Nimrooz
Vol. 16, No. 820, January 28, 2005
سال شانزدهم - شماره ۸۲۰ - جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۳
از هر درى سخنى پرويز صياد
خوش خدمتى پانزده ساله
از هر درى سخنى عنوان گفتارى تلويزيونى ست كه پرويز صياد، هر از چندى در برنامه اى كه از شبكه پارس پخش ميشود، اجرا ميكند.
003003.jpg
پرويز صياد
از پانزدهم ژانويه دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس (UCLA) پانزدهمين سالگرد جشنواره سينماى جمهورى اسلامى را به مدت پانزده روز جشن ميگيرد؛ كه لابد انتظارشان هم آن است حدود پانصد هزار ايرانى مقيم اين ايالت سپاسگزار عنايات عاليه اين دانشگاه نسبت به سينماى جمهورى اسلامى باشند و با گشاده رويى در اين جشن و سرور شركت كنند!
شايد هم تا حدودى به مقصود برسند چون بسيارى از ايرانى هاى مقيم كاليفرنيا بخصوص آنها كه در طول پانزده سال اخير به ساكنين اين منطقه پيوسته اند از سابقه اين جشنواره به پانزده سالگى رسيده بى خبرند و نميدانند بخش فرهنگى مربوط به خاورميانه در اين دانشگاه دارد پانزدهمين سالگرد پيوند مبارك يا نامبارك خود با وزارت ارشاد اسلامى را در اين گراميداشت به رخ ميكشد.
به خاطر خطير دوستانى كه چيزى از اين خاطره به خاطر نميآورند برسانم كه در تاريخ سى و يكم مارچ ،۱۹۹۵ اين دانشگاه، با برپايى جشنواره اى اختصاصى كه در آن براى نخستين بار هفت فيلم كوتاه و نوزده فيلم بلند از توليدات جمهورى اسلامى به نمايش درميآمد و همچنين با دعوت از گروهى فيلمساز و همراهان ريشوى آنها از وزارت ارشاد اسلامى، يخ مذاكره و معامله با حكومت ملاها را در آمريكا و كانادا شكست. و از آن پس در اين دو كشور بخصوص ميان يك مركز فرهنگى در شيكاگو و جشنواره سالانه تورنتو مسابقه اى درگرفت براى خوش خدمتى و چاپلوسى هر چه بيشتر در وزارت ارشاد اسلامى براى گرفتن امكانات و فيلمهاى هر چه بيشتر جهت مراسم ساليانه خود كه البته با وجودى كه رئيس فستيوال تورنتو چند ماه از سال در دارالخلافه خوش ميچريد، خانم آليسا سايمون مسئول نمايش فيلم انستيتوى هنر شيكاگو اين مسابقه را به سود خويش پايان داد. چون علاوه بر جشنواره اختصاصى كه همه ساله از توليدات سينمايى جمهورى اسلامى برپا ميكرد شهردار شيكاگو را هم متقاعد كرده بود تا ماه اكتبر را در آن شهر «ماه سينماى ايران» بخواند كه اهل فن هميشه اين كلمه ايران را ميخواندند «جمهورى اسلامى» حتى همين UCLA عنوان اوليه اولين جشنواره سينمايى اش رادر پانزده سال پيش، گذاشته بود:
«مرورى بر يك دهه از سينماى جمهورى اسلامى». اما وقتى با اعتراض و بيانيه مخالفت از طرف گروهى از فعالان فرهنگى و نمايشى ايرانيان در اينجا مواجه شد عنوانش را به «يك دهه از سينماى ايران» تغيير داد.
در حالى كه اعتراض ما به «عنوان» جشنواره نبود، به محتواى آن بود. در مقدمه بروشور نفيس جشنواره، قبل از هر چيز، با تجليل و تحليلى كه از فرمايشات آقاى خمينى درباره سينما به عمل آمده بود، اين توهم براى تماشاگران جوان و يا غيرايرانى ايجاد ميشد كه هر تغيير و امتيازى در سينماى ايران سراغ بگيرى بايد بر اثر تعاليم عاليه و دم مسيحايى آن حضرت بدانى!
در آن زمان د ولت ايالات متحده با حكومت جمهورى اسلامى مثل امروز مناسبات ديپلماتيك نداشت و مبادلات و رفت و آمد حتى از امروز هم دشوارتر مينمود. با اين همه از آنجا كه دانشگاهها و مراكز فرهنگى در اين كشور از آزادى و استقلال ويژه اى برخوردارند، ميتوانند از اين موقعيت براى ايجاد ارتباط با هر چه و دعوت از هر كه استفاده كنند. فى المثل اگر مذاكره و خوش و بش كردن با وزارت بازرگانى جمهورى اسلامى مجاز نبود، ظاهرا اين محدوديت شامل مذاكره با وزارت ارشاد اسلامى نميشد! از قضا حكومت هاى خودكامه و عواملى كه خود اسباب به وجود آمدن چنين محدوديتهايى هستند از اين مفر فرهنگى نهايت استفاده را ميبرند و براى حفظ اين تنها مفر موجود حاضرند حسابى سركيسه را هم شل كنند. هنوز بايد در انتظار بود تا روزى پژوهشگران تاريخ هنر يا دانشجويانى كه پايان نامه تحصيلى خود را روى روابط بين المللى مينويسند اسناد لاسيدن هاى مراكز علمى و فرهنگى معتبر مثل هاروارد، كلمبيا، كمبريج يا همين UCLA را در اوج كشتارهاى استالينى يا جنايات دوران هيتلرى با آن حكومتها برملا سازند. فاشيزم مذهبى حاكم در ايران اولين يا آخرين حكومت سود برده از اين مفرهاى فرهنگى ناسالم نيست. در هر حال وقتى پانزده سال پيش بيانيه اعتراض دسته جمعى به مراوده UCLA با وزارت ارشاد اسلامى منتشر شد يكى دو رسانه صوتى و تصويرى كه آن زمان در جنوب كاليفرنيا به زبان فارسى فعاليت داشتند و شده بودند تبليغات چى جشنواره مذكور، فورا آن اعتراض را حمل به مخالفت با هنرمندان و كاركنان سينما در داخل كشور تعبير كردند. در نتيجه امضاكنندگان بيانيه آنها كه ساكن جنوب كاليفرنيا بودند بر آن شدند جهت رفع شبهه از تماشاگران جشنواره هم شده در محل برگزارى حضور به هم رسانند و روى پلاكاردهايى كه دست ميگيرند بنويسند: «ما ضمن احترام به هنرمندان و فيلمسازان متعهد در ايران به مناسبات ناسالم دانشگاه كاليفرنيا با حكومت جمهورى اسلامى اعتراض داريم.» من هم كه از جمله امضاكنندگان بيانيه بودم، كارم اين شده بود هر روز مقابل سالن نمايش فيلم در UCLA پلاكارد به دست در صف ديگر همكارانم بايستم تا بدينوسيله به سهم خود از سمپاشى و نفاق افكنى چند قلم به مزد جلوگيرى كرده باشم. نميدانم در اين كار، جمع ما موفقيتى داشت يا نه، اما نتيجه هر چه بود مانع از آن شد كه آن جشن و سرور ساليانه يعنى برگزارى يك جشنواره فجر ديگر در لس آنجلس دوام پيدا كند. گرچه اين مراسم كمى بعد به شهر ديگرى در مقر شيطان بزرگ، يعنى شيكاگو منتقل شد.
اكنون بار ديگر فيل UCLA ياد هندوستان كرده و به اين خيال كه گذشت زمان انگيزه هاى آن ساخت و پاخت اوليه را با وزارت ارشاد اسلامى از يادها برده است، پانزدهمين سالگرد آن وصلت ناميمون را با نمايش مجموعه اى از فيلمهاى جديد و قديم جمهورى اسلامى درست در همان محل قبلى به مدت پانزده روز گرامى ميدارد. طبعا اين بار هم گروهى به تماشاى فيلمها خواهند رفت و رسانه هاى صوتى و تصويرى اينجا هم به نسبت منافعى كه از اين بده بستانها براى خود ميبينند يا با شعور و معرفتى كه از مسائل پشت پرده اين مراودات فرهنگى دارند، به لاپوشانى آن مسائل خواهند پرداخت. اما از گروههاى معترضين اوليه، خيال نميكنم كسى پلاكارد به دست داخل كمپ دانشگاه مقابل تالار (Melnitz) حضور پيدا كند. چون آن روزها فكرمان اين بود كه حركت اعتراضى ما موجب جلب توجه مسئولان UCLA به مسائلى خواهد شد كه نميدانند يا از آن غافل مانده اند. اما امروز ميدانيم كه آنها ميدانند چه ميكنند! ميدانند كه سينما در جمهورى اسلامى يك ابزار دولتى بيش نيست كه بخصوص از نوع مرغوب و حتى معترض آن در خارج كشور بهتر ميتوان در مخدوش كردن سيماى واقعى حكومت سود برد. امروز ديگر ميدانند تروريستى كه از كشور خودشان به ايران گريخت و بيست سال بعد در فيلمى از آقاى مخملباف ظاهر شد، حق الزحمه آدمكشى را از همان مرجع و بودجه اى گرفته بود كه اخيراً بابت ايفاى نقش در فيلم «قندهار» گرفته است.
بارى، UCLA پانزدهم ژانويه، پانزدهمين سالگرد مراودات مثلا فرهنگى خود را با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به مدت پانزده روز جشن ميگيرد، در حالى كه دو سه ماهى به سالگرد واقعى اين لاسيدن فرهنگى، هنوز باقيست. جا داشت تا سى و يكم مارچ كه شب افتتاح اولين جشنواره شان بود منتظر ميماندند. يعنى تا شب سالگرد تاسيس حكومت جمهورى اسلامى!
پانزده سال پيش وقتى پرسيديم: چه شده است گشايش فستيوال شما درست مقارن است با جشن سالگرد جمهورى اسلامى؟ مسئولان آمريكايى فستيوال گفتند: ما نميدانستيم! و ظاهرا هم گويا در تعيين تاريخ از وزارت ارشادى ها يا واسطه هاى ايرانى رو دست خورده بودند. اما امسال گفتم كه كاملاً ميدانند چه ميكنند. يا شايد هشدار پانزده سال پيش ما، تا اين حد برايشان مفيد به فايده بود كه از واسطه هاى وزارت ارشاد در اين رابطه رو دست نخورند و از تقارن جشنواره خود با جشن سالگرد جمهورى اسلامى خوددارى كنند.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •