا برد ودريك اتاق به مدت ۶ روز حبس كرد ودراين چند روز به زور وبا تهديد وشكنجه مرا مورد آزار و اذيت قرار داد.به دستور قاضى گنجى، دختر جوان به پزشكى قانونى كرج معرفى شد و كارشناسان گفته هاى وى را تأكيد كردند.با برگزارى چند جلسه محاكمه درخصوص اتهام آدم ربايى با توجه به دفاعيات متهم ومداركى دال برتماس تلفنى دختر جوان با خانواده اش ودادن اطلاعاتى به آنان درمورد محل نگهدارى اش و وجود امكان فرار ومقاومت براى وى، داماد جوان از اتهام آدم ربايى تبرئه شد ولى با توجه به مواد ۴۷۷ و ۴۹۵ قانون اسلامى پسر جوان به پرداخت ۵ ميليون تومان ارش البكارت شاكى محكوم شد. با اعتراض شاكى به حكم صادره، پرونده به شعبه ۲۱ دادگاه تجديد نظر استان ارجاع شد وپس از بررسى مجدد مورد تأييد قرارگرفت.

سرقت ۴ مجسمه بودا از ويلاى يكى از نوادگان قاجار
پليس براى رديابى ۴ مجسمه بودا كه ازخانه يكى از نوادگان ثروتمند قاجار به سرقت رفته است تحقيقات گسترده اى را در دستور كار قرار داد. ساعت ۱۶ عصر چهارشنبه ۲۱ بهمن ماه سال جارى زنگ خانه ويلايى اى در شهرآرا به صدا درآمد، وقتى خدمتكار گوشى آيفون را برداشت با شنيدن صداى مردى كه ادعا مى كرد مأمور آگاهى است وحشتزده شاسى در بازكن را فشرد.
دو مرد كه ظاهرى آراسته داشتند و خود را مأمور ويژه قتل معرفى كرده بودند داخل خانه زن ۷۰ ساله اى شدند كه از نوادگان قاجار بود و ثروت زيادى داشت. آن دو مرد با اشاره به اسم زنى كه خدمتكار قبلى خانه ويلايى بود و «سودابه» نام داشت رو به پيرزن ثروتمند و ۶ خدمتكار وى كردند و گفتند كه «سودابه» در جريان وقوع جنايتى تحت تعقيب است و چون آنان شناخت كاملى از اين زن فرارى دارند بايستى تحت بازجوئى قرار گيرند. سه زن و سه مرد خدمتكار كه همگى با يكديگر وابستگى فاميلى داشته اند خود را براى پاسخ دادن به سؤالات دو كارآگاه جنايى آماده كرده بودند اما لحن گفتار دو مأمور تغيير كرد و با تهديد آنان را بازداشت كردند و دست و پاهايشان را بستند. آن دو به اعتراضات پيرزن ثروتمند نيز توجهى نكردند و با بستن دست و پاى وى، او را نيز در اتاق زندانى كردند سپس به جست وجوى خانه پرداختند. ساعتى بعد، مأموران پليس ۱۱۰ تهران گزارشى دريافت كردند كه در آن به خانه پيرزنى ثروتمند واقع در شهرآرا دستبرد زده شده بود. با وارد عمل شدن پليس وقتى تحقيقات در خانه ويلايى صورت گرفت كارآگاهان دريافتند كه سارقان خانه ويلايى با ايفاى نقش مأمور ويژه قتل ساكنان خانه را اغفال كرده اند و بعد از زندانى كردن آنان در اتاق ها، چهار مجسمه بوداى گرانقيمت، دو انگشتر برليان ميليونى، ۲۷ النگوى طلا، يك جفت گوشواره برليان و يك سرويس طلاى متعلق به يكى از نوادگان قاجار را به سرقت برده اند. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما پرونده اين سرقت به اداره يكم پليس آگاهى تهران ارجاع يافت و تيمى از كارآگاهان رديابى هاى گسترده اى براى شناسايى عاملان سرقت از ويلاى پيرزن آغاز كرده اند.

