Nimrooz
Vol. 16, No. 813, December 3, 2004
سال شانزدهم - شماره ۸۱۳ - جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۳
يك كل و گب (مختصرش اما سنگين)
گفت: اگر شمشير بود الان آمريكا نبود.
گفتم: چونكه شمشير بود الان آمريكائى داريم!
و الآن اضافه ميكنم: تا وقتى به شمشير معتقد باشيم، بدترش، خشنترش و قويترش هم خواهيم داشت.
يك نكته ديگر:
قم حورى: ما مجازيم بزنيم و بكشيم چونكه بنام الله و پيغمبر ميزنيم و ميكشيم و ميبريم.
اعتراض كنى، ميشوى كافر امريكايى و نوكر اجنبى.
دولت امريكا: ما بايد بنام آزادى و دمكراسى براى حقوق بشر بكشيم و بزنيم و ببريم، و خدا با ماست.
اعتراض كنى، ميشوى آخوند و تروريست.
هر دو گروه بنامى كه آنرا حق خطاب ميكنند يا ميپندارند دست به قتل و عام ميزنند. هر دوگروه هم طرفدارانى دارند كه مخالف خشونت به اسم فلانى و موافق خشونت به اسم بسارى هستند. حالا گول خوردند يا باور كردند يا بخاطر مصلحات هست، پيشكش. اما با اينكه طرز فكر اين دو گروه يكى هست و فقط واژه اى كه استفاده ميشود عوض شده، طرفدارانشان بدون شرم و حيا من و امثال من را به گروه به اصطلاح مقابل ميچسبانند.
دوستان ايرانى طرفدار آمريكا به من ميگويند آخوند (در حالى كه خودشان خيال ميكنند بنام و بخاطر فلان و بسار استفاده از خشونت كار درست و خوب و لازم هست)، دوستان غربى طرفدار آمريكا منو تروريست ميپندارند (در حالى كه اونها طرفدار استفاده از خشونت براى رسيدن به هدف هستند) و دوستان طرفدار قم حورى كه چى بگم اگر منو دار بزنند تازه بهشت هم ميروند در حالى كه نه جنايت كردم ونه جنايتى را توجيه كردم.

يك مثال:
جوجه اى بودم در رشت. خبرى كه ميرسيد و چيزهايى كه ميديدم سر بريده و جسدهاى لت و پار ارتشى و سپاه بود كه از كردستان مى آمدند و به ما گفته ميشد بريد كردستان تا با اين جنايتكاران، تروريست مبارزه كنيد. اكثريت هم باور ميكرد. با اينكه ميدانستم كه چه جنايات و فجايعى دولتها در كردستان به پا كردند، نميتوانستم اين خشونت را بفهمم. تا آمدم آلمان و مدارك و داستان هاى آنطرف هم ديدم و شنيدم. از تيرباران اشخاص در برانكارد و نو جوانان ميهن. از قتل و عام عمومى تا تيرباران بدون دليل و خشونت و بيرحمى بنام قانون و دولت. از خود پرسيدم آيا من قدرتش را داشتم و يا دارم كه گر چنين رفتار بينم رحم در دلم خشك نشود و خشونت وجودم در بر نگيرد؟ آيا به اندازه كافى قوى هستم تا ترس كه سرچشمه خشونت هست، بر من غلبه نكند؟ و اگر نتوان از دايره خشونت بيرون آمد، آخرش چى؟ با مشت و دندان و سنگ و چماق شروع شد به بمبهاى نوترون و شيميايى و بيولوژى رسيد. از قتل شخص شروع شد و به كشتار دسته جمعى و نسل و قوم كشى رسيد.

گيله مرد
موش آزمايشگاهى
مى گم اين دانشجوهاى ما همگى عقده اى شده اند. عقده آزادى كه هرگز نداشته اند. علتش هم حقير شدن زير دست اين خشك مغز ها است.كيا؟ همين روساى دانشگاه، نه «نوروز بيگى» رو نميگم. اون كه كاره اى نيست. اونايى كه تحت مقدسات ساختگى شون پنهان شده اند و افكار گنديدشون را دارند رو سر ما پياده مى كنند. موش آزمايشگاهى؟ آزمايشگاه حقارت؟... معاون ميگفت دانشگاه شما مقدس ترين و پاك ترين دانشگاه در بين دانشگاه هاى سراسرى است. مقدس؟ پاك؟ آره راست ميگه.اگه پاك بودن و تقدس در ديوار كشيدن بين جنسيت هاست و زدن عكس هاى «واعظ طبسى» بر در و ديوار دانشگاه باشه آره مال ما پاك ترينش است.
خيلى پاك.

اينجاهمه قبل از جنايت متهميم.
هيچ چيزى بدتر از آن نيست كه بگن تو نميفهمى.تو بى شعورى.من بايد بگم چيكار ميكنى.نبايد تو رو به حال خودت رها كنند. تو پتانسيل كشيده شدن به گناه را دارى. اصلا تو ذاتت گناهكاره! مى دونم همش تقصير خودمونه. ما خودمون خواستيم. مايى كه گذاشتيم هر جور خواستند برامون تصميم بگيرند و دم بر نياورديم.سكوت اينجا مزخرف ترين عكس العملمان بود.
از سايت روزگار د انشجويى

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
احزاب
ورزش
داستان
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   احزاب   •   ورزش   •   داستان   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •