|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فرار نافرجام دزد طلاهاى ۳۴۰ دختر
پرونده زوج جوانى كه به اتهام سرقت طلاهاى ۳۴۰دختر بچه بازداشت شده اند، در تهران تحت رسيدگى قرار مى گيرد.
اين زن و شوهر تبهكار ساعت ۱۷ روز پنجشنبه ۱۴آبان ماه سال جارى به دنبال سرقت النگوهاى دختر ۱۱ساله اى در شهرستان نطنز استان اصفهان تحت تعقيب قرار گرفتند. با توجه به اطلاعاتى كه از مشخصات ظاهرى دو سرنشين سوارى پژو به دست آمده بود، پليس اصفهان عمليات گسترده اى را براى رديابى آنها آغاز كرد تا اينكه دو متهم در پليس راه اصفهان- تهران حوالى شهر مورچه خورت دستگير شدند.
به دنبال استعلام پليس اصفهان مشخص شد كه شكايت هاى مشابهى از شهرهاى مختلف كشور در اين باره مطرح شده و زوج جوان از سوى مأموران سراسر كشور تحت تعقيب هستند. بدين ترتيب پليس تحقيقات از زن و شوهر جوان را آغاز كرد تا اينكه آنان اعتراف كردند كه از سال۱۳۸۰ تاكنون در استانهاى آذربايجان غربى، شرقى، زنجان، اردبيل، قزوين، گيلان، مازندران، گلستان، تهران، سمنان، خراسان، يزد، كرمان، هرمزگان، بوشهر، فارس، اصفهان، خوزستان، چهارمحال و بختيارى، لرستان، كرمانشاه، همدان و مركزى اقدام به سرقت طلاجات ۳۴۰دختر نوجوان كرده اند.
بنا بر اين گزارش، دو متهم پرونده درباره شيوه فعاليتهاى خود مى گويند: به بهانه پرسيدن آدرس، طعمه هاى خود را فريب داده و به داخل خودرو مى كشانديم و سپس اشياى قيمتى و طلاجات آنها را گرفته و رهايشان مى كرديم.
ما در هر استان لباس مردم بومى آن شهر را به تن مى كرديم و سعى مى كرديم چهره مان را طورى تغيير دهيم كه مورد ظن كسى واقع نشويم. زوج جوان ادعا كرده اندكه در اين مدت هيچ وقت خانه اى اجاره نكرده و در داخل خودرو، پاركها يا اماكن موقت مثل مسافرخانه ها ساكن مى شدند، به همين دليل شناسايى آنها براى پليس سخت و دشوار بوده است. پليس در بررسى هاى خود پى برد كه متهمان پرونده «بهزاد» ۳۳ساله و «آناهيتا» ۳۰ساله نام دارند كه از چند سال قبل با هم ازدواج كرده اند.
على رغم ادعاهاى نخست متهمان مأموران پى بردند كه زوج جوان از سال۷۸ فعاليت هاى مجرمانه خود را با جعل عنوان و اخاذى از جوانان دختر و پسر دبيرستانى در شهرهاى مختلف آغاز كرده بودند تا اينكه توسط پليس كرج بازداشت و چند ماهى را در زندان به سر برده اند.
طبق بررسى هاى پليس آنان در اين مدت براى اجراى نيت شوم خود از خودروهاى دوو، سمند نقره اى، پژوى مشكى، پرايد، تويوتا و پژوى ۴۰۵ بژ رنگ استفاده كرده اند.
فرار نافرجام
در حالى كه متهمان با صدور قرار بازداشت جهت انجام تحقيقات تكميلى در اختيار مأموران آگاهى اصفهان قرار گرفته بودند، بهزاد با همدستى چندتن ديگر از بازداشت شدگان با طراحى نقشه اى ماهرانه با مسموم كردن مأمور محافظ بازداشتگاه فرار كرد.
مأموران با اطلاع از اين ماجرا در مدت كوتاهى با مسدود كردن راههاى خروجى شهر عمليات خود را براى بازداشت متهمان فرارى آغاز كردند تا اينكه همه آنها را رديابى و دستگير كردند.
|
|
|
|
|
سناريوى ربودن دختر نوجوان
توسط ۲ گروه شيطان صفت
پسرى كه در نقش نامزد قصد داشت به نوعى دختر نوجوانى را از سر راهش بردارد، نمى دانست دوموتورسوار در كمين نشسته اند. راز اين نقشه شوم وقتى فاش شد كه نامزد دختر گزارش ربوده شدن دختر نوجوان را توسط موتورسواران اعلام كرد وخواستار دستگيرى ربايندگان شد.به گزارش رسيده چندى پيش پسر ۲۲ساله اى درحالى كه ابراز نگرانى مى كرد به كلانترى واقع در منطقه طرقبه مراجعه كرد وگفت: نامزدم را در برابر چشمانم دزديدند. اين كار را دو موتورسوار كردند و من هرچه تلاش كردم نتوانستم او را نجات دهم.
وى اضافه كرد: يك ماه پيش بود كه با دختر جوانى آشنا شدم، مدت كوتاهى پس از اين آشنايى با هم به صورت رسمى نامزد كرديم. روز حادثه به همراه چندتن از دوستانم و نامزدم به يكى از زمين هاى كشاورزى در منطقه خواجه اباصلت رفتيم. بعد از اينكه از خودرومان پياده شديم تا كمى هواخورى كنيم، در يك لحظه دو موتورسوار به ما نزديك شدند. آنها بعداز اينكه با ما درگيرى ايجاد كردند در يك لحظه به طرف نامزدم حمله كردند و او را به زور سوار موتوسيكلت خود كرده و با خود بردند.
كارآگاهان اداره آگاهى مشهد با اين شكايت تحقيقات خود را براى شناسايى دوجوان موتورسوار آغاز كردند وموفق شدند آنان را دستگير كنند. يكى از اين دو جوان در مورد چگونگى حادثه در بازجوئى ها گفت: روز حادثه مربوط به يك ماه پيش است من و پسرخاله ام سوار برموتوسيكلت در حال عبور از آن منطقه بوديم كه متوجه شديم سه پسر جوان در اطراف دخترى نوجوان ايستاده اند و با او حرف مى زنند. وقتى كمى به آنان نزديكتر شديم متوجه شديم كه دختر نوجوان به شدت گريه و به آنان التماس مى كند.
وى اضافه كرد: دختر نوجوان وقتى ما را ديد با دست و فرياد از ما كمك خواست ما كه احساس كرده بوديم دختر نوجوان در خطر است براى كمك به او رفتيم و او را از دست سه پسر جوان نجات داديم. ما به هيچوجه او را ندزديديم و قصد آدم ربايى هم نداشته ايم. تحقيقات روى نامزد دخترنوجوان متمركز شد و روشن شد كه وى در تيرماه پس از ربودن يك دختر تهرانى و تجاوز به وى اقدام به سرقت اموال دختر جوان كرده است و پرونده اى دراين خصوص در يكى از شعبات تشكيل شده و در حال بررسى است. با اين اطلاعات نامزد دختر نوجوان و همدستش دستگير شدند. پسر جوانى كه همدست وى بود در بازجوئى ها گفت: دو روز قبل از روز حادثه دوستم پيش من آمد وگفت به خاطر شكايتى كه الهام از من كرده است باتوجه به اينكه محكوم خواهم شد بايد با او ازدواج كنم ولى من قصد ازدواج با او را ندارم.
وى گفت: دوستم از من خواست به او كمك كنم. به همين خاطر روز حادثه سوار بريك خودرو پيكان كه متعلق به يكى ديگر از دوستان او بود به زمين كشاورزى رفتيم. اين زمين خلوت است و كمتر كسى از آنجا تردد مى كند. وقتى الهام متوجه نقشه شوم نامزدش شد شروع به التماس كرد ولى او هرچه گريه و التماس كرد فايده اى نداشت. دوست من تصميم اش را گرفته بود. در همين زمان دو جوان كه سوار موتوسيكلتى بودند و از آنجا عبور مى كردند متوجه گريه الهام شدند و بعد از اين كه با ما درگير شدند او را با خود بردند. الهام پس از احضار گفت: مدتى پيش بود كه با مادرم به مشهد رفتيم تا به خانه يكى از اقوام مان برويم. آنها خانه نبودند وقتى همسايه شان متوجه شد از ما خواست تا بازگشت آنان به خانه آنان برويم. در آنجا بود كه با پسر جوان آشنا شدم و مادر او مرا خواستگارى كرد. همين آشنايى باعث شد تا نامزد شويم. او روز حادثه به اين بهانه كه مى خواهد مرا باخودش به گردش ببرد بيرون برد ولى در آنجا بود كه فهميدم او چه نيت شومى دارد و جان من در خطر است.
وى در حالى كه گريه مى كرد گفت: وقتى دو پسر موتورسوار مرا نجات دادند فكر نمى كردم كه آنان نيز نيت شومى دارند. آنها مرا به مخروبه اى برده و قصد تجاوز به مرا داشتند به آنان التماس كردم و خواستم دست از سر من بردارند. آنها پذيرفتند كه در قبال گرفتن طلاهايم مرا رها كنند.
اين گزارش حاكى است دو جوان موتور سوار نامزد دخترنوجوان و دو همدستش به اتهام ربودن دختر نوجوان و آغاز اعمال منافى عفت دستگير شدند و تحقيقات دراين زمينه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
پايان ۳ سال عمليات براى دستگيرى دزدان شبانه مسافران فرودگاه
باند هفت نفره اى كه اقدام به زورگيرى از مسافران فرودگاه مهرآباد وپايانه هاى غرب وجنوب تهران مى كردند، با تلاش پليس آگاهى فرودگاه مهرآباد دستگير شدند.
مردى دراواخر سال ۸۱ به اداره آگاهى فرودگاه مهرآباد مراجعه واعلام كرد: وقتى كه از دبى به تهران وارد شدم به دليل اينكه هوا بارانى بود
ومن عجله داشتم تا هر چه سريعتر خودم را به خانه ام ونزد فرزندان وهمسرم برسانم و آژانس فرودگاه ماشين نداشت، ناچار سوار يك خودرو پيكان كه مسافركش بود شدم. ولى در بين راه وقتى كه مسافر ديگرى سوار شد ودرميدان آزادى از دو طرف پهلوهايم تيزى دو چاقو را احساس كردم ناچار شدم دربرابر تهديدات آنها تمام وسائل با ارزش و پولهايم را به آنان بدهم و آنان سپس مرا به جاده قديم برده و دربيابان رها كردند. اكيپ ويژه پليس آگاهى فرودگاه پس از يك رشته تحقيقات گسترده مأموران موفق شدند تا شماره اين خودرو را به دست آورند. آنان دريافتند كه خودرو متعلق به فردى به نام «رضا لر» است كه به عنوان سردسته اين باند درمناطق شوش وترمينال جنوب تردد بيشترى دارد. به اين ترتيب عمليات ويژه اى براى دستگيرى متهمان آغاز شد و درنخستين مرحله سه تن ازمتهمان درتاريخ ۲۰ مهر سال جارى دستگير شدند. اين افراد پس از دستگيرى به شركت در زورگيرى ها اقرار واعتراف كردند.با طرح چند شكايت مبنى بر زورگيرى به همان شيوه گذشته روشن شد چند تن از همدستان اين زورگيران هنوز به فعاليت ادامه مى دهند.پليس آگاهى فرودگاه با زيرنظرگرفتن رفت و آمدهايى كه درفرودگاه صورت گرفته بود موفق به شناسايى سردسته باند شدو با ايجاد يك تصادف ساختگى وى را در ۲۴ آذرماه به همراه همدستانش دستگير كرد.متهمان پس از دستگيرى به ۲۵ مورد زورگيرى اقرار كردند.
|
|
|
|
|
دستگيرى زن سياهپوست
با ۵ /۱۶ كيلو كوكايين در فرودگاه مهرآباد تهران
زن كنيايى كه قصد داشت بزرگترين محموله كوكايين را از فرودگاه مهرآباد ترانزيت كند، توسط پليس فرودگاه مهرآباد دستگير شد.ساعت ۱۷ روز ۲۲ آذرماه سال جارى پليس گيت فرودگاه در ترمينال ۲ به زنى سياه پوست مشكوك شد. در بازرسى از چمدان هاى اين زن سياه پوست ۱۳ قوطى شامپو پلاستيكى پر از مايع كشف شد.پليس گيت فرودگاه مهرآباد پس از توزين قوطى هاى پلاستيكى پى بردند وزن مواد مخدر همراه اين زن ۵ /۱۶ كيلوگرم است. اين زن بلافاصله دستگير شد و پرونده وى به دادسراى عمومى انقلاب و فرودگاه مهرآباد ارجاع شد.
اين زن ۳۷ ساله كه «استاكريستوفر آجيا اودوما» نام دارد ادعا كرد كه اهل كنيا و مقيم ابى جا در ساحل عاج است. وى گفت: من در ساحل عاج در كار لوازم بهداشتى هستم و آرايشگاه دارم. ۱۰ روز پيش بود كه با ويزاى توريستى از پاكستان به تهران آمدم و در هتل اقامت كردم و بعد از اينكه مى خواستم با پرواز ۶۵۵۰ به دبى بروم، دستگير شدم. وى در مورد مواد مخدر موجود در قوطى هاى شامپوگفت: من اطلاعى نداشتم كه در اين قوطى ها مواد مخدر است. من اين شامپوها را از يك فروشنده دوره گرد در پاكستان خريدم و براى هركدام هم ۴۵۰ روپيه پول پرداخت كرده بودم. مى خواستم از اين شامپوها براى مشتريانم در سالن آرايشى ام استفاده كنم.
اين زن در حاليكه ادعا مى كرد حتى نمى داند هتلى كه ۱۰ روز در آن بوده چه نام دارد با دستور بازپرس شعبه اول دادسراى فرودگاه با قرار بازداشت موقت طبق ماده ۸ قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر و ماده ۳۵ قانون آئين دادرسى كيفرى دادگاههاى عمومى و انقلاب به بازداشتگاه معاونت مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ انتقال يافت.به گزارش رسيده تحقيقات در خصوص شناسايى همدستان اين زن سياهپوست ادامه دارد. گزارش مى گويد كه اخيراً عده اى از اتباع آفريقايى خصوصاً كنيا و نيجريه با ويزاى توريستى به ايران رفته و گاهى اقدام به كلاهبردارى مى كنند و يا به تهيه و توزيع و خريد و فروش مواد مخدر مى پردازند. مطمئناً اين افراد به صورت باندى و شبكه اى فعاليت دارند و اقداماتشان طراحى شده است.
|
|
|
|
|
بيشترين خطا و جرم كاركنان «ناجا» زدن مردم است
فرمانده نيروى انتظامى گفت: مجازات رشوه در ناجا اخراج قطعى از سازمان است و در سال گذشته با ۹۹۰ نفر از كاركنان ناجا در اين خصوص برخورد شديد شده است. سردار محمد باقر قاليباف، فرمانده نيروى انتظامى، در جمع خبرنگاران گفت: امروز در نيروى انتظامى ضرب و شتم بيشترين خطا و جرم كاركنان ناجا است كه بيشترين تلاش ما به كنترل اين بخش معطوف شده است.وى با اشاره به افزايش ۳۲ درصدى حقوق كاركنان نيروى انتظامى افزود: اگر چه حقوق كاركنان نيروى انتظامى از تير ماه سال جارى حدود ۳۲ درصد افزايش يافته است، ولى مشكل مادى تنها علت دريافت رشوه محسوب نمى شود و عوامل مديريتى نيز در اين زمينه نقش دارند.سردار قاليباف در خصوص دادن مواد مخدر به معتادان براى كنترل اعتياد كه چندى پيش توسط كميسيون بهداشت مجلس مطرح شده بود، تصريح كرد: ما به طور جدى با اين امر مخالف هستيم؛ زيرا اين موضوع را در گذشته تجربه كرده و به هيچ نتيجه مثبتى نيز نرسيده ايم.وى با اشاره به اينكه رسيدگى اختلاف فردى بيشترين درخواست مردم از ۱۱۰ است، افزود: نزاع هاى دسته جمعى بيشترين فراوانى را در آمار جرايم ندارد؛ اما نزاع و درگيرى اولين موضوع است.
سردار قاليباف تصريح كرد: قاچاق اسلحه در نزاع ها بيشترين نقش را دارد كه اين موضوع به دليل در دسترس بودن اسلحه هاى غيرمجاز اتفاق مى افتد. فرمانده نيروى انتظامى گفت: به دليل نابسامانى در غرب و شرق كشور قاچاق اسلحه به سمت كشور ما افزايش يافته است كه بايد با تلاش مردم و نيروى انتظامى اين مشكل را رفع كنيم.وى در خصوص حضور لباس شخصى ها در برخى مراسم افزود: من حضور لباس شخصى ها به معناى گذشته را قبول ندارم، يعنى هيچ فرد لباس شخصى كه وابسته به سازمان خاصى نباشد در تجمعات حضور ندارد.وى گفت: اگر مأموران ما با لباس غيرنظامى در مراسم حاضر شده باشند، موظف به ارائه كارت شناسايى به مردم هستند.فرمانده نيروى انتظامى در پاسخ به سئوال خبرنگاران مبنى بر شرايط سنى نگهبانان محله گفت: آنچه براى به كارگيرى افراد به عنوان نگهبان محله اهميت دارد، صلاحيت رفتارى و سلامت جسمى آنها است و حداقل سن آنها بايد۲۲ سال باشد.فرمانده نيروى انتظامى با اشاره به تشكيل پليس خصوصى گفت: ما با شكل گيرى پليس خصوصى به شدت مخالف هستيم؛ زيرا بسيارى از كشورها پليس خصوصى را تجربه كرده و ناموفق بوده اند.وى با اشاره به اينكه پيگيرى جرايم صرفاً به عهده پليس است، افزود: پليس خصوصى به معناى پيگيرى جرايم، شكل گيرى باديگارد شخصى براى افراد يا ايجاد امنيت براى يك طبقه خاص به هيچ وجه پذيرفتنى نيست.
|
|
|
|
|
محاكمه افسانه نوروزى در جزيره كيش از سر گرفته شد
پس از گذشت هشت سال محاكمه افسانه نوروزى، كسى كه به قتل يك افسر نيروى انتظامى متهم است در جزيره كيش از سر گرفته شد. خانم نوروزى متهم است كه هشت سال پيش يكى از افسران نيروى انتظامى جزيره كيش را به قتل رسانده است. خانم نوروزى در تمامى اين هشت سال بارها گفت كه در دفاع از خود در برابر تلاش مقتول براى تجاوز جنسى به او اين افسر نيروى انتظامى را به قتل رسانده است. «بهزاد- م» ، كسى كه در اين ماجرا به قتل رسيده، از مقامات پليس جزيره كيش بوده است. آنچه نام افسانه نوروزى را به رسانه ها كشانيد و موجب شد تا حتى رسانه هاى معتبر جهانى نيز به پرونده او واكنش نشان دهند حكمى بود كه در نخستين محاكمه قاتل صادر شد. به رغم اينكه تمامى كارشناسان پرونده به همراه مقامات پزشكى قانونى اعلام كرده بودند كه شواهد نشان دهنده صحت ادعاى خانم نوروزى است، دادگاه نخستين حكم اعدام وى را صادر كرد.
فعالان حقوق بشر ايرانى در داخل و خارج از ايران به دفاع از افسانه نوروزى به پا خاستند و عبدالصمد خرمشاهى، وكيل سرشناس دادگسترى وكالت او را به عهده گرفت. اين پرونده خيلى زود با بحث حقانيت دفاع مشروع در هم آميخت و به نمادى از اثبات اين حق بدل شد. چالشى كه موجب شد تا بسيارى از فعالان حقوق زنان نيز پشت سر افسانه نوروزى و در دفاع از كار او صف ببندند.
فشارهاى مجامع جهانى بعد از گذشت سالها از وقوع اين حادثه امسال به نتيجه رسيد و قضات ديوان عالى كشور حكم اعدام خانم نوروزى را نقض كردند. اين پرونده براى بررسى دوباره بار ديگر به دادگاه ارجاع شد. اما اين بار پرونده در دادگسترى محل وقوع جرم بررسى مى شود.
افسانه نوروزى هم اكنون به كيش منتقل شده تا بار ديگر در برابر قاضى همان دفاعيات هميشگى خود را تكرار كند. اينكه بهزاد- م، افسر نيروى انتظامى از نبود همسر خانم نوروزى سوء استفاده كرده و برهنه به اتاق خواب وى رفته و سعى كرده به او تجاوز كند. خانم نوروزى در برابر اين اقدام بهزاد- م را با چاقو از پاى در آورده است.
در جريان نخستين جلسه دادگاه در شهر كيش نخستين افسر ارشدى كه تحقيق در اين پرونده را به عهده داشته نيز در دادگاه حاضر شد و از همخوانى شواهد با ادعاى قاتل سخن گفت. همچنين خانواده مقتول نيز اعلام كردند كه از افسانه نوروزى شكايتى ندارند. هر چند كه مادر مقتول مدعى شد كه اساسا خانم نوروزى قاتل فرزندش نيست. ادعايى كه پيش از اين توسط كارآگاهان اداره آگاهى رد شده است.
