برخى از رسانه هاى فرانسوى كه رابطه بسيار خوبى با شهبانو دارند و چه در پيش از انقلاب و چه در اين سال هاى تبعيد از سخاوتمندى و مهرورزى هاى شهبانو بهره ها برده و مى برند، از ايشان با عنوان امپراطريس (يعنى زن امپراطور) ياد مى كنند.
چندى از هم ميهنان ما پس از انتشار كتاب كهن ديارا و ظاهر شدن شهبانو در رسانه هاى فرانسوى كه وى را امپراطريس خواندند، ناراحت و عصبانى شده و مقاله ها نوشته و سخنرانى ها كردند كه كدام امپراطورى را محمدرضاشاه اداره مى كرده است كه او را امپراطور و همسرش را امپراطريس مى خوانند. امپراطور به كسى گفته مى شود كه ملت ها و دولت هاى ديگرى را به زير نفوذ نظامى و سياسى خود درآورد و بر آنها حكومت كند. مثل امپراطورى رم و ناپلئون و غيره كه بر كشورهاى مختلفى حاكم شده بودند.
اين هم ميهنان اگر كتاب شهبانو به كامل مى خواندند پاسخ خود را مى يافتند. در هنگامى كه دولت شاهنشاهى ايران بيش از بيست وزارت خانه و وزير داشت، شهبانو فرح دقيقاً ۳۵ تشكيلات بزرگى چون وزارتخانه را به نام خود كرده و سرپرست آنها بود كه هر يك هم بودجه هاى بسيار بالائى در اختيار داشتند و هم ميدان فعاليتشان بسيار گسترده تر از يك وزارتخانه بود.
فرح پهلوى كه تجربه تاريخى ثريا اسفنديارى زن دوم پادشاه را مى شناخت و چون اكثر ايرانيان و جهانيان مى دانست كه ثريا در دربار و حكومت تنها و بى ياور بود و صرف مخالفت هاى خانوادگى پهلوى ها و حمايت وى از دكتر محمد مصدق، موجب شد تا عنوان شهبانوئى از وى گرفته شود و به خارج تبعيد شود و دقيقاً پيش از طلاق، پدر و مادر ثريا با عنوان سفير، از كشور اخراج شده بودند و بيژن برادر جوان ثريا به اتهام برهم زدن امنيت كشور بازداشت شده بود و... غيره.... شهبانو فرح با درس گيرى از زندگى ثريا، به محض ورود به كاخ محمدرضاشاه، امپراطورى مستقل خود را در برابر دولت شاهنشاهى پايه نهاد به گونه اى كه يكى از وزراى اميرعباس هويدا به من مى گفت كه در يكى از ميهمانى هاى دربار، هويدا به پادشاه مى گويد كه قربان اجازه بفرمائيد من و كل كابينه استعفاى خود را تقديم كنيم.
پادشاه با عصبانيت دليل مى خواهد و هويدا با خنده مى گويد قربان شهبانو در برابر هر يك از وزارتخانه هاى ما يك يا دو سازمان تشكيل داده اند و هم بهتر از ما كار مى كنند و هم دردسرشان براى كسب بودجه و امكانات بسيار كمتر از ماست.
حال ببينيم امپراطورى شهبانو فرح پهلوى در برابر دولت شاهنشاهى چه بوده است؟ دقيقاً ۳۵ سازمان بزرگ و پر قدرت:
«سازمان هاى تحت رياست شهبانو فرح پهلوى»
۱-جمعيت بهزيستى و آموزشى فرح پهلوى.
۲-بنگاه حمايت مادران و نوزادان.
۳-انجمن ملى حمايت از كودكان.
۴-كنگره پزشكى رامسر.
۵-جمعيت ملى مبارزه با سرطان.
۶-جمعيت ملى كمك به جذاميان.
۷-جمعيت آسيب ديدگان از سوختگى.
۸-سازمان ملى انتقال خون.
۹-بنياد ايرانى بهداشت جهانى.
۱۰-مركزطبى كودكان.
۱۱-سازمان نابينايان.
۱۲-بنياد فرهنگ ايران.
۱۳-كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان.
۱۴-انجمن ملى روابط فرهنگى.
۱۵-انجمن فيلارمونيك تهران.
۱۶-انجمن شاهنشاهى فلسفه.
۱۷-مؤسسه آسيائى.
۱۸-گفتگوى تمدن ها.
۱۹-فدراسيون ورزشى كر و لال ها.
۲۰-جشن هنر شيراز.
۲۱-جشن توس.
۲۲-جشن هنرهاى مردمى اصفهان.
۲۳-سازمان ملى فولكور ايران.
۲۴-دانشگاه فارابى.
۲۵-دانشگاه فرح پهلوى.
۲۶-فرهنگستان علوم.
۲۷-سازمان ناشنوايان.
۲۸-انستيتو پاستور.
۲۹-انستيتو تحقيقات دهقانى.
۳۰-شورايعالى پژوهش هاى علمى.
۳۱-شوراى عالى رفاه اجتماعى.
۳۲-شوراى عالى تندرستى.
۳۳-شوراى عالى شهرسازى.
۳۴-شوراى عالى جهانگردى.
۳۵-شوراى عالى آموزش و پرورش. (ص ۴۲۷) .
پس دوستانى كه امپراطريس بودن خانم فرح ديبا را در برابر دولت بيست و اندى وزيردار شاهنشاهى ناديده مى گيرند از نوع فعاليت ها و قدرت تشكيلاتى ايشان بى خبر بوده و هستند.
حتى آرزوى ناكامى راكه پرنسس ثريا در پاريس به فكرش افتاده بود، شهبانو فرح ديبا از آن خود كرد و آن جانشين پادشاه شدن بود.
در صورت ماندن شهبانو در كشور، ايشان تأييد بسيارى از روحانيون درجه اول تشيع چون آيت الله خوئى، شريعتمدارى، گلپايگانى، خوانسارى و... حتى از ياران شخص خمينى چون مطهرى و باهنر و مفتح را در جيب داشتند. اما چنان نشد كه انديشه شده بود.
نكته ديگرى كه در اين سال هاى تبعيد بر شهبانو خرده گرفته اند، شركت ايشان در مراسم و جشن هاى عروسى و تولد و ختنه سوران خانواده هاى سلطنتى جهان است. چه آنان كه همچنان بر تخت نشسته اند چه آنانى كه چون شهبانو، امپراطريس بى امپراطور و بى امپراطورى هستند.
مى گويند، آرى شهبانو وقتى در اين جشن ها شركت مى كنند، هدايائى را كه تقديم ميزبان ها مى كنند، گرانترين هداياست، به گونه اى كه در ميهمانى ازدواج پرنسس اسپانيا، هديه و پيشكش ايشان برتر و گرانقيمت تراز همه هدايا بود، بدون شك نه من و نه كس ديگرى تاكنون نرفته است از پادشاه اسپانيا بپرسد كه آيا واقعاً چنين بوده است يا نه. اما به گفته آن رند خراسانى اگر خانم فرح پهلوى مى تواند يا پيشكش نمودن هداياى گرانقيمت كارى كند تا رسانه هاى جهانى پس از سال ها ديگر بار از آنها حرف بزنند و آنها را به اين بهانه ها در رسانه ها نشان بدهند، افتخارش از آن هر دو طرف است، هم ملت ايران و هم خانواده پهلوى.
شايد هم اين نظريه درست باشد، زيرا آخوندها طى اين ۲۵ سال به جز آبروريزى و تحقير شخصيت تاريخى ايران و ايرانى كار ديگرى كه نكرده اند، پس اگر بانو فرح پهلوى بتواند با شركت در يك جشن و هدايائى بزرگ، ديگر بار جهان را به ياد ديروز بيندازد ايران و ايرانى هم بهره خود را برده است، زيرا تبليغات و پر و پاگان نمودن حتى براى پپسى كولا هم خرج دارد چه رسد به بانوئى كه به عنوان سومين همسر پادشاه ايران توانست از پائين و هيچ به بالا رفته و امپراطورى بزرگى را در برابر دولت شاهنشاهى شوهرش بنا كند...www.awesta.net