|
مردم خواندند
گوگوش گريست!
مصاحبه تلويزيونى گوگوش
كوتاه نمى آيم و دست مافيا را رو مى كنم
درايران بارها احضار و بازداشت شدم و بعد از دوم خرداد نيز
توسط باند سعيد امامى بازجوئى شدم. مى دانم كدام مافيا،
درخارج از كشور هم مى خواهد گلوى مرا در چنگش داشته باشد!
من براى مادران جنگ ديده خواندم و دست معلولين جنگ را مى بوسم
دست امنيتى سيماى ج. ا، از تهران تا لس آنجلس و دوبى دراز است
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مردم خواندند
گوگوش گريست!
مصاحبه تلويزيونى گوگوش
كوتاه نمى آيم و دست مافيا را رو مى كنم
درايران بارها احضار و بازداشت شدم و بعد از دوم خرداد نيز
توسط باند سعيد امامى بازجوئى شدم. مى دانم كدام مافيا،
درخارج از كشور هم مى خواهد گلوى مرا در چنگش داشته باشد!
من براى مادران جنگ ديده خواندم و دست معلولين جنگ را مى بوسم
دست امنيتى سيماى ج. ا، از تهران تا لس آنجلس و دوبى دراز است
هفته پيش، سرانجام و پس از چند هفته كشاكش پليسى- قضائى، كنسرت گوگوش با حضور او، اما بى صداى او در امريكا برگزار شد. كنسرت در «لاس وگاس» و در يكى از سالن هاى دانشگاه نواداى اين شهر برگزار شد.
در واقع مردم به جاى گوگوش خواندند و گوگوش به جاى مردم شنيد!
تا آخرين لحظه اى كه گوگوش وارد سالن كنسرت شد، كسانى كه بليت خريده و در سالن جا گرفته بودند نمى خواستند باور كنند، به او اجازه رفتن روى صحنه را نخواهند داد، اما وقتى چنين اجازه اى داده نشد و خطر بازداشت او جدى شد، همه پذيرفتند كه گوگوش در سالن هست اما روى صحنه حق ندارد برود و نخواهد رفت. ماجرا برمى گردد به يك پرونده حقوقى- مالى كه از دل يك قرارداد كنسرت بيرون كشيده اند و كسانى كه پشت كنسرت هاى خارج از كشور كمين كرده اند.
پسر گوگوش «كامبيز» ترانه هاى خود را خواند و «مهرداد آسمانى» كه اكنون چند مدتى است در كنار گوگوش همه جا هست، ترانه هاى جديد و قديمى گوگوش را خواند. آن ترانه هائى كه بايد دو صدائى خوانده مى شد، گوگوش از داخل سالن مى خواند و مهرداد آسمانى از بالاى سن. گوگوش در رديف اول براى خود جا رزرو كرده بود! اين يكى از فراموش نشدنى ترين كنسرت هاى خارج از كشور بود كه برگزار شد.
برخى ترانه هاى قديمى را مردم از داخل سالن پا به پاى مهرداد آسمانى و گوگوش كه در سالن نشسته بود مى خواندند و اركستر با آنها همراهى مى كرد. اوج هيجان اين كنسرت، لحظاتى بود كه مهرداد آسمانى ترانه «گل بى گلدون» گوگوش را آغاز كرد و مردم با او همراهى كردند و به بند «گل بى گلدون نميشه» مردم «گل بى گوگوش نميشه» را اضافه كردند و همه خواندند. گريه گوگوش در رديف جلو تماشاچيان، هيجان آنها را چندين برابر كرد، اما كسى مرگ كسى را شعار نداد!
