|
|
|
|
|
يادها و رويدادها
افسانه حيات دو روزى نبود بيش
آنهم كليم با تو بگويم چه سان گذشت
يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن
روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت
هوشنگ پورشريعتى در آخرين روزهاى عمرش تلاش كرد تا قسمت هاى ديگر يادها و رويدادها را كه به دليل بيمارى، رها شده بود، دوباره از سر بگيرد و چون از ضعف مفرط قادر به قلم گرفتن نبود، كوشيد تا ضمن ضبط صدا، نوار را براى ما بفرستد كه ما از روى نوار پياده كنيم، اما اين كار هم به دليل قدرت قرص تسكين درد، از او برنيامد و او نتوانست چند دقيقه اى بيشتر در ضبط صوت صحبت كند.
براى آن كه آخرين يادگار هوشنگ پورشريعتى عزيز را نيز در نيمروز داشته باشيم اين چند سطر را كه هميشه ياد و مهرش را در قلبمان زنده مى دارد زيب اين شماره نيمروز مى كنيم...
|
|
|
|
|
اردشير زاهدى
شايد ندانى چقدر در قلب دوستانت هستى
در آخرين روزهاى زندگى، دوستان بسيارى به هوشنگ پورشريعتى زنگ مى زدند و گرچه او قادر به صحبت نبود، اما، پيام و صحبت هاى آنان را از طريق خانواده و يا ضبط تلفنى مى شنيد و يا در روزهاى دوستى و رفاقت در دل او زنده مى شد.
دوستان در اين گفتگوها او را تشويق مى كردند كه عليه اين بيمارى به مبارزه برخيزد، تا بتوانند باز هم او را ببينند و از قلم شيرين و سحارش بهره مند شوند.
نامه اى را كه مى خوانيد، اردشير زاهدى وزيرخارجه اسبق ايران هنگام شنيدن خبر بيمارى هوشنگ پورشريعتى به او نوشت كه بى اندازه او را خوشحال كرد...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
محسن كردى
وجدان، شرف، انصاف،، ،،
۱- اينجانب نيما راشدان،- شش سال پيش، در يكى از نشريات اصلاح طلب، از شيوه زمامدارى «آيت الله خمينى» تقدير نموده ام. حالا با صداى بلند و به روشنى اعلام مى كنم كه خود را «جنايتكار» مى دانم. من از شما، ميليونها ايرانى كه هر يك به نوعى قربانى جنايات خمينى و پيروان اوييد، عذر مى خواهم و اميدوارم مرا ببخشيد، تا لااقل شبها را راحت بخوابم.
من جنايتكارم چرا كه اولا از يكى از بزرگترين جنايتكاران عصر حاضر يعنى «روح الله خمينى» ، يكبار هم كه شده، دفاع نموده ام و ثانيا مثل خيلى از سياست بازان و روزنامه نگاران جمهورى اسلامى ايران، كوشيده ام «جنايت خمينى عليه بشريت» را توجيه و يا تطهير نمايم.
من جنايتكارم، چرا كه يكبار و فقط يكبار از خمينى دفاع كرده ام، حمايت از خمينى يعنى حمايت از مشى سياسى او، يعنى كه من، مثل «ميرحسين موسوى و اكبر محتشمى» از صدور فتواى قتل سلمان رشدى دفاع كرده ام اين يعنى كه من جنايتكارم. يعنى كه از وقايع سالهاى سياه ،۶۰ تجاوز- شكنجه، اعدام دفاع كرده ام.
«بخشى از نوشته نيما راشدان، روزنامه نگار، مندرج در سايت گويا در مرداد ماه امسال»
|
|
|
|
|
پيرايه يغمايى
آسمان؛
درشعر و ادب فارسى (بخش دوم)
نيكى و بدى كه در نهاد بشر است
شادى و غمى كه در قضا و قدر است
با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل،
چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است
خيام
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|