|
از: گزارشگر نيمروز در آلمان بهرام معصومى
طلاق ۷۷۰ ميليون يوروئى رهبر فرقه اسماعيليه (آقاخان) از دومين همسرش «بگم اينارا»
طلاق يا جدائى ۷۷۰ ميليون يوروئى به عنوان مطلبى است كه نشريه آلمانى زبان AZ (چاپ مونيخ) در شماره روز سه شنبه ۲۳/۱۱/۲۰۰۴ ترسائى خود انتشار داده است.
|
|
معصومى
|
اين نشريه آلمانى زبان به نقل از نشريه انگليسى زبان «Sunday Times» ادعا دارد كه آقاخان، رهبر فرقه اسماعيليه ناگزير است كه خود را با گرانترين مهريه تاريخ معاصر آماده مقابله سازد. وى پيش بينى مى كند كه همسرش در اين جدائى بيش از نيمى از ثروت و حتى درآمد مالى آينده او را تصاحب كند كه رقمى حدود ۷۷۰ميليون يورو حدس زده مى شود. اين نشريه در ادامه گزارش خود مى افزايد: در حالى كه همسر آقاخان، «بگُم اينارا» به هيچوجه طالب انتقامجوئى نيست، ولى وكيل مدافع ايشان خانم MAGGIE RAE در نظر دارد كه اين مبلغ هنگفت را به سود همسر دوم آقاخان، از رهبر فرقه اسماعيليه بستاند، زيرا موكل وى به خاطر ازدواج خود با آقاخان و گرويدن به دين اسلام، موقعيت شغلى خود را از دست داده است. در ضمن شايعات بسيارى رواج دارد كه خانم RAE يكى از وكلاى سرسخت بوده و همان وكيلى است كه توانست در ماجراى طلاق پرنس چارلز، (وليعهد انگلستان) براى دايانا رقمى حدود ۲۵ميليون يورو مطالبه نمايد. اين نشريه همچنين مى افزايد: حال آقاخان تلاش دارد كه محل رسيدگى به اين جدائى را به دادگاهى در كشور فرانسه انتقال دهد، زيرا اميدوار است كه در آن كشور با هزينه كمترى روبرو شود، ولى با اين وجود از آن بيمناك است كه پيروان فرقه اسماعيليه از ثروت و اندوخته رهبر مذهبى خود كه يكى از جانشينان مستقيم پيامبر اسلام است آگاه و مطلع گردند. به نوشته اين نشريه هر يك از پيروان ۲۰ميليونى اين فرقه موظفند كه ساليانه مبلغى حدود ۵/۱۲درصد از درآمد خود را به يكى از حساب هاى بانكى آقاخان در كشور سوئيس بپردازند. كارشناسان مالى بر اين باورند كه اين واريزى ها در سال رقمى بين ۷۷ تا ۱۶۲ميليون يورو را شامل مى گردد.
از قرار سخنگوى بگُم اينارا «لرد بل» و يكى از مقامات رسمى نزديك به آقاخان حاضر نشدند توضيحى در اين مورد به نمايندگان رسانه هاى گروهى بدهند. در پايان اين گزارش از قول يكى از دوستان آقاخان اضافه گرديده است كه رهبر فرقه اسماعيليه در ماجراى نخستين طلاق خود از همسر اولش «SALLY CROKER» در سال ۱۹۹۵ ترسائى مبلغى حدود ۴۲ميليون يورو به عنوان مهريه پرداخت نموده است.
لازم به يادآورى است كه طبقات گوناگون بشرى از روزگاران دور براى حفظ و دستيابى به منافع و مزاياى اقتصادى و اجتماعى بيشتر، در اديان و مذاهب و حتى سنت هاى مردمى تغييراتى داده و براى تأمين مصالح اجتماعى به نام خدا و پيامبر و پيشواى دينى، فرقه جديدى به وجود آورده اند و با بهره بردارى از قراردادها، به مخالفت و دشمنى با دگرانديشان پرداخته اند. بسيارى از كتاب هاى معتبر، فرقه هاى منشعب از دين اسلام را فزون از يك سد مى دانند. در ايران، سرزمين اهورائى ما، شيعه دوازده امامى و فرقه اسماعيليه از لحاظ نفوذ و قدرت مذهبى از ديگر فرقه ها برترى خاصى نشان مى دهد. اسماعيليان يك جريان مذهبى (انقلابى) در داخل شيعيان هستند. اختلافى كه آنان با شيعيان دارند، آن است كه اسماعيليان به جاى دوازده امام فقط به هفت امام قائل مى باشند. در ديوان قطع و مقطعات ناصرخسرو، زير عنوان مقدمه به قلم شادروان تقى زاده مى خوانيم: «... مذهبى كه پيروان آن در كتب ملل و نحل و تواريخ و سيره به اسامى و عنوانات مختلف اسمعيلى، باطنى و قرمطى، فاطمى، شيعه سبعيه و به اصطلاح دشمنان آنها ملاحده ذكر مى شود، شعبه اى از مذهب شيعه بوده كه فقط به هفت امام قائل بودند، يعنى از ائمه ۱۲گانه شيعه اثنى عشر فقط تا امام ششم آنها را معتقد بودند و پسر وى اسمعيل را امام هفتم دانسته و دوره امامان را با وى ختم شده مى دانستند. پسر اسمعيل مزبور، محمد را قائم موعود مى پنداشتند و پس از امامت را در اولاد او به ترتيب مخصوصى قائل بودند. مؤسس اين طريقه خود محمدبن اسمعيل، ولى مروج و مجدد و بلكه در واقع مؤسس حقيقى شالوده آن عبدالله بن ميمون القداح بود كه خلفاى فاطمى، خود را از اعقاب او مى دانستند...»
دوزى (DOZY) نيز ضمن بيان عقايد اسماعيليه مى گويد، عبدالله بن ميمون اصلاً ايرانى خالص بوده و به فرزندان على به همانگونه مى نگريست كه به ساير افراد عرب نگاه مى كرد و آنها را فقط براى نيل به هدف به كار مى برد. او ياران خود را در ميان كافران، بت پرستان و اهل فلسفه يونان جستجو مى كرد.
دو خويه، دانشمند بزرگ هلندى نيز مى نويسد، نفرت شديدى كه نسبت به عرب و اسلام دروغين عهد بنى اميه و بنى عباس وجود داشت، سبب گرديد كه در اواسط قرن سوم هجرى عبدالله بن ميمون القداح را كه شغلش كحالى و نژادش ايرانى بود فكر و انديشه اى به نظر آيد كه از دو جهت شگفت بود، يكى از جهت جرأت و نبوغى كه در طرح نقشه ديده مى شد و ديگر از جهت اين كه با اطمينان خاطر و قوت قلب و شدت عمل به موقع اجرا گذاشته شد. يكى ديگر از محققين و پژوهشگران غربى بنام (اته) نيز بر اين باور است كه آنچه مسلم است تا ظهور عبدالله بن ميمون القداح در حدود سال ۸۷۳ ميلادى، فرقه اسماعيليه يكى از فرق عادى شيعه بود و بين فرق مختلف شيعه اهميت چندانى نداشت، ولى بعد به علل و جهات سياسى و اقتصادى و براى مبارزه با حكومت ظالمانه خلفا اين فرقه در اثر حمايت مردم ناراضى اعتبار فراوان كسب كرد و مدت چهار قرن با دين و دولت خلفاى عباسى به جنگ و مبارزه برخاست. به ادعاى براون از با قريحه ترين مبلغين ايشان، ناصرخسرو، سخنور و جهانگرد معروف است كه لقب بزرگ حجت خراسان داشت و مردى بود با حرارت، با حميت، صاحب طبع آتشين، طينت پاك و ضمير روشن به اصالت نسب فاطميان كه مسلماً معتقد بود.
ناصرخسرو كه پس از مسافرت مصر و مشاهده اوضاع اجتماعى آن سرزمين به مذهب اسماعيليه گرويده است، سيماى اسماعيلى خود را در ديوان خود آشكار نموده است. به طور كلى فرقه اسماعيليه نه تنها طرفدار مردم بودند، بلكه از آزادى بحث و مناظراه نيز حمايت مى كردند و از اين راه به رواج منطق و فلسفه كمك شايان مى نمودند و به همين جهت يعنى به علت آزادى انديشه مورد نفرت روحانيان قشرى و متعصب بودند و هستند، تا جائى كه بعضى از مسلمانان آنان را مورد شماتت و سرزنش قرار داده و پيروان اسماعيليه را مرتد و خدانشناس خوانده اند. ناگفته نماند كه رشد و گسترش نقشه اسماعيليه بيشتر مرهون مساعى و كاردانى مبلغين و پيروان آنها بود. مأموران تبليغاتى اين فرقه با احاطه اطلاعى كه بر ضمائر و قلوب مردم طبقات مختلف داشتند، با صبر و حوصله فراوان به مناطق مختلف سفر كرده و مردم را به گرويدن از مذهب ۱۲ امامى به ۷امامى، قرآن (آخرين كلام خدا) و عدم رعايت به مراسم ظاهرى مذهبى نظير نماز و روزه، زكوة و حج دعوت مى نمودند.
|