تا آنجا كه من و همراهانم با احتساب صندلى ها و گنجايش سالن حساب كرديم بين ۵ تا ۵ هزار و ۵۰۰ نفر در سالن بودند. بهاى بليط رديف اول تا ۵۰۰ دلار مى رسيد و بهاى رديف هاى وسط ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار. همزمان با اين كنسرت، در سالن يكى از هتل هاى لاس وگاس آنها كه جلوى كنسرت گوگوش را گرفته بودند، خود كنسرتى را با حضور و شركت بهترين خوانندگانى كه دراختيار دارند ترتيب داده و پوشش تبليغاتى وسيعى هم به آن داده بودند تا بازار كنسرت گوگوش را كساد كنند. از آن سالن و كنسرت هم دوستان من خبر دادند كه جمعيت قابل توجهى هم به آن كنسرت رفته بود و جالب اينكه عده اى بليت هر دو كنسرت را داشتند و نيمى از اين و نيمى از آن را ديدند. خلاصه اش اين كه هنر آلوده به دلار امريكائى كفر خيلى ها را درآورده بود و بر باعث و بانى اين بازى لعنت مى فرستادند.
لاس واگاس، شب سال نو بر خلاف شب هاى ديگر قرق قماربازان نبود، بلكه در قرق ايرانيانى بود كه آمده بودند تا كنسرت موسيقى ببينند و بشنوند، اما حكم «دلار» كجا حاكم تر از مركز قمار امريكا «لاس وگاس»؟
يك هفته پيش از اين كنسرت، «گوگوش» خواننده ايرانى، مصاحبه مفصلى با «مهرداد آسمانى» كرد. او در ابتداى مصاحبه اش گفت: كه در سالهاى بعد از انقلاب بارها و بارها احضار و بازداشت و دو بار نيز زندانى شده بود.
گوگوش گفت: كه يكبار نيز بعد از سال ۷۶ توسط باند سعيد امامى احضار و بازجوئى شده بود.
او در حالى كه در نيمه هاى مصاحبه اشك مى ريخت از جوانانى تجليل كرد كه ۸ سال جنگيدند تا از ناموس و وطن خود دفاع كنند.
گوگوش كه دراين بخش از مصاحبه خود اشاره به ترانه هائى داشت كه پس از خروج از ايران پخش و اجرا كرده و متأثر از جنگ و آوارگى و زندان است گفت:
من آرزوى هزاران زن اين سرزمين را بازگفتم. زنانى كه آرزو داشتند در دوران جنگ مرد بودند تا مى توانستند پا به پاى اين جوانان در جنگ شركت كنند.
گوگوش در همين بخش از مصاحبه و در دفاع از دو ترانه «زرتشت» كه دفاع از ميهن افسانه اى و سرزمين كهن ايران است و ترانه «من اگر خواندم، براى بچه هاى جنگ»، كه سلطنت طلب ها او را بر سر همين ترانه ها زير فشار گذاشته اند گفت:
من دست خانواده هاى شهدا و معلولين جنگ را مى بوسد، چرا كه خود را وامدار آنها ميدانم. گوگوش در حالى كه اشك ميريخت زيباترين خاطره خود را آزادى خرمشهر بيان كرد و گفت: روزى كه براى اولين بار بعد از انقلاب توانستم به ميان مردم رفته و غريو شادى سر دهم، روزى بود كه خرمشهر آزاد شد.
در بخش ديگرى از اين مصاحبه گوگوش گفت:
بعد از انقلاب آنچنان در تنگ دستى و فقر گرفتار آمدم كه مجبور شدم حتى لباس هايم را بفروشم تا بتوانم خرج زندگى خود و مادر پير و پسرم را تامين كنم.
اين مصاحبه بدنبال تنگناهائى كه براى كنسرت گوگوش در خارج از كشور بوجود آورده اند انجام شد و به همين دليل گوگوش در بخشى از مصاحبه خود كه در ايران بازتاب وسيعى داشته گفت:
نه تنها در ايران صداى مرا خفه كردند، بلكه حالا در آمريكا هم مى خواهند همين كار را با من بكنند. با حكم دادگاه فعلا از به روى صحنه رفتن محروم شده ام.
گوگوش از مافياى اقتصادى سخن گفت كه چون اختاپوس از ايران تا دبى و لس آنجلس پنجه هايش حضور دارد و براى او پيام داده است اگر با آنها همكارى نكند به او اجازه نخواهند داد در هيچ جاى دنيا كنسرت اجرا كند.
گوگوش گفت كه به اين پيام گردن نگذاشته و به همين دليل نيز درست چند روز مانده به اولين كنسرتى كه قرار بوده بعد از يكسال و نيم و بعد از فروخته شدن بليط و پرداخت همه هزينه ها از سوى خود وى و همراهانش اجرا شود جلوگيرى كرده اند. گوگوش گفت كه همان مافيا با حكم دادگاه جلوى كنسرت او را گرفته اند. گوگوش گفت كه كمپانى «ندرلند» دراين ماجرا سهيم است.
نكته جالب و قابل توجهى كه پس از مصاحبه گوگوش براى بسيارى از ايرانيان- بويژه در داخل كشور- مطرح شده آنست كه شبكه تپش از جمله شبكه هائى تلويزيونى خارج از كشوراست كه به هيچوجه در آنها بحث سياسى نمى شود.
پس از پخش اين مصاحبه، درايران محافلى براى كمك به گوگوش و حتى پرداخت بدهى هاى او پيشقدم شده اند، كه خود او نيز در پايان مصاحبه اش به آن اشاره كرد.
پس از مصاحبه گوگوش، كه جز كانال مصاحبه كننده، هيچ كانال تلويزيونى ديگر خارج از كشور، آن را پخش نكرد، اميرقاسمى مدير شبكه «تپش» كه گوگوش او را متهم به داشتن ارتباط با مافياى داخل كشور كرده است، در يك مصاحبه شركت كرد. او در اين مصاحبه تنها توانست به دو نكته عليه گوگوش و مصاحبه اش اشاره كند او گفت كه گوگوش با دختر يكى از سران جمهورى اسلامى به سونا مى رفته است! و خانه اش را هم ۵ ميليون تومان اجاره داده است.
|
|
|
|
|
«وقتى فلاكت فقر را مى راند» اثر «مجيد رهنما»، ۴بار تجديد چاپ در يكسال
«وقتى فلاكت فقر را مى راند» نام كتابى است نوشته دكتر مجيد رهنما كه در فروردين سال گذشته توسط دو ناشر معتبر فرانسوى منتشر شد. اين كتاب در كمتر از يك سال سه بار تجديد چاپ شد و چاپ چهارم در قطع جيبى ماه گذشته در پاريس به بازار آمد كه در همان ماه اول حدود سه هزار و ۵۰۰ نسخه از آن به فروش رفت. اين كتاب در بسيارى از روزنامه ها و مجلات معتبر فرانسوى و فرانسه زبان تحسين و ستوده شد.
آقاى رهنما درباره واژه فقر و فقير و تفاوت آن با فلاكت گفته است: «براى من فقر يك طرز زندگى است كه در فارسى قناعت گفته مى شود، يعنى زندگى است كه انسان با آن كمى كه دارد زندگى كند، ولى احترام ديگران و محيط را داشته باشد، ولى ذلت و فلاكت به كلى چيز ديگرى است و زمانى است كه مانند يك آدم غريقى او را انداخته اند در دريا و شنا هم بلد نيست، اين آدم ديگر خودش زندگى ندارد، هيچ كس فلاكت را آزادانه انتخاب نمى كند، ولى فقر را ما مى دانيم كه در همه جاى دنيا خيلى ها فقر را انتخاب مى كنند.»
آقاى رهنما مى گويد: مسأله اين است كه الان واقعاً صحبت فقر و غنا نيست، مسأله اين است كه مردم در نكبت زندگى مى كنند با پول زياد.
