يكى از دوستان هموطن كه از اساتيد سابق دانشگاه تهران است هفته پيش به همراه يك هديه به ديدن من آمد، گفت آنقدر از خواندن نيمروز شادمان هستم كه گفتم دست خالى به ديدنت نيايم.
هديه او يك CD فرانسوى بود، به من گفت اين CD هم اكنون پر فروش ترين است، به محض گشودن هديه با واژه ZIBA روبرو شدم و فوراً ۲ ماه پيش به يادم آمد كه استاد انوشيروان روحانى مدتى در پاريس بود براى ضبط همين كار و برايم تعريف كرده بود كه يكبار ديگر يك كار جهانى را در دست تهيه دارد.
دو آهنگ دلنشين و دلگشا MAYBE I MEYBE YOU ZIBA در اين آلبوم از استاد انوشيروان روحانى است. (عنوان آلبوم HOVANNES و (A.D.N. ROSE.
آن دوست خداحافظى كرد و رفت و ما همچنان سرگرم گوش كردن چندباره كار روحانى بوديم كه اكبر گلپايگانى وارد شد. مرد حنجره طلائى ايران نيز از اين كه انوشيروان روحانى توانسته بود دروازه هاى ايران را پشت سر بگذارد شادمان بود كه ناگاه تلفن ما زنگ خورد و آن سوى خط پاك زاده استاد انوشيروان روحانى بود. وقتى او را از انتشار پر افتخار CD آگاه كردم. به من گفت عجب فرانسوى ها منظم هستند، به من قول داده بود كه اول دسامبر به بازار مى آيد و...
با مرد حنجره طلائى اكبر گلپايگانى به گفتگو نشستيم و از فيلمى كه اخيراً از او در ايران به بازار آمده است مى گفتيم كه پس از ۲۵سال گلپا پيروز شد و توانست صدا و چهره اش را به مردم ايران بنماياند. اكبر گلپايگانى بهار امسال براى ۱۵هزار نفر در تخت جمشيد خواهد خواند.
گلپا از خاطرات گذشته اش مى گفت و نوشته اخير من و شهبانو و اردشير زاهدى. او گفت در هنگامه اى كه زاهدى سفير ايران در آمريكا بود، وى به همراه گروهش براى اجراى كنسرتى به آمريكا رفته بود كه يكى از موزيسين هايش بيمار مى شود و متوجه مى شوند كه هنرمند بيمارى سختى دارد و نيازمند عمل جراحى پر خرج. اردشير زاهدى با بودجه شخصى خودش هنرمند همراه گلپا را بسترى مى كند و تمامى هزينه را پرداخت مى كند...
شهبانو در كتاب كهن ديارا از درگيرى هاى خود و اطرافيانش با ساواك، پادشاه و دولت شاهنشاهى مى نويسد، به گونه اى كه وقتى به عمق مسئله مى انديشيم گمان مى كنيم كه بانوى سوم محمدرضاشاه رهبرى يك جريان مخالف دولت پادشاهى را در دست داشته است، شهبانو در رابطه با جشن هنر شيراز كه از ابتكارات خودشان بوده است مى نويسد:
«اين فستيوال محلى شده بود براى ابراز عقايد مختلف سياسى، بدين ترتيب كه بعضى از گروه هاى خارجى علناً و به صورتى تحريك آميز مخالفت خود را با پادشاه نشان داده آزادى بيشترى براى مردم ايران طلب مى كردند. مثلاً يك گروه آمريكائى بنام نان و عروسك نمايش خود را در كنار ديوار قلعه شيراز اجرا كردند و بدينسان مى خواستند به صورتى نمادين محيط خفقان آور زندان را به ياد مردم بياورند. ما (شهبانو) آنها را در اجراى نمايش هاى خود آزاد مى گذاشتيم و اجازه مى داديم كه آنچه مى خواهند بگويند حتى اگر كار آنها مأمورين امنيتى را عصبانى مى كرد. هنرمندان ايرانى نيز از اين فرصت براى انتقاد از سلطنت استفاده مى كردند و آنها نيز در كارشان آزاد بودند... روزى گروتفسكى كارگردان لهستانى كه در يكى از ميزگردها شركت داشت مورد خطاب يك دانشجو قرار گرفت كه از او پرسيده بود آيا مى دانست با شركت در جشن هنر شيراز از استبداد پشتيبانى مى كند؟ گروتفسكى در پاسخ گفته بود اگر به آنچه مى گوئى ايمان داشتى به جاى اين كه با من در آرامش صحبت كنى، تفنگ به دست بالاى آن كوه بودى» . ص ۲۲۵.
شهبانوى مهربان با صراحت كامل اين ها را مى نويسد و تأييد مى كند كه حتى ميهمانان خارجى ايشان نيز جوانان دانشجو را تحريك به مبارزه مسلحانه مى كرده اند بدون اين كه آب از آب تكان بخورد.
شهبانو مى نويسد:
«بعضى از روزنامه نويس هاى اروپائى كه به شيراز مى آمدند با سلطنت مخالفت داشتند و آماده مبارزه» . خانم فرح پهلوى خودشان مى نويسند كه وزير دربار و پادشاه با اين كارها مخالف بودند:
«اسدالله اعلم وزير دربار... در خاطرات خود به عقايد ليبرال نابجاى من ايراد گرفته است. خيلى ها توانستند كه ميان جريانات فكرى من و پادشاه اختلافى بيابند......
من به درستى تصميمات پادشاه اعتقاد داشتم و سرسختى و پشتكار او را تحسين مى كردم ولى در عين حال» دلزدگى بخشى از «روشنفكران و رجال سياسى و دلسردى آنها را در برابر» ثبات عقيده اى «(استبدادى!!) كه به ضرورت آن پى نمى بردند نيز درك مى كردم.» ص ۲۲۶.
خانم فرح پهلوى مى نويسد كه حتى براى آزادسازى مخالفان نظام پادشاهى از زندان ها نيز شديداً فعال بوده است:
آنها مطالبى عليه سلطنت نوشته بودند يا در تظاهرات شركت كرده بودند و با دستگاه هاى امنيتى درگيرى داشتند. من به موضوع رسيدگى مى كردم و در صورت لزوم از پادشاه كمك مى خواستم... و گاهى نيز شخصاً اقدام مى كردم و در غالب موارد موفق به آزاد كردن شخص مورد نظر (كه از مخالفان نظام پادشاهى بود) مى شدم. مأمورين بعضى از اوقات بيش از حد لزوم سخت مى گرفتند... و در نتيجه اين افراد به جاى خدمت عليه رژيم عمل مى كردند. «ص۲۲۶.
شهبانو در خاطرات خود مى نويسد كه بارها پيش آمده بود كه مأموران امنيتى ميهمانان شهبانو را در مجالس مختلف بازداشت مى كردند. شهبانو نه تنها از درگيرى هاى خود با وزير دربار، اقدامات پادشاه و ساواك مى گويد بلكه از شهربانى نيز گلايه ها دارد:
» مأمورين شهربانى گاهى اوقات بدون توجه لازم عمل مى كردند... از بازداشت رئيس شركتى كه چند روز پيش همراه با رؤساى شركت هاى ديگر در كاخ پذيرفته بودم، باخبر شدم.
... بسيار عصبانى و شرمنده شده بودم واين مطلب را به پادشاه گفتم: «اين غير قابل قبول است. يك ايرانى به خانه ما مى آيد با من چاى مى خورد و درد دل مى كند و روز بعد مأموران ساواك او را بازداشت مى كنند. اين كار بسيار زشت است.» ص۲۲۸.
شهبانو مى نويسد كه: «دستگاه ادارى هم دست كمى از دستگاه امنيتى نداشت. خانم خبرنگارى با دختر ما فرحناز مصاحبه اى انجام داده بود و بديهى است كه فرحناز در صحبت خود از اصطلاح بابا و مامان استفاده كرده بود و برادرش را نيز بدون ذكر عناوين به نام خوانده بود. خوشبختانه خبرنگار، مادر مرا مى شناخت و به او تلفن كرده بود. مادرم توانست با همسرم تماس بگيرد.» ص۲۲۹.
شهبانو از نامگذارى يك حمام در روستا بنام پادشاه مى گويد و از وفور عكس هاى محمدرضاشاه و نامگذارى هاى خيابان ها گلايه مى كند كه وى مخالف آن همه بوده است.
شايد همين افكار و انديشه هاى تشت نقره و جام دعا و مراسم روضه خوانى و آزاد گذاشتن مخالفان در جشن هنر شيراز و غيره بود كه روحانيون كه بعدها قدرت را به دست گرفتند، روابط خوبى با شهبانو داشتند. خود خانم فرح پهلوى در اين باره مى نويسد:
«... هرگز با اعتراض روحانيون در رابطه با آزادى زنان و يا اصلاحات ارضى روبرو نشدم همه جا روحانيون كه بعدها مملكت را به جنگ و ظلمت كشيدند مرا به خاطر خدمات اجتماعى ام ستايش كرده و با نوعى خوشروئى كه به نظرم صادقانه مى آمد از من استقبال كردند.» ص۱۶۵.
شهبانو به درستى مسئله حساس را مطرح مى كند، تمامى رهبران بالاى جمهورى اسلامى حساب سركار خانم فرح ديبا را از پادشاه جدا مى دانستند، حتى مطهرى به توصيه شهبانو مفتخر به دريافت دكتراى افتخارى شده بود و سيدعلى خامنه اى پس از اين كه بر كرسى رهبرى جمهورى اسلامى نشست دستور متوقف كردن تمامى دعاوى و پرونده هائى را داد كه از زمان خمينى و خلخالى در گوشه و كنار جهان در رابطه با دارائى هاى ۴۰ ميلياردى خانواده پهلوى باز كرده بودند و حتى يكى از دعاوى كه سال ها در جريان بود (كاخى در سوئيس) را جمهورى اسلامى به نفع خانواده پهلوى رها كرد. www.awesta.net