چنانكه عبدالصمد خرمشاهى، وكيل افسانه نوروزى گفته است وى به احتمال بسيار زياد تبرئه خواهد شد. افسانه نوروزى هشت سال اخير را در زندان به سر برده است.
|
|
|
|
|
محاكمه فوق العاده عامل۴جنايت هولناك
پرونده جنايات يك مرد كه خواهر و برادرى روستايى و دو پسر خردسال خود را به قتل رسانده است به صورت فوق العاده از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران رسيدگى خواهد شد.
اين مرد متهم است با همدستى همسرش در جنايتى پيچيده خواهر و برادر جوانى به نام هاى ابراهيم و فاطمه شاهسوند را به قتل رسانده و پس از آن دو كودك خود به نام هاى «عماد» و «امير مهدى» را كه شاهد جنايت پدرشان بودند به طرز فجيعى از پاى در آورده است.
بنا به اين گزارش، شامگاه دوشنبه سوم شهريورماه سال جارى زن جوانى كه از غيبت همسر و دو پسرش نگران شده بود هراسان به خانه پدر شوهرش واقع در ورامين رفت، او در كوچه وقتى از شوهرش شنيد كه زن برادرش دو پسرش را به حمام برده است خود را به داخل خانه رساند و در حمام با اجساد عماد ۱۱ ساله و اميرمهدى ۶ ساله مواجه شد.
با فريادهاى مادر اين كودكان وقتى همسايه ها به داخل خانه ريختند و با صحنه جنايت خانوادگى روبرو شدند پليس را در جريان قرار دادند. كارآگاهان در تحقيقات براى يافتن انگيزه پدر دو قربانى دريافتند سر نخ اصلى در اختيار همسر قاتل فرارى است. اين زن در بازجوئى ها ابتدا به پنهانكارى پرداخت و تنها در خصوص روز قتل بچه هايش ادعا كرد كه «اسماعيل» به بهانه خريد ساندويچ دو قربانى را از خانه مادرزنش خارج كرده است و با طولانى شدن اين غيبت چون چندين بار از زبان شوهرش شنيده بود كه مى خواهد بچه ها را به قتل برساند نگران شده و به خانه پدرشوهرش رفته است. كارآگاهان در رديابى هاى خود پى بردند «اسماعيل» به روستاى گچه در حوالى سيمين دشت فيروزكوه فرار كرده و با يك مرد افغان به نام «غلامحسين» به خانه مرد جوانى كه «بابك» نام دارد پناه برده است.
وقتى مأموران براى دستگيرى قاتل فرارى به محل پنهان شدن او اعزام شدند پى بردند «بابك» همان مردى كه چند روزى به «اسماعيل» پناه داده بود به دادگسترى شهر پيشوا مراجعه كرده و پرده از راز جنايتى ديگر برداشته است.
با اعترافات وى مشخص شد كه چندى پيش مردى به نام «ابراهيم شاهسوند» را به بهانه پيدا كردن گنج به ارتفاعات اطراف روستا برده و او را به قتل رسانده اند و در اين جنايت مردى افغان به نام «جعفر» نيز شركت داشت.
پليس وقتى اسكلت «ابراهيم» از زير خروارها خاك بيرون كشيده شد ابتدا «جعفر» را دستگير كرد و با اعترافات وى به دو چهره بودن مادر بچه ها پى برد و مشخص كرد كه اين زن در ماجراى قتل خواهر و برادر روستايى نقش داشته است. همسر قاتل فرارى وقتى ديد راز هولناكش فاش شده است ناگفته ها را به زبان آورد و ادعا كرد پس از دوستى پنهانى با پسرى به نام «ابراهيم» كه به عنوان مسافر سوار خودرواش شده بود وقتى شوهرش پى به اين دوستى برد نقشه اى طرح كردند و در حالى كه در عقد قاتل فرارى بود با معرفى او به عنوان دايى اش به ازدواج «ابراهيم» درآمد.
وى ادامه داد: «در سرى دوم نقشه خواهر» ابراهيم «را براى برادرم كه يكى از دوستان شوهرم نقش آن را بازى مى كرد خواستگارى كردم و با وجود مشخص شدن تاريخ عقد و عروسى به بهانه اينكه برادرم به شهرستان رفته است با تهيه جهيزيه براى خواهر ابراهيم، او را به شهرستان برديم و در آنجا» فاطمه «را با خوراندن داروى بيهوشى نيمه جان كرديم و به قتل رسانديم.»
اين زن در خصوص قتل «ابراهيم» گفت: ابراهيم را به روستاى «گچه» برديم او نمى دانست كه خواهرش به قتل رسيده است. از وقتى اين مرد را نيز كشتيم شوهرم از دو پسرم كه شاهد قتل خواهر ابراهيم بودند مى ترسيد تا اينكه آنان را نيز به قتل رساند. صبح روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ماه سال، ۸۲ قاتل فرارى در يك تعميرگاه موتوسيكلت در كرمانشاه شناسايى و دستگير شد و در بازجوئى ها پذيرفت دو كودك خردسالش و خواهر و برادر روستايى را به قتل رسانده و ادعا كرد از سوى همسرش جادو شده بود.
بنا به اين گزارش پرونده اين جنايت هولناك به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و پنج قاضى در وقت فوق العاده به آن رسيدگى خواهند كرد.
|
|
|
|
|
يك پرونده سياه ديگر و دستگيرى شرور فلاح
دوپسر ۱۸ ساله روى صندلى هاى دادگاه نشسته اند.هنوز هم وقتى مى خواهنداز آنچه به سرشان آمده است بگويندبا ترس و شرم حرف مى زنند.
با اين شكايات شرور منطقه فلاح به نام «مهدى كافر» دستگير و در دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد تحت بازجوئى قرار گرفت.به گزارش رسيده ،۶ آذرماه سال جارى در حاليكه «مهدى كافر» از چند ماه پيش تحت تعقيب بود، ساعت دو بامداد پس از اينكه مأموران دايره اطلاعات كلانترى ۱۶۱ در جريان قرار گرفتندكه وى در خيابان سورى در منطقه فلاح مشاهده شده است، بلافاصله در قالب يك اكيپ به اين محل اعزام ووى را دستگير كردند.با دستگيرى اين شرور پرونده وى به دادسراى ويژه فرودگاه ارجاع شد يكى از شاكيان كه ۱۸ سال دارد در خصوص شكايت خود گفت: من كنار در خانه مان ايستاده بودم كه مهدى كافر پيش من آمد و گفت بيا با هم برويم من جايى كار دارم چون او را مى شناختم و هم محله اى بوديم سوار موتورش شدم. بين راه يك نفر ديگر را هم سوار كرد. مهدى كافر مرا به خانه اش در سجاد شمالى برد و با تهديد كردن چاقو مورد تجاوز قرار داد.
پسر ديگرى كه ۱۷ ساله است درمورد شكايتش گفت: درست سه ماه پيش بود كه او مرا به بهانه انجام كار به پشت خط آهن برد. در آنجا دو تن از دوستانش هم بودند. هيچ كس ديگر آنجا نبود. چاقو و قمه اى را نشانم داد و درخواست غيراخلاقى اش را گفت من. مخالفت كردم ولى او شروع كرد به ضرب و شتم من. چند ضربه محكم به سر و صورتم وارد كرد و بعد وقتى ديد حاضر نيستم كه تن به خواسته حيوانى اش بدهم با لگد ضربات محكمى را به ناحيه شكمم وارد كرد. براثر شدت اين ضربات دچار درد شديدى شده بودم. اوو يكى از آن كسانى كه همراهش بودند به من تجاوز كردند.وى گفت: با ناراحتى و درد بسيار به خانه برگشتم ولى به خاطر آبرويم هيچ حرفى به خانواده ام نزدم.تااينكه براثر ضرباتى كه به شكم من وارد شده بود، دچار ناراحتى بيشترى شدم وخانواده ام مرا به بيمارستان بردند. در بيمارستان ناچار تمام حقايق را به مادرم گفتم.
مادر اين پسر گفت: من هم از مهدى كافر شكايت دارم. به خاطر ضرباتى كه او به پسرم وارد كرده بود، مدتى در بيمارستان بسترى وتحت عمل جراحى قرارگرفت. حالا هم با وجود گذشت چند ماه هنوز دچار بيمارى و تحت نظر پزشك است. ما علاوه بر هزينه هاى زيادى كه كرده ايم از ترس آبرويمان حرفى به كسى نزده ايم ولى حالا كه اين جوان شرور دستگير شده از او شكايت داريم. به گزارش رسيده، به علت وجود گزارش هاى ديگر مبنى بر تكرار اين اعمال غيراخلاقى توسط جوان شرور و سابقه وى در شرب خمر، عربده كشى، ايجاد مزاحمت، زورگيرى و شكستن آينه مسجد با سر براى وى قرار صادر شد و تحقيقات بيشتر در اين زمينه آغاز شد.
|
|
|
|
|
ميهمانان ناخوانده در گروگانگيرى ۲۰۰ميليون تومانى
در اين حادثه كارخانه دار
گروگان و پدرش زخمى و برادرش كشته شد
گروگانگيرى مسلحانه ۲۰۰ ميليون تومانى يك كارخانه دار در شيراز با به جا گذاشتن سه كشته و زخمى، پايان يافت.
به گزارش رسيده، دوشنبه ۱۶ آذر ماه دو جوان در حاليكه مسلح به اسلحه كلت كمرى و كارد آشپزخانه بودند وارد منزل شخصى به نام «محمد مهدى» شده و در دستشويى منزل صاحبخانه مخفى مى شوند. اين دو جوان پس از ورود به منزل منتظر بازگشت صاحبخانه و خانواده اش مى شوند؛ ساعتى بعد «محمد مهدى» در حالى كه سواربر يك دستگاه اتومبيل زانتيا بوده، به همراه همسرش، نگار و دو فرزند شان به نامهاى محمدرضا و هانيه، ۱۲ و ۵ ساله پس از بازگشت از مهمانى وارد منزل مى شوند.
هنگامى كه آنها وارد حياط مى شوند، ناگهان افراد مسلح از داخل دستشويى خارج شده و «محمد مهدى» و خانواده اش را مجبور به سكوت مى كنند و با تهديد، مبلغ ۲۰۰ ميليون تومان پول از صاحبخانه درخواست مى كنند. آنها تأكيد مى كنند در صورت برآورده نشدن خواسته شان، خانواده «محمدمهدى» را خواهند كشت و براى اينكه تهديداتشان جدى گرفته شود او را مورد ضرب و شتم قرار مى دهند. مرد صاحبخانه كه مبلغ در خواستى سارقان را در منزل نداشته، دوراه به گروگانگيران پيشنهاد مى دهد، او مى گويد: يا امشب رابايد در منزل بمانيد تا من صبح به بانك رفته و مبلغ درخواستى شما را تهيه كنم، يا اينكه با هم به كارگاه شخصى ام برويم تامقدار پولى راكه در آنجا دارم به شما بدهم.
پيشنهاد دوم مورد موافقت افراد مسلح قرار گرفته وآنان تصميم مى گيرند براى گرفتن پول به كارگاه صنايع فلزى «ثامن الائمه» واقع در بلوار عدالت بروند. آدم ربايان براى اين كه همسر محمد مهدى موضوع را به پليس اطلاع ندهد فرزند ۱۲ ساله آنها را نيز به همراه پدر به كارگاه مى برند. بلافاصله پس از رفتن آدم ربايان، يكى از همسايه ها كه به حركات ساكنان مشكوك شده بود موضوع را به پليس خبر مى دهد. دقايقى بعد، مأموران گشت كلانترى «فخرآباد» در جلو درمنزل شاكى حاضر وعليرغم مقاومت اوليه زن كه به خاطر ترس از به خطر افتادن جان همسر و فرزندش بوده، از وقوع ماجرا و چگونگى آن مطلع شده و با گرفتن آدرس كارگاه و شماره خودرو صاحبخانه براى آزاد سازى دو گروگان به محل مى روند.
به محض ورود مأموران به محل كارگاه، ربايندگان «محمد مهدى و فرزندش» را سوار ماشين زانتيا كرده و سعى مى كنند به وسيله آن از محل فرار كنند. دراين هنگام پدر و دو برادر گروگان نيزكه از اين ماجرا مطلع شده بودند با ماشين پيكان خود در محل حاضر مى شوند. «محمد مهدى» كه متوجه حضور پليس و خانواده اش در محل شده بود، ماشين را خاموش نموده با يكى از ربايندگان كه داراى يك كارد آشپزخانه بوده درگير مى شود. از سوى ديگر، همدست ديگر رباينده كه مسلح به سلاح كمرى بود با شليك يك گلوله «محمد مهدى» را مجروح مى كند و در حالى كه «محمد رضا» ، پسربچه ۱۲ ساله او را سپر خود قرار داده بود، تهديد مى كرد در صورت هرگونه اقدامى از سوى پليس، با اسلحه اى كه در دست دارد محمد رضا را خواهد كشت. او با اين كار مانع از هر گونه اقدام پليس مى شود و هنگامى كه موفق نمى شود ماشين را روشن كند از آن پياده شده و سعى مى كند با استفاده از خودرو برادر «محمد مهدى» كه در محوطه كارگاه، پارك بوده از چنگ مأموران فرار كند اما برادر «محمد مهدى» با فعال كردن كليد مخفى خودرو مانع ازفرار آنها مى شود. همين امرباعث بر هم خوردن تعادل روحى و روانى فرد مسلح مى شود و او با دست پاچگى اقدام به تيراندازى مى كند كه در اين ميان پدر وبرادران شاكى را مورد اصابت قرار مى دهد كه متأسفانه منجر به مرگ يكى از برادران «محمد مهدى» به نام «محمد على» مى شود. مأموران نيز هر دوماشين را از قسمت لاستيك هاى عقب و جلو مورد اصابت گلوله قرار مى دهند ولى آدم ربايان با سپر قراردادن بچه با پاى پياده به سمت بلوار «رحمت» فرار مى كنند، آنها با تهديد سلاح يك دستگاه اتومبيل پيكان را متوقف كرده و صحنه درگيرى را به طرف بلوار مدرس مى كشانند. آدم ربايان پس از رسيدن به پمپ بنزينى واقع در بلوار مدرس شيرازتصميم مى گيرند براى ادامه فرار از يك ماشين تيز رو تر استفاده كنند، بنا بر اين خودرو پيكان را در محلى رها كرده و به داخل پمپ بنزين مى روند. آنها با شليك يك تير هوايى در پمپ بنزين اتومبيل پژو ۴۰۵ متعلق به يك شركت هواپيمايى را به سرقت برده محل را به طرف خروجى شيراز ترك و بدين وسيله متوارى مى شوند.
از اين به بعد تيم عملياتى اقدامات خود را شروع و با تحقيقات به عمل آمده پژوى مسروقه در حالى كه در اطراف شهر ستان فيروزآباد رها شده بود پيدا شد. بنا براين اكيپى از مأموران اداره آگاهى به اين شهرستان اعزام شدند و در پيگيريهاى انجام شده به اين نتيجه رسيدند كه ربايندگان و سارقان مسلح از اهالى شهرستان فيروز آباد فارس هستند.
اين گزارش حاكى است، دريك عمليات نامحسوس يكى از ربايندگان به نام محمد حسن معروف به «اصغر»، دستگير شد او در بازجوئى هاى انجام شده اعتراف كرد كه سرقت خودرو زانتيا و درگيرى مسلحانه كه منجر به قتل محمد على شده بود، توسط او و همدستش ابراهيم معروف به «بابك» ساكن فيروز آباد انجام شده است. بدين ترتيب مأموران ابراهيم را نيز دستگير كردند. در بازرسى از منزل او يك قبضه كلت كمرى، يك تيغه خشاب و ۴ عدد فشنگ جنگى، مبلغ يك ميليون ريال وجه نقد گرفته شده از شاكى و يك دستگاه ضبط و پخش خودرو بدست آمد. در اين گزارش از وضعيت گروگان ۱۲ ساله خبرى داده نشده است.
|
|
|
|
|
جزئيات درگيرى مسلحانه پليس با سارق مسلح درآزاد راه قم تهران
عمليات ويژه مسلحانه در اتوبان قم تهران توسط اكيپ هاى اداره آگاهى استان قم با كشته شدن سارق سابقه دار مسلح تحت تعقيب پايان يافت.
ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه روز ۲۴ آذرماه سال جارى نيروهاى مستقر در عوارضى اتوبان قم تهران پس از بررسى شماره يك وانت پيكان كه قصد عبور داشت، پى بردند با خودرو مذكور چند بار سرقت مسلحانه صورت گرفته و راننده آن احتمالاً همان كسى است كه از سوى اداره آگاهى تهران بزرگ تحت تعقيب است.
بلافاصله شش اكيپ از اداره آگاهى، يگان امداد، پاسگاه كوشك نصرت و پليس راه وارد عمل شوند و با توجه به اينكه احتمال مى دادند راننده خودرو كه جوان ۳۰ ساله اى بود مسلح باشد دستورات ويژه اى براى امنيت جان مسافران خودروهاى عبورى صادر شد.در نخستين اقدام به راننده وانت پيكان دستور ايست داده شد، ولى راننده با بى توجهى به دستور پليس به سرعت به سوى تهران خودرو خود را حركت داد كه واحدى از گشت بنز آگاهى مستقر در عوارضى به تعقيب وانت پيكان پرداخت و در كيلومتر ۵ راننده خودرو وانت پيكان ناچار به توقف شد. زمانى كه يكى از مأموران از خودرو پياده شد تا راننده وانت پيكان را دستگير كند، راننده وانت شروع به رگبار به سوى وى كرد.پليس آگاهى قم موفق شد تا از تيررس سارق مسلح خارج شود و سارق مسلح با توجه به اين فرصت اقدام به فرارى ديگر كرد.در حالى كه گشت بنز آگاهى به تعقيب دوباره متهم پرداخته بود سارق مسلح در كيلومتر ۱۵ پس از پياده شدن از وانت در حالى كه كلاشينكف در دست داشت خود را به لاين غربى برگشت اتوبان رساند، وى با تهديد اسلحه و نشانه گيرى به سوى خودروهاى عبورى قصد داشت تا يكى از رانندگان را ناچار به توقف كرده و پس از سوار شدن به خودروى وى به قم بگريزد.
كارآگاهان ويژه بنز آگاهى پس از اينكه خود را به سرعت به لاين غربى رساندند، عرصه را بر سارق مسلح تنگ كرده و وى ناگزير شد بار ديگر به سوى لاين شرقى بازگشته و سوار بر خودرو وانت خود شود اين مرد مسلح در اين زمان با پرتاب دو نارنجك به سوى بنز پليس آگاهى قم قصد داشت تا پليس را از ادامه تعقيب باز دارد. متهم پس از پيمودن مسافتى در كيلومتر ۲۵ اتوبان وارد پمپ بنزين مهمانسراى مهتاب شد. وى پس از شليك دو تير به صورت هوايى به سوى يك خودرو پرايد رفت. اين مرد تبهكار در حالى كه قصد داشت تا سرنشينان خودرو پرايد را به گروگان بگيرد، با عكس العمل به موقع راننده پرايد و حضور ۶ اكيپ از واحدهاى عملياتى آگاهى قم، يگان امداد، پاسگاه كوشك نصرت و پليس راه كه خود را به محل مزبور رسانده بودند، مواجه شد. در اين زمان اقدامات ويژه اى براى حفظ جان مسافران و رانندگان عبورى صورت گرفت و پليس با علائم هشدار دهنده اى از طريق آژير و بلندگو به هوشيارسازى مردم و اعلام خطر سارق مسلح پرداخت. سارق مسلح كه در حلقه محاصره پليس بود شروع به تيراندازى به اطراف و پليس كرد. در حالى كه مسيرهاى منتهى به اتوبان براى جلوگيرى از هر گونه حادثه اى براى مردم و كنترل صحنه درگيرى كاملاً در اختيار پليس بود و از عبور خودروهاى عبورى ممانعت به عمل آمده بود سرانجام پس از سومين مرحله از اين عمليات گسترده در ساعت ۱۷ در كيلومتر ۵۰ اتوبان قم تهران سارق مسلح كه محمدرضا نام داشت هدف گلوله مأموران قرار گرفت و از پاى درآمد.
در اين عمليات يكى از نيروهاى پليس نيز با گلوله سارق مسلح زخمى و به بيمارستان انتقال يافت. به گزارش رسيده از خودروسارق مسلح يك قبضه كلاشينكف تاشو، يك قبضه كلت كمرى، يك تيغه خشاب خالى و يك خشاب با ۲۵ تير از كلاس و ۵۵ تير فشنگ كلاشينكف به دست آمد.
|
|
|
|
|
گدايى درمقابل شركت برادر ثروتمند
نقشه عجيب يك مرد براى گرفتن پول از برادرش با دخالت پليس ناكام ماند.
اين مرد وقتى نتوانست برادرش را مجبور به پرداخت پول كند با حضور در جلوى ساختمان شركت برادرش اقدام به دستفروشى و گدايى از رهگذران كرد. برادر اين مرد وقتى كارمندان شركت به او گفتند برادرش مقابل در شركت اقدام به دستفروشى وگدايى مى كند با پليس تماس گرفت.
ساعت ۱۳ روز دوم ديماه مأموران كلانترى ۱۰۵ سنايى با دريافت گزارشى مبنى بر مزاحمت مردى براى يك شركت بلافاصله در محل حاضر شدند و مرد جوان را بازداشت كردند.
پس از بازداشت مرد، مديرعامل شركت با مراجعه به كلانترى و ضمن ارائه شكايتى گفت: برادرم از مدتها قبل به عناوين مختلف از من پول مى گرفت و چند وقت قبل نيز به بهانه عروسى پسرش مبلغى از من گرفت.
وى ادامه داد: وقتى درخواستهاى او را قبول نمى كردم مرا تهديد مى كرد.
اين مرد در ادامه گفت: صبح امروز وقتى به دفتر شركت آمدم چند تن از كارمندان با مراجعه به دفترم گفتند كه برادرم مقابل در شركت اقدام به دستفروشى و گدايى از مردم مى كند. چيزى را كه شنيدم باور نمى كردم و بلافاصله از شركت بيرون آمدم و برادرم را در حالى كه دستفروشى و گدايى مى كرد ديدم.
وى افزود: ابتدا باورم نمى شد ولى وقتى نزديكتر رفتم ديدم كه برادرم عكسى را كه سالها قبل با يكديگر انداخته بوديم روى يك تخته چوب قرارداده و فتوكپى شناسنامه مرا به همراه فتوكپى شناسنامه خودش در كنار آن چسبانده است و از مردم تقاضاى كمك مالى مى كند و مقدارى نيز آدامس و بادكنك روى جعبه اى قرارداده و از مردم مى خواهد تا آنها را از وى بخرند. از او خواهش كردم تا اين كارها را ادامه ندهد و باعث آبروريزى من نشود ولى او قبول نكرد و گفت: كارى با تو ندارم و مى خواهم در همين جا كاسبى كنم. با شكايت اين مرد به دستور بازپرس دادسراى ناحيه ۶ پرونده دراختيار دايره اجتماعى كلانترى ۱۰۵ سنايى قرار گرفت تا بين آنها صلح وسازش برقرار كنند.
برادر مديرعامل دربازجوئى ها به مأموران گفت: من قصد مزاحمت براى برادرم را نداشتم ولى از آنجايى كه وضع مالى مناسبى ندارم تصميم گرفتم دستفروشى كنم. به گزارش رسيده، پس از ارجاع پرونده به دايره اجتماعى، كارشناسان كلانترى پس از نصيحت كردن مرد جوان، دو برادر را با يكديگر آشتى دادند و برادر كوچكتر نيز متعهد شد تا ديگر مزاحمتى براى برادر بزرگتر ايجاد نكند.
|
|
|
|
|
خواستگارى بهانه اى براى اخاذى
پسر جوانى براى اخاذى از پدر يك دختر دانشجو نقشه عجيبى را طراحى كرد.
وى وقتى پس از آشنايى خيابانى با اين دختر متوجه شد پدر او از افراد سرشناس در كار تجارت پنبه است تصميم گرفت با تهديد از او اخاذى ميليونى كند.
اين جوان طمع كار براى اينكه يك شبه پولدار شود، ابتدا با اظهار علاقه به دختر جوان با جلب اعتماد او به خانه آنها رفته و خود را به عنوان خواستگار دختر دانشجو معرفى كرد.
در حالى كه خانواده دختر جوان پاسخ به خواستگارى را به زمان ديگرى پس از انجام بررسى هاى لازم موكول كرده بودند، پسر جوان با فريب دختر دانشجو اقدام به تهيه فيلم و عكس هاى مبتذل از او كرد.خواستگار جوان با ارسال تعدادى از عكس ها براى پدر دختر دانشجو تهديد كرد اگر پول درخواستى اش را نپردازد، عكس ها و فيلم ها را در سطح گسترده اى تكثير و پخش مى كند.
به دنبال اعلام شكايت پدر اين دختر تحقيقات پليسى در اين باره آغاز شد. تاجر پنبه در اين باره به مأموران گفت: او با چرب زبانى مقدمات ورودش به خانه ما را فراهم كرد. حالا پس از گرفتن ۷۵۰ هزار تومان، بارديگر تقاضاى همين مبلغ پول را كرده است.
اين دختر جوان كه نسرين نام دارد نيز گفت: «با على مدت ها قبل در خيابان آشنا شدم. من سوار ماشين خودم بودم و او هم سوار اتومبيل شخصى خودش بود. ماجراى دوستى ما از همين جا آغاز شد تا اينكه پس از مدتى على گفت كه قصد دارد به خواستگارى من بيايد. حتى يك بار هم اين كار را كرد و به عنوان خواستگار به خانه ما آمد. چند روزى از ماجراى خواستگارى گذشته بود. من ديگر به او اعتماد پيدا كرده بودم. به همين خاطر وقتى او مرا به خانه شان دعوت كرد پذيرفتم و به آنجا رفتم. على در خانه گفت: مى خواهد براى اينكه چند عكس يادگارى از من داشته باشد، به او اجازه بدهم از من عكس بگيرد. من مانعى براى اين كار نديدم و پيشنهاد او را قبول كردم. پس از چند روز از اين ماجرا على با من تماس گرفت و گفت قصد دارد مرا ببيند. من فكر مى كردم كه او مى خواهد جواب آخر ازدواج را از من بشنود. اما او تهديد كرد كه اگر مقدار پولى را كه مى خواهد در اختيارش نگذارم عكس ها را به پدر و مادرم نشان خواهد داد. من از آنجا كه داراى يك خانواده متعصب هستم ترسيدم آنها فكر بدى در مورد من بكنند به همين خاطر هر بار مقدار پولى را كه مى خواست به او مى دادم.»
اين دختر دانشجو ادامه داد: «على مدام پس از اين ماجرا سر هر مسئله اى مرا تهديد مى كرد كه عكس ها را نشان خواهد داد. من كه از تهديد هاى او كلافه شده بودم تصميم گرفتم به مأموران مراجعه كنم و ماجرا را با پليس در ميان بگذارم.»
ماموران پس از اين ماجرا، تحقيقات خود را براى دستگيرى اين مرد جوان آغاز كردند و سرانجام توانستند از طريق آدرسى كه دختر جوان در اختيار آنها گذاشته بود، على را در محل كارش كه يك مغازه لاستيك فروشى بود دستگير كنند. اين خواستگار اخاذ پس از دستگيرى در بازجوئى ها به رابطه داشتن با اين دختر و اتهام عكس گرفتن و اخاذى از او اعتراف كرد.
|
|
|
|
|
هشدارهاى پليس به حجاج ايرانى
پليس فرودگاه هاى كشور درآستانه برگزارى مناسك حج از مسافران خانه خدا خواست به هشدارها وتوصيه هاى پليسى توجه جدى داشته باشند.روابط عمومى نيروى انتظامى دراطلاعيه اى اين هشدار را براى پيشگيرى ازايجاد هر گونه مشكل براى زائران به هنگام بازرسى وكنترل درفرودگاه هاى كشور عربستان وفرودگاه هاى ايران دانست.
فرماندهى پليس فرودگاهى كشور دراين توصيه ها ازمسافران خانه كعبه خواست ازحمل هر نوع داروى روان گردان درهنگام ورود به كشور عربستان خوددارى كنند ودرصورت بيمارى ونياز به داروى خاص، حتماً نسخه پزشك را همراه داشته باشند چرا كه دركشور عربستان با هر مقدار مواد مخدر برخورد شديد مى شود وپليس فرودگاه ها در ايران با استفاده از تجهيزات لازم براى كشف مواد مخدر ازقبيل دستگاه هاى موادياب وسگ هاى تربيت شده ازخروج هرگونه مواد مخدر به شدت جلوگيرى وبا متخلفين برخورد قانونى مى كند.
حجاج بايستى براى تعويض وتبديل پول خود به ريال سعودى از صرافى هاى مجاز استفاده كنند و مسافران خصوصاً افراد مسن و بى سواد لازم است نشانى وشماره كاروان خود راهمراه داشته باشند.
درخاتمه اين توصيه ها با تأكيد براينكه حجاج بايستى از سپردن وسائل به افراد ناشناس خوددارى كنند از آنان خواسته شده است مواظب وسائل شخصى خود باشند واز قبول حمل ونقل بار و اثاثيه ديگران جداً خوددارى كنند.
|
|
|
|
|
از ۱۲ اعتراف به پسرربايى اين متهمان تنها سه پسربچه شناسايى شده اند
«گروه سياه» از اتهام افساد فى الارض گريخت
بازپرس جنايى تهران با نتايج تحقيقات قضائى و پليسى براى فاش ساختن جزئيات اقدامات اعضاى «گروه سياه»، اتهام افساد فى الارض بودن آنان را منتفى دانست.اين درحالى است كه در روزهاى نخست دستگيرى اعضاى خطرناك «گروه سياه» كه پسران دانش آموز را مى ربودند و به آنان تجاوز مى كردند، مقامات قضائى در دادسراى امور جنايى تهران اقدامات اين گروه را در رده اتهام «افساد فى الارض» مى دانستند.
بنا به اين گزارش، از اوايل مردادماه سال جارى با طرح شدن نخستين شكايت از گروهى كه پسران نوجوان را مى ربودند و به طرز وحشيانه اى به آنان تجاوز مى كردند، از سوى سه شعبه متفاوت در دو دادسراى تهران دستورات ويژه اى صادر شد.
مأموران پليس روز سوم مردادماه بود كه موفق شدند جوانى به نام «عباس» كه بعدها مشخص شد سردسته اصلى «گروه سياه» و طراح نقشه ربايش پسران دانش آموز بوده است را دستگير كنند. اين شرور در مرحله نخست با سپردن وثيقه آزاد شد تا اينكه مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران وى را در جريان رديابى پرونده دلخراش ربوده شدن پسربچه اى در شرق تهران دستگيرى كردند.مغز متفكر «گروه سياه» تحت بازجوئى قرار گرفت و با اعترافات تكان دهنده اى شركت در ۱۲ پسرربايى و تجاوز به آنان در بخشى از پارك فداييان اسلام كه به «شهر پشه» معروف شده بود و نيز كارگاه متروكه اى در هاشم آباد را پذيرفت.با ادعاهاى وى، ۱۴ تيم عملياتى در اداره ۱۱ پليس آگاهى تشكيل شد و در كمتر از سه روز شش پسر ۱۹ تا ۲۵ ساله كه اكثراً سابقه دار هستند، دستگير شدند و اعتراف كردند نه تنها در ربودن پسران نوجوان و تجاوز به آنان با تهديد چاقو و زدن كتك دست داشته اند، بلكه دختران فرارى بسيارى را به كارگاهى كه در آن كار مى كردند، برده و با آنان رابطه داشته اند.
دومين گرداننده «گروه سياه» جوانى معروف به «سعيد» بود كه گفته مى شد پيغامهاى مرگ به نخستين داديار پرونده در دادسراى شهيد محلاتى فرستاده بود. اين عضو باند كه از سوى پليس خطرناكترين فرد «گروه سياه» شناخته شده بود، ساعت ۱۳ و ۳۰ دقيقه ظهر چهارشنبه ۱۳ مهر وقتى در طبقه دوم خانه اش در پل چهارم بلوار ابوذر در خواب بود، غافلگيرانه دستگير شد. «سعيد» به تنها جرايمى كه دوستانش عليه او اعتراف كرده بودند اشاره كرد و گفت كه هيچگاه برخلاف تحقيقات پليسى اسلحه در دست نداشته و از مدتها پيش اسلحه اش در كرج توقيف شده و ديگر اسلحه اى نخريده است. پنج ماه پس از اينكه پليس و دادگاه به رديابى هاى گسترده اى دست زدند تا همه جزئيات اقدامات تبهكارانه «گروه سياه» را روشن سازند، پرونده به مرحله صدور قرار مجرميت و كيفرخواست رسيد.
بنا به گزارش رسيده ۶ متهم در اين پرونده حضور دارند كه در كل به ۱۲ فقره پسربچه ربايى اعتراف كرده اند، اما به خاطر نوع اقدام اين گروه تنها خانواده سه پسربچه طرح شكايت كرده اند.»
عضو اصلى «گروه سياه» پسرى به نام «عباس» است و ديگر اعضاى اين باند نيز اگر در تجاوز به اين سه پسربچه شركت داشته اند، آن را پذيرفته اند و تنها ابهام در پرونده اين متهمان عدم شكايت ۹ طعمه ديگر آنان است كه هنوز شناسايى نشده اند. به گفته بازپرس پرونده نوع اقدامات اين متهمان به گونه اى نيست كه اتهامشان افساد فى الارض باشد، اتهامات تعدادى از آنان دو شاخه اى است و بايستى تفكيك شده و سپس كيفرخواست صادر شود. در اين پرونده دو اتهام آدم ربايى و تجاوز به پسران نوجوان مطرح است كه دادسراى امور جنايى تنها مى تواند درخصوص اتهام آدم ربايى آنان كيفرخواست صادر كند و پرونده به دادگاه عمومى جزايى تهران ارجاع يابد. اين گزارش حاكى است؛ 9 تن از طعمه هاى «گروه سياه» كه در دام هولناك آنان افتاده اند و مورد تجاوز قرار گرفته اند از ترس آبروى خود به دادسرا و پليس مراجعه نكرده كه اگر آنان نيز طرح شكايت مى كردند، پرونده رنگ و عمق ديگرى مى گرفت. اعضاى «گروه سياه» وقتى مى خواستند پسر نوجوانى را شكار كنند، به بهانه اينكه وى مزاحم خواهر يكى از آنان شده است، او را براى مواجهه حضورى با خواهر دروغين به «شهر پشه» در پارك فداييان اسلام يا كارگاهى در هاشم آباد مى كشاندند و با بى اعتنايى به التماسها و گريه هاى پسربچه ها با تهديد چاقو و كتك زدن وحشيانه او را تسليم خواسته شوم خود مى كردند.
|
|
|
|