عضو پيشين شوراى اجرايى يونسكو و نماينده سابق سازمان ملل مستقر در مالى در كتاب خود مى پرسد چگونه مى توان افزايش روزافزون تعداد زنان و مردانى را كه در سرپنجه فلاكت و مسكنت گرفتار مى شوند توجيه كرد، در حالى كه پروژه هاى عظيم كمك به فقيران بى وقفه گسترش مى يابند و اقتصاد بازار يا اقتصاد جهانى به منابع لازم براى آنكه دست كم معيشت آنان را تامين كند، دسترسى كافى دارد.
|
|
|
|
|
جمشيد برزگر
مهاجرانى و كديور در اينترنت؛ فكر كردن با صداى بلند
عطاءالله مهاجرانى، وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامى و همسرش جميله كديور، نماينده مجلس ششم، سايت اينترنتى مشتركى را تاسيس كرده اند تا به گفته خود، در آن بتوانند آزادانه ديدگاه هايشان را پيرامون مسايل سياسى، فرهنگى و اجتماعى بيان كنند.
آنها در سايت اينترنتى خود به نام «مكتوب» اعلام كرده اند كه: «در جهان امروز انسان ها مى توانند با صداى بلند فكر كنند و به يمن پيشرفت هاى فنى و سخت افزارى، موج انديشه و صدايشان مى تواند شعاعى گسترده و پژواكى شگفت انگيز پيدا كند، بدون آنكه محدوده و مرزى براى بيان انديشه، هراسى از تحريف كلام يا دلهره اى از بيان بايدها و نبايد هاى سليقه اى داشته باشند.»
سياستمداران در اينترنت
روى آوردن عطاءالله مهاجرانى، كه اين روزها در خارج از كشور اقامت دارد، و جميله كديور به راه اندازى يك سايت اينترنتى كه قرار است در آن به صورت روزانه ديدگاه هاى خود را درباره مسايل مختلف ابراز كنند، تازه ترين نمونه از رويكردى است كه در بين دولتمردان و فعالان سياسى سهيم در قدرت در جمهورى اسلامى نمايان شده است.
پيش از اين، محمد على ابطحى، معاون سابق رئيس جمهورى با راه اندازى يك سايت اينترنتى، تجربه اى موفق از حضور يك صاحب مقام شناخته شده را در عرصه اينترنت براى مرتبط بودن با جامعه و به ويژه جوانان به نمايش گذاشته بود.
مهاجرانى، پيشتر نيز يك سايت اينترنتى شخصى به نام خود ايجاد كرده بود، اما به نظر مى رسد كه وى در سايت جديد خود در پى آن است كه همراه با همسرش، از تجربه وبلاگ هاى فارسى نيز بهره بگيرد و با روزانه نويسى و ايجاد ارتباطى نزديك تر با مخاطبان، حضورى پر رنگ در رسانه اى داشته باشد كه در جمهورى اسلامى همچنان با محدوديت هاى بسيارى رو به رو است.
عطاءالله مهاجرانى، پس از حضورى بيست ساله در بالاترين سطوح سياسى در جمهورى اسلامى، اخيراً به داستان نويسى روى آورده و اعلام كرده كه عرصه سياست را براى هميشه ترك گفته است.
همسر وى نيز كه تدريس در دانشگاه را ادامه مى دهد، پس از پايان عمر مجلس ششم، عملا حضورى پررنگ در عرصه سياست نداشته است.
اينترنت رسانه جديد اصلاحات
روى آوردن به اينترنت به عنوان رسانه ارتباطى جديد، به ويژه پس از آن مورد توجه نيروهاى سياسى در درون قدرت قرار گرفت كه در عرصه مجادلات جناحى، مهم ترين رسانه هاى همگانى در ايران يعنى راديو، تلويزيون و مطبوعات در صف اول منازعات جاى گرفتند.
اگر در اين ميان، صدا و سيما، به دليل برخوردارى از حمايت بى دريغ محافظه كاران، انتقادهاى اصلاح طلبان درون حاكميت را به آسانى ناديده گرفت و هرگز نيز با مانع برخوردهاى قضائى روبه رو نشد، در عوض مطبوعات عمدتا نزديك به جناح اصلاح طلب، هزينه هاى سنگينى در اين مناقشات پرداختند و اغلب به محاق توقيف افتادند.
هر چند تنگ تر شدن عرصه بر فعالان مطبوعاتى و سياسى، به تدريج آنان را به سوى اينترنت سوق داد، اما در مقابل، دامنه محدوديت ها نيز به سرعت تا سايت هاى سياسى و خبرى اينترنتى گسترش يافت.
از سوى ديگر، در حالى كه جامعه جوان ايران، در سال هاى اخير با استقبالى چشمگير از هر رسانه و يا امكان ارتباطى به ويژه در اينترنت، به پيشواز جهانى فراتر از محدوديت هائى كه در داخل كشور با آنها روبه رو است رفته، به نظر مى رسد كه حتى مسئولان و مقامات بلندپايه جمهورى اسلامى نيز، براى گريز از اين محدوديت ها به اقداماتى مشابه متوسل شده اند.
در اين ميان، كسانى كه به دلايل گوناگون خود از عرصه سياست كناره گرفته و يا به ناگزير به حاشيه رانده شده اند، ممكن است اشتياق بيشترى براى بهره گيرى از رسانه هاى ارتباطى نظير اينترنت داشته باشند كه مى تواند امكان رابطه اى دو سويه و متقابل را با كمرنگ كردن هر چه بيشتر مرزها و محدوديت ها فراهم آورد.
در عين حال، اغلب كسانى كه به اين رسانه جديد روى مى آورند، كوشيده اند تا نشان دهند كه از گذشته خود نيز فاصله گرفته و يا دست كم، امروز به مسايل، از پشت عينك قدرت نمى نگرند.
قرار گرفتن شعرى از احمد شاملو، شاعرى كه در تمام دوران زندگى اش در جمهورى اسلامى با محدوديت ها و مخالفت هاى بسيار روبه رو بود، بر آغاز نوشته اى از عطاءالله مهاجرانى در سايت اينترنتى او آيا مى تواند اشاره اى به اين تغيير و فاصله گيرى باشد؟
|
|
|
|
|
رقابت ۲۶۷ فيلم براى بدست آوردن اسكار بهترين فيلم
فيلم «هوانورد» با بازى لئوناردو دى كاپريو از بختهاى حضور در ميان پنج فيلم نخست به شمار مى رود.
۲۶۷ فيلم سينمايى براى دريافت جايزه بهترين فيلم در مراسم هفتاد و هفتمين دوره جايزه اسكار، در دور مقدماتى به رقابت گذاشته شده اند كه از اين ميان فقط پنج فيلم به مرحله نهايى راه خواهند يافت.
آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى نخستين برگه هاى رأى را براى انتخاب پنج نامزد دريافت اسكار بهترين فيلم براى اعضاى خود فرستاد.
در ميان فهرست فيلمهاى واجد شرايط براى شركت در دور مقدماتى، فيلمهاى «هوانورد» ساخته مارتين اسكورسيزى، «در جستجوى ناكجا آباد» به كارگردانى مارك فورستر با بازى جانى دپ، كيت وينسلت و ليام نيسن و «بچه ميليون دلارى» با بازى و كارگردانى كلينت ايستوود از بختهاى اصلى حضور در ميان پنج فيلم نخست به شمار مى روند.
نامزدهاى اصلى اسكار بهترين فيلم در روز ۲۵ ژانويه اعلام خواهند شد و اعضاى آكادمى فرصت دارند كه در اين مدت فيلمهاى دلخواه خود را انتخاب كنند.
از شروط اصلى حضور در دور مقدماتى نامزدى جايزه اسكار اين است كه فيلمها بايد تا روز ۳۱ دسامبر حداقل به مدت هفت روز متوالى در آمريكاى شمالى به نمايش عمومى در آمده باشند و همچنين مدت نمايش اين فيلم ها نبايد كمتر از ۴۰ دقيقه باشد.
فيلم «هوانورد» ساخته مارتين اسكورسيزى و با بازى لئوناردو دى كاپريو براى شركت در اسكار، از روز كريسمس (۲۵ دسامبر) درست هفت روز پيش از ۳۱ دسامبر (پايان مهلت براى نمايش عمومى) اكران شد.
فيلمهاى كوتاه، غير انگليسى زبان، انيميشن و مستند توسط هيأت هاى انتخاب جداگانه اى ارزيابى خواهند شد.
مراسم هفتاد و هفتمين جايزه اسكار در روز ۲۷ فوريه ۲۰۰۵ در لس آنجلس برگزار خواهد شد.
سال گذشته ۲۵۴ فيلم به آكادمى معرفى شده بودند كه نهايتا فيلم «ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه» آخرين قسمت از سه گانه «ارباب حلقه ها» به جايزه بهترين فيلم دست يافت. اين فيلم موفق شد يازده جايزه اسكار را از آن خود كند.
|
|
|
|
|
افراد سرشناس در ميان آسيب ديدگان خيزاب مرگبار جنوب آسيا
يكشنبه هفته قبل، سواحل زيباى كشورهاى مالزى، اندونزى، سريلانكا، تايلند، مالديو، و چند كشور ديگر كه در اين فصل زمستان به خاطر آب و هواى گرم و خوبشان، پاتوق بسيارى از توريست ها بودند، درهم كوبيده شد. تا حالا ديگر علت اين امواج مهيب را حتما مى دانيد: زمين لرزه در اعماق آبهاى اقيانوس هند كه موج هاى وحشتناكى به راه انداخت، موجهايى كه در زبان ژاپنى به آنها مى گويند سونامى كه مى شود موج هاى دريايى ناشى از زلزله.
به دليل سرماى زمستانى در اروپا و خيلى ديگر از كشورها، كلى توريست از اين كشورهاى سردسير رفته بودند به كشورهاى حاشيه اقيانوس هند و چون روزهاى تعطيلات سال نو ميلادى هم بود تعداد اين توريست ها خيلى بيشتر بود. اما در ميان اين همه توريست كه تعدادى از آنها هم ناپديد شدند و يا اجسادشان پيدا شده، كلى آدم معروف حضور داشتند. در ميان آدمهاى معروف كه براى كسب آرامش و رساندن نورآفتاب به پوست بدنشان، به آن سواحل زيبا رفته بودند، از دولتمردان آلمانى بودند تا يك سوپرمدل جهانى و حتى چند فوتباليست سرشناس و قهرمانهاى ورزشى.
خانم پترا نمكووا، كه اهل جمهورى چك هست و توى يكى دو سال اخير، پاى ثابت بيشتر سالن هاى مد و زيبايى بوده حالا روى تخت بيمارستان افتاده: با يك لگن شكسته، بدنى كه پر از زخم است و اعصاب و روانى كه به اين زودى درست نمى شود. اين خانم روز يكشنبه هفته قبل با دوست پسرش كه شغلش عكاسى از سالن هاى مد بود در سواحل جنوبى تايلند، اسير امواج سونامى شد.
Petra Nemcova كه ۲۵ سال دارد همراه دوست پسرش در حال گذران تعطيلات بودند كه موج هاى بزرگ به سمت ساحل هجوم آوردند. وقتى امواج همه ساحل را فراگرفت Petra تنها كارى كه از دستش برآمد اين بود كه خودش را به يك درخت نخل وصل كند. Petra مجبور شد خودش رو براى هشت ساعت در آن حالت حفظ كند تا امواج كار تخريب شان رو تمام كنند. اگرچه اين ستاره سالن هاى مد و زيبايى حالا با اندامى درهم كوبيده روى تخت بيمارستان هست، اما Simon Atlee دوست پسر ۳۳ ساله اش ديگر وجود ندارد!
يك فرد معروف ديگر كه روز حادثه براى تعطيلات در سواحل سريلانكا دراز كشيده بود هلموت كهل صدراعظم پيشين آلمان بود به اتفاق خانواده و يكسرى از دوستانش. اما آقاى هلموت كهل اين شانس را داشت كه علاوه بر شهرت، يك چيز ديگر هم اضافه داشت: اعتبار سياسى. همين اعتبار سياسى بود كه باعث شد هليكوپتر نيروى هوايى سريلانكا در اولين ساعات پس از وقوع حادثه آقاى صدراعظم پيشين و همراهانش را از منطقه خطر دور كند.
هيچ وقت فكر نكنيد كه اسكى بازها فقط مى توانند روى برف ليز بخورند. وقتى امواج سونامى داشت به سواحل جنوب تايلند نزديك مى شد خيلى ها آن موج ها را ديدند ولى يا حال فرار نداشتند و يا خيلى جدى نگرفتند! اما در همان مهلكه اينگمار استنمارك قهرمان جهانى اسكى كه اهل سوئد است از فرصت استفاده كرد و پا به فرار گذاشت. آقاى استنمارك كه در دهه ۱۹۸۰ چندبار قهرمان اسكى در مسابقات جهانى و المپيك شد ضمنا توانست با تدبير، دوست دخترش را هم نجات بدهد!
اما يك ورزشكار ديگر گرفتار در امواج سونامى به خوش شانسى آن اسكى باز سوئدى نبود. تروى برود بريج يكى از چهره هاى مشهور فوتبال استراليايى با همسرش در حال گذران ماه عسل بود كه موج ها به ساحل تايلند رسيدند، او و همسرش را از هم جدا كردند و ورزشكار استراليايى را به جاى نامعلومى بردند. حالا فقط تازه عروس از آن ماجرا باقى مانده است!
اما غير از همه اينها چند تا از فوتباليست هاى معروف ايتاليا هم جزو توريست هائى بودند كه براى فرار از سرماى اروپا به سواحل جنوبى آسيا رفته بودند: فيليپ اينزاگى مهاجم تيم آ ث ميلان، كاپيتان پائولو مالدينى و مدافع تيم يوونتوس جيان لوكا زامبروتا هم در ميان كسانى بودند كه روز واقعه در سواحل مالديو گرفتار امواج شدند، اما همگى توانستند خودشان را خلاص كنند و به ايتاليا برگردند.
و چهره هاى سينمايى هم كه معمولا همه جا هستند، گرفتار امواج سونامى شدند. معروفترين چهره از اين جمع ريچارد آتن برو بازيگر و كارگردان انگليسى بود كه حالا ۸۱ ساله است و در اين حادثه، دختر و نوه اش را از دست داد. ريچارد آتن برو همان كارگردانى هست كه فيلمهاى گاندى، چاپلين و جغد خاكسترى را ساخته است.
|
|
|
|
|
هرى پاتر و جام آتش
«گرى اُلدمن» فعلاً مشغول بازى در چهارمين قسمت از مجموعه فيلم هاى هرى پاتر است. قسمت چهارم، «هرى پاتر و جام آتش» نام دارد و كماكان اقتباسى از رمان هاى جى. كى. رولينگ است. فيلمنامه اين قسمت را نيز استيون كلاوز، نوشته است. از آن جايى كه... جام آتش يكى از مفصل ترين هاى جلدهاى اين مجموعه رمان است، بايد ديد كدام حادثه ها و شخصيت هاى فرعى در اين قسمت كنار گذاشته مى شوند و كدام حادثه ها پررنگ تر مى شوند. افشان آزاد، فرانسيس دلاتور، تام فلتن، رالف فى يس، مايكل گامبن، برندا گليسن، دنيل رادكليف، آلن ريكمن و اما واتسن بازيگران ديگر اين فيلم هستند. كارگردانى اين قسمت را مايك نيوئل به عهده دارد. درعين حال، اُلدمن در فيلم «بتمن شروع مى كند» هم بازى كرده كه فعلاً در مرحله پس ازتوليد به سر مى برد. اين فيلم را كريستوفر نولان، كارگردان جوان خوش قريحه انگليسى، ساخته و داستانش از جايى شروع مى شود كه بروس وين به بتمن تبديل مى شود. كريستيان بيل، مياكل كين، ليام نيسن، مورگان فريمن و كن واتانابه در اين فيلم بازى مى كنند. آخرين فيلم اُلدمن كه به زودى اكران مى شود، «ماهى مرده» نام دارد و يك درام كمدى دلهره آور است كه در لندن اتفاق مى افتد.
آرتور و شاهزاده
«لوك بسون» بالاخره يك فيلم تازه را كارگردانى مى كند. بسون، اين روزها سرگرم كارگردانى يك فيلم انيميشن فانتزى و خانوادگى است كه براساس ايده اى از سلين گارسيا ساخته مى شود. داستان اين انيميشن، درباره پسرى است به نام آرتور كه براى حفظ خانه پدربزرگش، درگير ماجراهايى غريب مى شود. از ميان صداپيشگان فيلم، فعلاً فقط نام مدانا اعلام شده و خبرى از گويندگان ديگر نيست. مدانا، گويندگى شخصيت شاهزاده سلينا را به عهده دارد. لوك بسون اين فيلم را به زبان انگليسى در فرانسه مى سازد. او مدتى قبل در مصاحبه اى گفته بود كه تصميم دارد دست به يك تجربه انيميشنى بزند، با اين همه كسى گمان نمى برد كه فيلم تازه او محصول چنين تجربه اى باشد. بسون درعين حال، راجع به وقفه اى چندساله در كارنامه كارگردانى اش گفته بود كه داستان خوبى پيدا نكرده و داستان هاى ديگرى كه به او پيشنهاد شده اند، فقط به كار تهيه كننده ها مى آيند. ضمن آن كه براى فيلم ساختن به پول نياز هست و تهيه كننده بودن اين مشكل را برطرف مى كند. لوك بسون، متولد ۱۸ مارس، ۱۹۵۹ پاريس، فرانسه، كارگردانى سينما را از سال ۱۹۸۱ شروع كرد. معروف ترين فيلم هاى او لئون و نيكيتا هستند.
امپراتورى گرگ ها
«ژان رنو» اين روزها مشغول بازى در دو فيلم سينمايى است. فيلم اول، «امپراتورى گرگ ها» نام دارد و يك درام پرتحرك و دلهره آور است كه كريستوفر نيهن آن را از روى رمانى متعلق به ژان كريستوفر گرانژ مى سازد. در اين فيلم، علاوه بر رنو، جوسلين كيورين، آرلى جوور، لارا مورانت، آرنو دولرى و ونسان گراس بازى مى كنند. امپراتورى گرگ ها، محصول كشور فرانسه است و به زبان فرانسوى توليد مى شود. از داستان فيلم، چيزى نمى دانيم. فيلم بعدى رنو، «ببر و نمايش» است كه روبرتو بنينى، كمدين معروف ايتاليايى و كارگردان زندگى زيبا است، كارگردانى آن را به عهده دارد. فيلمنامه ببر و نمايش را خود بنينى به اتفاق وينچنزو سرامى نوشته و داستانش درباره يك شاعر ايتاليايى است كه در گير و دار حمله آمريكا به عراق، خود را درگير ماجراهايى مربوط به اين جنگ مى كند. در اين فيلم، بنينى، نيكولتا براسكى، اميليا فاكس و جيان فرانكو وارتو بازى مى كنند. ببر و نمايش در ايتاليا ساخته مى شود. جدا از اين، رنو در فيلم ديگرى هم بازى كرده كه فعلاً در مرحله پس ازتوليد به سر مى برد. اين فيلم، «پلنگ صورتى» نام دارد و شاون لوى آن را از روى شخصيت هائى متعلق به موريس ريشلين و بليك ادواردز ساخته است. داستان اين درام كمدى ماجرايى، شبيه نسخه ۱۹۶۴ است كه ادواردز آن را ساخته بود. ژان رنو، متولد ۳۰ ژوئيه، ۱۹۴۸ كازابلانكا، مراكش، از پدر و مادرى اسپانيايى (اندلسى) به دنيا آمد و بازيگرى را از سال ۱۹۷۹ شروع كرد. رنو تا حالا در ۵۸ فيلم بازى كرده است.
|
|
|
|