Nimrooz
Vol. 16, No. 814, December 10, 2004
سال شانزدهم - شماره ۸۱۴ - جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۳
خداحافظ پاواروتى!
مخملباف در خارج مى تازد!
انتخاب ملكه زيبايى سال ۲۰۰۴
«اسكندر» خشم ايرانيان را برانگيخت
سيمين غانم، كنسرت پشت حصار ممنوعه ها

خداحافظ پاواروتى!
لوچيانو پاواروتى خواننده تنور ايتاليايى، پس از چهار دهه حضور در مهمترين اپراهاى جهان، پائيز سال آينده براى آخرين بار بر روى صحنه خواهد رفت. او با ۳۷۳ برنامه موفق، نام خود را براى هميشه در تاريخ موسيقى ثبت كرده است. پاواروتى در مصاحبه با رويتر گفت در پايان تور اخير خود كه به سراسر جهان سفر مى كند به هوادارانش بدرود مى گويد واز دنياى موسيقى خداحافظى خواهد كرد. اين تور از تابستان امسال در آكروپوليس آتن آغاز شد و تا روزتولد هفتاد سالگى او در سال ۲۰۰۵ ادامه خواهد يافت. پاواروتى در كنسرت هاى دهه ۱۹۹۰ خود كه همراه با گروهى از خوانندگان معروف جهان نظير ستينگ، اندره بوچلى، اريك كلاپتون وبرايان آدامز اجرا كرد و به كنسرتهاى «پاووراتى و دوستان» معروف شده بود، توانست ميليون ها دلار به كودكان بوسنيايى كمك كند.

مخملباف در خارج مى تازد!
فيلم بعدى مخملباف با نام موقت «هند» بلافاصله بعد از فيلم «عشق هاى دوشنبه» در اسفند و فروردين ماه سال آينده در هند فيلمبردارى خواهد شد. بازيگران اصلى فيلم يك مرد و يك زن ايرانى و بقيه از كشور هندوستان خواهند بود. گروه سازنده از سينماى ايران انتخاب شده اند و تدوين و صداگذارى اين فيلم نيز در هند انجام خواهد شد.
اين فيلم توليد مشترك خانه فيلم مخملباف و يك كمپانى فرانسوى و هندى است.
محسن مخملباف هم اكنون در حال فيلمبردارى جديدترين ساخته خود با عنوان عشق هاى دوشنبه است. اين فيلم با نگاهى فلسفى به مقوله عشق به داستان رابطه يك مربى رقص با ۴ تن از شاگردانش مى پردازد و مخملباف در اين فيلم از دختر و پسر نوجوان و نابيناى فيلم سكوت نيز استفاده كرده است.
جالب اين است كه كودكى كه مخملباف براى نقش نوجوان نابينا استفاده كرده ۷ سال پيش او را موقع گدايى پيدا كرده است.
مخملباف در عشق هاى دوشنبه از دلير نظير خواننده معروف تاجيك به عنوان هنرپيشه نقش نخست بهره برده كه ابتدا بازى در اين فيلم را نمى پذيرفته است ولى بعداً با اصرار مخملباف راضى به بازى در اين فيلم شد. بازيگران اين فيلم از كشور تاجيكستان انتخاب شده اند و گروه سازنده از ايران خواهند بود. زبان فيلم به گويش فارسى (تاجيكى) است. تدوين و صداگذارى اين فيلم در لابراتوار هند انجام خواهد شد.
قرار است محمدرضا درويشى موسيقى متن اين فيلم را بسازد. محسن مخملباف كه پيش از اين قصد داشت فيلمنامه «فراموشى» را در ايران بسازد، با مخالفت وزارت ارشاد براى ساخت آن فيلم روبه رو شد.
اين فيلمنامه با حذف سى و سه قسمت از آن در روزنامه شرق به چاپ رسيد، اما وزارت ارشاد با چاپ كامل متن اين فيلمنامه در يك كتاب مستقل نيز موافقت نكرد.
پيش از اين با آن كه فيلم «نوبت عاشقى» مجوز نمايش نگرفت اما فيلمنامه آن توانست ۱۲ بار در ايران تجديد چاپ شود.

