سكوت سئوال برانگيز درباره دو خبر مهم هفته
۱- مسموميت زنجيره اى
۲- عسگراولادى در «كنارك»
هفته اى كه گذشت با دو خبر مهم آغاز شد، بى آنكه جزئيات اين دو خبر مشخص شود و يا مطبوعات و كانون هاى مرتبط با اين دو خبر در باره آنها كنجكاوى كنند و يا اطلاعات تازه اى را منتشر سازند.
اين دو خبر يكى مربوط است به مرگ ناگهانى و مشكوك سه خبرنگار زن و يك شاعره كه براثر مسموميت جان باختند. همين كه هيچ روزنامه اى جسارت پيگيرى بيشتر اين واقعه را ندارد، سوء ظن ها را نسبت به اين مرگ ناگهانى تشديد مى كند. نه تنها كانون نويسندگان، خانه هنرمندان و يا روزنامه هائى كه اين خبرنگاران در آنها كار مى كرده اند، چيزى دراين ارتباط ننوشتند، حتى كانون صنفى مطبوعات ايران نيز مسئله را پيگيرى نكرده و بيانيه اى در اين ارتباط صادر نكرده است. تعجب آورتر، آنكه گزارشگران بدون مرز و خبرنگاران بدون مرز نيز واكنشى نسبت به اين مرگ هاى مشكوك تاكنون از خود نشان نداده اند.
نازنين نظام شهيدى، شاعره ايرانى، پس از جشن جايزه ادبى كارنامه بطرز سئوال برانگيزى درگذشت.
وى پس از مراسم جايزه ادبى كارنامه كه متن هيأت داوران آن توسط وى قرائت شد، در جشن كوچكى كه به همين مناسبت ترتيب يافته بود شركت كرد، اما پس از صرف شام، حالش دگرگون شد. او را به درمانگاه رساندند اما در كمال ناباورى درگذشت.
نازنين نظام شهيدى متولد ۱۳۳۳ در خراسان بود و تاكنون از او مجموعه شعرهايى با عنوان «ماه را دوباره روشن كرد» ، «برسه شنبه برف مى بارد» و «اما من معاصر بادها هستم» منتشر شده است.
۴۸ ساعت پس از مرگ ناگهانى نازنين نظام شهيدى، اجساد سه دختر خبرنگار در خانه يكى از آنها پيدا شد. دو تن از آنها خواهر بودند و خانه اى كه اجساد در آن پيدا شد در خيابان تهران نو واقع است. آنها خبرنگاران و كاركنان دو روزنامه شرق و افتخار بودند. اما اين دو روزنامه نيز نمى نويسند خبرنگارانشان چرا و چگونه كشته شده اند و تحقيقات پليس دراين ارتباط به چه نتيجه اى رسيده است.
دو خبرنگارى كه اجساد آنها در خانه دوستشان پيدا شد «شيوا» و «شهلا شكارى» نام داشتند و نفر سوم «الناز درخشان» نام داشت و خبرنگار روزنامه افتخار بود.
اولين اظهار نظر بازپرسى كه در محل واقعه حاضر شده اين بود كه هر سه دختر جوان قبل از مرگ دچار تهوع و استفراغ شده و آثار آن در دستشويى قابل مشاهده بود. دو تن از آنها جلوى در دستشويى و ديگرى داخل اتاق افتاده و مرده بودند.
سوابق قتل هاى مشابه
درآغاز سلسله قتل هاى زنجيره اى كه با تلاش براى مسموميت زنده ياد داريوش فروهر با آب معدنى آغاز شد، كمتر كسى مى توانست تصور كند سناريوئى خونين و هول انگيز در دست اجراست. مأموران امنيتى كه بعدها به محفل سعيد امامى معروف شدند، با آگاهى از مصرف آب معدنى با مارك مشخص و محل خريد آن از فروشنده سر كوچه محل سكونت فروهر و سفارش تلفنى آن، توانسته بودند يك جعبه آب معدنى مسموم را به در خانه فروهر برسانند كه با هوشيارى خود فروهر توطئه خنثى شد. چند هفته پيش از آن نيز طى دو اقدام، تلاش شده بود يكى از چهره هاى شناخته شده وابسته به مليون ايران بنام «شمس الدين امير علائى» را بكشند. دراقدام اول اتومبيل به او زد اما جان سالم بدر برد ولى در تكرار همين حادثه موفق شدند او را در يك صحنه سازى تصادف اتومبيل بكشند. «زال زاده» خبرنگار و مترجم مطبوعات ايران نيز از جمله قربانيان اين دوران بود كه بعد از دوم خرداد مشخص شد دستور قتل او را على فلاحيان مستقيما داده بود. زال زاده را در يك ماشين به يافت آباد كشاندند با ضربات كارد كشتند و سپس جسدش را در بيابان هاى يافت آباد رها و اعلام كردند كه او قربانى اختلافات مالى با طلبكارانش شد! در همين دوران «احمد تفضلى» مترجم و محقق ارزنده ايران زير ماشين گرفته شد و به قتل رسيد.
اين گذشته و مرور آن به نحوى بسيار طبيعى مرگ سه خبرنگار زن و يك شاعره ايرانى را نه مرگى طبيعى، بلكه قتل و از نوع مسموميت زنجيره اى آن تداعى مى كند.
۲- سفر سئوال برانگيز عسگراولادى
دومين خبرى كه سكوت در باره آن ادامه دارد، سفر سئوال برانگيز حاج حبيب الله عسگراولادى مسلمان، دبيركل پيشين و پدرخوانده مؤتلفه اسلامى به بندر «كنارك» در بلوچستان ايران است. بندرى كه پايگاه بزرگ نيروى دريائى جمهورى اسلامى در آن مستقر است و فاصله اى با دو پايگاه واكنش سريع امريكا به نام هاى «كواتر» و «گواتر» ندارد و پل ارتباط امنيتى- اطلاعاتى پاكستان با ايران است.
مطبوعات، تنها متن كوتاهى از سخنرانى عسگراولادى براى مردم پابرهنه و گرسنه كنارك را پخش كردند كه با ماهيگيرى و در آمد اندكى كه از انتقال قاچاق اشياء وارداتى به زاهدان و چاه بهار دارند زندگى بخور و نمير خود را ادامه مى دهند. بى شك عسگراولادى از تهران نرفته بود به «كنارك» تا اين مردم را با سخنرانى خود ارشاد كند. عسگراولادى نه كانديداى رياست جمهورى است، نه نماينده مجلس و نه عضو كابينه و دولت. بنابراين بايد مشخص شود او براى چه منظور و هدف واقعى به «كنارك» رفته بود و آيا از اين سفر بازگشته يا هنوز در محل است.
با توجه به سوابق ارتباطى عسگراولادى با مقامات اطلاعاتى پاكستان، صريح ترين پرسش اينست كه او براى اين نوع تماس ها به «كنارك» نرفته بود؟
انگلستان و امريكا و پاكستان ليستى تقلبى را براى تصفيه هاى نظامى به بهانه پاك سازى سپاه از جاسوس هاى استخدام شده امريكا در اختيار عسگراولادى نخواهند گذاشت و زدوبند جديدى در جريان نيست؟
در سال ۱۳۶۱ عسگراولادى پل اجراى چنين نقشه اى درارتباط با حزب توده ايران و يورش به آن شد!
«پيك نت»