Nimrooz
Vol. 16, No. 780, April 16, 2004
سال شانزدهم - شماره ۷۸۰ - جمعه ۲۸ فروردين ۱۳۸۳
جزئيات جنايت شبانه در خانه فساد
دادگاه رباط كريم براى رسيدگى به يك پرونده كودك آزارى برگزار شد
قتل همسر به خاطر جواب سر بالا
ماجراى خوراندن سوسك هندى به نوعروس ايرانى
اعدام براى مرد ۲۰ هزار دلارى

جزئيات جنايت شبانه در خانه فساد
جنايتى در زعفرانيه تهران پرده از جزئيات فعاليت يك شبكه زيرزمينى خانه فساد برداشت.
در اين جنايت، مردى افغان وقتى پى به توطئه قتل خود از سوى گردانندگان خانه فساد برد در برابر آن مقاومت كرد و مردى را هدف ضربات چاقو قرار داد.
بنابه اين گزارش؛ نيمه هاى شب شنبه ۲۲ فروردين ماه سال جارى مأموران كلانترى ۱۲۲ دربند در جريان جنايتى قرار گرفتند كه در زعفرانيه تهران رخ داده بود.
با اعزام تيم تجسس به محل جنايت، آنان در قتلگاه مرد جوان با دو زن و يك مرد افغان كه لباسش خون آلود بود روبرو شدند و با توجه به اينكه بازرسى پليسى مشخص كرد محل جنايت خانه فساد است اين دو زن و مرد بازداشت شدند.
كارآگاهان در شاخه جنايى دريافتند كه قربانى يك جوان ايرانى به نام «تيمور» بوده كه با يونس قاتل ۲۷ ساله افغانى آشنايى داشته به طورى كه قاتل به خانه وى رفت و آمد داشته است.
با دستور بازپرس مجيد متين راسخ رئيس شعبه دوم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران مبنى بر اينكه جزئيات جنايت و رابطه بين ساكنان اين خانه فاش شود، كارآگاهان به تحقيقات گسترده اى پرداختند و پى بردند دو زن و قربانى از گردانندگان يك خانه فساد در زعفرانيه تهران هستند به طورى كه دو زن جوان سابقه حبس در زندان اوين داشته اند و با وجود چند بار آزادى باز به فعاليت در خانه فساد پرداخته اند و از عوامل تحريك كننده در وقوع اين جنايت شبانه بوده اند.
مرد افغان كه از سوى پليس تحت بازجوئى تخصصى قرار گرفته بود با به گردن گرفتن قتل مرد ايرانى ادعا كرد كه هيچ نيتى در اين جنايت نداشت و تنها وقتى پى برده است گردانندگان خانه فساد به خاطر بدهى ميليونى به وى مى خواهند او را به قتل برسانند با آنان درگير شده و «تيمور» را به قتل رسانده است.
«يونس»، در اين تحقيقات به كارآگاهان گفت: «من از چهار سال پيش با زنى معروف به «پرى» آشنا شدم و با دعوت وى به خانه شان رفتم كه در آنجا پى بردم او به همراه مردى خانه فسادى داير كرده است و دختران زيادى به آنجا رفت و آمد دارند.»
وى ادامه داد: «من كه يك بنا هستم و در تهران به تنهايى زندگى مى كنم رفت و آمدم را به خانه «پرى» ادامه دادم و هربار با دختر و زنان جديدى آشنا شدم، اين خانه پاتوق پسران و دختران زيادى بود و من نيز جزو آنها بودم تا جايى كه «پرى» در چندين نوبت به بهانه هاى مختلف پول زيادى به صورت قرضى از من گرفت.»
مرد افغان افزود: «در دونوبتى كه من در جريان زندانى شدن «پرى» هستم او به بهانه آزادى خودرواش از توقيف از من قرض گرفت تا اينكه ميزان بدهى اش به دو ميليون تومان رسيد و من بعد از مدتى در تماس ها و برخوردهايى كه با «پرى» و هم خانه اى هايش داشتم خواستم بدهى ام را بدهد تا من آن را به دست خانواده ام در افغانستان برسانم.شب جنايت، «پرى» با دادن وعده پرداخت بدهى ام من را به خانه اش دعوت كرد. وقتى رفتم رفتارهاى او، دوستش و «تيمور» را غيرطبيعى ديدم و احساس بدى به من دست داد، آنها در را به روى من قفل كرده بودند و با بهانه اى به مشاجره لفظى با من پرداختند و زير همه تعهداتشان زدند و خواستند كه از گرفتن پولم صرفنظر كنم اما من كوتاه نيامدم و وقتى حدس زدم آنها مى خواهند من را سر به نيست كنند چاقوى همراهم را درآوردم و با مقتول درگير شدم.»
وى گفت: «من هيچ انگيزه قبلى در قتل «تيمور» نداشتم و خواستم با مجروح كردن او از خانه آنها فرار كنم اما اين مرد به قتل رسيد و از همه كارهايم پشيمان هستم.»
پس از اعترافات تكاندهنده عامل جنايت، «پرى» و يك دختر فرارى ديگر تحت تحقيق قرار گرفتند و بخش هايى از ادعاهاى مرد افغان را تأييد كردند.دختر فرارى جوان كه گريه مى كرد گفت كه پس از جدايى پدر و مادرش او سرگردان شده و با آشنايى اى كه بين او و «پرى» بود به خانه وى رفته و تن به خواسته هاى گردانندگان خانه فساد داده است. و تاكنون دوبار به خاطر مفاسد اجتماعى دستگير شده و در زندان اوين بوده است.
اين دختر گفت كه شب جنايت از هيچ ماجرايى اطلاع نداشت و تنها پس از درگيرى بين «يونس» و «تيمور» متوجه اختلاف آنان شده و شاهد قتل بوده است. «پرى» كه آثار زخم روى بازوى چپ وى ديده مى شد نيز پذيرفت كه يكى از گردانندگان اصلى خانه فساد بوده است و شب جنايت آنها تنها مى خواستند با گرفتن زهرچشم از مرد افغان كارى كنند كه وى قيد دو ميليون تومان خود را بزند و ديگر نزد آنان نرود اما با حمله «يونس» روبرو شده اند و او با ضربات چاقو تيمور را به قتل رسانده است.بنابه گزارش خبرنگار جنايى م» به دستور بازپرس ويژه قتل مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران مرد افغان و دو زن جوان را تحت بازجوئى تخصصى قرار داده اند تا بتوانند جزئيات جنايت و فعاليت شبكه فساد توسط آنان را فاش كنند.

دادگاه رباط كريم براى رسيدگى به يك پرونده كودك آزارى برگزار شد
كيفرخواست دادستان و دفاعيات ناپدرى «مژده» ۵ ساله

جزئيات شكنجه شدن مژده، دختربچه ۵ساله، در جلسه محاكمه ناپدرى اش در شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومى رباط كريم فاش شد.
در اين جلسه محاكمه كه با حضور نماينده دادستان رباط كريم، ناپدرى و مادرخوانده مژده برگزارشد، امين رحيمى نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست و اعلام مجرميت عليه متهم گفت: اوايل آذرماه سال گذشته پرونده اى مبنى بر كودك آزارى در داديارى شعبه دوم دادسراى رباط كريم تشكيل شد كه به دستور دادستان تحقيقات گسترده اى در اين زمينه به عمل آمده و ناپدرى مژده به خاطرشكنجه دختربچه بازداشت شد.
وى در ادامه گفت: پرونده در مراحل نخست و با شكايت ناپدرى مبنى برفرار همسرصيغه اى اش تشكيل شد ولى پس از آن كه همسر وى را به همراه مژده در شهرستان كرج شناسايى و به دادسرا احضار كرديم مشخص شد كه اين كودك بشدت شكنجه شده به طورى كه آثار كبودى روى بدن كودك ديده مى شد.وى افزود: در بررسى زندگى مادرخوانده مژده مشخص شد وى ۲۰سال قبل ازدواج كرده بود ولى بخاطر نازايى ۵ سال قبل به همراه همسرش با مراجعه به بهزيستى شهريار مژده را كه طفل يك روزه اى بود به فرزندى قبول كردند.
پس از گذشت ۴سال همسر اين زن درگذشت و وى نيز بعد از يكسال به صيغه متهم درآمد. وى در ادامه با اشاره به دلايل محرز بودن جرم متهم گفت: در تحقيقات محلى كه ازمعتمدين محل به عمل آمد مشخص شد متهم داراى سواخلاق و رفتار در محل بوده و همسايه ها نيز برخلاف ادعاى وى رفت و آمد همسر صيغه اى اش را به خانه اش تأييد كرده اند.
همچنين نظريه پزشكى قانونى در خصوص ضربات وارده مشخص كرد كه آثار شكنجه برروى بدن مژده و مادرخوانده اش توسط يك نفر و با يك شيئى انجام گرفته است. همچنين كارشناس ارشد روانشناسى كودك پس از روانكاوى مژده اعلام كرد وى توسط ناپدرى اش شكنجه شده است. نماينده دادستان در پايان با استناد به مواد قانون مجازات اسلامى و ماده ۸ قانون حمايت كودكان و نوجوانان، اشدمجازات را براى ناپدرى مژده خواستار شد.
در ادامه جلسه دادگاه، قاضى كريمى از مادر خوانده مژده خواست تا نحوه شكنجه شدن مژده را توضيح دهد. وى در حالى كه گريه مى كرد به قاضى گفت: پس از مرگ شوهرم از آنجايى كه من و مژده هيچ پناهى نداشتيم به صيغه اين مرد درآمدم. پس از گذشت چند روز او گفت به دليل دورى مسافت نمى تواند به ما سربزند و به همين خاطر از من و مژده خواست تا به خانه او برويم. وقتى به خانه او رفتيم او مشغول تعميرخانه بود كه من هم به او كمك كردم. هر شب به هر بهانه اى من و مژده را كتك مى زد.
وى در ادامه گفت: روز حادثه من بعد از تهيه ناهار مشغول دادن غذا به مژده شدم و دخترم پس از آنكه مقدارى از غذا را خورد ديگر اشتها به غذا پيدا نكرد و من هم باقيمانده غذاى او را خوردم. همسرم به همين بهانه كه چرا پس مانده غذاى مژده را خورده ام با سيم ضبط شروع به كتك زدن من و دخترم كرد بطورى كه بدن مژده كبود شد ولى او از شب تا صبح دخترم را چندبار بشدت شكنجه كرد و من هم از ترس نمى توانستم دخالت كنم تا اين كه دخترم بى حال شد و من مجبور شدم به همراه دخترم از آنجا فرار كنيم و با خودرو يكى از رهگذران خودم را به پاسگاه رساندم.
اين زن در ادامه گفت: در طول مدتى كه صيغه او بودم وى با تهديد من و دختر كوچكم تمام ارثى را كه از همسرم به من رسيده بود گرفت و اجازه نمى داد تا از خانه اش خارج شويم و مى گفت تا زمانى كه زخمهاى سرو صورت شما بهبود پيدا نكند نبايد از خانه خارج شويد. پس از اظهارات زن جوان و درخواست مجازات براى متهم، ناپدرى مژده ضمن رد تمام اتهام ها گفت: من مژده را مثل فرزند خودم دوست دارم و تاكنون او را كتك نزده ام و مادرخوانده او با طرح نقشه اى قصد دارد تا از من انتقام بگيرد.
وى در ادامه گفت: زمانى كه اين بچه شكنجه شده است آنها در خانه من نبودند و دو ماه قبل از اين ماجرا يك روز وقتى همسرم به همراه فرزندم به خانه پدرش رفته بود مژده را به همراه همسر صيغه اى ام به خانه ام آوردم و ادعاى او كه مى گويد من آنها را در خانه ام شكنجه داده ام كذب است و او بخاطر بدهكارى كه به من دارد تصميم گرفته تا از من انتقام بگيرد.
متهم در آخرين دفاع خود ضمن رد اتهام كودك آزارى و ايراد صدمه عمدى گفت: زمان حادثه من نزد آنها نبودم و فقط به خاطر فرار همسر صيغه اى ام به همراه مژده از بيمارستان شكايتى را در دادگاه مطرح كردم و به هيچ عنوان اين كودك را من كتك نزده ام.
در ادامه جلسه محاكمه قاضى كريمى اعلام كرد چندتن از همسايه ها شهادت داده اند كه شما چندين بار همسر صيغه اى تان را كتك زده ايد و پزشكى قانونى نيز در آن زمان اعلام كرده كه نوع ضربات وارده روى بدن مژده و مادرخوانده اش از يك نوع است.
قاضى محمد كريمى رئيس شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومى رباط كريم در پايان جلسه دادگاه با اعلام اين مطلب كه متأسفانه كودك آزارى پديده اى است كه از دوران كهن وجود داشته است گفت: همه مردم و آحاد جامعه در رابطه با كودك آزارى بايد خود را مكلف بدانند و به دفاع بپردازند زيرا كودك قادر به دفاع از خود نيست و اين جرم جنبه عمومى دارد و رابطه نسبى يا سببى داشتن با كودك نبايد مانع اجراى قانون بشود.
وى در ادامه با اشاره به قانون حمايت از كودكان و نوجوانان كه در آذرماه سال ۸۱ به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيده است، گفت: در اين قانون مجازات كسانى كه به هر نوعى مرتكب كودك آزارى شوند، مشخص شده است. وى در پايان اعلام كرد: بزودى رأى دادگاه در رابطه با متهم صادرخواهدشد.

قتل با اسلحه شكارى در روستا
پسرجوانى قربانى اختلافات مالى بين يك پدر و پسر شد. اين حادثه هنگامى رخ داد كه قربانى حادثه سعى كرده بود اسلحه شكارى را از دست پسردايى اش بگيرد.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۲روز ۲۱فروردين ماه سال جارى ساكنان روستاى شرف آباد با شنيدن صداى شليك گلوله اى سراسيمه بيرون دويدند. آنان وقتى خود را به محل شنيده شدن صدا رساندند با پيكرخون آلود و نيمه جان پسرجوانى روبروشدند كه روى زمين افتاده بود.
پيكرنيمه جان جوان مجروح درحالى كه به علت اصابت گلوله به صورتش بيهوش شده بود به سرعت به بيمارستان انتقال داده شد، ولى على رغم تلاش هاى انجام گرفته ازسوى پزشكان وى روى تخت بيمارستان جان سپرد.
باتوجه به اين وضعيت مأموران كلانترى ۱۷۷ خاورشهر با آگاهى از اين حادثه تحقيق دراين باره را دردستور كار خود قراردادند.
آنان در بررسى هاى خود متوجه شدند كه عامل تيراندازى پسر ۱۷ساله اى است كه ازچندروزقبل با پدرش درباره مسائل مالى دچارمشكل شده و پس از برداشتن اسلحه شكارى كمرشكن از خانه شان پابه فرارگذاشته است.
در ادامه تحقيقات، پليس دريافت اين جوان مسلح درتماس با خانواده اش خواستار ۱۰ميليون تومان پول نقد درازاى بازپس دادن اسلحه شده است. با توجه به اين اطلاعات مأموران يكى از شاهدان عينى حادثه را تحت بازجوئى قراردادند.
وى ادعاكرد: وقتى او تقاضايش را مطرح كرد ما به اتفاق پدرش و چندتن از جوانان فاميل سعى كرديم مخفيگاه او را پيداكرده و اسلحه را از او بازپس بگيريم چون نگران آن بوديم او دست به كارى بزند كه پشيمانى به دنبال داشته باشد.
سرانجام او را پيداكرديم. او با ديدن ما سعى كرد بگريزد، درهمين هنگام قربانى حادثه به سمت او رفت و با گرفتن قسمتى از اسلحه شكارى سعى كرد آن را از دست او بيرون بكشد، درهمين هنگام ناگهان انگشت پسر ۱۷ساله روى ماشه رفت و گلوله به صورت او اصابت كرد.
با مطرح شدن اين ادعاها به دستور بازپرس دادسراى شهررى پرونده اين تيراندازى مرگبار براى روشن شدن واقعيت ماجرا دراختيار كارآگاهان آگاهى شهررى قرارگرفت.

دستگيرى يك مزاحم براى دختران
سارق شرورى كه اقدام به زورگيرى از دختران جوان مى كرد، دستگير شد.
بنا به اين گزارش، در پى شكايت هاى متعدد ساكنان منطقه شهدا مبنى بر اين كه سارق با كمين در پاركها اقدام به زورگيرى از دختران جوان مى كند اكيپى از مأموران كلانترى ۱۱۰ شهدا به دستور سرهنگ خان محمدى (رئيس كلانترى) تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند.
در بررسى هاى نخست مأموران مشخص شد اين جوان شرور معروف به مهدى سياه و از سارقان سابقه دار داخل خودرو است.
پس از تحقيقات، مأموران تجسس هاى خود را براى دستگيرى متهم آغاز كردند تا اين كه عصر روز پنجشنبه ۱۳فروردين ردپاى متهم را در اطراف پارك گلزار و ميدان شكوفه شناسايى و در يك تعقيب و گريز جوان شرور را دستگير كردند.
متهم پس از دستگيرى در بازجوئى هاى فنى و پليسى به ۱۵فقره سرقت لوازم داخل خودرو و چندين فقره زورگيرى از دختران جوان اعتراف كرد.