خواب تلخ يك استثناء در جشنواره سالونيكا
با جايزه اسكندر طلايى كه محسن اميريوسفى هفته گذشته از جشنواره سالونيكا دريافت كرد حالا مى توان او را يك فيلمساز مطرح در سينماى ايران معرفى كرد.
فيلم «خواب تلخ» ساخته محسن اميريوسفى اولين فيلم از سينماى ايران است كه تاكنون توانسته جوايز اصلى جشنواره سالونيكا را به دست آورد. جشنواره سالونيكا يكى از مهمترين رويدادهاى دوازده گانه در سطح دنيا محسوب مى شود و معتبرترين جشنواره در منطقه بالكان در اروپا به حساب مى آيد كه سينماى ايران به رغم حضورى قابل توجه در سال هاى اخير در اين جشنواره، هيچ گاه نتوانسته بود جوايز اصلى آن را به دست آورد.
جايزه اسكندر طلايى (جايزه ۳۷ هزار يورويى) و جايزه ويژه تماشاگران، مهمترين جوايز اين جشنواره بودند، كه به خواب تلخ محسن اميريوسفى رسيده است.
دست اندركاران و داوران جشنواره سالونيكا در اظهارات خود به تعريف و تمجيد از اين ساخته اميريوسفى پرداخته اند.
ميكلوش يانجو فيلمساز مطرح سينماى مجارستان و رئيس هيأت داوران جشنواره فيلم سالونيكا «خواب تلخ» را يك «انشاء» فلسفى و هنرمندانه درباره مرگ و زندگى عنوان كرده است.
استقبال تماشاگران، جوانان و دانشجويان از اين فيلم، به حدى بود كه تماشاگران براى تماشاى آن تا يك مترى پرده سينما نشسته بودند.
«تئو آنجلوپلوس» فيلمساز مطرح سينماى جهان و رئيس جشنواره سالونيكا نيز درباره خواب تلخ گفته است: فيلم ايرانى «خواب تلخ» از معدود فيلم هاى سال هاى اخير است كه هم توانسته نظرات داوران ميانسال و نه چندان جوان جشنوارها را به دست آورد و هم تماشاگران جوان از آن استقبال كردند. آنجلوپولوس با اين شرايط خواب تلخ را يك استثنا در جشنواره سالونيكا توصيف كرده است.

انتخاب ملكه زيبايى سال ۲۰۰۴
طى مراسمى در شهر سانيا در جنوب جزيره هاينان چين، نام ماريا خوليا مانتيا گارسيا، دختر شايسته كشور پرو به عنوان ملكه زيبايى جهان برگزيده شد.
وى براى كسب چنين عنوانى يكصد و شش رقيب را پشت سر گذاشت و طى مراسمى پر شكوه، تاج ملكه زيبايى را از روزانا ديويسون، دختر كريس دى برگ، خواننده معروف ايرلندى تحويل گرفت.
خانم گارسيا كه بيست سال سن دارد پس از آنكه جايزه اى ده هزار دلارى دريافت كرد به خبرنگاران گفت كه قصد دارد به عنوان ملكه زيبايى جهان به فعاليتهاى خيريه روى آورد و معلم مدرسه شود.
او از طريق مترجم خود گفت من انگليسى خوبى صحبت نمى كنم اما لبخند ها بسيار گويا تر از زبان هستند.
ماريا گارسيا زمانى كه گفت بيش از هر چيز ديگرى در مسابقات دختر شايسته دلش براى شهر سانياى چين، شهر ميزبان اين مسابقات تنگ مى شود، توانست از همه شركت كنندگان در اين مراسم دلربايى كند.
در اين رقابت، كلوديا خوليسا كروز رودريگز از جمهورى دومنيكن و نانسى رندل از آمريكا نيز در مقامهاى دوم و سوم قرار گرفتند.
دختران شايسته ولز، مكزيك، آنتيگوا و استراليا نيز در ميان پانزده شركت كننده صف نخست اين رقابت بودند.
در مراسم تعيين ملكه زيبايى، ليزا اسنودان، مانكن بريتانيايى، آنجلا چو، گوينده تلويزيون هنگ كنگ و تروى مك كلين، يكى از چهره هاى تلويزيونى آمريكا اجراى برنامه را به عهده داشتند و از جمله داوران اين رقابت، سر ويو ريچاردز، بازيكن مشهور كريكت بود.
ليونل ريچى، خواننده آمريكايى نيز در اين مراسم به اجراى برنامه پرداخت.
اين دومين بار پياپى بود كه شهر سانياى چين ميزبان مراسم ملكه زيبايى جهان مى شود و اين موضوع باعث افزايش شمار گردشگرانى شده كه به اين شهر سفر مى كنند.
اين در حالى است كه تا مدت كوتاهى پس از اينكه شهر سانيا در سال گذشته براى ميزبانى اين مراسم برگزيده شود، رقابتهاى ملكه زيبايى در چين ممنوع بود.

«اسكندر» خشم ايرانيان را برانگيخت
فيلم «اسكندر» كار تازه آليور استون، فيلمساز آمريكايى، خشم ايرانيان مخالف با محتويات آن از ديدگاه تاريخى را برانگيخت. اين فيلم حتى در ميان هواداران شيوه فيلمسازى آليور استون به عنوان تصوير ضعيفى از ماجراى با عظمت اسكندر از آن نام برده شده است.
ايرانيان در برخى از مناطق اين فيلم را بايكوت كردند و همچنين مقاله اى از سوى انستيتوى ايرانيكا در سايت هاى اينترنتى منتشر شده است كه موضوع آن ايران پس از اسكندر مقدونى و پايدارى و مقاومت ايرانيان در برابر تهاجم فرهنگى يونانيان است.
اين مقاله حمله اسكند مقدونى به ايران، بزرگترين مظهر تمدن جهان آن روز را تلاشى براى دستيابى به ثروت ايرانيان كه در رفاه و آسايش مطلق زندگى مى كردند خوانده است. مهندس امينى سام، تاريخ شناس ايرانى ساكن لس آنجلس و رئيس بنياد جمشيد كه مدت ها است درباره طرح بازسازى تخت جمشيد به مطالعه مشغول است، با انتشار نوشتارى عدم نمايش به آتش كشيدن تخت جمشيد در اين فيلم را مورد سئوال قرار داد.
امينى سام در مصاحبه با راديوفردا گفت در غرب اسكندر را به نام اسكندر بزرگ مى شناسند، اما در صورتى كه آتش زدن تخت جمشيد را نشان مى دادند، ديگر نمى شد او را بزرگ ناميد.

سيمين غانم، كنسرت پشت حصار ممنوعه ها
به لطف و دعوت دخترم براى كنسرت موسيقى سيمين غانم كه در تالار وحدت اجراء شد رفتيم. اين تالار درمجموعه بنياد رودكى واقع شده است.
جلوى در ورودى جمع زيادى جمع شده بودند. با خودم فكر مى كردم كه شركت كنندگان حتما هم سن وسال هاى من هستند اما زنان ودختران جوان زياد بودند.
در صف ورودى سى دى بليت كه لوح فشرده شده اى از خلاصه برنامه بود توسط كنترلرچى مرد سوراخ شد. وارد اطاق كوچكى شديم و در آنجا مأموران زن بعد از وارسى تن وكيف و گرفتن موبايل هايمان، اجازه ورود به ما داد. پس از اين پروسه گشتن وارد محوطه سر سبز تالار شديم و سعى كرديم تلخى گشتن را كه چيز جديدى نبود اما هر بار آزارمان مى دهد، فراموش كنيم!
تالار پر از جمعيت بود و شركت كنندگان يك جور هائى وا رفته بودند. سالن گرم بود. برخى كه وارد تر بودند روسرى هايشان را برداشته بودند و برخى مى پرسيدنداشكال ندارد روسرى هايمان را بر داريم؟
حضور ايستاده زنان كنترل كننده سالن نيزخود براين سردى مى افزود. با حركت بلدوزر وار مأمور براى گرفتن موبايل يا دوربينى كه از نگاه گشت پنهان مانده بود و توجه همه را جلب خود كرد، زن ها بيشتر در خود فرو رفتند.
مجرى برنامه، زن جوان مرتبى با خوش آمد برنامه را شروع كرد:
اين كنسرت به نفع بنياد خيريه فيروز نيا برپا شد وعوايد آن به نفع خانواده هاى بى سرپرست واشتغال زايى و كمك به آسيب ديدگان مصرف مى شود.
برنامه با معرفى گروه اركستر آغاز شد كه متشكل است از دختران جوان كه همگى تحصيل كرده هستند و مداركى چون مهندسى با دف و تونبك و سنتور دارند.
بعد از نواختن آهنگى وتشويق زنان، سمين غانم سن و سال دار كه كمى چاق تر شده با هما ن موهاى صاف وارد سن شد و تشويق حضار هم بلند شد...اما نه آنچنان. اوشروع به خواندن كرد. با هر ترانه كه مى خواند بر شور وحال حضار افزوده مى شد. چه صدائى! چقدر رسا! چقدر صاف وبى خش! خواند و خواند. از شاليزار هاى سر سبز خواند واز تجويدى گفت كه در بستر بيماريست و از دلكش بانوى آواز ايران گفت: يادم آمد، روزگار كودكى، شور حال كودكى بر نگردد دريغا......
همه با او مى خواندند، گريه مى كردند و لذت مى بردند. آسمان جلاى ديگر پيش من داشت وعجبا كه جوان ها همه ترانه ها را بلد بودند. يخ ها كم كم باز شدند. ديگر همه با شدت دست مى زدند، فرياد مى زدند، سوت مى زدند و بشكن بشكنى بود، صدائى بقيه را تشويق مى كرد و مى گفت خودتان را تخليه كنيد! بخوانيد، دست بزنيد، شادى كنيد، هر چقدر كه كوتاه باشد...
همه بهم لبخند مى زدند. دست هم را مى گرفتند وانگار كه سال هاست همديگر را مى شناسند، واى كه چقدر هنر وآواز مى تواند محيط را لطيف وانسانى كند و به ويژه آن زمانى كه تفكرى انسانى پشت آن باشد.
وقت تمام شد شور وهيجان به جان زنان ريخته شده بود، ولى افسوس كه ديگر خواننده حتى اجازه بيشتر ماندن در سالن را نداشت. سمين غانم با تمام وجود مايه گذاشت. با اركسترجوان خود چهار بار گل گلدون را خواند و بار آخر بدون اركستر باهم خوانى تمام كسانى كه در سالن بودند... تا سرانجام توسط مأمور زن از صحنه خارج شد.
بعد از پايان برنامه؛ دوستم گفت نياز به راه رفتن دارم، مى خواهم پياده بروم. من هم احساس خوبى داشتم. احساس سبكى و سر زندگى. چه خوب مى خواند با اين سن، چه تأثير خوبى بر همه گذاشت، احساس بودن، و زنده بودن را داشتم... مى توان زن بود و خواند، نمى دانم اثر اين موسيقى زنده زنانه بود يا وجود آن همدلى ميان جمع؛ نمى دانم! زمانى كه داشتم پز اين كنسرت را مى دادم، دوستى گفت كه اين براى شاه مى خوانده و ديدن ندارد! اما ديدن دارد زنى با اين سن و سال مى خواند و روى سن با لرز اندامى كه كنترل مى كرد خواندن زنان را احيا ء مى كند و به بقيه شادى مى رساند، كارى كه كم مى كنيم. خوشحالى وآرامش ديگران، خيلى راحت احساس گناه را در ديگران به وجود مى آوريم. با خود گفتم: شكنجه گر كه نبوده، خواننده بوده.... از همه مهم تر زنى مثل همه زنان معمولى...
به قول خاطره پروانه سر پرست گروه «ياران» كه گفته بود كه ما براى دلمان وبراى مردم مى خوانيم ودر آينده هيچ اثرى از ما باقى نمى ماند.
از سال ۵۷ تا به حال هيچ نوار وCD از صداى زنان وجود ندارد. اگر چه نوار هاى خوانندگان قديمى در خانه ها وهمه جا گوش داده مى شود. در سالن هاى اجرا نه ضبطى، نه فيلمى ونه عكسى تهيه مى شود، در سال شايد يكى دو برنامه از كنسرت زنان داشته باشيم، كه فقط در سالن هاى خاص بايد اجرا ء شوند و در همه سالن ها نمى توانند اجرا كنند كه آن هم مشكلات ويژه خود را دارد و باز هم اين مشكلات مانند بقيه چيز ها كه مخصوص زنان است! مخصوص موسيقى زنان است. (سايت فيمنيستى)

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
افغانستان
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   اينترنت و وبلاگ   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •