Nimrooz
Vol. 16, No. 822, February 11, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۲ - جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۳
تحليل «يرواند آبراهاميان» از شرايط ايران و آينده اى كه امريكا براى آن در نظر دارد
نبايد به امريكا اجازه داد ايران را ميدان جنگ چهارم كند
منبع انتشار Globalagendamagazine
ترجمه «جواد جوانشير
تعهد اخير ايران براى تعليق موقت غنى سازى صرفا روياروئى بين ايران و آمريكا را به صورت موقت به تعويق انداخت. روياروئى كه جنگ عراق در مقابل آن مى تواند يك سوء تفاهم جزئى باشد. شرايط فاجعه بارى در يك فضاى بد گمانى در حال وقوع است.
آمريكا مطمئن است كه ايران به سرعت و مخفيانه مشغول گسترش سلاحهاى اتمى است و به محض آنكه اين كار به سرانجام برسد آنرا در اختيار سازمانهاى تروريستى بين المللى از قبيل القاعده خواهد گذاشت. اين گروهها نيز هيچ واهمه اى ندارند كه از اين بمب ها در اسرائيل و حتى شهرهاى آمريكا استفاده كنند.
از سوى ديگر، تهران نيز مطمئن است كه آمريكا مصمم به اجراى برنامه تغيير رژيم است. حتى به صورت سرنگونى جمهورى اسلامى و جايگزينى آن با رژيم ديگر؛ حتى اگر لازم باشد، به قيمت تصرف ايران.
هر بار كه رهبران آمريكا در مورد تغيير رژيم صحبت ميكنند كودتاى ۱۹۵۳ عليه دولت دكتر مصدق در ذهن ها تداعى ميشود.
خطر روياروئى، عليرغم درگيرى هاى عراق بسيار بالاست، گرچه شهروندان آمريكايى در مورد گسترش درگيريهاى بين المللى آمريكا نگران شده و رهبران آمريكا را زير فشار گذاشته اند، اما خطر عليه ايران همچنان رو به تشديد است.
نئومحافظه كاران كه جنگ عراق را به ارمغان آورده اند، نسبت به سالهاى ۲۰۰۱- 2003 بسيار جسور تر شده اند. اين نئومحافظه كاران، عليرغم رويدادهاى خونين در عراق هنوز بر اين عقيده اند كه قدرت آن را دارند تا حقايق را به نفع خود تغيير دهند. آنها چنان احساس قدرت مى كنند كه اكنون نابودى جمهورى اسلامى را انتظار مى كشند.
حتى پيش از بحرانى شدن فعاليت هاى هسته اى ايران، نئومحافظه كاران به عناوين مختلف، نظير عضو محور شرارت و قلب تپنده تروريسم بين المللى، ايران را بعنوان دشمن منافع آمريكا در سطح دنيا معرفى كردند. آمريكائيها از سال ۱۹۷۹ تاكنون به جزيك مقطع كوتاه، در زمان دولت پرزيدنت كلينتون با ايران همواره مشغول ستيز بوده اند.در صحبت هاى آمريكائى ها اين نكته آشكار است كه آنها به خونخواهى اشغال سفارت آمريكا در فاصله سالهاى ۱۹۷۹-1981 برخاسته اند.
رئيس جمهور بوش در حضور وزير دفاع اسرائيل صراحتاً اعلام كرد كه ايران تحت هيچ شرايطى نبايد به سلاحهاى اتمى دست پيدا كند. صداهائى نيز از اردوى نئومحافظه كاران در مورد تاكتيك استفاده از سلاحهاى اتمى و تغيير نقشه خاور ميانه و عدم اجراى معاهده بين المللى ۱۹۱۶ در مورد به رسميت شناختن مرزهاى جغرافيائى و همچنين تلاش براى تقسيم كشورها به ايالتهاى كوچك و جنگ عليه شيطان و آغاز جنگ جهانى چهارم (جنگ سرد جنگ جهانى سوم بود) به گوش ميرسد.
يكى از رهبران نئومحافظه كاران خود را مانند لورنس عربستان ميداند. ديگرى مينويسد كه بايد لقب «جنگجو» نيز به اسم وى اضافه گردد و حتى ديگرى معتقد است كه جنگ نشانه مردانگى و شرافت و باعث استحكام شخصيت است.
آنها معتقدند: «ما آمريكائى ها مردمى جنگ طلب هستيم و جنگ را دوست داريم، ما از جنگ نمى هراسيم و آنچه از آن متنفريم شكست در جنگ است» . در گوش اروپائيان اين صحبتها راديكاليسم دهه ۱۹۳۰ را تداعى ميكند.
حتى نئومحافظه كاران ائتلافى براى دموكراسى در ايران به وجود آورده اند. آنها آشكارا اذعان مى كنند كه از همه امكاناتى كه دارند براى سرنگونى جمهورى اسلامى استفاده مى كنند و در كنگره نيز آنها سردمدار جا انداختن تغيير رژيم در ايران، بعنوان سياست رسمى آمريكا شده اند. آنها در موقع لزوم نيز شروع جنگ جديد را براى مردم آمريكا توجيه خواهند كرد و ادعا خواهند كرد كه آمريكا نمى تواند مشكلاتش در عراق را حل كند، مگر اينكه اول مشكل ايران را حل كند، كه اين خود شامل انتقام اشغال سفارت و همچنين حل مشكل ارتباط ايران با حزب الله، حماس، القاعده و مقتدى صدر را نيز در بر دارد. همچنان كه انتقام انفجار ۱۹۸۳ در نيروى دريائى آمريكا در بيروت و انفجار الخبر در عربستان سعودى و حتى ۱۱ سپتامبر را.
مهمتر اينكه آنها جامعه آمريكا را مطمئن خواهند كرد كه جنگ با ايران جنگى محدود خواهد بود و صرفا آنها محدوده جنوب غربى ايران كه منابع نفتى ايران در آنجا قرار دارند و شاهرگ حياتى و نقطه اصلى اتكاى حكومت ايران است را تصرف خواهند كرد و اين جنگ تنها به وسيله ناوگان دريائى آمريكا و حملات هوائى انجام خواهد شد. همانطور كه پيش از اين در عراق اجرا شد.
نئومحافظه كاران ادعا خواهند كرد، اين جنگ ها در مقياس وسيع در عرصه بين المللى به عنوان راه ناگزيرى بوده كه آنها در نبرد مرگ و زندگى براى جلوگيرى از بمباران اتمى شهرهاى آمريكا انجام داده اند. در روزهاى اخير ژنرالهاى ارتش آمريكا اعلام كرده اند كه آگر نياز باشد ارتش آمريكا آماده استفاده از سلاحهاى تاكتيكى (اتمى- مينياتورى) عليه ايران است.
اما در خوابهائى كه براى جنگ محدود عليه ايران ديده اند، فراموش كرده اند كه اين جنگ كوچك پتانسيل تبديل به جنگى بزرگ را دارد، چرا كه ايران نيز بيكار نخواهد نشست و از كليه امكانات خود در عراق و افغانستان براى نا امن كردن منطقه براى آمريكائى ها و حتى ناتو استفاده خواهد كرد.
جامعه بين المللى و به خصوص اتحاديه اروپا چه كارى براى جلوگيرى از وقوع اين فاجعه بزرگ مى تواند انجام دهد؟
آنها بايد مستقيما به سمت قلب مشكل حركت كنند، تا اين مشكل عدم اعتماد بين طرفين را حل كنند. از يك سو آنها بايد آنچه تاكنون انجام داده اند را ادامه دهند و ايران را مطمئن سازند كه مى تواند پروژه هاى اتمى خود، كه داراى اهداف صلح جويانه هستند را ادامه دهد؛ چيزى كه حق مسلم آنهاست. در مقابل، ايران بصورت نامحدود متعهد شود كه چنين فعاليتى به گسترش سلاحهاى هسته اى نخواهد انجاميد. براى تضمين بيشتر ايران بايد روند گسترش موشكهاى دوربرد خود را نيز متوقف كند.
در سوى ديگر كه به اندازه گام اول مهم است، جامعه بين المللى بايد تضمين هائى را از آمريكا بگيرد، كه اين كشور هيچ برنامه اى براى حمله به ايران و تغيير رژيم نخواهد داشت. براى عملى شدن اين تعهد دولت آمريكا بايد از حمايت مجاهدين خلق ايران كه مقر اصلى آنها در عراق است و همچنين سلطنت طلبهاى لس آنجلسى و گروه هاى مختلفى كه به صورت ناگهانى در واشنگتن پيدا شده اند دست بردارد.
لازم به ذكر است كه مجاهدين خلق دو سال پيش از سوى دولت آمريكا در ليست سازمانهاى تروريستى قرار گرفت اما حالا آشكارا از سوى نئومحافظه كاران به عنوان جنگجويان شجاع راه آزادى معرفى مى شوند.
نياز نيست سياستمدارى با هوش بود تا فهميد نمى توان با دشمن مذاكره كرد در شرايطى كه بزرگترين افتخار، تلاش براى نابوى همان دشمن باشد.
أمريكا بايد بجاى كمك و پشتيبانى از دشمنان قسم خورده جمهورى اسلامى، دست از مشكل آفرينى عليه ايران برداشته و با درخواست ايران براى ملحق شدن به سازمان تجارت جهانى موافقت كند. اين كار به اقتصاد دنيا و ايران به يك ميزان كمك خواهد كرد. اين جو بدگمانى نيز به مرور از بين خواهد رفت، اگر آمريكا جهانيان را مطمئن سازد كه قصد ندارد به صورت دائم در عراق بماند. كم شدن اين بدگمانى نسبت به حضور آمريكا در منطقه به پيشرفت روند دموكراسى در ايران نيز كمك خواهد كرد. محافظه كاران ايرانى بدين ترتيب نخواهند توانست از بهانه خطر حمله آمريكا و امكان تكرار كودتاى سال ۳۲ استفاده كنند. اكنون، در پشت پرده، محافظه كاران براى اصلاح طلبان اينگونه استدلال مى كنند كه سلاح اتمى براى جلوگيرى از حمله امريكا ضرورى است، چرا كه عراق چون سلاح اتمى نداشت مورد حمله واقع شد، اما كره شمالى از حمله آمريكا مصون مانده است. در چنين فضاى جنگى و ترسناك اصلاح طلبان، كارائى خود را از دست داده و هرگونه مخالفت آنان با محافظه كاران آنها را به عنوان ستون پنجم دشمن معرفى خواهد كرد. بنابراين اگر آمريكا خواستار گسترش دموكراسى است، آنگونه كه ادعا ميكند، مى تواند با پائين آوردن صداى خود در مورد سرنگونى جمهورى اسلامى به اين روند كمك كند.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
افغانستان
ورزش
شعر
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   افغانستان   •   ورزش   •   شعر   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •