Nimrooz
Vol. 16, No. 821, February 4, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۱ - جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۳
پيرايه يغمايى
«سده» و راز وارگى هاى آن...
جشن سده در كوشك ورجاوند كرج
هفته گذشته جشن سده از جشن هاى باستانى ايران با حضور جمعيتى نزديك به ده هزار نفر در كوشك ورجاوند كرج برگزار شد.
اين جشن كه توسط انجمن زرتشتيان تهران برگزار مى شد، از حدود ساعت چهار بعد از ظهر تا ساعتى بعد از غروب آفتاب ادامه داشت.
خواندن اوستا و مراسم نيايش مخصوص سده توسط موبدان زرتشتى و آيين آتش افروزى در هنگام غروب آفتاب از جمله آداب جشن سده در ميان زرتشتيان است.
جشن سده يكى از كهن ترين جشن هاى به يادگار مانده از نياكان ايرانيان است و روايت ها و داستان هاى گوناگونى درباره دليل برپايى اين جشن وجود دارد اما روايتى كه از همه معروف تر است و فردوسى هم در شاهنامه از آن ياد مى كند، آن است كه اين روز، روزى است كه هوشنگ پادشاه ايران باستان آتش را كشف كرد.
پيرايه يغمايى تحقيقى دارد درباره جشن سده...
003777.jpg
پيرايه يغمائى
پيشكش به كرمانيان شورمند و وفا دار كه هنوز آيين ها فراموش نكرده اند....
آنان كه ما را به نماز خوف وا مى دارند؛
هر گز نمى دانند؛
كه در درازناى اين شب قيرگون
در درون يكايك ما
آتشگاه سده اى برپاست...
فلب من سده اى است فروزان
قلب تو نيز،
و قلب او...
اكنون بيا؛
تا در برودت هراسناك اين شامگاه زمستانى،
گهواره بامداد راستين را
ديگر باره،
به جنبش آوريم
و لالايى آتشناك سده را
باز آنچنان واگويه كنيم،
كه خورشيد بيدار شود،
بالا بلند
سركش
و فروزان....


در ميان عناصر چهارگانه يعنى آتش و آب و خاك و باد؛ آتش از دير باز در ميان آريائيان از اعتبار ديگرى برخوردار بوده است. در اوستا آتش فرزند اهورامزدا و سپندارمذ (= زمين) ناميده مى شود. از اين رو ايرانيان باستان آن را هميشه فروزان مى داشتند و نشانه اهورايى اش مى دانستند و شعله اش را نماد فروغ ازلى مى شمردند و آتشكده هاى هميشه روشن براى آنان به منزله محراب پيروان مزديسنا بود. آنان بر اين باور بودند كه هستى با وجود آتش مى تواند ادامه يابد.
ايرانيان باستان عقيده داشتند كه شادى از بخشش هاى اهورايى و اندوه از پديده هاى اهريمنى است. آنان غم را نمى شناختند و حتا در سوگ كسى نيز به اندوه نمى نشستند و شيون و زارى را گناهى بس برزگ مى شمردند، از اين رو مى كوشيدند تا هميشه شاد باشند و در هر فرصتى جشنى سزاوار مى آراستند و با گرد هم آيى به شادمانى و سرور مى پرداختند. در ميان اين جشن ها چندين جشن بود كه آتش در آنها نقشى اساسى داشت كه از آن جمله مى توان به جشن يلدا، چهار شنبه سورى و سده اشاره كرد كه آتش افروزى از مراسم بنيانى آنها بود. در ميان جشن هاى آتش افروزى جشن سده از ارزش ديگرى برخوردار بود چرا كه ريشه اين جشن پيوندى تنگاتنگ و يگانه با پيدايش آتش دارد.
از ديدگاه اسطوره شناسى پيدايش آتش به هوشنگ شاه كه يكى از شاهان پيشدادى است منسوب مى شود. به روايت فردوسى روزى هوشنگ شاه به شكار مى رود و بر سر راه خود مارى سياه رنگ و تيره تن مى بيند. وى كه نخستين بار است كه اين موجود عجيب را رؤيت مى كند، مى هراسد و براى كشتن او سنگى به سويش پرتاب مى نمايد، مار مى گريزد، اما سنگ به سنگى ديگر مى خورد و از برخورد دو سنگ با يكديگر جرقه اى مى جهد و آتش زاده مى شود:
يكى روز شاه جهان سوى كوه
گذر كرد با چند كس هم گروه
پديد آمد از دور چيزى دراز
سيه رنگ و تيره تن و تيز تاز
دو چشم از بر ِ سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تيره گون
نگه كرد هوشنگ باهوش و سنگ
گرفتش يكى سنگ و شد تيز چنگ
به زور كيانى رهانيد دست
جهانسوز مار از جهانجوى جست
بر آمد به سنگ گران، سنگ خرد
همان و همين سنگ بشكست گُرد
فروغى پديد آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار كشته، وليكن ز راز
ازين طبع سنگ آتش آمد فراز
هوشنگ به شكرانه پيدايش آتش، به نيايش اهورا مزدا مى نشيند و از آن پس آن را جاويدان و فروزان مى دارد و فروغ اهورايى اش مى نامد و مردم را به پرستش آن فرا مى خواند و به جشن و شادمانى مى پردازد و نام آن جشن را سده مى گذارد.
جهاندار پيش جهان آفرين
نيايش همى كرد و خواند آفرين
كه او را فروغى چنين هديه داد
همين آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغى است اين ايزدى
پرستيد بايد اگر بخردى
شب آمد، برافروخت آتش چو كوه
همان شاه در گرد او با گروه
يكى جشن كرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده كرد
ز هوشنگ ماند اين سده يادگار
بسى باد چون او دگر شهريار!
در اين اسطوره، دو عامل متضاد روبروى هم قرار مى گيرند؛ اهريمن، مار (۱) را كه مظهر و هم ريشه مرگ است، پديد مى آورد و اهورا مزدا در برابر آن آتش مقدس را مى آفريند.
اما ابوريحان بيرونى درباره پيدايش سده باور ديگرى دارد. وى اصلاً واژه سده را برگرفته از عدد سد (=صد، ۱۰۰) مى داند و مى گويد:
«... سده گويند يعنى صد و آن يادگار اردشير، پسر بابكان است. و درعلت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روز هاو شب ها را جداگانه بشمارند تا نوروز؛ سد شبانه روز به دست آيدو برخى گفته اند در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين درست سد (=صد) تن شدند و يكى از خود را به همه پادشاه گردانيدند» . (التفهيم؛ نشر انجمن آثار ملى؛ صفحه ۲۵۷)
گرديزى در زين الاخبار نظرى ديگر گونه تر دارد، وى مى گويد:
«.... در اين روز شمار فرزندان آدم ابوالبشر به سد (= صد) رسيد» (زين الاخبار؛ نشر دنياى كتاب؛ صفحه ۵۲۵)
بنا بر تفسير «كتاب بى اسم» (كتابى از قرن پنجم) هم واژه سده برگرفته از عدد سد (=صد) است. در اين تفسير آمده:
«... سده معرّف سدمين روز زمستان از تقويم كهن است. بايد دانست كه در اين تقويم سال به دو بخش نامساوى تقسيم مى شده است؛ فصل گرم از اول فروردين تا پايان مهر ماه و فصل سرد از اول آبان ماه تا پايان اسفند ماه و درست دهم بهمن ماه (= جشن سده) ميانه زمستان است و در آن سرما به اوج خود مى رسد و در اين روز درست سد (= صد) روز از زمستان گذشته است.»
زنده ياد دكتر مهرداد بهار در مورد» سده «بر اين باور است كه واژه سده (= SADA) به معناى پيدايى و آشكار شدن است كه در فارسى باستان (SADAK) و در فارسى ميانه (SADAG) بوده است و واژه عربى» سذق «و» نوسذق «از آن آمده. وى مى گويد بنا بر باور ايرانيان باستان خورشيد در شب يلدا تولد دوباره اى را مى آغازد و به همين مناسبت ايرانيان روز دهم بهمن ماه (= سده) را كه اين نوزاد چهل روزه مى شود، جشن مى گيرند، چنانكه آنان در دهم دى ماه هم- يعنى دهمين روز تولد خورشيد- جشنى كم و بيش مشابه با سده داشته اند كه اكنون منسوخ شده است. و اصلاً در ميان ايرانيان رسم بوده كه براى نوزاد ده روزه و نوزاد چهل روزه جشن بگيرند و هنوز هم در بسيارى از شهر هاى ايران اين رسم را ادامه مى دهند. دكتر بهار ادامه مى دهد كه البته تا آنجا كه از اساطير و متون ايران باستان بر مى آيد،» سده «از جمله آيينى هائى نبوده كه در ايران باستان رسميتى داشته باشد، در اوستا و نوشته هاى پهلوى نيز ذكرى از آن نرفته، ولى مى توان باور كرد كه خود آيينى بس كهن است. (جستارى چند در فرهنگ ايران؛ انتشارات فكر روز؛ صفحه ۲۳۵ و ۲۳۶ و ۲۲۵).
اما در مورد افروختن آتش در اين شب؛ كتاب هاى التفهيم و آثار الباقيه نظر مشتركى دارند و آن بدين روايت است كه:
«... و اما سبب آتش كردن و برداشتن آن است كه بيوراسب (= ضحاك) توزيع كرده بود بر مملكت خويش دو مرد هر روزى تا مغز شان بر آن دو ريش نهادندى كه بر كتف هاى او برآمده بود و او را وزيرى بود نامش ارماييل، نيكدل و نيك كردار، از آن دو تن يكى را زنده يله كردى و پنهان او را به دماوند فرستادى. چون افريدون او را بگرفت سرزنش كرد و اين ارماييل گفت توانايى من آن بود كه از دو كشته يكى را برهاندمى. و جمله ايشان از پس كوه اند. پس با وى استواران فرستاد تا بدعوى او نگرند و او (ارماييل) كسى را پيش فرستاد و بفرمود تا هر كسى بر بام خانه خويش آتش افروزد، زيرا كه شب بود و خواست تا بسيارى ايشان پديد آيد...».
مرى بويس MARY) BOYCE) ) شرق شناس؛ كه مطالعات گسترده اى در ادبيات و فرهنگ كهن كيش زردشتى دارد، در مورد آتش افروختن در جشن» سده «مى گويد:
» جشن سده كه با كيش زردشتى همخوانى دارد، ظاهراً در آغاز جشن آتش بوده (در ميان ملت هاى ديگر نيز وجود دارد) كه در ميانه زمستان به اين نيت برگزار مى شود تا نيرو هاى سرما و تاريكى را عفب زده، خورشيد را مدد دهد تا دوباره نيرومند شود. يكى از هدف هاى اين جشن گرم كردن آب ها بوده تا ديو يخبندان نتواند آب ها را منجمد كرده و دنيا را در چنگال مرگ آور خود بفشارد «. (تاريخ كيش زردشت؛ ترجمه همايون صنعتى زاده؛ انتشارات توس؛ صفحه ۲۴۱).
برگزارى جشن سده
برگزارى جشن سده را مى توان به سه دوره تاريخى تقسيم كرد:
۱- دوره پيش از اسلام ۲- دوره بعد از اسلام ۳- دوره كنونى
دوره پيش از اسلام:
فردوسى جشن سده را به زمان پادشاهى هوشنگ نسبت مى دهد و ابوريحان بيرونى به فريدون. اما رسمى شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان مقرر مى شود، اما بطور كلى در هيچيك از اسناد تاريخى به چگونگى شيوه جشن اشاره اى نشده است.
جشن سده بعد از اسلام:
در اين دوره مورخانى چون بيرونى، بيهقى، گرديزى، مسكويه و... و... از شيوه جشن در دوران پادشاهى غزنويان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان و آل زيار و تا دوران مغول بسيار نوشته اند، حتا داستان مرگ مرد آويج را نيز نقل كرده اند (كه جشن سده باشكوهى ترتيب داد بود و در پايان جشن به دست مخالفان خود به قتل رسيد)، اما اخبارى كه در زمينه برگزارى اين جشن داده اند، مانند هر آگاهى ديگر مربوط به دربار پادشاهان و اميران است و از آئين هاى عامه مردم و شيوه برگزارى سده در ميان آنان گزارشى باز نمانده است.
اخبار موجود از اين دوره نشانگر آن است كه جشن سده در آن زمان با شكوه تمام برگزار مى شده و حتا شاعرانى چون عنصرى، فرخى، منوچهرى، عسجدى در توصيف چگونگى و چون و چندى آتش آن داد سخن داده و نيز از پرندگان و جانورانى كه به آتش مى انداختند، ياد كرده اند. در اينجا به دو گزارش در اين زمينه اشاره مى شود:
گزارش نخست آثار الباقيه؛ صفحه ۳۵۱:
... آتش افروزند تا شر آن» جهنم «بر طرف گردد و گياه خوشبو تبخير ميكنند تا مضرات آن را برطرف كنند. در خانه ملوك رسم شده كه آتش بيافروزند و چون شعله ور گردد، جانوران وحشى را به آتش مى اندازند و مرغ ها در شعله آن مى پرانند و در كناراين آتش مى نشينند و به لهو و لعب مشغول مى شوند.
گزارش دوم؛ تاريخ بيهقى؛ صفحه ۵۷۱ و ۵۷۲:
... امير (سلطان مسعود غزنوى) فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگى لشگرگاه و سده نزديك بود. اشتران سلطانى را، و از آن همه لشكر به صحرا بردند و گز (۲) كشيدن گرفتند تا سده كرده آيد و پس از آن حركت كرده آيد و گز مى آوردند و در صحرايى كه جوى آب بزرگ بود، پر از برف مى افكندند تا به بالاى فلعتى برآمد و چارطاق ها بساختند از چوب، سخت بلند و آن را به گز بياكندند و گز ديگر جمع كردند كه سخت بسيار بود و بالاى كوهى بر آمده و اله (= عقاب) بسيار و كبوتر. و سده فراز آمد. نخست شب امير بر لب آن جوى آب كه شراعى زده بودند، بنشست و نديمان و مطربان بيامدند و آتش به هيزم زدند و پس از آن شنودم كه قريب ده فرسنگ فروغ آن آتش بديده بودند، و كبوتران نفط (= نفت) اندود بگذاشتند و ددان برف اندود آتش زده دويدن گرفتند و چنان سده اى بود كه ديگر آنچنان نديده بودم و آن به خرّمى به پايان آمد.
البته بايد اشاره كرد رسم هائى چون سوزاندن كبوتران و پرندگان و جانوران كه در حضور شاهان انجام مى گرفته، به هيچ روى بر اساس آيين زردشتى نيست، چرا كه آتش نزد آنان بسيار گرامى است و در همه كتاب هاى آيينى زردشتيان در مورد پاكيزه نگاهداشتن و نيالودن آتش به آنان سفارش بسيار شده و هم در اوستا، بخش گاتها آمده است:» ... اى مزدا نفرين تو به كسانى باد كه با آموزش خود مردم را از كردار نيك رويگردان مى سازند و به كسانى كه جانوران را با فرياد شادمانه قربانى مى نمايند «.
جشن سده در دوران كنونى:
امروزه نيز جشن سده يا سده سوزى به صورت پراكنده در بعضى شهر ها و روستاها ى ايران در دهم بهمن ماه برگزار مى شود. در مازندران، لرستان، سيستان و بلوچستان، كشاورزان و روستاييان و چوپان ها نزديك غروب ِ يكى از روز هاى زمستان روى پشت بام، دامنه كوه يا كنار كشتزار و چراگاه آتش مى افروزند و بنا بر سنتى ديرين پيرامون آن گرد مى آيند، بى آنكه نام جشن سده بر آن نهند.
اما در كرمان و بيشتر شهرهاى آن استان جشن سده يا سده سوزى با شكوه تمام برگزار مى شود. در ميان چادر نشينان بافت سيرجان سده سوزى چوپانى برگزار مى شود. در يكى از روستاهاى جيرفت (آبادى بلوك از دهستان اسماعيلى) شب دهم بهمن آتش بزرگى به نام آتش سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده ى باغ به نشانه چهل روز (چله بزرگ) در ميدان ده بر مى افروزند و از روى آن مى پرند و مى خوانند:
سده سده دهقانى / چهل كنده سوزانى / هنوز گويى زمستانى
موبد اردشير آذر گشسب در كتاب مراسم مذهبى و آداب زردشتيان مى گويد:
«... اين رسم از ديرباز در كرمان بر جاى مانده و تا آنجا كه پيران سالخورده از نياكان خود به ياد دارند، همه ساله در روز دهم بهمن ماه برگزار مى شود».
صادق هدايت در كتاب نيرنگستان مى گويد:
» سده جشنى است كه هنوز زردشتيان كرمان به يادگار جمشيد و عادات ايرانيان باستان مى گيرند و براى اين كار موقوفاتى در كرمان اختصاص داده اند. پنجاه روز پيش از جشن نوروز خروار ها بته و هيزم (درمنه) در گبر محله (باغچه بوداغ آباد) گرد مى آورند. جنب اين باغچه خانه اى است مسجد مانند و موبدان موبد از اعيان شهر و حتا از خارجه ها دعوت شايانى مى كند. در اين مجلس شراب و شيرينى و ميوه زيادى چيده مى شود و اول غروب آفتاب دو نفر موبد دو لاله روشن مى كنند و بته ها را با آن آتش مى زنند و سرود مخصوصى مى خوانند.
هنگامى كه آتش شعله مى زند، همه مهمانان كه بيش از چندين هزار نفر مى شوند با فرياد هاى شادى دور آتش مى گردند و اين را مى خوانند:
صد به سده، سى به گله
پنجاه به نوروز، ها بله
شراب مى نوشند و ميان هلهله شادى جشن تمام مى شود. در كرمان همه مردم منتظر سده سوزى هستند و اهميت فلاحتى برايشان دارد چون بعد از آن اول بذر افشانى و كشت و كار برزگران است. اين عادت در بعضى از شهر هاى خراسان هم هنوز وجود دارد. (نيرنگستان، صفحه ۱۲۰ و ۱۲۱)
دكتر محمود روح الامينى نيز گزارش گسترده اى درباره برگزارى سده سوزى در كرمان دارد كه به اختصار از آن ياد مى كنيم. وى مى گويد:
جشن و آيين سده سوزى فقط در كرمان است كه رسمى عمومى است. همگانى بودن اين آيين در ميان همه قشر هاى اجتماعى كرمان و دلبستگى و توجه صميمانه همه آنان در شركت در اين آئين نشانگر پيشينه كهنسال و ديرپاى آن است در اين روز همه مردم شهر، اعم از زردشتى، يهودى، مسيحى و مسلمان، ثروتمند و فقير، كارمند و كاسب در آن شركت مى كنند و در واقع مى توان آن را جشن كرمان ناميد.
در قديم محل جشن در يك فرسنگى شمال شهر كرمان، بعد از ويرانه هاى محله قديم زردشتيان، معروف به «محله گبرى» در زمين هاى كشاورزى بود. در اين محل تنها يك باغ معروف به باغچه «بداق آباد» با ديوار هاى بلند و دو دستگاه ساختمان وجود داشت كه مراسم سده سوزى روبروى در ِ اين باغ، در زمين هاى كشاورزى برگزار مى گرديد، مالكان از اينكه سده سوزى روى زمين هاى كشاورزى آنان انجام مى گرفت، استقبال مى كردند، زيرا نه تنها آن را زيان آور نمى دانستند، بلكه خاكسترى را كه از آن بجا مى ماند، براى كشاورزى مفيد مى شمردند. امروزه «باغچه بداق آباد» و زمين هاى كشاورزى اطراف آن به خانه و دكان تبديل شده و تنها قطعه زمين بزرگى باقى مانده كه براى سده سوزى از آن استفاده مى شود. خيابان كنار اين زمين نيز به همين عنوان موسوم است.
سده سوزى در كرمان غروب روز دهم بهمن ماه برگزار مى شود اما كرمانى ها از چند روز قبل در تدارك آن هستند. از اول بهمن عموم باغداران و مالكان- هر يك به قدر همت و به نسبت ثروت خود- چند بار هيزم را كه از بيابان ها و كوهپايه هاى اطراف فراهم شده، به محل جشن مى آورند. دست فروشان نيز تا روز نهم بهمن محل گستردن بساط خود را معين مى كنند.
پيش تر ها كه سده سوزى در فضاى باز انجام مى شد، مردم از بعد از ظهر در اطراف محل افروختن آتش به صورت گروهى فرش مى انداختند و تا فرارسيدن ساعت موعود خود را با گفتگو و ديدار يكديگر و نوشيدن چاى و خوردن آجيل سرگرم مى كردند، اما اين روز ها فقط چند ساعت پيش از سده سوزى، در خيابان سده اجتماع مى كنند.
روز دهم بهمن ماه چهره شهر عوض مى شود. مغازه ها زودتر بسته مى شود. چند ساعت قبل از افروختن آتش زنان زردشتى در آشپز خانه بزرگ باغ «بداق آباد» آش و سيرو (۳) مى پزند. گرد همايى خانواده ها در ايوان باغ و خوردن اش و سيرو و آجيل بخشى از مراسم جشن است. فروشندگان دوره گرد در كنار ميوه و آشاميدنى در بساط خود، حتماً بايد آجيل (تخمه، پسته، مغز بادام و فندق) را هم داشته باشند.
افزون بر مردم شهر، مردم ديگر هم از حومه و شهر هاى نزديك براى شركت در سده سوزى مى آيند. برزگران هنگام شركت در مراسم حتا اگريك شاخه هيزم هم شده براى خرمن سده مى آورند تا با رضاى خاطر مشتى از خاكستر سده را به همراه ببرند و براى شگون و بركت در كشتزار خود بپاشند. (در سده سوزى سال ۱۳۶۲ روزنامه ها و ديگر رسانه هاى گروهى شمار شركت كنندگان جشن را بيش از ده هزار نفر اعلام نمود).
سده خرمن بزرگى است به قطر ۱۴ متر و به بلندى ۵ تا ۶ متر كه در جلوى در ِ باغ بداق آباد از قبل آماده شده.
نزديك غروب دو موبد لاله به دست با لباس سفيد، كه پوشاك رسمى روحانيان زردشتى به هنگام اجراى آيين هاى دينى است- ظاهر مى شوند. زمزمه كنان به خرمن سده نزديك مى گردند و از سمت راست سه بار گرد آن مى گردند سپس اين خرمن هيزم را با شعله لاله ها- كه روشنى آنها از آتشى است كه از آتشكده آورده شده- از چهار سو آتش مى زنند. شعله هاى آتش، فروزان و سر كش به آسمان كشيده مى شود و همراه آن هلهله و شادمانى مردم در فضا مى پيچد و همه جا سر شار از شور و هيجان مى گردد..
پس از ساعت ها كه شعله ها فرو كش مى كند، مردم بويژه جوان تر ها از روى بوته هاى آتش مى پرند. در قديم اسب سواران زودتر از مردم خود را به آب و آتش مى زدند و هنر نمايى مى كردند.
در آخرين ساعت پايانى جشن كه آتش به خاكستر مى نشيند، مردم پس از گذراندن يك بعد از ظهر شور انگيز و درخشان به خانه هاى خود باز مى گردند. رسم است كه كشاورزان مقدارى از خاكستر سده را به نشانه پايان گرفتن سرماى زمستان به كشتزارهاى خود مى برند و مى گويند كه در اين شب ستاره گرما به زمين درود مى فرستد.
اينك با آرزوى شادمانى جشن سده براى تمامى ايرانيان نوشتار را با قطعه شعرى در اين زمينه از زنده ياد حبيب يغمايى به پايان مى بريم.
سده جشنى است خرّم و فيروز
مانده پنجاه روز تا نوروز
دهمين روز از مه بهمن
آتش جشن مى شود روشن
در زمانى كه شاه بّدُ هوشنگ
رفت روزى به صيد شير و پلنگ
ديد مارى بزرگ بر سر ِ راه
دست بر سنگ برد شاهنشاه
سنگ بر دست و مار بر سر ِ سنگ
خيره رايى بود فسون و درنگ
مار بگريخت وز تباهى رست
سنگ بر سنگ خورد و برقى جست
به گياهان خشك برق افتاد
آتشى بر فروخت جنبش باد
شاه از اين كشف شادمانى كرد
پس بر آتش نگاهبانى كرد
آتش از آن زمان فروزان ماند
يادگار از شهان ايران ماند
رسم اين است از زمان كهن
دهمين روز از مه بهمن
جمع گردند جمله مردم
بر فرازند كوهى از هيزم
هيمه از دشت و كوهسار آرند
پشته بر روى پشته بگذارند
گرد آن خلق بر كشند رده
همزبان در سرود جشن سده
پس بر آن هيمه ها زنند آتش
پايكوبان و شاد و خرّم و خوش
شعله سر بر كشد به دامن ماه
آسمان مى شود ز دود سياه
تافته چهر آفتاب شود
مرغ اگر پر زند كباب شود
از زمان هاى فرخ پيشين
سده را بوده است اين آيين!
۱- مار؛ مار (= ماره MARE) در سانسكريت به معناى ميراننده و كشنده است و با كلمه اوستايى ميريا MAIRYA به معنى زيانكار و تباه كننده هم ريشه است. (فرهنگ دهخدا)
۲- گز؛ نام درختى است
۳- سيرو (= سيرك به لهجه يزدى)، نوعى نان است كه در تابه و با روغن كنجد پخته مى شود و تا گرم است رويش شكر يا شيرينى ديگر مى ريزند و برخى به آن «روغن جوشى» مى گويند.
مأخذ:
آيين ها و جشن هاى كهن در ايران امروز؛ محمود روح الامينى؛ انتشارات آگاه؛ تهران زمستان ۱۳۷۶
ترانه و ترانه سرايى در ايران؛ محمد- احمد پناهى (پناهى سمنانى) ؛ انتشارات سروش؛ تهران ۱۳۷۶
سرنوشت؛ مجموعه اشعار حبيب يغمايى
شاهنامه فردوسى
فرهنگ عاميانه مردم ايران (نيرنگستان) ؛ صادق هدايت؛ نشر چشمه؛ تهران،؛ چاپ سوم پاييز ۱۳۷۹
ماهنامه چيستا؛ سال اول؛ شماره ۶ (بهمن ماه ۱۳۶۰) ؛ مقدمه اى براى بهمنگان و سده؛ دكتر پرويز رجبى؛ ص ۷۱۰


صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •