Nimrooz
Vol. 16, No. 785, May 21, 2004
سال شانزدهم - شماره ۷۸۵ - جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۳
ادعاى غرامت ستاره مد انگليسى عليه روزنامه «ديلى ميرور»
سينا سعدى
نخستين بزرگداشت حكيم عمر خيام در دوران جمهورى اسلامى
تنديس خيام در پايتخت ونزوئلا، پرده بردارى شد
هنر و مناطق ممنوعه!
انتشار جلد ۱۲ دانشنامه ايرانيكا در نيويورك
انتشار نخستين آلبوم رپ فارسى با اجازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى: «اسكناس» از شاهكار بينش پژوه
زمان جنت گيرى زنجره ها
مصرف سبزيجات به مبارزه با سرطان روده كمك مى كند
اوكراين پيروزى در يورو ويژن را جشن گرفت
پوريا ماهرويان
جشنواره فيلم كن با فيلمى از پدرو آلمودووار آغاز  شد
عروسى وليعهد دانمارك و يك دختر خانم استراليايى
ويروس سرماخوردگى مدت ها در بدن كمين مى كند
ملاقات با طوطى
يكصدمين سال توليد رولزرويس

ادعاى غرامت ستاره مد انگليسى عليه روزنامه «ديلى ميرور»
003681.jpg
نائومى
نائومى كمپبل Naomi Campbell، مدل انگليسى و از چهره هاى سرشناس دنياى مد كه عليه روزنامه «ديلى ميرور» ادعاى غرامت كرده بود، در اين ادعا برنده اعلام گرديد.
روزنامه «ديلى ميرور» در يكى از شماره هاى خود مدعى شد كه اين ستاره مد، سرگرم مداوا و ترك اعتياد به مواد مخدر است.
در پى شكايت خانم كمپبل و بررسى ادعاى او، دادگاه تجديدنظر به فرجام خواهى او رأى مثبت داده و روزنامه «ميرور» را مقصر دانست و براساس آن، اين روزنامه بايد مخارج دادگاه به ميزان يك ميليون پوند را بپردازد.
در عين حال، «روزنامه ميرور» بايد ۳۵۰۰ پوند نيز به عنوان غرامت به خانم كمپبل بپردازد. اين جريمه در سال ۲۰۰۲ از سوى دادگاه عالى تعيين شده بود و به قوت خود باقى است.
خانم كمپبل، پيش از اين در يك دادگاه استيناف، به استفاده از مواد مخدر محكوم شده بود، ولى اين رأى توسط سه قاضى ارشد دادگاه تجديدنظر، مردود شناخته شد. نائومى كمپبل در گفتگوئى در اين باره اظهار داشت:
«آنچه براى من اهميت دارد اين است كه كسانى كه تحت درمان و ترك اعتياد هستند بايد آزادانه و بدون ترس از مزاحمت روزنامه ها، به معالجه خود ادامه دهند. در اين حال «پيرز مورگان» سردبير سابق روزنامه ديلى ميرور كه به خاطر انتشار عكس هاى جعلى مربوط به شكنجه و آزار زندانيان عراقى توسط سربازان بريتانيائى از اين روزنامه اخراج شد، ضمن ابراز نارضايتى خود از صدور اين حكم، آن را جنجال برانگيز توصيف كرده است.
شايان ذكر است كه پنج قاضى دادگاه، در بررسى پرونده خانم كمپبل، قوانين حقوق بشر و اصل مصونيت حقوق خصوصى افراد از تعرض مطبوعات را مورد توجه قرار دادند.
بر اين اساس، آنها همگى بر اين نظر بودند كه بايد ميان آزادى بيان (حقوق مطبوعات) و احترام به زندگى خصوصى افراد، تعادلى وجود داشته باشد. اما در اين كه چگونه اين اصل در مورد پرونده خانم كمپبل، تعبير مى شود، بين آنها اختلاف نظر وجود داشت.
براساس نظر دو تن از قضات كه در موضع اقليت بودند، روزنامه «ديلى ميرور» مى توانست جزئيات معالجات خانم كمپبل در مركز ترك اعتياد و نيز تصوير او را هنگام ترك اين كلينك، چاپ كند. خانم كمپبل هم پذيرفت كه چاپ و انتشار مطالب مربوط به اعتياد و معالجات او در روزنامه به خاطر علاقه و تمايل مردم بوده است (او اين مطلب را در گذشته رد كرده بود.)
و سرانجام سه قاضى ديگر به اين نتيجه رسيدند كه چاپ و انتشار جزئيات اعتياد و عكس خانم كمپبل در روزنامه «ديلى ميرور»، تجاوز به حريم خصوصى اين ستاره مد محسوب مى شود و اين روزنامه نمى بايست بدون اجازه ايشان، اين گزارش را در سال ۲۰۰۱ منتشر مى كرد.

سينا سعدى
نخستين بزرگداشت حكيم عمر خيام در دوران جمهورى اسلامى
نيكى و بدى كه در نهاد بشر است
شادى و غمى كه در قضا و قدر است
با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است
امسال براى نخستين بار همايشى براى بزرگداشت عمر خيام در كنار مزار اين فيلسوف و حكيم ايرانى در دوران جمهورى اسلامى برگزار شده است. اين مراسم كه «روز ملى خيام» نامگذارى شده روز دوشنبه ۱۷ مه (۲۸ ارديبهشت) در نيشابور برگزار شد و در آن پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى نيز قرائت شد.
بازگشت خيام به جامعه
عمر خيام نيشابورى هزار سال است كه مغضوب است و محبوب. متشرعين او را مغضوب مى دارند و مردمان محبوب. اما محبوبيت او نزد مردمان تنها به جهت مغضوب بودنش نزد متشرعان نيست. بيشتر روحانيان -هر چند در خفا - او را از بسيارى شاعران ديگر دوست تر مى دارند. از كودكى ديده ام كه روحانيون چه رابطه پنهانى عاشقانه اى با او دارند. عاشقانه مى گويم براى اينكه برملا شدن روابط عاشقانه در ايران همواره مانند افشاى گناه، موجب رسوايى انگاشته مى شده (اى عزيز من گنه آن به كه پنهانى بود) و از اين رو هيچ كس ميل نداشته رابطه عاشقانه اش فاش شود. رابطه بسيارى از روحانيان با خيام نيز از همين دست است.
روحانيان در خلوت از خيام به نيكى ياد مى كردند و ديگران در جلوت. دليل آن اين است كه انديشه هاى خيام همانا بيان انديشه هاى پارادوكسيكال و تناقض آميزى است كه در ذهن انسان فارسى زبان از روحانى و غير روحانى جريان دارد.
او شاعرى است كه بخش پنهانى وجود ما را كه غالبا در ادب فارسى مخفى مى ماند، در يك تابو شكنى لازم، آشكار مى كند و آن بخش از افكار بشرى را كه موجب ترديدهاى ما نسبت به همه امور دنيوى و اخروى مى شود، و از اين جهت انتشار آنها در جوامع اسلامى بازى كردن با جان معنى مى دهد، بى محابا علنى مى كند. هر چند كه در زمان او انتشار به معنى امروزى كلمه وجود نداشته و او نيز چنان پنهانى به اين كار مى پرداخته كه در زمان خود با تمام شهرتش در نجوم و رياضيات، به شاعرى شهرت نداشته است.
ترديدهاى خيام درباره امور گوناگون همان ترديدهاى همواره بشرى است با بيانى زيبا و جسارتى تحسين برانگيز. اين ترديدها از نوع ترديد هملت در نمايشنامه شكسپير نيست كه در ارتباط با تصميم گيرى اتفاق مى افتد. ترديد در باورهاى ما و زلزله انداختن در افكار غالبا ساختگى ما است. ترديد هاى علمى كه ما را وا مى دارد نسبت به امور جهان دقيق تر بينديشيم.
انديشه هاى خيام اما در ترديد در باورهاى عمومى ما خلاصه نمى شود. او كه اهل نجوم است، به بيچارگى بشر در كاينات و به بيچارگى كاينات در چرخش بى اختيار خود، در دستگاهى علمى و استدلالى مى نگرد. چرخ فلك اختيارى از خود ندارد. ما در آمدن به اين دنيا و رفتن از آن اختيارى از خود نداريم و بشر بى اختيار به محض آنكه «پرده بر افتاد» رهسپار ديار نيستى مى شود.
اين كوزه گر دهر چنين جام لطيف مى سازد و باز بر زمين مى زندش
نا آمدگان اگر بدانند كه ما از دهر چه مى كشيم نايند دگر!
خيام مدام از خود مى پرسد و ما را به اين پرسش مى گيرد كه پيش از تولد چه بوده ايم و پس از مرگ چه خواهيم شد؟ و به اين نتيجه مى رسد كه هيچ! «خاك باشيم و خشت»
اين كوزه چو من عاشق زارى بوده است در بند سر زلف نگارى بوده است
اين دسته كه بر گردن او مى بينى دستى است كه بر گردن يارى بوده است
از ميان تفكرات خيامى، اين فكر كه ما خاك و خشت خواهيم شد و ماه يا خورشيد، در گردش بى اختيار خود «بسيار بگردد و نيابد ما را» در ادبيات ايران از همه تأثيرگذارتر شده است و رگه هاى آن را در شعر و نوشته بسيارى از شعرا و نويسندگان پس از او، از سعدى و حافظ گرفته تا صايب و صادق هدايت نشان مى توان داد.
شعر او با شعر شعراى ديگر ايران دو تفاوت عمده دارد. نخست آنكه اين شاعرى است كه افكارش با ديگر شعرا متفاوت است؛ فكرهاى معينى دارد و صرفا در باب آنها شعر مى سازد. ديگر آنكه او شاعرى است كه افكار فلسفى خود را در قالب هايى چندان كوتاه و معجز آسا مى سرايد كه هيچ شاعر ديگرى در اين صنعتگرى به پايش نمى رسد.
طرز تفكر خيام باعث شده است كه از زمان برقرارى جمهورى اسلامى كه در آغاز با تفوق نوعى خشك انديشى همراه شد، او نيز مانند برخى شعرا و نويسندگان ديگر از سياست رسمى ايران حذف گرديد ولى همچنانكه ديگران آهسته آهسته به جامعه برگشتند، او نيز هم اكنون به صورت رسمى و با احترام تمام پاى در جامعه مى گذارد. از ميان كلاسيك ها، فردوسى نخستين شاعرى بود كه به جامعه بازگشت. با وجود آنكه سياست رسمى جامعه، نوع او را طرد مى كرد، مردم ايران بشدت او را مى خواستند و از شعرش حمايت مى كردند.
بعدها نوبت به بزرگداشت ديگران رسيد و امروز نوبت خيام فرارسيده است. آقاى محمدى عراقى رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، روحانى صاحب منصبى كه براى بزرگداشت خيام پيشقدم شده، در پيام خود به مناسبت بزرگداشت عمر خيام گفته است: «حكيم عمر خيام نيشابورى يكى از برجسته ترين چهره هاى فرهنگى ايران اسلامى است كه هم به لحاظ تحقيقات و كشفيات ممتاز در رياضيات و نجوم و هم به سبب سرودن رباعيات حكيمانه دل انگيز، شهرتى جهانگير دارد. اين حكيم فرزانه مشهورترين شاعر ايرانى است كه رباعيات زرينش آفاق جهان را به تسخير خود در آورده، ميراث خود را به گنجينه معنوى ملل جهان مبدل ساخته است.»
و چنين است كه ستارگان ادب ايران درست مانند ستارگان آسمانى، در آسمان تاريخ ايران در گردش اند. اگر زمانى پيش آمد كه ناپيدا شدند، يقين مى توان داشت كه زمان ديگرى فرا خواهد رسيد كه بار ديگر طلوع كنند. وقتى بار ديگر طلوع كردند جامعه پر از نام آنان مى شود. درباره شان مى نويسند، سخنرانى مى كنند، بزرگشان مى دارند و اهميت آنان را باز مى شناسند. اين ستارگان ممكن است غروب كنند اما بى ترديد از ميان نمى روند چرا كه از غربال زمانه گذشته اند. جاويدان و ابدى شده اند.
نظامى عروضى سمرقندى در چهار مقاله معروفش از عمر خيام نه در مقالت شعر كه در مقاله نجوم ياد مى كند اما چنان شاعرانه به او مى پردازد كه اطمينان مى توان داشت از رباعياتش با خبر بوده است. نظامى نقل قولى از خيام مى آورد كه بنا بر آن، خود وى گفته است آرامگاهش در جايى واقع خواهد بود كه هر بهار گل افشان خواهد شد. اكنون آرامگاه خيام در نيشابور در بناى با عظمتى واقع است كه مهندس سيحون طراح برجسته، آن را چونان تركيبى از رياضيات و شعر آفريده است. اين بنا در كنار امام زاده اى در باغچه زيبايى قرار دارد كه همواره پر گل است ولى اگر هم در سالهاى اخير بهار بر خاك او گل افشان نكرده باشد، در پايان ارديبهشت امسال كه بزرگداشت او به رسمى هميشگى بدل مى شود، بى ترديد آرامگاهش گل افشان خواهد بود.

تنديس خيام در پايتخت ونزوئلا، پرده بردارى شد
يونسكو نهاد آموزشى علمى و فرهنگى سازمان ملل متحد امروز زادروز خيام نيشابورى، اسطوره انديشه رياضى، ستاره شناسى و شاعر و رباعى سراى بزرگ ايران را روز جهانى معرفى كرده و آن را جشن مى گيرد.
عمر خيام از چهره هاى ايرانيست كه در كنار حافظ و مولانا بيش از هر كس در جهان علم و هنر غرب شناخته شده است. هژير تيموريان نويسنده و روزنامه نگار ايرانى كه در حال نوشتن زندگينامه عمر خيام به زبان انگليسى است، مى گويد: خيام در نظر ستاره شناسها و رياضيدانها يك مرد بزرگ بود در تاريخ دنيا و بعضى فكر مى كنند كه حتى اگر خيام وجود نداشت، نيوتن يا كسى مثل نيوتن ديرتر مى آمد. خيام در نظر ستاره شناسها به قدرى مهم است كه يكى از حفره هاى روى كره ماه را به نام او نامگذارى كرده اند.
در اينحال تنديس خيام نيشابورى، همزمان با روز ملى بزرگداشت وى در كاراكاس، پايتخت ونزوئلا نصب شد.
نصب اين تنديس چهارمترى در برابر كتابخانه ملى ونزوئلا و مقبره سيمون بوليوار، قهرمان ملى آمريكاى لاتين صورت گرفت. در مراسم پرده بردارى از تنديس خيام، شهردار كاراكاس و شمارى از مقامات ديگر شركت داشتند.
به گزارش خبرگزارى دولتى ايرنا، تعدادى از مسئولان شوراى شهر و شهردارى تهران نيز در مراسم پرده بردارى از مجسمه خيام در كاراكاس حضور داشتند.

فيلم «شاهزاده ايران، شنهاى زمان» بر اساس بازى كامپيوترى به همين نام ساخته مى شود
بعد از بازى كامپيوترى و پر فروش Prince of Persia اينك يك شركت فيلمسازى در هاليوود با همكارى كمپانى والت ديسنى براى ساخت و عرضه فيلم سينمايى آن آماده مى شود.
اين فيلم «شاهزاده ايران، شنهاى زمان» نام دارد. بنا بر گزارشها، كمپانى والت ديسنى، انحصار پخش و توزيع اين فيلم را در دست خواهد داشت.
سناريست فيلم «شاهزاده ايران، شنهاى زمان» كسى نيست جز بازى ساز سرى بازيهاى كامپيوترى Prince of Persia. نخستين نسخه اين بازى در سال ۱۹۸۹ ميلادى روانه بازار شد و يكى از موفقترين و پرفروشترين بازيهاى كامپيوترى آن زمان شد.
تازه ترين نسخه اين بازى كامپيوترى چند ماه پيش و در آستانه سال ۲۰۰۴ ميلادى با نام «شاهزاده ايران، شنهاى زمان» با امكانات بسيار جديد و موتور گرافيكى پيشرفته تر روانه بازار شد.

هنر و مناطق ممنوعه!
در ميان آثار هنرى عرضه شده در جشنواره «نزديكى دور دست» در برلين، ويترينى كه بطور نمادين، بخشى از وسائل شخصى آيت اله خمينى را نمايش مى داد، جنجال آفرين بود. اين اثر كه با مخالفت شديد برخى از سازمانها و انجمن هاى ايرانيان مهاجر روبرو گشت، بحث هاى پردامنه اى را در ميان ايرانيان خارج از كشور دامن زد.
خانه فرهنگهاى جهان، در اقدامى سازنده، از مخالفين اين اثر هنرى و جمعى از هنرمندان دعوت نموده بود كه در يك جلسه گفتگو و در فضايى عارى از تنش، به بحث و تبادل نظر درباره اين اثر و نقد و سنجش آن از زواياى مختلف بپردازند. بخشى از مخالفين، دست به تحريم اين نشست زدند. اما تعدادى نيز در آن شركت نمودند. از طرف خانه فرهنگهاى جهان، مدير و نيز سرپرست هنرى آن، و به نمايندگى از هنرمندان ايرانى كه آثار خود را در نمايشگاه عرضه نموده بودند، تيرداد ذوالقدر و پرستو فروهر در اين نشست شركت نمودند.
ديدگاههاى مخالف اين اثر هنرى را مى توان در چند دسته تقسيم بندى كرد: نخست كسانى كه آن را تبليغى به نفع جمهورى اسلامى و بنيانگذار آن مى دانستند و كلاً مخالف عرضه آن بودند. دوم، كسانى كه شكل ارائه اين اثر را صرفنظر از نيت هنرمندان آفريننده آن، تحريك آميز و نامتناسب با فضاى خارج از كشور مى ديدند و معتقد بودند كه ميراث خمينى كماكان در ايران حاكم است و چون اين مسأله هنوز به گذشته تاريخى تعلق ندارد و زخمهاى ناشى از آن التيام نيافته است، نمى توان انتظار داشت كه احساسات بخشى از ايرانيان مهاجر را خدشه دار نكند. و سوم كسانى كه فى نفسه از حق ارائه اين اثر به مثابه يك كار هنرى پشتيبانى مى كردند، اما از منظر سليقه و ارزش هنرى، با آن موافق نبودند.
آقاى Hans-Georg Knopp مدير خانه فرهنگهاى جهان، در آغاز تصريح نمود كه عليرغم ايجاد واكنشهاى احساسى شديد نسبت به اين اثر و حتى تهديد هنرمندان توسط معترضين، ما پس از مشورت با هنرمندان و مطلعين، تصميم گرفتيم كه آن را همچنان در نمايشگاه به معرض تماشا بگذاريم، چرا كه به نظر ما اين وظيفه يك مركز فرهنگى است كه از اثرى هنرى پشتيبانى و حفاظت كند. با اين حال ما بايد همواره بطور انتقادى و سنجشگرانه از خود بپرسيم كه مركز فرهنگى ما چه مى كند و چگونه آثارى را عرضه مى نمايد؟ بنابراين، ما آماده ايم كه انتقادات را بشنويم.
تيرداد ذوالقدر، به عنوان يكى از اعضاى گروه شهرزاد كه آفريننده اين اثر است، خاطر نشان ساخت كه اين گروه سه سال است كار مشترك مى كند و آثار متفاوتى ارائه نموده است. يكى از عرصه هاى هنرى گروه، كار با شمايل ها (ايكونها) و سمبل هاست. شمايل ها، معمولا تصاويرى از رهبران و قدرتمداران فرهمند (كاريسماتيك) را ارائه مى كنند كه به دلايل گوناگون، هاله اى مقدس و وهم آلود به دور آنان پيچيده شده است. تبديل چنين چيزى به يك موضوع هنرى، خود گونه اى تقدس زدايى و زمينى كردن سوژه مربوطه است. كار ما واكنشى در قبال نوع ويژه اى از هنر در ايران بود و مى خواستيم اثرى بحث انگيز ارائه دهيم. با اين حال، اگر چه كار ما، به شيوه اى غيرمستقيم، مناسبات قدرت را نشانه گرفته و سياسى به نظر مى آيد، اما بايد آن را كارى كاملا هنرى فهميد.
وى افزود: ويترين سازى، در ارائه آثار هنرى در غرب سنت دارد. ويترين، به گونه اى تداعى كننده موزه و اثرى است كه گرد و غبار تاريخى بر آن نشسته است. اما كار ما نبايد يك موضعگيرى سياسى تلقى شود. واكنش ايرانيان نيز در قبال اين اثر يكسان نبود. در كنار معترضين، ايرانيان بسيارى بودند كه كار ما را فهميدند و از جنبه هنرى مورد تأييد قرار دادند. نبايد فراموش كرد كه يك سوژه هنرى در رابطه با ايران، همواره مى تواند بحث انگيز باشد و واكنشهاى گوناگونى را به دنبال آورد. متأسفانه با سياسى و احساسى كردن فضاى نقد و بحث، امكان داورى عينى و غيرمغرضانه نسبت به يك اثر هنرى از ميان مى رود.
پرستو فروهر خاطر نشان ساخت كه به عقيده او اين اثر به اين دليل مشكل آفرين شده، كه با گزينش موضوعى حساس و سنگين و جداسازى آن از بطن كار هنرى، خلا بزرگى ايجاد نموده است. خلايى كه مى توان آن را با تفسيرهاى گوناگون انباشت. البته هنر بايد بتواند با موضوعات تابوشكن كار كند. اما اگر گزينش موضوعى با دقت صورت نگيرد، به دليل حساسيت هايى كه مى تواند وجود داشته باشد، راه بر تفسيرهاى خاص باز مى شود و مشكل آفرين مى گردد.
پرستو فروهر در ادامه اظهارداشت كه با اين حال براى او، بعضى روشهاى انتقادى، قابل فهم و پذيرش نبود. واكنشها گاه بسيار احساسى و نامتناسب، توأم با جوسازى بود. بسيارى از مخالفين، همه هنرمندان اين جشنواره را متهم كردند كه در خدمت سرمايه دارى هستند. پرستو فروهر تصريح نمود كه هيچ هنرمندى در اين جشنواره نمى خواست يك كشور را نمايندگى كند و هر يك از ما فقط نماينده آفريده هنرى خويش هستيم. اصولاً اين جشنواره ادعا ندارد كه نماينده كل هنر ايران است. آثار هنرى ارائه شده در يك نمايشگاه، در عين حال همواره گزينشى از سوى هيأت امنا و سرپرستان آن است و لاجرم سليقه خاصى را نيز نمايندگى مى كند.
شاهين مرآلى، سرپرست هنرى خانه فرهنگهاى جهان يادآور شد كه اين نمايشگاه در مجموع موفق بود و مورد استقبال قرار گرفت. اما يكى از سوژه هاى ارائه شده در آن، مشكل آفرين شد، چرا كه احتمالا فهم آن با دشوارى روبرو بوده است. ولى بايد در نظر داشت كه ما در بروشورهاى اطلاعاتى خود، راجع به آثار ارائه شده و انگيزه هاى هنرمندان، توضيحات كافى داده بوديم. ما از نقد و سنجش استقبال مى كنيم، اما اگر نقد يك اثر هنرى، با انگيزه هاى صرفا سياسى صورت پذيرد، نمى توان آن را موجه دانست. در نمايشگاه، كتابهاى هنرى گوناگونى در معرض ديد و داورى بازديدكنندگان قرار گرفته بود. متأسفانه برگهاى زيادى از اين كتابها، از طرف مخالفين، سياه يا پاره شده است. اين شكل مخالفت و اعتراض، معنايى جز سانسور ندارد، چرا كه شعور كسانى را كه مى توانند يك اثر هنرى را ببينند و مستقلا درباره آن داورى كنند، يكسره ناديده مى گيرد.

جشنواره «نزديكى دور دست» در برلين به پايان رسيد
جشنواره هنرى فرهنگى «نزديكى دور دست» در برلين، كه به مناسبت جشن سال نو ايرانيان آغاز شده بود، پس از ۵۰ روز، يكشنبه گذشته با نمايش دو فيلم ايرانى به پايان رسيد.
اين جشنواره كه بايد آن را بزرگترين همايش هنرى فرهنگى ايرانى در خارج از كشور دانست و هزاران تن از علاقمندان از مليت هاى گوناگون از آن ديدن كردند، به ابتكار «خانه فرهنگهاى جهان» در برلين و با همكارى ده ها هنرمند ايرانى از داخل و خارج كشور برگذار شد و نزديك به دو ماه، اين شهر را به كانون پر جاذبه اى براى عرضه آثار هنرى معاصر ايران تبديل نمود.
ذكر آمارى از اين همايش بزرگ، خالى از فايده نيست: در اين جشنواره، در مجموع ۲۱ فيلم داستانى بلند، ۱۰ فيلم كوتاه، ۹ فيلم مستند، ۵ نمايش تئاترى و ۴ نمايشنامه خوانى به زبان آلمانى، ۷ كنسرت موسيقى، ۶ داستان خوانى ادبى، ۱۰ برنامه هنرى براى نوجوانان و همچنين ۱۰ ميزگرد و كنفرانس هنرى با شركت هنرمندان عرصه هاى مختلف عرضه گرديد. در كنار آنها، نمايشگاهى از آثار مختلف هنر ايرانى، اعم از طراحى، عكاسى و اشياء هنرى، بطور دائم در خانه فرهنگهاى جهان دائر بود.
در زمينه فيلم و سينما، فيلمهايى از سينماگران پرآوازه ميهنمان چون داريوش مهرجويى، عباس كيارستمى، محسن مخملباف، سهراب شهيد ثالث، بهمن فرمان آراء و جعفر پناهى به نمايش درآمد. در زمينه موسيقى، كنسرتهايى از موسيقى سنتى و محلى از گروه دستان و كامكارها، در كنار موسيقى مدرن ايرانى كه گاه تلفيقى از موسيقى غربى با اشعار عرفانى بود، ارائه گرديد.
در زمينه ادبيات و رمان، داستان نويسان صاحب نام ايران مانند شهرنوش پارسى پور، فرشته سارى، مرجان شيرمحمدى، عباس معروفى، حميد ياورى و رضا قاسمى، در شبهاى داستان خوانى فرصت يافتند تا گوشه هايى از آثار و آراى خود را به علاقمندان معرفى كنند.
در زمينه تئاتر، برگزيدگان جشنواره تئاتر فجر تهران، در همايش برلين حضورى درخشان داشتند و آثار كارگردانان جوان تئاتر ايران چون محمد عاقبتى، حامد محمد طاهرى، امير رضا كوهستانى و نرگس هاشم پور با استقبال همگانى روبرو گرديد. ارائه نمايشنامه خوانى به زبان آلمانى، اين امكان را فراهم ساخت تا بينندگان غيرايرانى نيز بتوانند با تئاتر ايران و روح حاكم بر آن تا حدودى آشنا گردند.
در نمايشگاه دائمى اين جشنواره، آثارى از هنرمندان ايرانى چون شيرين نشاط، شادى قديريان، ميترا تبريزيان، فرخنده شاهرودى، پرستو فروهر، تيرداد ذوالقدر، فرهاد مشيرى، مهران مهاجر، شهرام انتخابى و ديگران ارائه گرديد.
بى ترديد يكى از جذاب ترين برنامه هاى اين گردهمايى بزرگ، برگزارى جلسات متعدد بحث و گفتگو و كنفرانسها بود كه طى آن نه تنها هنرمندان ايرانى امكان يافتند تا ديدگاهها و آراى خود را با علاقمندان در ميان نهند، بلكه همچنين فرصتى فراهم آمد تا علاقمندان آثار هنرى در كنار كارشناسان و منتقدين، به نقد و سنجش گستره هاى گوناگون هنر ايرانى بپردازند.
جشنواره ايرانى «نزديكى دور دست» در برلين، رويداد هنرى و فرهنگى بزرگ و بى سابقه اى در خارج از كشور بود كه پلى ارتباطى ميان هنر و فرهنگ معاصر ايران با شهروندان اروپائى و نيز ايرانيان مهاجر برقرار ساخت و خاطره آن تا مدتها در اذهان هنردوستان و فرهنگدوستان مقيم برلين باقى خواهد ماند.
بهرام محيى گزارشگر صداى آلمان در برلين

انتشار جلد ۱۲ دانشنامه ايرانيكا در نيويورك
جلد ۱۲ دانشنامه ايرانيكا كه همچون گنجينه اى از فرهنگ و تمدن ايرانى است به زودى به زبان انگليسى در آمريكا چاپ خواهد شد. ايرانيكا شناسنامه اى براى ايرانيان سراسر دنياست، دانشنامه اى كه اطلاعات مربوط به تاريخ و تمدن اين سرزمين باستانى را در اختيار علاقه مندان قرار خواهد داد.
دانشنامه ايرانيكا كه مجموعه گسترده اى از تاريخ هزاران ساله ايران است، پروژه عظيمى است كه كليه جزئيات، فرهنگ، تاريخ و تمدن ايران را در اختيار دوستداران اين بخش از دنيا قرار مى دهد. تهيه و تنظيم دانشنامه ايرانيكا كه براى اولين بار در سال ۱۹۷۴ به همت اساتيد دانشگاهها و تاريخ دانان آغاز شد، دايره المعارف ارزشمندى است كه همچون شناسنامه اى، ايران و ايرانيان را به جهان معرفى مى كند. احسان يارشاطر، رئيس مركز ايران شناسى دانشگاه كلمبيا در نيويورك همراه با گروه مشاوران از سال ۱۹۸۲ با جمع آورى مقالات و اطلاعات از سراسر دنيا بيش از ۱۱ جلد از اين دانشنامه را تكميل كرده است. خانم فرشته بخرد، يكى از اعضاى هيأت امناى دانشنامه ايرانيكا كه به تازگى براى همكاريهاى مشترك با سازمان مطالعات خاورميانه دانشگاه تورنتو به اين شهر سفر كرده بود، در يك كنفرانس مطبوعاتى در مورد اين دانشنامه و اقدامات انجام شده براى تداوم اين پروژه عظيم به خبرنگاران گفت:
«من در سال ۹۴ شروع به همكارى با دانشنامه كردم. ابتدا برنامه ما اين بود كه ما بتوانيم اطلاعات مردم را راجع به دانشنامه وسعت بخشيم. دانشنامه در سال ۷۳ اولين ايده هايش بوجود آمد، ۷۴ شروع شد، سازمان برنامه در آن دخالت داشت و دانشگاه كلمبيا تقبل كرده بود كه اين كار را دنبال كند. بعد از انقلاب كمكهاى ايران به دانشنامه قطع شد، دانشنامه به خاطر اين كه بتواند بدون جمع آورى مالى كارش را دنبال كند، مجبور شد به مراكز ايرانى مراجعه كند، از جمله شروع به كمك به اين مجموعه كرد، كمكش هم از اين طريق بود كه براى هر يك دلارى كه ما مى توانستيم كمك بگيريم از ديگران، اينها match مى كردند. براى اين كار شروع كرديم به راه اندازى مراكزى به نام انجمن دوستداران دانشنامه. در اقصى نقاط آمريكا بوجود آوردن گروه هاى مختلف همكار و كمك كننده به دانشنامه از طريق آشنا شدن گروه هاى ايرانى كه وجود داشتند در جاهاى مختلف.
همينطور كه دانشنامه به تدريج بيشتر و بيشتر مقالاتش در مى آمد و استحكام بيشترى به آن مى داد و روشن مى كرد كه اين تنها وسيله اى است كه ما هويت ملى و هويت فرهنگى خودمان را بتوانيم به دنيا بشناسانيم، نه تنها به دنيا بشناسانيم، بلكه به بچه هاى آينده مان يك وسيله اى بدهيم كه خودشان را بشناسند. دانشنامه فقط در چارچوب كشور ايران نيست، بلكه هر جايى را كه با زبان ايرانى و فرهنگ ايرانى آشنايى داشته، تاثير گرفته و اثرى از خودش برجا گذاشته. در نتيجه مقدار زيادى از جنوب روسيه، كشورهايى مانند پاكستان و افغانستان و هندوستان نيز در آن سهيم هستند.
اصولا دانشنامه همه مسائل مربوط به آنچه كه در ايران قديم بوده، جمع آورى مى كند. اين كه يك مقدارى خيلى طول كشيد تا اولين كتاب در بيايد، براى اين بود كه اينها جمع آورى نشده بود. تا كنون حدود هزار و صد و خورده اى... براى ما نوشتند و حدود ۳۲۵ اديتور كار كردند روى اين پروژه، پروژه به زبان انگليسى است، به خاطر اينكه بتواند باقى بماند و جهانى باشد و قابل دسترسى براى همه باشد. جلد دوازدهم دانشنامه كه اواخر h است، در دست تهيه است و الان چند سال هم هست كه وارد اينترنت شده و اطلاعاتش موجود است. دانشنامه الان نهصد هزار دلار در سال خرج دارد. در حال حاضر ما حدود هشت ميليون دلار داريم كه بايد اين را برسانيم به حدود ۲۵ ميليون دلار كه خودش بتواند خودكفا بشود و دل نگران و گرفتار مسائل مادى نباشند و بتوانند بروند دنبال كار علمى و كار فرهنگى آن.»
توضيح اين كه پروژه دانشنامه ايرانيكا كه قرار است دست كم در ده جلد ديگر چاپ شود، با همكارى شبانه روزى گروه هفت نفرى از ايران شناسان طراز يك جهان و يك گروه سى نفرى از مشاوران و راهنمايان و پژوهشگران در دست تهيه است كه زير نظر مستقيم احسان يارشاطر به تحقيقات و جمع آورى اطلاعات مى پردازند. اين دانشنامه در حال حاضر تنها به زبان انگليسى در آمريكا منتشر مى شود.

انتشار نخستين آلبوم رپ فارسى با اجازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى: «اسكناس» از شاهكار بينش پژوه
در يك آلبوم جديد كه هفته گذشته به صورت نوار كاست در تهران منتشر شد، يك ترانه سراى ايرانى، اشعار طنزآميزى را با موسيقى هيپ هاپ اجرا كرده است كه نخستين آلبوم رپ ايرانى است كه با اجازه وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامى منتشر شده است.
گزارش شده كه دكتر شاهكار بينش پژوه، ترانه سراى ۳۲ ساله، كه سالها است با سرودن شعر براى هنرمندانى چون عليرضا عصار و برگزارى كنسرت گيتار، در عرصه موسيقى پاپ فعاليت مى كند، موفق شد بعد از سه سال و نيم تلاش، براى يك آلبوم رپ به زبان فارسى با اشعارى طنزآميز و گاه انتقادى، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اجازه انتشار دريافت كند. نام اين آلبوم كاست، كه چهار ترانه در آن عرضه شده است، اسكناس است، همراه با ترانه اى در انتقاد از مادى گرائى در جامعه.
بر روى جلد اين آلبوم، عكس زيبائى از آقاى بينش پژوه با پاپيون و سيگار برگ، در دايره وسطى اسكناس دلار آمريكا چاپ شده است. آقاى شاهكار بينش پژوه، كه در رشته برنامه ريزى شهرى دكترا دارد، در سه رشته مختلف تحصيل كرده است و علاوه بر ترانه سرائى و آهنگسازى، نوازنده چيره دست گيتار است كه نخستين كنسرت رسمى گيتار در ايران را ده سال پيش به همراه كاوه يغمائى و بابك امينى اجرا كرد.
شاهكار بينش پژوه از سال ۱۳۷۵ كار موسيقى با كلام يا موزيك رپ را در ايران شروع كرد و در سال ۱۹۷۶ اولين كاست از كارهاى خودرا به وزارت ارشاد فرستاد كه سرانجام در سال ۱۹۷۹ براى انتشار آن از وزارت ارشاد اجازه گرفت ولى سه سال هم در توقيف گذراند.
كاست «اسكناس» از شاهكاربينش پژوه با ترانه «عشق لاتى» شروع مى شود كه در تنظيم آن از موسيقى هيپ هاپ هم الهام گرفته شده.
بخشى از ترانه عشق لاتى شاهكار بينش پژوه، كه به خاطر اشاره به موضوع هاى ظاهراً ممنوعه اى مثل ميهمانى هاى شبانه، نوشيدن مشروب و تمايلات جنسى، گوش شنونده هاى داخل كشور را كه به استفاده از اين موضوع ها در آثار مجاز داخلى عادت ندارند، تيز مى كند.
بينش پژوه، ترانه سراى موسيقى پاپ در مصاحبه اى با سايت اينترنتى «كافه گپ» گفت خوانندگان پاپ ايرانى، چه در لس آنجلس و چه در تهران، ناچار هستند براى موفقيت كار خود، حتما از ريتم رقص آورشش وهشت استفاده كنند. بينش پژوه مى گويد مى توان با ريتم شش وهشت ترانه هاى اجتماعى سرود و در كنار آن مى توان آهنگ هاى ديگرى عرضه كرد.

عشق لاتى
بينش پژوه كه براى انتشار كار خود از وزارت ارشاد اجازه گرفته است، معتقد است كه به جاى شركتهاى خصوصى، وزارت ارشاد بايد شركتى براى پخش آلبوم هاى موسيقى راه بياندازد كه پخش كننده ها نتوانند حق هنرمندان را ضايع كنند، بينش پژوه خواستار آن شده است كه مسئولان سانسور موسيقى را خود هنرمندان برگزينند. وى مى گويد هنرمندانى كه در شوراى عالى موسيقى كار هنرمندان ديگر را رد مى كنند، سليقه خود را بر كار ديگران تحميل مى كنند.

موسيقى
در آلبوم اسكناس، شاهكار بينش پژوه، برداشت فارسى اى از شيوه هاى هنرمندان آمريكائى موسيقى هيپ هاپ ارائه مى دهد، مثل استفاده از گروه همسرايان، يا عاريت گرفتن يا sample كردن از ترانه هاى شناخته شده قديمى. در ترانه اسكناس، همچنين استفاده موفقيت آميزى مى بينيم از شيوه call and response يا فراخوان و پاسخ، در يك بده بستان ضربى بين پدر عروس و داماد، با اين پيام كه وقتى در جامعه اى پول ارزش باشد، ارزش هاى ديگرى مثل عشق، زيبائى و سواد و برازندگى در انتخاب همسر ديگر مطرح نيست، درد مشتركى كه خيلى از شنونده هاى جوان كار بينش پژوه با آن آشنا هستند.

زمان جنت گيرى زنجره ها
صداى دعوت به جفتگرى هر زنجره نر، به شدت صداى يك موتور گازوئيلى است. زنجره ها كه بطور معمول ريشه درختان را مى مكند، هر ۱۷ سال براى جفت گيرى كردن روى زمين مى آيند، به مدت سه هفته جفتگيرى مى كنند، تخمى به اندازه يك دانه برنج مى گذارند و سپس مى ميرند. امسال در چند ايالت آمريكا، زنجره ها ظهور مى كنند كه بيشترين تعداد آنها در ايالت اينديانا و اوهايو خواهد بود. حشره شناسان هنوز نمى دانند چرا زندگى زير زمينى اين جانور، ۱۷ سال طول مى كشد، اما وجود آن را نشانه سلامت محيط زيست مى دانند.
دانشمندانى كه در مورد تاثير اين حشره بر جنگلها مطالعه مى كنند، از فرصت استثنايى كه تنها هر ۱۷ سال نصيب آنها مى شود، براى گسترش دانش خود در اين زمينه استفاده خواهند كرد. گاهى تعداد اين جانوران چشم قرمز به حديست كه پيادروها را مى پوشانند. البته بى خطرند و تا به حال تنها ترس از آنها حادثه آفريده است.

پيداشدن دوباره مارماهى دوزيستى در آمريكا
اما در روز شنبه گزارش شد كه يك مارماهى هم در رودخانه پوتوماك پيدا شده!
وجود مارماهى به خودى خود، مسأله عجيبى نيست، اما چون اين تيره مارماهى همانى ست كه دو سال پيش بسيارى از جانوران آب و خشكى را در ايالت مريلند نيست و نابود كرد، به نگرانى ها دامن زده است.
دو سال پيش در بركه كرافتن در ايالت مريلند، از دو مارماهى كوچك، گله بزرگ مارماهى پديد آمد. شخصى، اين دو بچه ماهى را از بازارى در نيويورك خريده بود تا براى يكى از خويشاوندان خود، سوپ درست كند. اما از بخت بلند مارماهى، فرد بيمار خوب مى شود و ترجيح مى دهد دو مارماهى را در آب بركه رها كند. اين دو مارماهى چينى ۹۰ سانتى مترى كه مى تواند هم شنا كند و هم ساعت ها در خشكى بماند، با سرعت سرسام آورى، شروع به توليد مثل كردند و در فاصله كوتاهى، بركه را به تسخير خود درآوردند. وضع به گونه اى بود كه حتى گروه هاى حمايت از حيوانات و طرفداران محيط زيست هم رسماًخواستار نابودى آنها شدند.
بركه كرافتن سم پاشى شد و بدورش هم نرده اى كشيده شد تا از فرار احتمالى بقيه مارماهى ها جلوگيرى شود. اما امسال بعد از دو سال دوباره اين مارماهى پيدا شده و اين بار در رودخانه اى كه نمى توان آنرا سم پاشى و با شيوه قبلى نابود كرد. كارشناسان با نگرانى كار جستجوى بيشتر براى يافتن اين مارماهى ها را دنبال مى كنند.

مصرف سبزيجات به مبارزه با سرطان روده كمك مى كند
دانشمندان شواهدى يافته اند كه نشان مى دهد سبزيجاتى مانند كلم و گل كلم مى تواند در مبارزه با سرطان روده مؤثر باشد.
كارشناسان مؤسسه تحقيقات مواد غذائى كشف كرده اند كه ماده اى به نام «اى اى تى سى» به هنگام آماده كردن برخى سبزيجات از آنها آزاد مى شود كه سلول هاى سرطانى روده را نابوده كرده و مى تواند مانع انتشار بيمارى در بدن شود.
دانشمندان مى گويند مصرف اين سبزيجات براى دو تا سه بار در هفته، مى تواند از بدن در مقابل اين بيمارى محافظت كند.
«اى اى تى سى» زمانى آزاد مى شود كه اين دسته از گياهان، ريز، جويده، پخته، پردازش و هضم مى شوند.
اين سبزيجات از جمله شامل خردل، كلم، جوانه و گل كلم است.
پروفسور ايان جانسون، كه اين تحقيقات را هدايت كرده است، گفت اين يافته ها نشان مى دهد كه رژيم غذائى چگونه مى تواند از بدن در مقابل سرطان محافظت كند.
وى گفت: «اين درمانى معجزه آسا براى سرطان نيست، اما نشان مى دهد كه تدابير پيشگيرانه غذائى را مى توان درست مثل داروها كشف و از آنها بهره بردارى كرد.»
تحقيقات بى سابقه
اين درحالى است كه صندوق جهانى تحقيقات سرطان طرح هايى را براى انجام بزرگ ترين مطالعه در جهان پيرامون رابطه رژيم غذائى و سرطان ها اعلام كرده است.
دانشمندان سراسر جهان بيش از ۱۰ هزار مورد تحقيقات را به عنوان بخشى از اين مطالعه مرور خواهند كرد.
هدف اين برنامه دستيابى به يك راهنماى عارى از ابهام است كه نشان دهد كدام غذاها در مبارزه با سرطان مؤثر است.
قرار است نتيجه اين مطالعات در سال ۲۰۰۶ منتشر شود.
از جمله از دانشمندان بريتانيايى، آمريكائى، ايتاليايى و هلندى براى شركت در اين مطالعه دعوت شده است.

اوكراين پيروزى در يورو ويژن را جشن گرفت
جمهورى اوكراين برنده مسابقه ساليانه آواز اروپا موسوم به يورو ويژن شده است.
خواننده اوكراينى كه چهل و نهمين مسابقه يورو ويژن را برنده شد، روسلانا نام دارد. زلكو جوكسيموويچ، از صربستان و مونته نگرو نفر دوم شد و ساكيس روواس از يونان رتبه سوم را به خود اختصاص داد.
در اين برنامه كه در شهر استانبول تركيه برگزار شد، خوانندگانى از ۲۴ كشور اروپائى با هم رقابت كردند.
اين اولين بار است كه اوكراين برنده مسابقه يورو ويژن شده و نتيجه مسابقه براى بسيارى از اهالى اين كشور تعجب برانگيز بود.
گزارش شده كه مردم اين كشور نيز همچون مردم بسيارى از كشورهاى شوروى سابق براى مسابقات يورو ويژن اهميتى بسيار بيشتر از يك رقابت آوازخوانى صرف قائلند.
براى آنها بردن يا باختن اين مسابقه، موضوعى سياسى و يك مسأله غرور ملى است.
به اين ترتيب، اوكراين سال آينده ميزبان پنجاهمين مسابقه يورو ويژن خواهد بود و پيروزى در استانبول از نظر بسيارى از مردم اين كشور يك پيروزى تبليغاتى محسوب مى شود كه ممكن است زمانى به اوكراين براى عضويت در اتحاديه اروپا كمك كند.
برآورد مى شود كه ده ها ميليون نفر مسابقه يورو ويژن را به طور مستقيم از تلويزيون تماشا كردند.
از زمان برگزارى مسابقه يورو ويژن، اين اولين بار بود كه برنده آن تنها با رأى مردم انتخاب شد.
در شهر استانبول براى مقابله با حملات احتمالى اسلام گراهاى تندرو، تدابير امنيتى افزايش يافته بود. اين تندروها عامل بمب گذارى هاى انتحارى سال گذشته در مقابل ساختمان هاى متعلق به غربى ها در استانبول خوانده شدند.

پوريا ماهرويان
جشنواره فيلم كن با فيلمى از پدرو آلمودووار آغاز  شد
پنجاه و هفتمين دوره جشنواره فيلم كن روز چهارشنبه هفته گذشته فعاليت خود را با نمايش فيلم «بد آموزى» ساخته پدرو آلمودووار كارگردان برجسته اسپانيائى آغاز كرد.
اين جشنواره كه گفته مى شود بزرگترين جشنواره هنرى و معتبر فيلم دنياست امسال نيز مطابق معمول هر سال، ميزبان عده اى از ستاره هاى هاليوود مانند برد پيت، شارون استون، شون پن، تام هنكس و كامرون دياز است.
امسال برد پيت (در نقش آشيل، قهرمان حماسى يونان باستان) با فيلم تروآ، تام هنكس با فيلم قاتلان زن و كامرون دياز (گوينده شخصيت زن داستان) با فيلم كارتونى شرك۲ در كن حضور دارند.
جشنواره فيلم كن از ۱۲ مه آغاز شده و تا ۲۳ مه ادامه خواهد داشت. از ميان سه هزار و ۵۶۲ فيلمى كه به جشنواره فرستاده شده، هجده فيلم به بخش مسابقه راه يافتند كه از فيلمهاى قاتلان زن (برادران كوئن)، شرك۲ و زندگى و مرگ پيتر سلرز (با بازى جفرى راش در نقش سلرز) مى توان ياد كرد. برنده نخل طلا روز ۲۳ مه اعلام خواهد شد
فيلم «زندگى معجزه است» آخرين ساخته امير كوستوريتسا كارگردان اهل مقدونيه از شانس هاى دريافت نخل طلاى امسال است. كوستوريتسا تاكنون براى فيلمهاى وقتى كه پدر براى كار، خانه نبود (۱۹۸۵) و زيرزمين (۱۹۹۵) موفق به دريافت نخل طلا شده است.
كوئنتين تارانتينو كارگردان آمريكائى كه در سال ۱۹۹۴، نخل طلاى اين جشنواره را براى فيلم قصه عامه پسند (Pulp Fiction)، برد، امسال رئيس هيأت داوران بخش مسابقه خواهد بود. فيلم بيل را بكش - بخش دوم آخرين ساخته اين كارگردان در بخش خارج از مسابقه نمايش داده مى شود. اسامى برندگان بخش مسابقه روز ۲۳ مه اعلام خواهد شد.
امسال نسبت به سال ۲۰۰۳ فيلمهاى معتبرترى در بخش مسابقه حضور دارند. سال گذشته بسيارى از منتقدان به نازل بودن كيفيت فيلمهاى بخش مسابقه معترض بودند. نخل طلاى سال ۲۰۰۳ نصيب فيل به كارگردانى گاس ون سنت شد.
اما پر سر و صداترين فيلم بخش مسابقه جشنواره كن قطعا مستند جنجالى مايكل مور با نام ۹۱۱ درجه فارنهايت خواهد بود كه نمايش عمومى اين فيلم در آمريكا به دلايل سياسى از سوى كمپانى ديزنى با محدوديت روبرو شده است. تهيه كننده اين فيلم شركت ميراماكس است كه از زير مجموعه هاى كمپانى ديزنى محسوب مى شود.
امسال سينماى ايران برخلاف سالهاى اخير حضور چندان درخشانى ندارد. هيچ فيلمى از ايران در بخشهاى اصلى جشنواره شركت ندارد. فقط دو فيلم گاو خونى (بهروز افخمى) و خواب تلخ (محسن امير يوسفى) در بخش دو هفته كارگردانها كه از بخشهاى جنبى جشنواره است حضور خواهند داشت.
اما امسال مسئولان جشنواره كن در برنامه اى ويژه براى عباس كيارستمى در نظر گرفته اند كه دو فيلم از ساخته هاى او با نامهاى ۱۰ روى ده و پنج در اين برنامه نمايش داده مى شود.
امسال نه فيلم براى دريافت دوربين طلائى كه به اولين ساخته يك كارگردان تعلق مى گيرد با يكديگر رقابت خواهند كرد.

نمايش جهانى فيلم
براى كارگردان آلمانى آقاى ولفگانگ پيترستون، كه با فيلم هنرمندانه اى در باره يك زيردريائى به نام Das Boot حدود ۲۰ سال پيش در سينماى جهان تثبيت شد، فيلم تروا، براساس حماسه يونانى نوشته هومر شايد يك موفقيت خيره كننده هنرى نباشد اما در هر حال موفقيتى بزرگ محسوب مى شود زيرا اين فيلم، كه هفته گذشته در جشنواره سينمائى كن با سرو صدا به جهانيان عرضه شد، و پس از آن در بيش از يكهزار پرده به سينماروهاى آمريكائى و همزمان در دهها كشور ديگر جهان به علاقمندان براد پيت، هنرپيشه اول آن عرضه شد، براى استوديوى برادران وارنر بيش از۲۰۰ ميليون دلار هزينه داشته است و قرار است بتواند آغازگريا دنبال كننده توجه تازه هاليوود به فيلمهائى در باره رم قديم باشد كه به خاطر نوع لباسى كه قهرمانان آن بر تن مى كنند، toga movies خوانده مى شود و مثل فيلمهاى وسترن، يك ژانر از سينماى تجارى محسوب مى شود.
براى ولفگانگ پيترسون، اين سومين فيلم پرخرج هاليوودى است كه توليد مى كند. فيلمهاى قبلى او Air Force One و The Perfect Storm با موفقيت خيره كننده اى در گيشه روبرو بودند.
اما فيلم تروآ در واقع امتحان بزرگى براى برد پيت است كه ۲۰ ميليون دلار براى بازى در اين فيلم پول گرفته است.
در اين فيلم براد پيت، ستاره خوش تيپ هاليوود، نقش آشيل، قهرمان كتاب ايلياد هومر را ايفا مى كند. اغلب منتقدهاى آمريكائى معتقدند او به خوبى از عهده اين نقش بر مى آيد، زيرا بدن آفتابسوخته اى ارائه مى دهد با ماهيچه هاى درهم رفته، بى رحم و جوياى نام، به قول استاد ادبيات كلاسيك دانشگاه بركلى، استفن ميلر، آشيل قهرمانى است دمدمى مزاج، كه به برد پيت برازنده است. چهره هاى ديگرى نيز كه در اين فيلم هنرنمائى مى كنند براى نقش هاى خود مناسب هستند. اما هنرپيشه سالخورده بريتانيائى، پيتراوتول، در نقش پريام شاه تروآ هر وقت ظاهر مى شود، صحنه را از ديگران مى ربايد و ستاره سالخورده ديگر، خانم جولى كريستى، در نقش دتيس مادر آشيل هم خوب مى درخشد.
تكنولوژى جديد به كارگردان و گروه توليد امكان داده است كه صحنه هاى جنگ هاى عظيم با هزاران سرباز را طورى بيافرينند كه تماشاگر احساس نمى كند ساختگى هستند. آدم واقعا احساس مى كند هزاران سرباز اسپارتى و تروائى در صحراهاى عظيم به جان هم مى افتند، حتى صنه هاى ديگر، مثل ميهمانى عظيم پادشاه اسپارت براى پسر پادشاه تروآ نيز به خاطر اينكه يادآور فيلمهاى چهل پنجاه سال پيش هستند، واقعى جلوه مى كنند.
اما اشكالى كه منتقدها از اين فيلم گرفته اند در سناريوى آن است كه برداشتى آبكى از حماسه هومر است: در حاليكه اين حماسه در باره شجاعت، نيرنگ و غرور است، شخصيت هاى اين فيلم مثل ساير محصولات سينمائى جديد، از احساسات و عواطف و بخشندگى دم مى زنند.
اشكال ديگر آن طولانى بودن اين فيلم سه ساعته است كه داستانش فاقد محور و مركز ثقل است و انگار از جنگى به جنگ ديگر مى پرد، با صحنه هاى عاشقانه اى بين آنها كه نمى توانند تماشاگر را متقاعد كنند. در اين ميان، يك صحنه فيلم از خاطره ها محو نمى شود و آن هنگامى است كه پيتر اوتول در نقش پادشاه تروآ از براد پيت در نقش آشيل جسد پسرش را طلب مى كند.

عروسى وليعهد دانمارك و يك دختر خانم استراليايى
عروسى وليعهد دانمارك با يك دختر خانم استراليايى باعث شده كه مردم اين دو كشور فرسنگها دور از هم به جشن و پايكوبى بپردازند. واكنش دانمارك و كشورهاى اسكانديناوى به اين مسأله بسيار جالب است.
در سوئد سه كانال مختلف تلويزيونى تا پاسى از شب مراسم را دنبال مى كردند. ملكه آينده و وليعهد در مراسمى به همراه تمامى شاهزادگان اروپائى به استقبال اين شادى عظيم رفتند.
يك ايرانى مقيم دانمارك مى گويد آنچه مرا فريفته كرده عشق اين مردم به خانواده سلطنتى خود است.

ويروس سرماخوردگى مدت ها در بدن كمين مى كند
اخيراً دانشمندان شواهدى يافته اند كه نشان مى دهد نوعى ويروس سرماخوردگى كه در نوزادان شايع است، مى تواند براى ماه ها و گاه حتى سال ها در بدن مخفى شود. دانشمندان تاكنون تصور مى كردند كه «آر وى اس» (respiratory syncytial virus) تنها مى تواند براى چند روز در بدن باقى بماند.
اما آزمايش ها بر روى موش نشان مى دهد كه اين ويروس مى تواند در بدن كمين كرده و در فرصت مناسب بار ديگر حمله ور شود.
اين يافته ها كه در «نشريه پزشكى مراقبت هاى حياتى و ريوى» در آمريكا منتشر شده است مى تواند علت اين مسأله را كه چرا برخى از مردم هر سال سرما مى خورند، توضيح دهد.

ويروس مسرى
"آر اس وى» ويروسى شايع است. اكثر كودكان در نخستين سال زندگى به آن مبتلا مى شوند.
اين ويروس براى برخى كودكان ناراحتى هاى جدى ايجاد مى كند و مى تواند باعث بروز برونشيت يا التهاب گذرگاه هاى تحتانى ريه كه تنفس را دشوار مى سازد، شود.
حدود ۴۰ درصد نوزادانى كه به برونشيت مبتلا مى شوند همچنان از مشكل تنفسى رنج خواهند برد و تا يك سوم آنها ممكن است به آسم مبتلا شوند.
دانشمندان «امپريال كالج» لندن و دانشگاه رور در شهر بوخوم آلمان كه اين مطالعه را انجام داده اند معتقدند يافته هاى آنها علت ابتلاى تعداد زيادى از كودكان به اين ناراحتى ها را توضيح مى دهد.
دانشمندان بدن موش را به نوع انسانى «آر اس وى» آلوده كردند. آزمايش هاى بعدى نشان داد كه آثار اين ويروس پس از ۱۴ روز از راه هاى تنفسى موش زدوده شده است.
اين آزمايش معمولا نشانه رهايى بدن از ويروس تعبير مى شود. با اين حال ساير آزمايش ها نشان داد كه مواد ژنتيكى اين ويروس هنوز پس از ۱۰۰ روز در بافت هاى ريه موش وجود دارد.
پروفسور پيتر اسپنشا كه در اين تحقيقات شركت داشته است گفت: «علائم ظاهراً ناپديد مى شود، اما ويروس فقط پنهان شده است و منتظر فرصت براى ظهور مجدد و آلوده كردن سايرين است.»

ملاقات با طوطى
003678.jpg
مهتاب كرامتى
خلاصه داستان:
مجيد و نسيم، زن و شوهر جوان و عاشق، با هم زندگى شيرينى را مى گذرانند. مجيد نزد پدر نسيم كار مى كند، اما پس از مدتى به كارهاى پدرزن خود مشكوك مى شود. پدر نسيم با آگاهى از اين موضوع توطئه اى را طرح مى كند تا او را از سر راهش بردارد. مجيد در يك صحنه سازى به جرم قتل دستگير و راهى زندان مى شود. نسيم با وجود تمام تلاشش نمى تواند حكم اعدام مجيد را لغو كند يا به تعويق اندازد. او كه در بهزيستى كار مى كند از طريق يكى از تحت درمان هايش (زنى به نام ثريا) ، با دو زن ديگر (قرقى و شراره) آشنا مى شود و آن ها به او پيشنهاد مى كنند كه مجيد را در مسير زندان به محل اعدام بربايند...


كارگردان: عليرضا داودنژاد
نويسنده فيلمنامه: عليرضا داودنژاد
مدير فيلمبردارى: عليرضا زرين دست
تدوين: محمدعلى سجادى
موسيقى: بهمن سپهرى
طراح گريم: سودابه خسروى
طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم
تهيه كننده: حسن توكل نيا، عليرضا داودنژاد
محصول: خط و موج

بازيگران: محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتى، ميترا حجار، ايرج نوذرى، مرجان شيرمحمدى، آفرين عبيسى، ماهايا پطروسيان، محمدرضا داودنژاد، يوسف يوسف پشندى، سعيد پيردوست، ناديا گلچين، شاهين جعفرى، زهرا داوودنژاد، داود رشيدى و مهناز افشار

يكصدمين سال توليد رولزرويس
رولز رويس، تشريفاتى ترين اتومبيل جهان يكصد ساله شد. اتومبيلى كه مايه افتخار صنايع اتومبيل سازى بريتانيا بود.
كارخانه سازنده اين اتومبيل پرآوازه ديگر متعلق به انگلستان نيست وكمپانى BMW آلمان اين كارخانه منحصر بفرد را ازآن خود كرده است، با اين همه هنوز سايه چارلز رولز وهنرى رويس دو نابغه اى كه در تاريخ چهارم ماه مه سال ۱۹۰۴ ميلادى با هم آشنا شدند ونتيجه اين آشنائى منجر به تولد كمپانى رولز رويس شد، بر ساخت اين اتومبيل سنگينى ميكند. دو نابغه اى كه عاشق بهترين موتور وبهترين اتومبيل بودند وهدف آنها از همان زمان يافتن كمال درمورد بهترين تجهيزات و بهتر ساختن آنها بود وزمانى كه بهترى وجود نداشت، حفظ دست آوردها هدف اول كمپانى مى شد.
امروز نيز كمپانى BMW كه خود بهترين اتومبيلها را روانه بازار مى كند، ناچار است از همان وسواس چارلز رولز وهنرى رويس در ساختن اين اتومبيلهاى رويائى پيروى كند.
كمپانى رولز رويس تصميم گرفته است به مناسبت يكصدومين سال تولد اين اتومبيل جادوئى، تنها ۳۵ دستگاه اتومبيل رولز رويس توليد كند، كه باز هم منحصر بفرد خواهند بود. يكى از اين اتومبيلها قرار است در كنار هتل ميدلند در شهر منچستركه در سال ۱۹۰۴ ميلادى رولز و رويس در آنجا با هم آشنا شدند، به نمايش گذاشته شود.
سى و پنج دستگاه اتومبيل رولز رويس يا شبح قرن نام گرفته است، كه بى ترديد در ساليان دراز بصورت نگين الماس كلكسيون هاى اتومبيل در جهان در خواهد آمد. اين نام پيشتر به يك سرى از اتومبيلهاى رولز رويس داه شد كه در طول سالهاى ۱۹۲۵ تا سال ۱۹۹۱ تنها ۶ دستگاه ساخته شد، فانتوم ۴ و يا اتومبيل هائى كه در ۱۸ دستگاه از سال ۱۹۵۰ تاسال ۱۹۵۶ ميلادى ويژه پادشاهان ويا رهبران كشورها ساخته شد كه يكى از اين اتومبيلها در كلكسيون اتومبيلهاى پادشاه ايران در تهران باقى است.
كمپانى رولز رويس در بيانيه اى كه به مناسبت يكصدمين سال تولد اتومبيلهايش انتشار داده، اطمينان ميدهد در ساخت ۳۵ دستگاه اتومبيل آرزوى صد ساله و سليقه بنيانگذاران كمپانى به دقت در نظر گرفته شده است.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
ورزش
شعر و داستان
خاطرات
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها


Copyright 1988-2004, Oriental Newspapers
Contact us: letters@nimrooz.com