Nimrooz
Vol. 16, No. 813, December 3, 2004
سال شانزدهم - شماره ۸۱۳ - جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۳
محمود تربتى سنجابى
... نخست وزير سه دقيقه قبل درگذشت
۱۳سال نخست وزيرى
جناب آقاى رئيس، يك ايرانى، قبل از آن ۱۳سالى كه من نخست وزير بودم، موجود بود و نخست وزيرانى در آن بودند و يك ايران بعد از آن ۱۳سال موجود بود. بنده مى بينم تمام فرمايشات دادستان، محبتشان به طرف من سرازير شده! بنده استدعاى من اين است كه هر كسى كه مقصر است در آن چهارچوب، آن قسمتى كه در آن مقصر است، آن جرمش در آنجا هست. جرم كس ديگرى نيست. اگر بنده به اطلاع شما رساندم كه وقتى قشون ايران به ظفار رفت، من يك ماه و نيم بعد، مطلع شدم آن هم به وسيله يك سفير خارجى كه قشون ايران به ظفار رفته است. بنده تقصيرى ندارم. سيستمى كه در اين مملكت بود همه آقايان آن سيستم را از نزديك ديده بودند. آن عده كه با آن سيستم مبارزه مى كردند، عده اى معدود بودند و خيلى ها جزء اين سيستم بودند كه چه كسى در مقام بالاتر و چه كسى در مقام پائين تر ولى سيستم، جناب آقاى رئيس، مثل يك بدن است. اين بدن ممكن است مغزش اهميتش از قلبش بيشتر باشد، از كبد بيشتر باشد، ولى اگر كبد مريض باشد، قلب هم مريض مى شود، خلاصه عرض بنده اين است آن طورى كه استنباط مى كنم از فرمايشات جناب آقاى دادستان، ولى نمى توانم در اين محكمه، آيا عرايض من تمام مى شود؟
روش سيستم
جناب آقاى دادستان پاسخ خواهند داد آيا بنده مى توانم پاسخ دهم؟ يعنى بنده مى توانم از خودم دفاع كنم؟
رئيس: الان موقع دفاع شماست.
هويدا: بنده مقررات دادگاه را نمى دانم. جناب آقاى دادستان، جناب آقاى رئيس، من ۶ماه است كه روزنامه نديده ام و ۶ماه است كه راديو گوش نكرده ام. من نمى دانم كه چه تصميماتى در مملكت ما گرفته شده است، لذا چون روشن نيستم، نمى توانم در اينجا، راجع به تمام مسائل عرايضم را بكنم. جناب آقاى دادستان توانسته اند تمام اطلاعات را جمع آورى كنند. بنده دسترسى نداشتم كه كسى يا وكيلى يا از شخصى اطلاعاتى كسب كنم. هر چه كه در اينجا عرض مى كنم به ذهنم سپرده شده چون هوش سرشارى هم ندارم، نمى توانم پاسخ درستى بدهم. ظرف چهار روزى كه از من بازپرسى مى شد، پاسخ صريحى به بعضى از مسائلى كه مى پرسيدند ندادم، مى گفتم از وزير مسئولش بپرسيد يا مى گفتم پرونده اش را باز كنيد و ببينيد كه واقعاً اين مسئله باشد. نمى گفتم كه حتماً اطلاع ندارم. مى گفتم من به ياد ندارم.
بنده شاه مملكت بودم!
حضور محترم جناب دادستان دادگاه انقلاب دو جلسه داشتيم كه سئوالاتى فرمودند كه من به آن سئوالات پاسخ دادم. مسلماً پاسخ هاى من كلى بود. در آن موقع مسائلى كه جزئيات بود، بنده به ياد ندارم.
جناب آقاى دادستان مى فرمايند، پس بنده شاه مملكت بودم و شاه نخست وزير مملكت بود، اين طور بنده استنباط مى كنم كه هر كارى را بنده انجام مى دادم، ايشان از من اطاعت مى كرد. اين طور كه نبود، سيستمى كه بنده عرض مى كنم، . سيستمى نبود كه در زمانى كه بنده نخست وزير بودم تدوين شده باشد يا در زمان من اين سيستم شروع به كار كرده باشد. ساواك در زمان بنده به وجود نيامد. اينها تمامش قوانين دارد. در موقع خودش تشكيل شده در موقع خودش طبق مقرراتى انجام وظيفه مى كند. مجلس خوب كار نمى كرد. وكلايش درست نبودند. اين يك نظرى است كه جناب دادستان گفتند از وكيلش بپرسيد، از رئيس مجلسش بپرسيد. اگر در اينجا راجع به موضوع مس صحبت مى كنيد، چرا از وزيرش سئوال نشود كه اطلاعات بيشترى بدهد. تمام گناهان را به گردن من نگذاريد. به قدر كافى هر فرد انسان، در اين دنيا گناه مى كند و گناهان افراد ديگر را لازم نيست به گناهان آن اضافه كنيد. پس فرض مى كنم كه بنده از اين كيفرخواستى كه قرائت شد، به اين ذهن خودم چند كلمه اى بيشتر نسپردم و واقعاً كه الان هم در خدمت مباركتان هستم، بنده به ياد ندارم اين كيفرخواست به جز اينجا، در جائى قرائت شده باشد. من خيال مى كنم كه حداقل يك كيفرخواست را بايستى به دست متهم بدهند تا آن متهم بتواند آن را قرائت كند و اگر مسائلى در آن كيفرخواست باشد، جواب بدهد.
يك قسمت را من جواب دادم. من استدعا مى كنم كه چه زنده باشم و چه مرده باشم، درباره قاچاق موادمخدر من استدعا دارم اين موضوع را دادگاه دنبال كند. از پليس بين المللى و از دولت فرانسه سئوال كنيد. اين چيزى نيست كه محرمانه بماند. اين چيزى نيست كه دو تا روزنامه يا دو نفر درباره اين شرحى نوشته اند. اين دادگاه محترم متكى به آن باشد. من خيال مى كنم كه دلايل بايد از آن بيشتر باشد و اگر يك جرمى در يك شهرى انجام بگيرد، تحقيق مى كنند كه ببينند جرمى دارد؟ و اگر جرمى باشد ببينند آن جرم چه بوده و بعد آن شخص را محاكمه مى كنند و به مجازات مى رسانند. اين موضوع را من استدلال مى كنم. به خاطر اين كه نكات ديگر هم در كيفرخواست اگر به ياد داشته باشم مطرح مى شود. آن شب در اينجا گفتم جناب آقاى رئيس، بنده دستم به پول آلوده نيست. بپرسيد، تحقيق كنيد، برويد ببينيد كه زندگى من چه بوده و زندگى من چه هست. خيلى كار آسانى است، بنده مى توانستم مثل بقيه....
رئيس: آقاى هويدا، راجع به اتهامات ديگر صحبت كنيد. اين مطالب را كه فرموديد، اينها تكرارى است. قبلاً هم فرموده بوديد.
ببينيد دادگاه يك نظامى دارد. يعنى شما راجع به يك مطلب ده بار لازم نيست صحبت كنيد. آن مطالبى را كه گفته ايد و ضبط شده است و در پرونده منعكس است.
هويدا: آن شب. آن شب كه اين آقايان تشريف نداشتند. عده اى از آقايان محترم براى اولين بار در اين دادگاه شركت دارند.
رئيس: آقايان در تصميم گيرى دادگاه شركت نخواهند كرد. آن كسانى كه در شور شركت مى كند، آن شب هم بودند. الان هم هستند.
هويدا: در هر صورت مى خواهم بگويم، زندگى بنده روشن است و از لحاظ مالى روشن است و از لحاظ سياسى هم روشن در حكومتى كه بنده اداره مى كردم و نخست وزيرش بودم، طبق قوانين اساسى و تعبيرى كه آن موقع از قانون اساسى مى شد، قوه مجريه با شاه بود و دستور مى داد و دستورات اجرا مى شد. شما كه دستتان باز است مى توانيد به تمام پرونده ها رسيدگى كنيد. شما كه مى توانيد پرونده هاى مخصوص دفتر شاهنشاهى، مى توانيد پرونده هاى مخصوص نخست وزيرى، مى توانيد پرونده هاى ساواك را به دست بياوريد، اين كه به دست آورده ايد، در آن پرونده ببينيد چه طور عمل مى شده. شما مى دانيد كه رئيس ساواك از نخست وزير دستور نمى گرفته....
رئيس: يكى از سئوالاتى كه آقاى دادستان از شما داشت همين بود كه آقاى نخست وزير! معاون شما رئيس ساواك بود. مگر معاون شما رئيس ساواك نبود؟ نظارت شما به عنوان رئيسى كه او به عنوان معاون شما كار مى كرد، بر شخص او چه بود؟
هويدا: نه! هيچ! ايشان به سمت يك افسر ارتش، طبق قوانين، دستور ارتش را مستقيم مى گرفت و مستقيماً اجرا مى كرد و اگر احتياج به بودجه اى بود، به ما اطلاع مى داد. همانطور كه خودتان اينجا فرموديد، بودجه ها را ما در اختيارش مى گذاشتيم، پس از كسب تكليف از مقامات.
رئيس: ملت ايران به شما مى گويد: زمانى كه شما را به عنوان نخست وزير، نصب مى كنند و به شما مى گويند كه درباره كارهاى معاونتان كه سراسر جرم است، عليه ملت ايران و سراسر نقض قانون اساسى است كه خود آنها مى گويند پايبند هستيم، چرا كه شما به عنوان كسى كه اين چنين توقعاتى از شما دارند، هنوز صدارت را نگه مى داريد و حتى يك كلمه اعتراض نمى كنيد و شما در مسير كار آنها، مساعدت و كمك و همكارى مى كنيد؟
هويدا: جناب آقاى رئيس، گزارش به ما نمى دادند و خدمتتان عرض كردم كه...
رئيس: و شما هم نمى خواستيد؟
هويدا: اجازه بدهيد قربان! اگر رئيس محكمه از الان بخواهد عليه متهم صحبت كند...
رئيس: عليه نيست. من دارم سئوال مى كنم.
هويدا: در اين محكمه چه عرض كنم كه رئيس محكمه و شخصيت جنابعالى كه بنده ستايشش را شنيده ام، ايجاب مى كند كه...
رئيس: شما با اين منطق مى خواهيد خودتان را تبرئه كنيد كه چون ساواك توى آن سيستم به نخست وزيرهاى قبل از من گزارش نمى داد. من با آن كه مى دانستم نخست وزيرى بودم كه رئيس ساواك معاون من بود و تكليف ساواك هم براى من مشخص بوده. شما مى گوئيد به من گزارش نمى شد. اگر شما فرمان مى داديد به يك افسر رئيس كلانترى باشد، او مى توانست بگويد كه افسر گشت به من گزارش نداد؟
هويدا: اجازه بفرمائيد قربان، اگر اجازه بفرمائيد، تمام اينها جوابهايش در عرايض بنده خواهد بود.
آن طور كه عرض كردم، سيستم ما، در حكومت ما، بنده در آن حكومت بودم. قبل از من هم همينطور بود. بعد از من هم تا حدى همينطور بود. قبل از ۲۸ مرداد هم همينطور بود. بعد از ۲۸ مرداد هم در مدت كوتاهى تغييراتى كرد. در زمان حكومت ملى مصدق. بعد از آن هم همينطور بود. بايد عرض كنم دستگاه هاى نظامى به نخست وزير گزارش نمى داد. از لحاظ ساواك كه فرموديد، گزارش هاى بين المللى به ما مى رسيد. از لحاظ شكنجه، از لحاظ اشكالات، از لحاظ مسائل گزارش هائى از مقامات بين المللى مى رسيد. كميته بين المللى حقوق بشر، حقوقدانان آمريكا و حقوقدانان اروپا گزارش هائى مى فرستادند. اين گزارش ها در سيستم ها مى رسيد به دست ما، ولى هميشه جواب اين دستگاه بر اين بود كه اين دستگاه هاى خارجى، در آنها فعاليت خارجى رخنه كرده اند. پاسخشان، سياستشان ضد ايران است، عليه ما.
بنده توانستم در يك موقعى كه گزارشى از نمايندگى ايران در سازمان ملل رسيد كه چون ما خودمان عضو كميته حقوق بشر هستيم و اگر ما جواب صحيح ندهيم آبرويمان در اين دستگاه مى رود، بايد چاره جوئى شود يا يك پاسخ قانع كننده داده شود. اگر نه در جلسه كميته حقوق بشر اين مسائل مطرح خواهد شد و از ما جواب لازم را مى خواهند، حضور مباركتان عرض كنم كه از پروفسور فريمون سوئيسى صلاح انديشى شد. فريمون يكى از دوستان من است و توانستيم توسط دو نفر از وزراى كابينه يكى شان وزير بهدارى وقت بود و يكى شان وزير آموزش و پرورش با فريمون صحبت كرديم و او به ما پيشنهاد كرد كه بهترين راه حل براى شما براى اين كار اين است كه متكى بشويد به كميته بين المللى صليب سرخ و از آنها دعوت بكنيد چون ايران هم جزو كميته بين المللى صليب سرخ است. از آنها هم دعوت بكنيد. از آنها دعوت به عمل آمد و اينها آمدند. گزارش صليب سرخ هم چاپ نمى شود. صليب سرخ گزارشش را به دولت مى دهد. مى توانيد چنين امرى را انجام بدهيد. اين اقدام به عمل آمد. شخص بنده اقدام كردم. در اينجا با پادشاه صحبت شد. موافقت شد كميته صليب سرخ رئيس اش را فرستاد به ايران. مذاكره كرد و قرار شد تمام اينها بروند در زندان هاى ايران و پس از آن به آنها اجازه داده شد دفترى در ايران داير كنند و هر موقع كه مى خواهند به زندان ها بروند و در آن زندان ها بتوانند رسيدگى كنند. مسلماً گزارشش داده شد. سعى كردم اين گزارش را پيدا كنم. استدعا كردم از جناب دادستان كه من بتوانم اين گزارش را بگيرم و بياورم. اين گزارش تعيين مى كرد كه افرادى كه در زندان بودند كه يك عده شان علائمى بود كه اين علائم شكنجه بود. جواب مقامات انتظامى ايران اين بود كه در موقع زد و خورد چنين چيزى به عمل آمده است، ولى مجدداً خودم با رئيس اش با نمايندگان صليب سرخ در ايران صحبت كردم و اينها معتقد بودند كه نه، اين علائم نمى تواند علائم زد و خورد باشد، حتماً علائم شكنجه است. از آن روزى كه به اينها اجازه داده شد كه در ايران باشند و بتوانند به زندان ها آزادانه بروند، خود آنها به ما گزارش دادند كه وضع در زندان ها بهتر شده و جلوى اينگونه كارها تا حدودى كه اين طورى كه در گزارششان به ياد دارم نوشته شده. اين اقدامى بود كه من مى توانستم بكنم و انجام دادم.
رئيس: آقاى دادستان مطلبى دارند كه مى خواهند اعلام كنند.
دادستان: در مورد مطالب كيفرخواست و مطالبى كه اشاره كردند و بيان كردند بگذريم از حكومت ايشان كه هيچ قاعده اى نداشت. هر دادگاهى يك قاعده اى دارد. ما اينجا براساس موازين انسانى و انقلابى و شرعى اين دادگاه را تشكيل داديم و اداره مى كنيم و شما بر اين موازين و بر اين مبانى محاكمه مى شويد. فرمودند امكان تهيه سند نبوده است. عرض مى كنم كه شما ۱۳سال بى سند و بى مدرك، آنچه خواستيد كرديد و هيچ مدركى هم بجا نگذاشتيد. هيچ سندى هم به ملت ارائه نكرديد.
ما از شما، در جزئيات اينكه برنج را چند خريديد و مس را چند فروختيد اصلاً سئوالى نداريم كه شما وارد جزئيات بشويد و شما به ما آمار بدهيد. كما اين كه در جلسه گذشته هم گفتم كه رشد توسعه سرمايه گذارى در سال فلان، آنقدر بود و در سال ديگر اينقدر و يا درآمد سرانه از فلان قدر به فلان قدر و يا تورم به صفر رسيد. ما تمام صحبت هاى شما را در اين مواقع فرض مى گيريم كه درست است. اينها را قبلاً تكرار كرديد و دادسرا حاضر است همه پرونده ها را بخواند، ولى بنده دو جمله از بيانات سر كار را مى خوانم و اين تحقيقى كه شده در مورد آزادى و نقض حقوق بشر و نقض آزادى هاى مصرح در قانون اساسى سابق. از ايشان سئوال شده است و ايشان فرمودند صفحه ۱۱ از اظهارات است. در سال هاى گذشته من ادعا نمى كنم كه در ايران آزادى به معناى اروپائى كلمه وجود داشت. خير، هرگز، اما كتمان نمى كنم از اين كه آزادى بيان و آزادى قلم نبود. من خوشحال بودم. خير من به اين ضعف خود آشنا بودم، اما چه كار مى توانستم بكنم. اين آقا مردى است كه سيزده سال سلطه اجنبى را بر ملت مظلوم ستم كشيده اى تحميل كرده است. اگر هر دادگاهى در هر جاى دنيا اين منطق را كه من آزادى را كشتم، اما چه مى توان كرد بپذيرد، ما حاضريم از طرف دادسراى انقلابى يك مدال عدالت هم به آقاى هويدا بدهيم و اين چيزى است كه ملت و تاريخ نظر مى دهد. در اين دادگاه محترم، اميرعباس هويدا محاكمه نمى شود، در اين دادگاه، نظامى محاكمه مى شود كه استبداد را به جاى آزادى و فحشاء را به جاى انسانيت گذاشته، نظامى محاكمه مى شود كه اصل بر نوكرى اجنبى گذاشته، نظامى محاكمه مى شود كه ملت را رها كرده تا دامن اجنبى را بگيرد، نظامى محاكمه مى شود كه به هيچ آزادى از هيچ نوع چه اروپائى و چه شرقى آن و چه قرون وسطائى آن معتقد نبود. در سال هائى كه شما سئوال از مردم مى كرديد...

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
احزاب
ورزش
داستان
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   احزاب   •   ورزش   •   داستان   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •