پس از تسخير شوراهاى شهرى و نيز مجلس و در آينده نزديك پست رياست جمهورى، جمهورى اسلامى پايه هاى قدرت مطلقه خود را بيش از پيش استحكام ميبخشد. مطابق نوشته روزنامه شرق به تاريخ ۱۷ مه در يك ديدار اعلام نشده با على خامنه اى از على لاريجانى تقدير بعمل آمد و عزت الله ضرغامى از دانشجويان سابقى كه در سفارت آمريكا دست به گروگانگيرى زده بودند جاى وى را گرفت. روزنامه شرق در ادامه مينويسد؛ «ضرغامى تنها نيست- انتصاب ضرغامى از آن رو مهم است كه وى به همراه گروهى از مديران ديگر كشور طبقه اى جديد از مسئولان نظام را تشكيل مى دهند. اعتقاد به نظريه ولايت مطلقه فقيه، سابقه حضور نظامى در جبهه هاى جنگ به ويژه عضويت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، جوانى به معناى تعلق به حوزه زمانى كمتر از ۵۰ سال، همكارى با نهادهايى كه حفظ نظام سياسى بر عهده آنها بوده (مانند وزارت اطلاعات، سپاه يا دادگاه هاى انقلاب) و نيز قائل بودن به انديشه خودى و غيرخودى از مهمترين ويژگى مسئولان جديد نظام است كه مى توان آنان را به اعتبار جوانى شان محافظه كاران جوان خواند».
نكته ديگر در ياد داشت روزنامه شرق، بحساب آوردن عامل سلاح هسته اى در حفظ بقاى رژيم و چانه زنى در سياست خارجى است كه از آن با عنوان «ايدئولوژى خود كفايى» ياد كرده است؛ ايده ئولوژى خودكفائى محافظه كاران جوان به اتكاى قدرت جوانى خويش خواهند كوشيد به جاى جست وجوى بقا در روابط بين الملل و گفت وگو هاى سياسى به قدرت داخلى بپردازند. بسط تفكر دفاعى سبب تقويت اين انديشه مى شود كه ايران از كليه حقوق قانونى خود در تجهيز نظامى استفاده كند تا خيال تجاوز نظامى در سر ايالات متحده آمريكا پرورش نيابد. تجربه كره شمالى نشان مى دهد دست يافتن به تكنولوژى اتمى هنوز مهمترين عامل دفاعى حتى مقابل ديپلماسى گفت وگوست. درواقع تنها در موقعيت قدرت است كه مذاكره برابر امكان دارد.
ترفندهاى تازه
در اخبار راديو پژواك، راديو فارسى زبان سوئد در هفته گذشته آمده بود كه خانمى كه از مقامات بلند پايه دولت سوئد است، طى ديدار اخير خود از ايران، ديدارى با يك كارشناس ايرانى مسائل اتمى داشته است. اين خانم از گفتن نام اين كارشناس بدليل حفظ امنيت جانى او خود دارى كرد، اما از قول وى اعلام داشت كه جمهورى اسلامى با توليد سلاح هسته اى بيش از دوسال فاصله ندارد.
با توجه به سابقه حقه بازى ها و ترفندهاى اطلاعاتى رژيم بايد گفت كه احتمالا اين ديدار با نقشه قبلى وزارت اطلاعات صورت گرفته است. رژيم در مورد مسائل سلاح هسته اى قاعدتا بايد بيش از آن حساس باشد كه اجازه دهد كه كارشناسان و مطلعين رازهاى سلاح هسته اى بدون پوشش اطلاعاتى باقى بمانند و از آن مهمتر بدون پوشش اطلاعاتى ماندن يك مقام بلند پايه خارجى كه در مورد مسائل حقوق بشرى نيز حساس است بيش از آن اغراق آميز بنظر مى آيد كه بتواند با يك كارشناس بلند پايه اتمى جمهورى اسلامى در مورد سلاح اتمى به گفتگو بنشيند هرچند به گفته اين خانم، اين فرد كارشناس اتمى مستقيما در پروژه توليد سلاح هسته اى دست ندارد. اين كارشناس مستقيما در توليد سلاح هسته اى دست ندارد هم باز براى رد گم كردن و طبيعى جلوه دادن اين ديدار به خورد خانم بلند پايه سوئدى داده شده است. با توجه به آنچه كه در روزنامه شرق آمده است ميتوان در ادامه نتيجه گرفت كه جمهورى اسلامى ميخواهد با استفاده از مقام بلند پايه سوئدى و با روش desinformation و روشهاى مشابه از كانالهاى ديگر، خيال آمريكا و سازمان جهانى انرژى اتمى را تا دوسال آينده از بابت دستيابى جمهورى اسلامى به سلاح هسته اى راحت كند تا با خيال راحت ظرف چند ماه آينده كار را تمام كند و به سلاح اتمى دست يابد.
در يك تحليل نهايى ميتوان گفت كه امروز جمهورى اسلامى با اعتماد بنفسى بيش از يك فرار احتمالا موفقيت آميز راه ناگزير خود را در سياست خارجى يافته و نيز از پيش بازوهاى اختاپوس گونه اش را به كليه محورهاى حساس جامعه ما وصل ميكند. رژيم به يك نقشه و استراتژى بلند مدت براى اداره كشور در حوزه هاى سياست داخلى، خارجى، اقتصاد و غيره دست يافته است.
كابوى هاى توخالى
از طرفى عليرغم اهن و تلپهاى اوليه كابوى هاى آمريكائى در عراق و خط و نشان كشيدن هاشان براى سوريه و جمهورى اسلامى، شواهد نشان ميدهد كه آمريكا در اعمال سياستهاى قاطعانه در راستاى تأمين امنيت دراز مدت منطقه بخصوص در مقابل جمهورى اسلامى فاقد پايدارى لازم است. دولت آمريكا بر خلاف جنگ اول خليج فارس، كه با صلابت كنترل كامل قدرت و نيز نشت اطلاعات را بدست داشت، امروز به روبوت بزرگى ميماند كه عليرغم قدرت آتش فوق العاده ميتواند بخاطر درگيرى هاى انتخابات رياست جمهورى يا اراجيف فلان تاك شو يا نوشته هاى فلان روزنامه، در اعمال سياست هاى كلى كه با سياستهاى جهانى در ارتباط است دچار بحران شود، در حالى كه نگاه به اينگونه مسائل بايد همانگونه قاطعانه و سنگين باشد كه در جنگ جهانى دوم بود. آخر اين چه قدرت فائقه اى است و اين چه طرز استفاده از قدرت است كه اينگونه مى تواند آلت دست روزنامه نگاران هوچى و درگيرى هاى انتخاباتى شود.
تاثير بحث هاى انتخاباتى بر حضور آمريكا در عراق چنان است و دولت جورج بوش چنان در مقابل اين مسائل حساس است كه حاضر مى شود در عراق كوتاه بيايد و امتياز بدهد تا در انتخابات بعدى پيروز شود. اينكه رقابت هاى انتخاباتى بتواند بر روند سياست هاى خاور ميانه اى يك كشور از چنين تأثير برخوردار باشد طبيعى بنظر نمى آيد و نشان از يك بيمارى بزرگ و نهفته در سياست داخلى و خارجى ابرقدرتى چون آمريكا دارد. سياست خارجى چنين ابرقدرتى بايد آنچنان مشخص و راهش معلوم باشد كه آمدن دولت دمكرات يا جمهورى خواه نتواند بر اين سياست هاى كلى تأثير گذار باشد، چه رسد به اينكه رسانه هاى داخلى يا كمدين ها بتواند در تغيير استراتژى كلى آمريكا در خاور ميانه اين چنين تاثير گذار باشند. منظورم اين نيست كه اين بد و ناپسند است كه رسانه ها چنين تأثيرى دارند بلكه منظورم اين است كه قدرت بزرگى چون آمريكا از اول بايد پايه هاى استراتژى را بطريقى بريزد كه مو لاى درزش نرود و اشكالى برايش پديد نياورد. چرا كه اگر روزى در اثر مساعى همين رسانه ها دمش را روى كولش بگذارد و از عراق و افغانستان خارج شود براى دولت و مردم آمريكا بسيار گران تمام خواهد شد. در اجراى استراتژى بلند مدت براى كشورى مانند آمريكا بر سر مسأله حمله به عراق، افغانستان يا كشورى ديگر نبايد دست به ريسك و قمار زد و اين استراتژى را با اين سنجه نگريست كه اگر پيروزى سريع بدست آمد بنفع دولت بوش تمام خواهد شد و اگر نشود دچار مشكل خواهد شد، بلكه بايد ديد منافع دراز مدت آمريكا و منطقه در كجا نهفته است. بهرحال گفتنى دراين مورد زياد است.
ترفندهاى بلند مدت
روزنامه شرق در ادامه در ياد داشت خود، تحت عنوان «پيشگيرى بهتر از درمان است» مينويسد؛ اين جريان (محافظه كاران جوان) خواهد كوشيد همه درگيرى ها را قبل از وقوع خنثى كند. محدود كردن مجوز هاى فرهنگى براى ساخت فيلم يا چاپ روزنامه مانع از پرداختن هزينه هاى برخورد مى شود. با تشكيل مجلس هفتم اين جريان سياسى در هيأت نظارت بر مطبوعات و كميسيون ماده ۱۰ (صدور مجوز احزاب) حضور مى يابد ضمن آن كه گستره فعاليت صدا و سيما و نفوذ آن در معاونت كنونى سينما مانع از ايجاد خط برخورد مى شود.
در همين راستا اخيراً بازهم روزنامه شرق گفتگويى با سعيد حجاريان داشته است كه آنهم در راستاى استراتژيهاى بلند مدت رژيم، براى تحت سلطه گرفتن مخالفتهاى مردمى در راستاى بقاى خود قابل تعمق است
حجاريان در اين گفتگو در مورد گذشته اصلاح طلبان، حال كه آن دوران سپرى شده است، تحليلهاى واقعى بعمل ميآورد و ميگويد؛ «احساس كردم نهادهاى دولتى اعم از پارلمان، وزارتخانه ها، دولت و شوراها، كه فعلا شوراها را در پرانتز دولتى مى دانم، نهادهايى كمابيش صورى و فرمال هستند. قالب مثالى و تهى از مضمونند. چون در عمل نشان داده شد كه اين نهادها به راحتى مى توانند ناكاركرد شوند. لذا تنها جايى كه سنگر مطمئنى به شمار مى آمد، همان سنگرهاى مدنى، كه مستقل از دولت به معناى اعم است، هستند.... زمانى كه شما سنگر ساخته ايد، اما در دل خط جبهه شما، رقيب سنگرهاى خود را به گونه اى موازى مى سازد و پيشروى مى كند. در چنين جنگى ديگر فتح سنگر به سنگر معنا نداشت... براى (مقابله با اين امر) ما قوه قهريه، يعنى ارتش، سپاه و قواى مسلحه به علاوه قوه قضائيه. نداشتيم. ما نمى توانستيم كسى را بگيريم، دخالت در كار وزارت اطلاعات جرم بود، با قوه مجريه نمى توانستيم كسى را دستگير كنيم.
حجاريان سپس اضافه ميكند كه اگر اينها را نداشتيم اما ميتوانستيم از پشتيبانى مردم مثلا در تحصن مجلسيان برخوردار شويم كه نشديم. و ميافزايد اگر نصف جمعيت تهران به حمايت از مجلس به ميدان ميآمدند هرگز نيروهاى نظامى و امنيتى بسوى آنان شليك نميكردند. گفته هاى او در اين مورد جالب است؛ «اگر نصف اين هفت ميليون (تهرانى) به اطراف مجلس مى رفتند، چه كسى حاضر بود به مردم شليك كند؟! (نظاميان) به مردم و به خانواده هاى خودشان كه شليك نمى كردند. ارتش كه اصلا بى طرف بود. قبلا هم اعلام كرده بود. سپاه چى؟ حاضر بود شليك كند؟! نه! به پدر و مادرش در جمعيت شليك مى كرد؟!»
همانگونه كه گفته شد، گفتن اين حرفها امروز آسيبى به رژيم وارد نميآورد، اما از نظر رژيم دستمايه اى براى رنگ كردن جماعت ميتواند باشد. بهرحال تصور نميرود كه كسى به حجاريان و ساير اصلاح طلبان اعتنايى بكند.
از ديگر گفته هاى «نغز» حجاريان اين است كه ميگويد تحصن مجلسيان و حمايت ميليونى مردم از آنان بايد در زمان قتل هاى زنجيره اى بوقوع مى پيوست. حجاريانى كه امروز اين چنين ميگويد خود در جريان ۱۸ تير كه بعد از قتل هاى زنجيره اى رخ داد، از كسانى بود كه دانشجويان را از تظاهرات و تحصن منع ميكرد و خود او بارها و بارها مخالفت خود را با شكلهاى علنى اعتراض نشان داده بود.
حجاريان ميگويد كه اصلاح طلبان تصور ميكردند كه با قانون گرا شدن، جناح مقابل نيز قانون گرا ميشود. اما اينها همه مربوط به گذشته اند و تكرارش آسيبى به رژيم نمى زند و ۱۸ تير و زمان قتل هاى زنجيره اى را بازنمى گرداند. اما به يك كار ديگرى در راستاى حفظ رژيم مى آيد. رژيم ميداند كه با يك كاسه شدن بيش از پيش قدرت در دست محافظه كاران جامعه حالت بى تفاوتى در پيش گرفته است كه بلحاظ جامعه شناسى بسيار خطرناك و ممكن است به شورشهاى لجام گسيخته خود جوش و نابودى رژيم و افراد آن منجر شود. بهمين جهت است كه استفاده از چهره هاى ظاهراً مقبولى چون حجاريان و نشاندن او و امثال او در رأس يك اپوزيسيون ظاهرى داخلى ميتواند سوپاپ اطمينان كنترل شده اى فراهم آورد كه در موقعيت هاى اعتراضى جمعى بتواند بنفع رژيم عمل كند و مخالفتها را تحت كنترل در آورد.
فراموش نبايد كرد كه عليرغم تير خوردنش، حجاريان بخشى از رژيم است كه در وزارت اطلاعات از مقامات بلند پايه بوده و اگر ده بار ديگر هم تير بخورد باز خواهان برچيده شدن بساط آخوند از كشور ما نيست.
تحليل روزنامه شرق پيرامون محافظه كاران جديد و نيز گفتگوى روزنامه شرق با سعيد حجاريان و پاسخ جالب آقاى منوچهر ميرزايى به سعيد حجاريان و نيز مقاله اى از آقاى حبيب تبريزيان پيرامون desinformation و ساير ترفندهاى رژيم براى بوجود آوردن اختلاف مابين اپوزيسيون در راستاى حفظ بقاى رژيم را ميتوانيد در آرشيو سايت اخبار روز، در تاريخ هاى ۱۷ تا ۲۰ مه مطالعه فرمائيد.
mohsenkordi@hotmail.com