متهم در دادگاه، قتل وكيل دادگسترى را منكر شد
مرد جوانى كه سال گذشته وكيل دادگسترى را به قتل رسانده و جنازه اش را داخل كمد جاسازى كرده بود، در جلسه محاكمه اش منكر اتهام قتل شد. ۱۹ بهمن ماه سال گذشته در پى شكايت زن جوانى مبنى بر اينكه همسرش مدت ۲ روز است كه ناپديد شده، پرونده اى تشكيل شد و در دستور كار ويژه قرار گرفت. هوشنگ (مقتول) به گفته همسرش چند روز پيش از خانه به مقصد ملاقات با يكى از دوستانش خارج شده اما ديگر برنگشته بود. با طرح شكايت اين زن جوان، مأموران تحقيقات مقدماتى خود را آغاز كردند و دريافتند اين وكيل دادگسترى با خودرو پژوپرشيا از خانه اش خارج شده بود و اين در حالى بود كه مأموران خودروى پژو وكيل دادگسترى را در ميدان صادقيه كشف كرده بودند. مأموران در تحقيقات بيشتر به دوست هوشنگ كه بهزاد نام دارد و شب قبل از ناپديد شدنش با او ملاقات داشت ظنين شدند كه در مراجعه به خانه وى و بازرسى از آنجا توانستند جسد هوشنگ را در حالى كه در داخل كمدى جاسازى شده بود كشف كنند.
سرانجام پس از مراحل مختلف بازجوئى و صدور كيفرخواست در جلسه محاكمه اى كه روز گذشته در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد، بهزاد (متهم به قتل) با انكار اتهام قتل گفت: من هوشنگ را نكشتم و اعترافاتى را كه در آگاهى كردم به خاطر اين بود كه در آنجا تحت فشار بودم. من مسئول حسابدارى يكى از سازمان هاى دولتى هستم و روزى چندين چك سفيد امضا مى ديدم و يا مبالغ زيادى پول در دستم بود. من قصد سرقت دسته چك و پول هاى هوشنگ را نداشتم زيرا اگر از او هر مقدار پول درخواست مى كردم او به من پول را پرداخت مى كرد. متهم ۲۸ ساله در ادامه جلسه محاكمه در مورد اينكه جسد در خانه او كشف شده بود، گفت: هوشنگ همراه يكى از دوستانش كه از اهواز آمده بود به خانه من آمده بودند تا شب را آنجا بمانند اما پس از اينكه هوشنگ با يكى از دوستانش تماس گرفت، به من گفت كه به خانه دوست ديگرش مى رود. به همين خاطر كليد خانه را از من گرفت تا شب هاى بعد به خانه بيايند. من هم فرداى آن روز قصد داشتم براى برگزارى مراسم عروسى برادرم به شهرستان بروم. فرداى آن روز از خانه خارج شدم تا خريد كنم و برگردم تا وسايلم را جمع كنم و به شهرستان بروم اما وقتى به خانه آمدم، هوشنگ را غرق در خون در حالى كه جنازه اش وسط پذيرايى افتاده بود، ديدم. ترسيده بودم و نمى خواستم ماجرا را به پليس اطلاع دهم چون جنازه در خانه من بود و مى ترسيدم مأموران مرا به عنوان قاتل دستگير كنند. به همين خاطر جسد را در نايلونى گذاشتم و با طناب بستم و آن را داخل كمد جاسازى كردم. مدت چهار روز جنازه هوشنگ در كمد خانه ام بود، تا اينكه مأموران به خانه من آمدند و از بوى تعفنى كه در خانه پيچيده بود، جسد را كشف كردند.
بهزاد در پاسخ به سئوال يكى از مستشاران شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران كه از وى سئوال كرده بود، اگر تو هوشنگ را نكشتى پس چرا دسته چك و پول هايش را به سرقت برده و با جعل امضاى وى حسابش را خالى كردى، گفت: اتهام سرقت دسته چك و پول هاى هوشنگ را نيز قبول نمى كنم. صفر خاكى (نماينده دادستان) نيز روز گذشته در دفاع از كيفرخواست اظهارداشت: اتهام بهزاد مبنى بر مباشرت در قتل عمدى هوشنگ وكيل دادگسترى و جعل و استفاده از دسته چك و سرقت پول هاى وى است كه با توجه به اظهارات بهزاد كه با ميله آهنى ۱۶ ضربه به سر او زده بود، تقاضاى صدور حكم قانونى براى وى را دارم. از سوى ديگر در جلسه محاكمه، همسر مقتول شكايت خود را مطرح كرد و پدر وى نيز براى قاتل پسرش تقاضاى قصاص كرد. در پايان جلسه محاكمه، قاضى نورالله عزيزمحمدى همراه چهار مستشار اين شعبه كوه كمره اى، موسوى، سبزوارى و باقرى از صدور حكم قانونى تا هفته آينده خبر دادند.

سردسته باند آدم خوارها در مسير زندان به دادسرا گريخت
سركرده باند آدم خوارها صبح روز شنبه هنگام انتقال از زندان رجايى شهر به دادسراى كرج از دست مأموران گريخت. اعضاى شبكه كيف قاپى اين متهم كه جمال نام دارد چند روز پيش با مراجعه به دادسراى كرج شكايتى واهى را عليه او مطرح كردند كه قاضى پرونده متهم را براى رسيدگى به شكايت جديد صبح روز شنبه به دادسرا احضار كرد. همدستان آدم خوار زمانى كه او وارد حياط دادسراى كرج شد يك درگيرى صورى به راه انداختند و متهم را از دست مأموران زندان فرارى دادند. متهم كه سركرده باند آدم خوارها است سوابق متعددى در زمينه كيف قاپى و سرقت هاى مقرون به آزار در پرونده خود دارد. پنجم بهمن ماه جارى براى ۳۹ عضو اين باند از سوى قاضى شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران قرار مجرميت صادر شده بود. اعضاى اين باند تاكنون به بيش از ۳۰۰ فقره كيف قاپى و زورگيرى اعتراف كرده اند و پرونده آنها پس از صدور قرار مجرميت به شعبه اظهارنظر دادسراى جنايى ارسال شد. عمليات گسترده پليس براى دستگيرى متهمان زمانى آغاز شد كه كارآگاهان با مطالعه پرونده هاى مختلف كيف قاپى و زورگيرى دريافتند بسيارى از اين سرقت ها با استفاده از يك روش و توسط يك باند صورت گرفته است. با جمع آورى اين اطلاعات اكيپى از مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تحقيقات گسترده اى را براى شناسايى و دستگيرى اعضاى باند آغاز كردند. اين تحقيقات نشان مى داد كه شگرد سارقان شباهت زيادى به شگرد يك كيف قاپ حرفه اى به نام جمال دارد كه به «آدم خوار» معروف است، ولى مأموران مى دانستند كه اين مرد از مدت ها پيش در زندان به سر مى برد. پليس كه احتمال مى داد جمال از ماجراى اين سرقت ها مطلع باشد، به بررسى سوابق او پرداخت و متوجه شد اين مرد با دريافت مرخصى هاى مكرر از زندان خارج مى شد و در اين مدت به رهبرى يك باند سرقت مى پرداخت، ولى آخرين بار كه با سپرده وثيقه از زندان خارج شده بود، اقدام به فرار كرد و ديگر به زندان برنگشت. با به دست آمدن اين اطلاعات، تحقيقات پليسى روى دستگيرى جمال متمركز شد و مدتى بعد مأموران موفق شدند مخفيگاه او را شناسايى كنند. ولى جمال پيش از دستگيرى متوجه ماجرا شد و با استفاده از مدارك جعلى به تركيه گريخت. پس از گذشت چند ماه جمال كه فكر مى كرد آب ها از آسياب افتاده است، بار ديگر به ايران برگشت و اين بار پليس توانست او را در مخفيگاهش در ورامين دستگير كند. با دستگيرى اين سارق حرفه اى و تحقيقات انجام شده از او، كارآگاهان موفق شدند ۳۹ نفر ديگر از اعضاى اين باند را شناسايى و در چند مرحله عمليات پليسى آنها را دستگير كنند. در بازجوئى هاى انجام شده از متهمان مشخص شد ۱۹ نفر از آنها داراى سوابق متعدد كيفرى هستند و از مدت ها پيش تحت تعقيب پليس قرار داشتند. يكى از اين سارقان كه حسين نام دارد به «على شاه» معروف است. او كه ۳ مردادماه به دام مأموران افتاد از سابقه داران قديمى است و تا ۳ سال پيش در كشور تايلند دست به كيف قاپى مى زد. اين مرد در حالى دستگير شد كه قصد داشت با تغيير چهره و استفاده از گريم به يكى از كشورهاى شرق آسيا بگريزد. هم اكنون متهم فرارى براى شناسايى و دستگيرى در اختيار مأموران گشت نيروى انتظامى قرار گرفته است.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
احزاب
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   احزاب   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •