|
احمد شيرازى- از پشت دريچه رو به ديدارگاه ها
از «صادرات» انقلابى تا «واردات» استكبارى!
|
|
شيرازى
|
آخر هفته گذشته در پايتخت و بسيارى از شهرهاى فرانسه نيم ميليون تن در مخالفت با برخى سياست هاى دولت در زمينه قوانين كار و مسائل رفاهى به خيابان ها آمدند و دست به اعتراض زدند. از دماغ كسى خون نيامد، بگير و ببند و محاكمه و شكنجه دادن و كشتارى هم در پايانش انتظار كسى را نمى كشيد. تظاهر و اعتراض جمعى در خيابان در اين كشور يك سنت و تنها يك جلوه پيش پا افتاده دمكراسى و حقوق اجتماعى است. موردى كه اگر در جمهورى اسلامى به تعبير حاكمانش «آزادترين كشور جهان»! پيش آيد سر و كله هاست كه مى شكند و شكنجه گاهها و آدم خوارى هاست كه برپا مى شود تا مردم معترض بدانندبا حكومت الله طرفند و چنانچه حق تظاهرات دارند، براى تجليل از حق هاى حاكم است و شكر نعمت به جا آوردن به خاطر بدبختى هائى كه آنها بر سرشان آوار كرده اند! حكومت و نظام پس از طى مراحل عديده، دارد راهش را به طرف سعادت آباد «آرمانشهر علوى» ادامه مى دهد!
بيست و شش سال قبل در گرماگرم «انقلاب شكوهمند» يا بو برشان داشته بود و مى خواستند از محدوده جغرافيائى ايران به سرزمين هاى ديگر نقب انقلابى بزنند كه اين پروژه انقلابى ماسيد. آيت الله مطهرى كه يكى دو ماه بعد به تير غيب «انقلاب» از ميان رفت در گرماگرم نزول اجلال فقهاى عظام به توضيح طرح پرداخت و گفت: «اگر انقلاب ما در محدوده جغرافيائى ايران اسلامى محبوس بماند، به زودى از جوش و فروش مى افتد و نابود مى گردد.»
اين مثلاً آخوندى بود كه «حافظ» خوانده بود و در كتاب «تماشاگر راز» بر شعر حافظ تفسير نوشته بود. اما همين كه تنور انقلاب اسلامى در حال گرم شدن بود ناگهان در كسوت يك «مارا» ى اسلامى بر سر منبر خطابه رفت و برخلاف آن «مارا» كه در انقلاب فرانسه منادى و مدافع حقوق و آزادى هاى ملت بود، اين يكى با شعار مسلمانان جهان متحد شويد به پيروى از پيشوا و مرشدش روح الله خمينى «ديكتاتورى اسلامى» را بشارت داد. اينها تازه «اهل عرفان» بودند، اما افراط در نوشيدن باده عرفانى چندان ملنگ شان كرده بود كه در هپروت مرتباً كشف و شهود انقلابى مى كردند و تخفيف هم نمى دادند. اين آقاى مطهرى مى گفت: «مگر كمونيسم ترس دارد كه بگويد خواهان برقرارى ديكتاتورى پرولتاريا در سراسر جهان است؟ ما كه مى خواهيم دين مبين اسلام را حاكم بر دنياى كفر گردانيم چرا نگوئيم كه ديكتاتورى اسلامى، براى رستگارى مردمان، حكمى الهى است.» اينجا معلوم شد كه آن حافظ شيرين سخن هيچ به آيت الله نياموخته است.
اين نظريه آيت الله مطهرى و روح الله خمينى مبنى بر «حكومت عدل الهى در سراسر جهان» رهنمودى شد براى صادرات انقلابى در شكم «سازمان جنبش هاى رهائى بخش اسلامى» به كارگردانى سپاه پاسداران و مهدى هاشمى قاتل از زندان درآمده يك آخوند اصفهانى. بازار آن صادرات انقلابى رونق داشت تا پنج سال بعد كه گند معامله اسلحه در برابر آزادى گروگان هاى آمريكائى در لبنان به نام «ايران گيت» درآمد. در اين ماجرا سر مهدى هاشمى بود كه با حكم «رى شهرى دادستان دادگاه انقلاب» به باد رفت. بيچاره اين مهدى هاشمى همان وقت ها مى خواست با اسلام انقلابى حساب رژيم صدام را برسد و خيال داشت ساير كشورهاى اسلامى را به زير پرچم ولايت فقيه بكشاند.
مطهرى، بهشتى و مهدى هاشمى زنده نماندند تا دستكم شاهد زير و رو شدن زمانه انقلاب و حال و روز رژيم اسلامى باشند، اما بخش عمده سكانداران انقلاب اسلامى كه كم و بيش در همان خيالات سير مى كردند، هنوز سُر و مُرو گنده تشريف دارند و در خفا با اظهار ندامت از آن گنده گوئى هاى انقلابى لابد از خودشان مى پرسند «چى فكر مى كرديم، چى شد»! مى بينند كه از چهار سو با «آمريكاى جهانخوار مستكبر» همسايه شده اند و علاوه بر آن ميان سندان اتمى و پتك ديپلماسى توأم با تهديد نظامى آن همسايه ناجور، ناچارند گاه از او دلربائى كنند و گاه برايش رجز بخوانند بلكه حريف بر سر مهر آيد و آنها را با همين ريخت و قيافه وارد باشگاه «نظم جهانى» كند! براى همين گاه از زبان زاپاس ها خشونت گرائى نظير جنتى مى گويد: «اگر نيروهاى آمريكائى به ايران حمله كنند، حضرت مهدى، آمريكائى ها را با ليزر نابود خواهد كرد و از صحنه گيتى برخواهد انداخت» تا زبان «اعتدال» به كار افتد و قهرمان دوران هاشمى رفسنجانى بگويد! ما اهل معامله ايم، اول هشت ميليارد دلار دارائى بلوكه شده ما در آمريكا را با احتساب فرع ۲۵ ساله آن (يعنى همان نزول كه گرفتنش از كفار حلال است) بدهيد، بعد برويم سر بقيه مسائل. اين كه بقيه سرداران و آخوندهائى نظير جنتى براى آمريكا خط و نشان مى كشند، براى آن است كه به آمريكا بگويند اگر با روش اكبرى با ما كنار نيائى ناچاريم به سبك و روش رهبرى حسابمان را با شما صاف كنيم. از هر دو جنس به فراوانى در بساطمان است از اكبر بگير تا عسگر و ناطق و حزب الله و جان بر كفان ولايت فقيه. اجماع فقها فعلاً سبك اكبرى را ارجح مى داند. همانطور كه فرزندش، مهدى هاشمى به نشريه آمريكائى يو.س.اى. تودى گفته: «پدرش مايل است مشكل آمريكا را حل كند، زيرا اگر مشكل آمريكا را حل كند، همه مشكلات ايران را حل خواهد كرد.» به مشكل گشائى رفسنجانى نشريه آمريكائى هم گواهى داده است كه: «رفسنجانى در مورد مسائل مربوط به آزادى هاى فردى ليبرال است، حامى تجارت و سرمايه گذارى خارجى نيز هست» سوابق او را در جوش دادن چند معامله شيرين نيز برشمرده است. آن نشريه از قول پسر رفسنجانى مى نويسد: «خانواده او مايل نيست كه هاشمى بار ديگر وارد رياست جمهورى بشود، زيرا ما همه چيز داريم»! اما چه مى شود كه اين ايران يتيم و مادر مرده «بار ديگر به هاشمى نيازمند است».
محمد عطريان فر كه در كسوت روزنامه نگارى رفته تا مشق رياست كند همين را مى گويد كه: تنها گزينه اى كه مى تواند ايران را به سمت مدرن شدن پيش ببرد رفسنجانى است» معنى مدرن اگر تجديد همان روزگارى است كه نود تن سالمند سياسى تومار اعتراضى خطاب به رفسنجانى نوشتند و چند تنى از آنها براى زهر چشم گرفتن از بقيه راهى زندان و شكنجه گاه شدند و چند تن مانند سعيدى سيرجانى به «ايست تنفسى» و جمعى با ترور و قتل زنجيره اى در ايران و بيرون از كشور، از ميان رفتند، با قاموس و كتاب لغت فقها مو نمى زند. نشريه آمريكائى از قول پسر رفسنجانى در باغ سبز ديگرى هم نشان داده است: «پسر رفسنجانى مى گويد اگر پدرش انتخاب شود، قانون اساسى ايران را براى كاهش تمركز قدرت تغيير خواهد داد» و اضافه مى كند «اگر پدرم وارد انتخاب نشود، همه كشور تحت سيطره يك گروه قرار مى گيرد و پس از آن ديگر هيچ انتخابات آزادى نخواهيم داشت»!
دعواى پشت پرده و كشمكش بر سر لحاف ملا و شاخ تراشيدن عسگر اولادى و ناطق نورى و بازار گرمى روزنامه كيهان به سود «اصول گرايان» باعث شده است كه رفسنجانى بگويد «هنوز در عمق وجودم تمايلى به آمدن ندارم» روزنامه كيهان معتقد است رفسنجانى براى گرم كردن تنور انتخابات آمدن نيامدن مى كند و به وقتش اعلام خواهد كرد نخواهد آمد! خود رفسنجانى مى گويد «تا مى شود زمان را در اختيار ديگران خواهم گذاشت تا برنامه هاى خود را ارائه دهند، اگر به حالت ايده آلى در اين خصوص دست يابم و خيال مردم از اين بابت راحت شود، بنده هم راحت خواهم شد و نگرانى هايم برطرف مى شود» رفسنجانى از چه نگران است؟ اينها كه قرار است بيايند همه كه از خودى ها هستند و سفارش شده رهبر؟ نكند رفسنجانى نگران است در اين وسط يك تنگ شيائوپينگ و گورباچفى پيدا شود و كار را خراب كند؟ گورباچف قبلى را كه در همان آغاز كار طناب پيچ كردند، بقيه را اگر چنان خيالاتى داشته باشند، بهتر مى توانند از حيظ انتفاع بيندازند به خصوص آن كه «گفتمان اصلاحات» هم ندارند و مى خواهند به «راه امام»، طى طريق كنند. نگرانى رفسنجانى و كل «نظام» اين است كه مردم كاملاً دستگيرشان شده است به هيچيك از اين امامزاده ها نبايست دخيل ببندند. در اين چهارچوب و اين آداب سياسى- عبادى اگر قرار بود كار به جائى برسد كه هم خدا را خوش بيايد، هم خلق خدا را تاكنون رسيده بود. اين كه حكومتى روى استخوان هاى درهم شكسته مردمى بالا برود و شكنجه گران مردم را به ثروت و قدرت بى حساب و كتاب برساند خوشايند خدا و خلق مى گردد، دروغى است كه بيست و پنجسال هر چه كردند، به عنوان حقيقت جا نيفتاد. نه در بسته بندى «اسلام ناب محمدى» نه در بسته بندى اصلاحات و جامعة النبى نه با نام هائى تازه تر مانند اصول گرايان و «شهر اسوه و مدينه سعادت» كه اخيراً از كيسه شعبده درآورده اند و پيام توخالى فرستادن به مردم كه چه نشسته ايد انديشمندان ما دارند زور مى زنند تا «توليد تفكر كنند براى طراحى جامعه اسلامى كه مقدمه اى است بر آرمانشهر علوى»!
يعنى آن كه حكايت همچنان باقى است و كار ملت نجيب تا رسيدن به دروازه «آرمان شهر علوى» به اين آسانى ها سامان نمى گيرد!
|