|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پدر معتاد قاتل فرزند ۳۵ روزه:
از ۱۲سالگى مورد آزار جنسى قرار گرفتم
به دنبال رسيدگى به پرونده كودك آزارى نوزاد ۳۵ روزه گيلانى كه منجر به مرگ وى شد، جلسه اى به منظور تحقيق بيشتر از پدر كودك در شعبه ۱۰ دادگاه عمومى رشت به رياست قاضى محمدپور و با حضور متهم برگزار شد. در اين جلسه قاضى تحقيق اين پرونده با اعلام اين كه اين جلسه به دليل عدم پاسخگويى صحيح متهم به موجب اضطراب و تشويش زياد وى در جلسات قبلى تشكيل شده است، با پرسيدن سئوالاتى از متهم، درصدد روشن شدن بيشتر حقيقت برآمد.
متهم به نام «سجاد» نيز در پاسخ به سئوالات قاضى با تشريح زندگى و مشكلات سپرى شده در دوران كودكى خويش گفت: من تنها فرزند والدين اصلى خود بودم. دو ماهه بودم كه پدرم فوت كرد. جز مادرم كس ديگرى را نداشتم كه عدم مراقبت صحيح وى، مرا به اين روز دچار كرد.
وى در پاسخ به سئوال قاضى مبنى بر علل گرايشش به اعتياد و فردى كه منجر به اعتياد او شده است، با سكوت و تامل زياد گفت: عامل تمام بدبختى هايم را مادرم مى دانم. بى توجهى او تنها عامل اصلى اعتياد من است. سجاد در پاسخ به سئوالات قاضى به تجاوز يكى از همسايگان در دوران نوجوانى خود اشاره كرد و گفت: در سن ۱۲ سالگى در حالى كه در باغ مشغول شخم زدن بودم، به تهديد يكى از همسايگان كه با چوب به سراغ من آمده بود مورد تجاوز قرار گرفتم و اين ماجرا و ناراحتى حاصل از آن هميشه در ذهنم وجود دارد.
وى با بيان مشكلات درون زندان گفت: به رغم مشكلاتى كه در ۱۹ سال زندگى ام داشتم، چندان از لحاظ جسمى سختى نديده بودم اما اكنون در زندان مورد تجاوز زندانيان قرار مى گيرم و بايد به حرف زندانيان باسابقه گوش كنم و نمى شود با آنها درگير شد چون آنها مرا با شيشه تهديد مى كنند.
وى افزود: آنان به زن و مادرم فحش مى دهند كه فحش هاى آنان به زنم، اعصابم را به هم مى ريزد.
متهم خطاب به قاضى درخواست كرد: اگرچه من از حيوان هم بدترم و از زندگى ام سيرم، ولى اگر ۱۰ سال در زندان بمانم، كسى را ندارم كه كارم را پيگيرى كند و از لحاظ مالى نيز براى گرفتن وكيل دچار مشكلم و از شما كمك مى خواهم.
سجاد ۱۹ ساله اضافه كرد: دو ماهه بودم كه پدرم فوت كرد و پس از مدتى مادرم با مردى معتاد ازدواج كرد. آنها در خانه پدر من زندگى مى كردند و مسئوليت اكثر كارهاى خانه برعهده من بود و ناپدرى ام نيز مرا كتك مى زد.
وى افزود: پس از حدود ۱۳ سال زندگى، مادرم از او جدا شد و به مدت ۲ سال من و مادرم تنها زندگى مى كرديم كه مجدداً مادرم به رغم ناراضى بودن من مى خواست با مردى كه به جرم قاچاق ۱۰ كيلوگرم ترياك در زندان گسكرمحله رودسر زندانى بود و به او اظهار علاقه مى كرد، ازدواج كند.
پدر متهم به قتل نوزاد ۳۵ روزه با اشاره به اينكه در مدت زندانى بودن آن مرد پس از رساندن وسايل و پيغام ها، مادرش به عنوان جايزه به او سيگار مى داده است، گفت: به علت باز بودن زندان گسكر محله و همچنين در روزهاى تعطيل اواخر هفته، آن مرد قاچاقچى به منزل ما رفت وآمد داشت و چون مادرم نيز معتاد بود، آنها با هم ترياك مى كشيدند كه در همين زمان من نيز شروع به كشيدن مواد با آنها كردم و به تشويق مادرم معتاد شدم.
وى افزود: پس از دو سال آن مرد نيز به قولش عمل نكرد و مادرم به رغم اصرار من كه از او مى خواستم ازدواج نكند و من با كار كردن خرج خودم و او را تأمين خواهم كرد، با مرد ديگرى كه او نيز معتاد است و سابقه هفت سال زندانى به دليل قتل را دارد، ازدواج كرد و از آن پس من به تنهايى زندگى كردم.
سجاد با اشاره به اينكه بيش از يك سال از ازدواج او مى گذرد، علت ازدواج زودهنگام خود را تنها بودن عنوان كرد و گفت: شرط اصلى پدرزنم براى ازدواج دخترش با من جدايى من از مادرم و ترك اعتياد و سيگار كشيدن من بود. او مى گفت كه نمى خواهد آبروى دخترش برود و من نيز به دليل علاقه اى كه به دخترخاله ام داشتم، به خواسته او، اعتيادم را ترك كردم و ديگر حتى سيگار نيز نمى كشيدم.
وى تأكيد كرد: از عمل خويش پشيمانم و از خداوند و زنم مى خواهم كه مرا ببخشند، اگر چه عملى كه من مرتكب شده ام بخشودنى نيست، اگر چه به گفته همسرم، او هنوز حاضر به زندگى با من است اما هنگامى كه به چشم هايش نگاه مى كنم مى فهمم كه از من راضى نيست.
وى يادآور شد: روز قبل از حادثه اگر چه پس از سوزاندن قسمت هاى مختلف بدن پيمان -۳۵ روزه- پشيمان شدم ولى روز بعد دوباره پس از دعوا با همسرم در حين عصبانيت نمى دانستم چه كارى انجام دهم.
وى در تشريح علت حسادت به فرزندش گفت كه همسرم بيشتر به كودكم توجه مى كرد. سجاد با اشاره به اينكه در روند حادثه منجر به ضايعه مغزى پيمان كه باعث مرگ وى شده است، گفت: همسرم در حياط مشغول شستن لباس بود و وقتى بعد از ضربه من جوياى علت گريه بچه شد به او گفتم كه پيمان از گهواره پرت شده است.
سجاد خاطرنشان كرد: پس از شنيدن خبر مرگ كودك، همسرم و خانواده او مى خواستند از من شكايت كنند كه من گفتم خودم مى خواهم اعتراف كنم و خود را تحويل دهم.
وى در حالى كه با اميد به زندگى پس از آزادى سخن مى گفت: تصريح كرد: همسرم هميشه مى گفت براى بچه دار شدن زود است اما من اصرار مى كردم؛ اكنون نيز دوست دارم پس از آزادى به همراه زنم از اين استان بروم و بچه هاى ديگرى داشته باشم و با آنها خوب رفتار كنم.
|
|
|
|
|
قرار منع تعقيب صادر شد
پسر روانى سر پدر و مادر را در خواب بريد
براى پسر جوانى كه سر پدر و مادر خود را در خواب بريده بود، قرار منع تعقيب صادر شد.
بازپرس پرونده براى اين پسر جوان كه به خاطر بيمارى روانى و داشتن كارت قرمز و اين مسئله كه ۱۳ سال را در بيمارستان هاى روانى گذرانده بود، منع تعقيب صادر كرد.ساعت ۹ شب چهارشنبه ۲۱ مردادماه امسال مرد جوانى با مراجعه به كلانترى ۱۳۰ نازى آباد ادعا كرد، پدر و مادر خود را به قتل رسانده است.ماموران با توجه به اينكه مرد مشكوك به بيمارى روانى بود ابتدا احتمال دادند كه او به دروغ اين ادعا را مطرح كرده است اما در ادامه گروهى از مأموران تجسس كلانترى همراه اين مرد ۳۶ ساله راهى محل سكونت او شدند. مأموران پس از ورود در پذيرايى خانه با جسد غرقه به خون مادر متهم به نام «افسانه» ، ۵۵ ساله رو به رو شدند كه سرش از بدنش جدا شده بود و به بدنش ضربه هاى چاقو برخورد كرده بود. كارآگاهان در ادامه اقدام به بررسى خانه كردند و با جسد مرد صاحبخانه در حالى كه سر او نيز مانند همسرش از بدن جدا شده بود، روبه رو شدند.
پزشكان پزشكى قانونى پس از معاينه اجساد قربانيان در محل جنايت در نظريه اوليه خود اعلام كردند: اين زوج بر اثر برخورد جسمى سخت و تيز به گردنشان كه باعث بريدگى رگ هاى گردن شده است به قتل رسيده اند.متهم به قتل كه به علت بيمارى روانى ۱۳ سال در بيمارستان هاى روانى بسترى بود، صبح پنجشنبه در جلسه بازجوئى در شعبه چهارم مجتمع امور جنايى تهران گفت: پدر و مادرم باعث شدند كه من در حالى كه ۳۶ سال سن دارم نتوانم ازدواج كنم. من به خاطر آنها تبديل به يك بيمار روانى شدم. (روز حادثه) تصميم گرفتم از پدر و مادرم انتقام بگيرم. خواهرم را به بهانه خريدن آب ميوه به بيرون از خانه فرستادم. سپس با چاقو به سراغ مادرم كه در پذيرايى خوابيده بود رفتم و سرش را با آن بريدم. بعد با ساطور سر را از بدنش جدا كردم. پس از كشتن مادرم به سراغ پدرم رفتم و او را به همين شيوه كشتم سپس به خاطر اينكه آبرو داشتم به كلانترى رفتم و خود را تسليم كردم.
قاضى سئوال كرد از كشتن پدر و مادرت پشيمان نيستى؟ متهم به قتل پاسخ داد: نه! آنها مستحق مرگ بودند. همه هم سن وسال هاى من تا حالا ازدواج كرده اند ولى من به خاطر بيمارى نمى توانم تشكيل زندگى دهم.قاضى پرونده با توجه به بيمارى متهم و احتمال خودكشى او در بازداشتگاه دستور داد، متهم را به جاى بازداشتگاه به بخش بيماران روانى بيمارستان امام حسين انتقال دهند. به گفته قاضى، متهم از يكى از بيمارستان هاى روانپزشكى كارت قرمز دارد.
افزايش درصد جنايات در خانه
براساس پژوهشى از سازمان پزشكى قانونى مشخص شده است كه ۶۰ درصد جنايات قاتلان روانى در منزل رخ مى دهد.اين بررسى نشان مى دهد، ۴۶ درصد موارد قتل از نوع خانوادگى است كه ۶۱ درصد قتل همسر، ۲۲ درصد قتل فرزندان توسط والدين و ۱۷ درصد قتل والدين توسط فرزندان انجام شده است. در اين ميان ۲۱ درصد از قتل ها ناشى از نزاع و انتقام، ۱۸ درصد از قتل ها توام با ساير جرايم و ۹ درصد به دليل بيمارى قاتل و مقتولان و تنها شش درصد فاقد علت مشخصى بوده است.در همين حال ۱۰ درصد قتل ها در محل كار، ۱۱ درصد در داخل شهر و ۱۹ درصد خارج از شهر روى داده است.آمار از بررسى جمعيتى به دست آمده بود كه ۳۲ درصد آنها قبلاً به ساكيوزهاى غيرخلقى مبتلا بوده اند علاوه بر اين ۱۳ درصد مبتلا به بيمارى هاى خلقى، ۱۳ درصد مبتلا به اختلال شخصيتى و پنج درصد مبتلا به عقب ماندگى ذهنى بوده اند. چهار درصد هم مربوط به عقب مانده هاى ذهنى بوده است.
در ادامه اين تحقيق آمده است: توجه به امنيت افراد خانواده مبتلا به اختلالات روانى، اتخاذ اقدامات امنيتى در منزل و محل كار افراد مبتلا و ارائه توصيه هاى لازم به آنها و انجام معاينات روانپزشكى قبل از استخدام و توجه بيشتر به سلامت روحى و روانى افراد ضرورى است.
همچنين بر اساس ماده ۲۲۱ قانون مجازات اسلامى هرگاه ديوانه يا نابالغى عمداً كسى را بكشد خطا محسوب و قصاص نمى شود بلكه بايد آنها ديه قتل خطا را به ورثه مقتول بدهند.تبصره اين ماده هم مى گويد: در جرايم قتل نفس با نقص عضو اگر جرم ارتكابى عمدى باشد و مرتكب صغير يا مجنون باشد و پس از بلوغ يا افاقه مرتكب، مجنى عليه در اثر سرايت فوت شود مستوجب قصاص است. همچنين براساس ماده ۱۲۰۷ قانون مدنى، مجانيت (اشخاصى كه فاقد عقل و شعور دائمى يا موقت باشند) مهجور و از حقوق مالى خود ممنوع هستند.
|
|
|
|
|
ارتكاب به قتل براى دفاع از ناموس
با دستگيرى دو دختر جوان در شهرهاى رشت و رباط كريم راز دو جنايت فاش شد. متهمان پس از دستگيرى ادعا كردند كه در دفاع از ناموس خود مرتكب قتل شده و مقتولان قصد تعرض به آنها را داشته اند.
• گزارش يك جنايت
سه شنبه هفته گذشته پسر جوانى در تماس با مأموران نيروى انتظامى رشت از قتل دوست خود از سوى فرد يا افرادى ناشناس خبر داد. كارآگاهان پليس آگاهى رشت همراه بازپرس كشيك جنايى در قتلگاه پسر جوان در خيابان تختى حاضر شدند. در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول ۲۳ ساله مهدى نام دارد و اهل آستارا است كه پس از قبولى در دانشگاه رشت به اين شهر آمده بود. مأموران اقدام به بازجوئى از دوست مقتول كه مأموران را در جريان اين جنايت قرار داده بود كردند. او ادعا كرد كه مهدى به تنهايى در اين خانه زندگى مى كرد. امروز عصر به سراغ دوستم رفتم. در خانه باز بود. او را صدا كردم ولى جوابى نداد.اين موضوع باعث نگرانى ام شد. وقتى وارد اتاق شدم با جسد غرق در خون او روبه رو شدم. سپس موضوع را به پليس اطلاع دادم.
پزشك متخصص قانونى نيز پس از معاينه جسد اعلام كرد: «مقتول با ضربه هاى متعدد چاقو به بدنش به قتل رسيده است. قاتل كه احتمالاً يك نفر است قبل از قتل با مهدى درگير شده و با چاقو چند ضربه به بدن مقتول زده است.» نحوه قتل حكايت مى كرد عامل جنايت بدون هيچ مقاومتى وارد خانه شده و پس از درگيرى با مقتول او را با ضربه هاى چاقو به قتل رسانده است. همچنين به دليل اين كه هيچ شيئى از خانه مقتول سرقت نشده بود، مأموران احتمال دادند قاتل با انگيزه انتقام مرتكب قتل شده است.
دستگيرى دانشجوى قاتل
كارآگاهان در ادامه و با رديابى تلفن خانه مقتول متوجه شدند او آخرين بار با يك موسسه كرايه اتومبيل تماس گرفته است. كارآگاهان راهى موسسه كرايه اتومبيل شده و متوجه شدند مقتول در تماس با آنجا درخواست كرده بود كه خودرويى به دنبال يك دختر جوان برود و او را به خانه اش بياورد.
ماموران در ادامه و با كمك راننده آژانس توانستند خانه اين دختر را شناسايى كرده و او را ۲۴ ساعت پس از جنايت دستگير كنند.در تحقيقات مقدماتى از متهم ۲۰ ساله مشخص شد او اهل بابل بوده و در آن شهر مشغول تحصيل است. او در ابتدا منكر قتل شد اما در ادامه بازجوئى ها به قتل مهدى اعتراف كرد.اين دختر دانشجو كه مريم نام دارد در بازجوئى گفت: «از حدود يك ماه قبل با مهدى آشنا شدم.
مهدى عصر روز حادثه در تماسى تلفنى از من خواست به منزل او بروم و تاكسى تلفنى به دنبالم فرستاد، ولى پس از ورود به منزل متوجه نيت سوء مهدى شدم. در آن لحظه به دنبال راه نجات بودم. با چاقويى كه در كوله پشتى خود داشتم ضرباتى را به بدنش وارد كردم. از ترس او را در آن وضعيت رها كرده و به خانه ام بازگشتم.» پس از اعترافات متهم، مأموران او را به صحنه جنايت بردند كه مريم در حضور بازپرس جنايى رشت اقدام به بازسازى صحنه قتل كرد.پس از بازسازى صحنه جنايت، متهم با قرار قانونى روانه زندان شد و هم اكنون اين پرونده در دادسراى عمومى رشت در دست بررسى است.
او به من نيت سوء داشت
در دومين پرونده نيز زنى كه ادعا مى كند قاتل را در دفاع از ناموس خود به قتل رسانده است از سوى مأموران پليس آگاهى رباط كريم دستگير شد.هفته گذشته اهالى محله اى در تماسى تلفنى با مأموران انتظامى شهرستان رباط كريم خبر دادند پيكر بى جان فردى در منطقه گلستان روبه روى اداره برق افتاده است.پس از اطلاع گروهى از مأموران به محل موردنظر مراجعه و بررسى هاى جنايى ـ پليسى خود را آغاز كردند. پزشك متخصص قانونى پس از معاينه جسد اعلام كرد مقتول با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده و عامل يا عاملان جنايت پس از قتل اين مرد در محل ديگرى، جسدش را به اين مكان انتقال داده اند.ماموران اداره تشخيص هويت نيز در گزارش خود هويت مقتول را «على ـ ر» ۲۸ ساله عنوان كردند كه از افراد سابقه دار بود.
با شناسايى هويت مقتول كارآگاهان بررسى هاى خود را براى دستگيرى عاملان جنايت آغاز كردند.
در بازجوئى از خانواده مقتول مشخص شد شب جنايت فردى به نام مهرداد ميهمان مقتول بوده است.كارآگاهان سپس مهرداد را دستگير كردند كه او در بازجوئى لب به اعتراف گشود و گفت: «على با ضربات چاقوى زنى به نام سميرا به قتل رسيده است.» متهم ادامه داد: «آن شب من و سميرا ميهمان على بوديم. من براى خريد از خانه خارج شدم و زمانى كه برگشتم با جسد غرق در خون على روبه رو شدم. سميرا او را به قتل رسانده بود. با كمك او جسد را از خانه خارج كرديم.»
از خودم دفاع كردم
ماموران با كمك مهرداد، سميرا را دستگير كردند. او پس از مشاهده مهرداد لب به اعتراف گشود و اقرار كرد: «شب حادثه در خانه اى در شهرك گلستان بوديم. مهرداد براى خريد از منزل خارج شد. در اين ميان متوجه شدم على قصد سوء نسبت به من دارد. براى دفاع از خود چاقويى برداشته و از پشت چند ضربه به او زدم. سپس جسد خونين على را با كمك مهرداد به خيابان منتقل كرده و در كنار تير برق روى زمين انداختيم.»
در حال حاضر پرونده براى تحقيقات بيشتر تحويل بازپرسى شده است.
|
|
|
|
|
آدم ربايان كارمند صدا و سيما را ربودند
سه مرد جوان كارمند صدا و سيما را از مقابل اين سازمان ربودند. آدم ربايان مسلح پس از سرقت اموال باارزش اين دختر او را در بيابان هاى اطراف آزاد شهر رها كردند.
اين دختر با مراجعه به دايره يكم پليس آگاهى تهران به مأموران گفت: «روز شنبه از سازمان صدا و سيما بيرون آمدم و مقابل در سازمان سوار يك خودرو پيكان مسافركش شدم. چند متر بالاتر دو مسافر مرد ديگر هم سوار شدند. نزديك ميدان تجريش راننده تغيير مسير داد و وارد كوچه خلوتى شد. به اين كار او اعتراض كردم كه دو سرنشين خودرو با تهديد اسلحه و چاقو خواستند كه سروصدا نكنم.
فردى كه روى صندلى عقب نشسته بود با تهديد چاقو سر مرا به زير صندلى برد و شروع به بازرسى كيفم كرد. او با ديدن كارتم گفت: مدتى بود قصد انتقام از كارمندان صدا و سيما را داشتم. الان اين موقعيت پيش آمده است.»
شاكى ادامه داد: «آدم ربايان نيم ساعت مرا داخل شهر چرخاندند و پس از سرقت موبايل، طلا و پول هايم مرا در يك منطقه بيابانى از ماشين به بيرون پرت كردند، چند دقيقه اى در آن منطقه گشتم تا اين كه توانستم خودم را به جاده اى برسانم. در آنجا زوج ميانسالى مرا سوار خودروى خود كردند و در آنجا متوجه شدم سارقان مرا از خيابان وليعصر به منطقه آزادشهر برده اند.» پس از شكايت اين دختر تحقيقات مأموران براى دستگيرى آدم ربايان مسلح آغاز شد.
|
|
|
|
|
فروكردن ميخ در سر رانندگان براى سرقت خودرو
پليس تهران مسير تردد اعضاى يك باند سرقت مسلحانه را كه با فرو كردن ميخ پرچ در سر رانندگان، خودروى آنها را سرقت مى كنند رديابى مى كند.
اين متهمان پس از سرقت، راننده را به صورت عريان از خودرواش به بيرون پرت مى كنند. اعضاى اين باند طى ۱۰ روز گذشته چهار خودروى پيكان و پژو را با اين شيوه سرقت كرده اند.
اولين شكايت
اولين شكايت از اعضاى اين باند ۲۳ دى ماه امسال در شعبه پنجم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران مطرح شد.
مرد ۴۱ ساله اى به نام عيوض على به بازپرس پرونده گفت: «چهار نفر را از مقابل بيمارستان فياض بخش به مقصد اتوبان آزادگان به صورت دربستى سوار كردم. در حوالى چهارراه خليج يكى از آنها چاقويى زير گلويم گذاشت و مرا تهديد كرد كنار خيابان توقف كنم. پس از توقف، آنها لباسهايم را از تنم درآوردند و با چاقو مرا زخمى كردند. سپس يكى از آنها پشت فرمان نشست و مرا از ماشين به بيرون پرت و فرار كردند.»
پس از شكايت اين مرد كه با كمك عابران به بيمارستان منتقل شده بود و با توجه به اينكه سارقان براى ربودن خودرو از چاقو استفاده كرده بودند پرونده براى رسيدگى به دايره يكم پليس آگاهى فرستاده شد.
شكايت دوم
سه روز پس از اين شكايت، مرد ميانسالى با مراجعه به دايره يكم پليس آگاهى از سرقت خودروى پژوى خود از سوى چهار سارق خبر داد.
مالباخته در شكايتش گفت: «شب گذشته سه پسر جوان و يك مرد مسن را در ميدان جهاد و به مقصد قم سوار كردم. در اتوبان آزادگان نزديك پمپ بنزين فرد مسن ادعا كرد كه حالش خوب نيست و خواست كنار جاده توقف كنم، وقتى توقف كردم يكى از سارقان از پشت سر به من حمله ور شد و يك ميخ پرچ را داخل سرم فرو كرد. يكى ديگر از سارقان نيز به صورتم اسپرى پاشيد. سارقان سپس لباسهايم را درآوردند و از ماشين به بيرون پرتم كردند. چند دقيقه اى كنار جاده افتاده بودم تا اين كه يك خودروى عبورى به كمكم آمد و مرا به بيمارستان منتقل كرد.
شيوه اى جديد
سارقان پس از سرقت اين دو خودرو شيوه ديگرى را براى آزار رانندگان انتخاب كرده اند. آنها در دو سرقت ديگر خود علاوه بر فرو كردن ميخ داخل سر رانندگان اقدام به ريختن اسيد داخل بينى طعمه هاى خود نيز كرده اند.
هفته گذشته سومين قربانى اعضاى اين باند با مراجعه به شعبه پنجم بازپرسى دادسراى امورجنايى از سرقت خودروى پيكان خود در ميدان آزادى خبر داد و گفت: چهار نفر را به مقصد ساوه سوار خودروى خود كردم. در ميدان آزادى آنها به سمتم حمله ور شدند و با فرو كردن ميخ پرچ به سرم قدرت مقاومت را از من گرفتند.
سارقان سپس لباس هاى من را درآوردند. يكى از سارقان در ادامه با سرنگ داخل بينى من اسيد ريخت. من زير شكنجه هاى آنها درد مى كشيدم و آنها از آزار من لذت مى بردند.
سارقان پس از آزار من، خودروام را به سرقت برده و مرا از ماشين به بيرون پرت كردند.
پس از شكايت اين مرد و با توجه به اينكه سه سرقت داراى شيوه هاى مشتركى بود مأموران بررسى واحد روى پرونده ها را آغاز كردند.
در بررسى ها مشخص شد كه سارقان در گروه هاى چهارنفره و با عنوان مسافر اقدام به سرقت خودروى مسافركشان مى كنند. آنها در اكثر سرقت هاى خود از ميخ پرچ براى آسيب رساندن به طعمه هاى خود استفاده كرده اند. همچنين تهديد رانندگان با چاقو صورت مى گيرد.
متهمان پس از ربودن خودروها اقدام به عريان كردن رانندگان كرده و آنها را بيرون از خودرو پرت مى كنند.
آخرين سرقت
در حالى كه تحقيقات مأموران براى شناسايى و دستگيرى اعضاى اين باند آغاز شده بود، راننده خودروى پيكانى با مراجعه به دادسراى امور جنايى، بازپرس پرونده را در جريان چهارمين سرقت اعضاى اين باند در تهران قرار داد.
اين مرد روز پنجشنبه به بازپرس پرونده گفت: «شامگاه چهارشنبه چهار نفر را سوار خودروام كردم كه آنها در اتوبان افسريه با چاقو مرا مجروح كرده و داخل بينى ام اسيد تزريق كردند.»
اين سارقان چهارمين طعمه خود را نيز عريان در كنار اتوبان رها كرده اند.
با افزايش شاكيان پرونده به چهار مورد، بازپرس دادسراى جنايى تهران به گروهى از كارآگاهان دايره مبارزه با سرقت مسلحانه پليس آگاهى مأموريت داد تا با آغاز عمليات ويژه پليسى اين سارقان را شناسايى و دستگير كنند.
چند جرم و مجازات مختلف
اعضاى اين باند در سرقت هاى خود مرتكب چند جرم شده اند كه قانونگذار براى هر يك از جرايم تعريف و مجازات جداگانه اى مشخص كرده است.
اولين اتهام متهمان سرقت مقرون به آزار است كه طبق ماده ۶۵۲ قانون مجازات اسلامى مرتكب به سه ماه تا ۱۰ سال حبس و تحمل شلاق محكوم مى شود.
براساس اين ماده هرگاه سرقت مقرون به آزار باشد و يا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا ده سال و شلاق تا ۷۴ ضربه محكوم مى شود. اگر در اين سرقت ها جرحى هم واقع شود علاوه بر مجازات جرح به حداكثر مجازات مذكور در اين ماده محكوم مى شود.
اعضاى اين باند در سرقت هاى خود از چاقو استفاده مى كنند. گرچه حمل اين اسلحه كه در گروه اسلحه هاى سرد دسته بندى مى شوند مجازاتى را همراه ندارد اما تظاهر و قدرت نمايى با آن مجازاتى را همراه دارد.
طبق ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامى هر كس به وسيله چاقو و يا هر نوع اسلحه ديگر تظاهر و قدرت نمايى كند يا آن را وسيله مزاحمت اشخاص يا اخاذى يا تهديد قرار دهد يا با كسى گلاويز شود در صورتى كه از مصاديق محارب نباشد به حبس از شش ماه تا دو سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محكوم مى شود.
|
|
|
|
|
قاتل ۱۷ ساله خون روى چاقو را خورد
پسر ۱۷ ساله اى كه پس از قتل يكى از اهالى محله شان در اسلامشهر، خون او را خورده بود، در جلسه محاكمه اش قتل را غيرعمد عنوان كرد.
«ستار» همراه چهار تن از دوستانش ۲۴ بهمن ماه سال گذشته در صف باجه تلفن با «محمد» درگير شدند كه در پى اين درگيرى محمد با دو ضربه چاقو به قتل رسيد.در جلسه محاكمه اى كه هفته گذشته در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد، صفر خاكى (نماينده دادستان) گفت: قرار مجرميت و كيفرخواست متهمان از سوى دادسراى اسلامشهر صادر شده است و دادستان براى متهم رديف اول تقاضاى قصاص و براى متهمان ديگر پرونده تقاضاى اشد مجازات را كرده است.نماينده دادستان در ادامه اظهاراتش نظريه پزشكى قانونى را مطرح كرد كه طى آن مشخص شده بود محمد با دو ضربه چاقو به قتل رسيده است.
مادر مقتول نيز در ادامه جلسه محاكمه براى قاتل پسرش تقاضاى قصاص كرد و ستار (متهم رديف اول پرونده) گفت: من قبول دارم كه «محمد» را به قتل رسانده ام اما قتل عمد نبود و من قصد كشتن او را نداشتم.
ستار در ادامه در مورد انگيزه اش از قتل محمد گفت: من و چند تن از دوستانم در صف تلفن ايستاده و منتظر بوديم تا نوبتمان شود كه تلفن كنيم كه محمد ناگهان آمد و جلوى صف ايستاد. وقتى ما به كار او اعتراض كرديم شروع به جر و بحث با ما كرد.در همين حين بود كه من با چاقويى كه در دست داشتم يك ضربه به او زدم اما قصد چاقو زدن به محمد را نداشتم.
متهمان بعدى پرونده نيز به ترتيب در جايگاه حضور يافتند و از اتهاماتشان دفاع كردند. متهم رديف چهارم پرونده كه پسر ۱۸ ساله اى بود پس از دفاع از اتهامش گفت: پس از دعوا ما با خودرو يكى از دوستانمان در حال رفتن به خانه هايمان بوديم كه ستار چاقو را از جيبش درآورد و گفت: من با اين چاقو محمد را به قتل رساندم. چاقو خونى بود و محمد براى از بين بردن آثار خون، چاقو را به زبانش كشيد و خون باقى مانده روى چاقو را خورد. قاضى نورالله عزيزمحمدى پس از شنيدن آخرين دفاعيات متهمان پرونده، از صدور حكم قصاص متهم رديف اول پرونده خبر داد و گفت: حكم بقيه متهمان پرونده به زودى پس از شور با قضات مستشار صادر خواهد شد.
|
|
|
|
|
گروگانگيرى ۱۰۰ ميليونى
گروگانگيرى ۱۰۰ ميليون تومانى پسر جوان پس از چهار روز پايان يافت.
عصر روز ۲۸ دى ماه امسال مردى به نام «محمد» به شعبه يازدهم پليس آگاهى تهران مراجعه كرد و از ناپديد شدن مشكوك برادرزاده خود به نام «عليرضا» خبر داد.
محمد به مأموران گفت: ساعت هشت صبح، برادرزاده ۲۴ ساله ام با خودرو پژو ۲۰۶ خود از خانه خارج شد ولى ديگر بازنگشت. به هر جايى كه احتمال داديم رفته باشد، تلفن كرديم و سر زديم اما هيچ خبرى از عليرضا نبود.
پس از شكايت اين مرد، پرونده اى در دايره مبارزه با آدم ربايى پليس آگاهى تهران تشكيل شد و تحقيقات براى روشن شدن سرنوشت اين پسر جوان آغاز شد. چند ساعت پس از اين ماجرا محمد بار ديگر به مأموران پليس آگاهى تهران مراجعه كرد و گفت: مرد ناشناسى با مادر عليرضا تماس گرفته و ادعا كرده كه او را ربوده است و براى آزادى اش تقاضاى ۱۰۰ ميليون پول نقد كرده است.
پس از مطرح شدن اين پرونده گروگانگيرى، گروهى از كارآگاهان تحقيقات خود را آغاز كردند و در اولين گام اقدام به رديابى تلفن آدم ربايان كردند، اما متهمان از باجه تلفن عمومى تماس مى گرفتند و پيش از اينكه مأموران موفق به شناسايى محل تماس آنها شوند تلفن را قطع مى كردند.
آدم ربايان براى گرفتن پول و آزادى گروگان، چند بار با خانواده گروگان خود تماس گرفتند و بالاخره با آنها در بومهن قرار ملاقات گذاشتند. آدم ربايان گروگان خود را در حالى كه دست و پايش بسته بود به بالاى پل عابر پياده اى بردند كه مأموران بلافاصله منطقه را به صورت نامحسوس به محاصره خود در آوردند. آنها با ديدن خانواده گروگان، عليرضا را رها كرده و به سراغ پول ها رفتند كه در اين هنگام مأموران وارد عمل شدند.متهمان با مشاهده مأموران اقدام به فرار كردند كه در درگيرى بين گروگانگيران و مأموران يكى از متهمان هدف گلوله قرار گرفت. دو گروگانگير با كمك يكى از دوستان خود كه در ماشين انتظار آنها را مى كشيد و با يك خودرو رنو از محل فرار كردند. ماموران كه احتمال مى دادند گروگانگيران همدست مجروح خود را به بيمارستان انتقال دهند، كليه بيمارستان هاى منطقه را تحت نظر گرفتند. سرانجام روز جمعه از طريق مسئولان بيمارستان امام حسين به مأموران اطلاع داده شد كه يك مرد جوان كه هدف گلوله قرار گرفته به اين بيمارستان منتقل شده است.
بلافاصله گروهى از مأموران راهى بيمارستان شده و راننده اى كه اين مرد را به بيمارستان رسانده بود، بازداشت كردند. در بازجوئى از متهم مشخص شد، فرد مجروح و راننده، دو تن از گروگانگيران اين پسر جوان هستند كه در درگيرى با پليس گروگان خود را رها كرده و از محل فرار كرده بودند. يكى از متهمان دستگير شده كه «حبيب» نام دارد در بازجوئى ها گفت: من و عليرضا در يك شركت تبليغاتى كار مى كرديم. عليرضا وضع مالى خوبى داشت. به همين خاطر نقشه ربودن او را طراحى كردم. روز حادثه او را به بهانه ديدن يك پروژه تبليغاتى به محل خلوتى كشانديم و با تهديد او را ربوديم. به دليل اينكه احتمال مى داديم خانواده عليرضا موضوع را به پليس اطلاع داده باشند چند بار با آنها قرار گذاشتيم ولى در محل قرار حاضر نشديم. سرانجام شامگاه پنجشنبه در محل قرار حاضر شديم. در آنجا با پليس درگير شديم و يكى از همدستانم به نام «محمد» مجروح شد. امروز او را به بيمارستان رساندم كه از سوى مأموران دستگير شدم. هم اكنون تحقيقات از متهمان دستگيرشده در شعبه سوم داديارى دادسراى امور جنايى تهران آغاز شده است. همچنين مأموران در حال بررسى براى شناسايى مخفيگاه متهم فرارى پرونده هستند.
|
|
|
|
|
الماس هاى جنجالى در سياهه يك جهيزيه
يك سرويس الماس كه در فهرست جهيزيه عروس گنجانده شده است، پس از ۳۳ سال جنجال برانگيز شد.
اين جنجال قضائى در حالى به وجود آمده است كه نخستين مرحله كارشناسى نشان مى دهد فهرست جهيزيه ارائه شده به دادگاه تقلبى بوده است.
بنا به اين گزارش، چندى پيش زنى ۵۱ ساله به دادگاه خانواده كرج مراجعه كرد و خواستار بازپس گيرى جهيزيه اش از شوهر خود شد.
اين زن به قاضى اكبر طالبى رئيس شعبه ۱۷ دادگاه خانواده كرج گفت:» مردادماه سال ۵۰ با مهريه ۴۰ هزار تومان به عقد مردى در تهران درآمدم و پس از سالها زندگى مشترك و تحمل سختى درحالى كه سه بچه داشتم، شوهرم زندگى اش را رها كرده است و با رها كردن من و بچه هايم براى خودش به طور مستقل زندگى مى كند. «
وى ادامه داد:» وقتى ۳۳ سال پيش با اين مرد ازدواج كردم، پدرم جهيزيه اى سنگين و با ارزش همراه من به خانه بخت فرستاد كه در سياهه اى- فهرست- قيد شدند اما شوهرم با رهايى ما، برخى از اين اقلام را جابه جا كرده است و خواستار باز پس گيرى آن هستم! «
اين زن درحالى كه سياهه جهيزيه اش را به دادگاه ارائه مى كرد، گفت:» پدرم يك سرويس الماس گرانقيمت- يك كليه الماس، يك انگشتر و يك دستبند الماس- به همراه ساعت جواهرنشان روى جهيزيه ام گذاشت كه در اختيار شوهرم است و مى خواهم به من تحويل شود. «
با اين ادعاى عجيب، قاضى در بررسى سياهه وقتى امضاى شوهر و پدرشوهر زن جوان را پاى آن ديد، با دستورى قضائى شوهر اين زن را به دادگاه خانواده احضار كرد و اين مرد روز ۲۶ ارديبهشت ماه سال ۸۳ وكيل خود را به دادگاه معرفى كرد كه وى با استناد به ادعاهاى موكلش گفت:» امضايى كه زير سياهه- فهرست كتبى جهيزيه- وجود دارد، متعلق به او و پدرش نيست و شكى در جعلى بودن آن وجود ندارد. «
وى افزود:» پدر موكلم كه درگذشته است، هيچگاه امضا نداشت و هميشه اثر انگشت زير اوراق تعهدآور مى زد و در هيچ كجا از ادارات و برگه هاى رسمى امضايى از پدرش وجود ندارد كه نشانگر ساختگى و جعلى بودن سياهه است «
وقتى وكيل شوهر اين زن خواستار بررسى كارشناسانه سياهه جهيزيه شد، وى نيز درحالى كه عصبانى شده بود، با دروغ دانستن ادعاهاى شوهرش تأكيد كرد كه او نيز مى خواهد برگه سياهه از سوى كارشناس تجزيه و تحليل شود.
بدين ترتيب، با دستور قاضى، يك كارشناس رسمى دادگسترى با در اختيار داشتن اصل سياهه جهيزيه به بررسى آن پرداخت.
كارشناس اصالت خط و امضا و تشخيص جعل در اسناد با توجه به اينكه امضا و تاريخ سند متعلق به ۳۳ سال پيش است، اصل سند ازدواج زوج قديمى كه همزمان با تاريخ و امضاى سياهه جهيزيه است را تحت تجسس قرار داد تا اينكه ۱۸ شهريورماه سال جارى نظر كارشناسى خود را به دادگاه ارائه داد.
در اين نظريه رسمى آمده است كه با توجه به اينكه امضايى از پدر شوهر اين زن براى مقايسه وجود ندارد و وى به جاى امضا از اثر انگشت استفاده مى كرد و على رغم سپرى شدن مهلت قانونى براى زن كه امضايى از پدرشوهرش را براى كارشناس ارائه دهد و در عقدنامه نيز امضايى از پدرشوهر وى وجود ندارد، در اين خصوص امكان مقايسه و اظهارنظر وجود ندارد، اما امضاى شوهر وى از نظر ويژگيهاى فردى، تحريرى و چگونگى شروع و خاتمه، چرخش قلم و تحرير كلمات آرايشى به طور كلى با امضاى واقعى وى مغايرت دارد و هيچ مطابقتى وجود ندارد.» وقتى اين نظر كارشناسى در دستور كار قضائى قاضى طالبى قرار داده شد، زن عصبانى به آن اعتراض كرد و اين بار خواست هيأت كارشناسى اين سياهه جنجالى را بررسى كند. «
بنا به گزارش رسيده، قاضى، سه كارشناس رسمى دادگسترى را انتخاب كرد تا به بررسى سياهه جهيزيه عروسى و ماجراى عجيب سرويس الماس بپردازند.
|
|
|
|
|
مرخصى عجيب براى يك زندانى زن
**
مأموران زندان اوين وقتى پى بردند يك زن زندانى در زمان مرخصى فرار كرده است يك سارق زن را به جاى گرداننده خانه فساد به دادگاه فرستادند. اين اقدام عجيب زمانى صورت گرفت كه زندانى فرارى در عمليات مأموران عمليات ويژه اطلاعات ناجا در يك خانه فساد دستگير شده بود و به جزئيات رهايى از زندان بدون بازگشت از آنجا اعتراف كرد.
بنا به اين گزارش، اواسط سال ۸۰ گزارشهاى بسيارى به ستاد مبارزه با جرايم ويژه ارائه شد مبنى بر اين كه يك زن با اجاره خانه هاى مختلف در مناطق مركزى تهران اقدام به برپايى مراكز فساد كرده و به اغفال پسران و دختران جوان بسيارى پرداخته است. بدين ترتيب به دستور قاضى مستقر در فرودگاه مهرآباد مأموران عمليات ويژه اطلاعات ناجا وارد عمل شدند و در تحقيقات غير محسوس پى بردند اين زن كه ۵۷ ساله است با اسامى مستعار «شهناز»، «مريم» و معروفترين آنها «سوسن» به گردانندگى خانه فساد دست مى زند.
مأموران در ادامه با بررسى سوابق اين زن پى بردند وى داراى ۲ فقره سابقه در سالهاى ۷۶ و ۷۸ در زمينه ارتباط نامشروع و داير كردن مراكز فساد و فحشاء است و با همدستى مرد جوانى كه شوهر صيغه اى اش بود پس از گرفتن پول، دختران فرارى و زنان جوان را در اختيار مردان قرار مى دادند.
وقتى لانه فساد «سوسن» در حوالى ستارخان شناسايى شد، مأموران با تحت نظر قرار دادن اين خانه وى را به همراه سه دختر و زن جوان دستگير كردند. اين زن پس از بازداشت در بازجوئى ها ضمن اعتراف به دايركردن مراكز فساد گفت: با همدستى چند دختر و زن پس از شناسايى پسران و دختران جوان آنان را به اين خانه هاى فساد مى كشانديم.
يكى از دخترانى كه در اين خانه هاى فساد بازداشت شده بود در بازجوئى به مأموران گفت: در يكى از خودروهاى مسافركشى با سوسن آشنا شدم و او پس از آنكه از من سؤالاتى درباره زندگى ام پرسيد شماره تلفن موبايلش را به من داد.
پس از ۱۵ روز به او زنگ زدم و از من خواست تا به خانه اش بروم. وقتى وارد آنجا شدم پى بردم آنجا مركز فساد است و سوسن آنجا را اداره مى كند. او از من خواست تا با وى همكارى كنم و پول خوبى هم به من خواهد داد. با اعترافات اعضاى اين باند همگى آنها در شعبه ۱۶۱۰ دادگاه ويژه مستقر در فرودگاه مهرآباد محاكمه شدند و قاضى جعفر صابرى زفرقندى گرداننده خانه هاى فساد (سوسن) را به ۱۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محكوم كرد. پس از تأييد حكم در شعبه ۳۶ تجديد نظر اين زن براى سپرى كردن دوران محكوميت به زندان اوين منتقل شد.
پس از گذشت سه سال از اين ماجرا گزارشهاى مشابه ديگرى مبنى بر فعاليت گسترده يك مركز فساد در خيابان جمهورى به مأموران اطلاعات ناجا ارسال شد.
در تحقيقات مأموران و بررسى هاى محلى مشخص شد يك زن گرداننده اين خانه فساد است و هر روز زنان و مردان جوانى به اين خانه رفت و آمد دارند. مأموران پس از زير نظر گرفتن رفت و آمدها به اين خانه صبح روز يكشنبه ۲۷ ديماه سال جارى با اخذ دستور قضائى وارد آنجا شده و سركرده خانه فساد را به همراه ۸ مرد و ۳ زن جوان كه در ميان آنان يك مادر و دختر نيز بودند بازداشت كردند. پس از انتقال متهمان به دادسراى فرودگاه زمانى كه آنها در برابر صابرى زفرقندى معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراى فرودگاه مهرآباد قرار گرفته بودند، گرداننده خانه فساد از سوى سرپرست دادسرا شناسايى و مشخص شد وى همان «سوسن» است كه سه سال قبل به حكم شعبه ۱۶۱۰ به ۱۰ سال زندان محكوم شده بود.
اين زن درباره نحوه خارج شدن از زندان گفت: «۷ ماه قبل به دليل بيمارى از زندان اوين مرخصى گرفتم و آنها نيز به من گفتند ديگر به زندان باز نگردم و من نيز با استفاده از اين فرصت خانه اى را در خيابان جمهورى اجاره كردم و شماره تلفنم را در اختيار زنان و مردان جوان قرار مى دادم و آنها نيز براى كارهاى فساد به آنجا مى آمدند و مبالغى را نيز از آنها مى گرفتم. يكى از مردانى كه در اين خانه بازداشت شده بود درباره نحوه آشنايى با اين زن گفت: شماره تلفن را از روى باجه تلفن عمومى در ميدان بهارستان برداشتم و پس از تماس با وى به آنجا رفتم كه توسط مأموران بازداشت شدم.
يكى ديگر از بازداشت شدگان به سرپرست دادسراى فرودگاه گفت: ۸ روز قبل اين زن را سوار خودرو ام كردم و او نيز شماره تلفن اش را به من داد و وقتى به او زنگ زدم مرا به خانه اش دعوت كرد ولى وقتى وارد آنجا شدم توسط مأموران دستگير شدم.
پس از بازجوئى متهمان، سرپرست دادسراى ويژه مستقر در فرودگاه مهرآباد طى چند مرحله مكاتبه با زندان اوين از آنها خواست تا دلايل دادن مرخصى به اين زن كه به ۱۰ سال زندان محكوم شده بود و همچنين نحوه مرخصى رفتن وى و علت بازنگشتن او را توضيح بدهند.
جعفر صابرى زفرقندى در اين رابطه گفت: على رغم چندين بار مكاتبه با زندان اوين متأسفانه آنها هيچ پاسخى درباره علت بازنگشتن اين زن به زندان و همچنين نحوه مرخصى رفتن وى به دادگاه ارائه نكردند و امروز نيز يك زن را كه به اتهام سرقت در دادگاه محلاتى محاكمه و به زندان محكوم شده بود و نام و نام خانوادگى وى با اين متهم شباهت داشت را به جاى وى به دادسراى فرودگاه منتقل كردند در حالى كه نام پدر اين دو متهم و همچنين اتهام آنها با يكديگر متفاوت است. به گزارش رسيده، تحقيقات مأموران اطلاعات ناجا پيرامون دستگيرى ديگر اعضاى اين باند فساد ادامه دارد.
|
|
|
|