متهم پس از بازجوئى با قراربازداشت در اختيار مأموران اداره آگاهى قرار گرفت و تحقيق در ارتباط با سرقتهاى ديگر وى ادامه دارد.

فرار نافرجام تازه داماد هنگام انتقال به زندان
فرار ناگهانى تازه داماد جوان به هنگام انتقال به زندان با هوشيارى مأموران ناكام ماند.
اين متهم از ديماه سال گذشته به دنبال قتل پسرجوانى از سوى مأموران آگاهى «قم»، بازداشت شده بود. قربانى حادثه از خواستگاران همسر اين مرد جوان بود.
متهم و همسرش پس از بازداشت در جريان بازجوئى هاى پليسى با به گردن گرفتن قتل پسرجوان ادعا كردند جسد قربانى خود را به بيابان هاى اطراف شهررى كشانده و در آنجا به آتش كشيده اند.
اين ادعاها در حالى مطرح مى شود كه به دستور بازپرس رسيدگى كننده به پرونده در دادسراى قم، متهمان به همراه پرونده در اختيار كارآگاهان آگاهى شهررى قرار گرفتند تا عمليات تجسس براى رديابى جسد قربانى جنايت آغاز شود.
عليرغم تمام تلاش هاى صورت گرفته از سوى قاضى باقرى رئيس دادگاه عمومى حسن آباد و اكيپ ويژه قتل آگاهى شهررى هنوز هيچ ردى از جسد خواستگار جوان به دست نيامده است. از سوى ديگر دو متهم پرونده وقتى با حضور در شعبه اول دادگاه حسن آباد تحت تحقيق قضائى قرارگرفتند، هر كدام سعى كردند ديگرى را به عنوان عامل جنايت معرفى كنند.
با توجه به اين وضعيت به دستور قاضى، دو متهم پرونده بارديگر براى انجام بازجوئى هاى تكميلى به اداره آگاهى شهررى انتقال داده شدندولى هركدام اصرار برصحت گفته هاى قبلى خود كردند.
پس از چندساعت بازجوئى، تازه داماد جوان به همراه چند متهم ديگر سوار بر خودروئى به زندان قصر انتقال داده شدند، ولى هنگامى كه مأموران سرگرم انتقال زندانيان از خودرو به داخل محوطه زندان بودند ناگهان اين متهم به قتل پا به فرار گذاشت.
مأموران محافظ زندانيان با مشاهده اين وضعيت به تعقيب او پرداختند تا اينكه او را دستگير كردند. تحقيقات پليسى و قضائى درباره اين متهم و همسرش ادامه دارد.

مخفيگاه روستائى قاتل شرور در محاصره پليس
مردجوانى كه در جريان مراسم آشتى كنان با دوست قديمى اش وى را با ضربات چاقو ازپاى درآورده بود در اقدامات اطلاعاتى پليس آگاهى تهران دستگيرشد. اين مرد از وقتى پى برده بود پليس جنايى موفق به شناسايى وى شده است از تهران گريخت تا اينكه ردپايش در يكى از روستاهاى ساوجبلاغ به دست آمد.
بنا به اين گزارش، نيمه شب ۲۰ آبان ماه سال ۸۲ صداى ناله هاى مردى ۵۱ساله دربين فريادهاى برادرش در خيابان طوس گم شد و مردى هراسان و درحالى كه صورتى خون آلود داشت پابه فرارگذاشت. دقايقى بعد از مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ به مأموران كلانترى ۱۰۸نواب گزارش دادند كه جسدمردى دركنار ديوار مسجد على بن الحسين (ع) درخيابان طوس روى زمين افتاده است و پيكرى خون آلود دارد.
تيم گشت از تجسس كلانترى وقتى خود را به بالاى سر جسد رساند، پى برد نزاع بين دوستان قديمى، جان يكى از آنان به نام «على اكبر اخروى موسوى» را گرفته است.
به دنبال آن مشخص شد قاتل مرد شرورى معروف به «ابرام دكور» است و وى بخاطر آدم ربايى و زورگيرى تحت تعقيب دادگاه و پليس است.
كارآگاهان جنايى درنخستين اقدام به بازجوئى از دوست مشترك «ابرام دكور» و قربانى پرداختند و پى بردند آنان از مدت ها پيش بخاطر يك اختلاف مالى ناچيز از يكديگر كينه به دل گرفته بودند وبا وجودسعى بر آشتى دادن آنان، هيچكدام راضى به اين كار نشده اند.
اين مرد به پليس گفت كه شب جنايت درخانه وى كه چندقدمى با قتلگاه «على اكبر» فاصله ندارد مراسم آشتى كنان بوده است كه «ابرام دكور» و قربانى در سه نوبت وقتى رودررو شده اند با يكديگر مشاجره لفظى كرده اند تا اينكه «على اكبر» ابتدا خانه وى را ترك كرده است سپس قاتل براى رفتن به خانه اش از آنجا خارج شده است و آنان سركوچه به جان هم افتاده اند و هردو با چاقو سعى در ضربه زدن به ديگرى داشته اند.
كارآگاهان دراين تحقيقات دريافتند كه «ابرام دكور» درجريان درگيرى از ناحيه پيشانى و زيرزانو مورداصابت ضربات چاقوى قربانى قرارگرفته است و تنها يك ضربه به «على اكبر» زده است كه از ناحيه پهلوى چپ شريان حياتى را قطع كرده است.
رديابى مخفيگاه «ابرام دكور» كه باتوجه به سابقه شرارت وى و فرارى بودنش در پرونده هاى قضائى ديگر كارسختى را دربرابر پليس جنايى قرارداده بود پس از پنج ماه نتيجه داد و كارآگاهان توانستند به ردى از وى در روستاى مهدى آباد ساوجبلاغ دست يابند.
عصر پنجشنبه ۲۰فروردين ماه سال جارى، تيم عملياتى اداره۱۰ پليس آگاهى باتوجه به اينكه بررسى هاى اطلاعاتى نشان مى داد قاتل در يك خانه روستائى پنهان شده است به روستاى مهدى آباد اعزام شدند و با استفاده از اصل غافلگيرى توانستند «ابرام دكور» را درحلقه محاصره به دام اندازند.
اين قاتل وقتى پشت ميز بازجوئى نشست، با به گردن گرفتن قتل دوست قديمى اش، لب به اعتراف گشود و گفت: اصلا نمى خواستم «على اكبر» را به قتل برسانم، از مدت ها پيش بخاطر يك مقدار ناچيز پول بين من و قربانى اختلاف به وجودآمده بود و «على اكبر» در هرجمعى بود به بدگويى من مى پرداخت، چندبارى پيغام دادم كه پشت سرم حرف نزند اما او دست بردار نبود و هميشه با توجه به سابقه هاى شرارت من سعى درتخريب من داشت تا اينكه به درخواست يكى از دوستان مشترك قرار شد درخانه او با يكديگر آشتى كنيم.
وى ادامه داد: درآنجا سه بار «على اكبر» از آشتى با من صرفنظركرد تا اينكه آخرين بار در رويارويى با يكديگر درگيرى لفظى پيداكرديم و او به همراه برادرش خانه را ترك كرد، بعد از دقايقى من نيز خواستم از آنجا بروم كه «على اكبر» و برادرش جلوى راهم را سدكردند و من و قربانى به جان هم افتاديم، باوركنيد نمى خواستم او را بزنم. او چاقو كشيد من نيز در دفاع از خود چاقوكشيدم، وقتى هردو به داخل جوى آب افتاديم من خواستم ضربه اى به كتف او بزنم تا چاقو از دستش بيفتد اما نمى دانم چه شد كه چاقو به پهلويش رفت، بعد از آن به دوست مشتركم گفتم كه «على اكبر» را به بيمارستان برساند و چون سروصورت خودم نيز زخمى و خون آلود بود پابه فرارگذاشتم.
بنا به گزارش رسيده، «ابرام دكور» با صدور قرار قانونى از سوى بازپرس راسخ دراختيار كارآگاهان جنايى است و تحقيقات براى فاش شدن ابهامات صحنه قتل ادامه دارد.

نخستين پرونده بدون دردسر سال ۸۳ در دادگاه خانواده
پرداخت توافقى مهريه در ۱۶سال براى يك زن
يك زن جوان با مراجعه به دادگاه خانواده پس از ۶سال زندگى مشترك دريافت مهريه اش را خواستار شد.
اين پرونده نخستين پرونده سال ۸۳ است كه در آن زن وشوهر بدون هرگونه فشار و ناراحتى وتهديد در دادگاه حاضر شدند. زن جوان در برابر قاضى سيفى رئيس شعبه ۲۳۹ گفت: سال ۷۷ بود كه با شوهرم ازدواج كردم. در آن زمان مهريه ام ۵ميليون تومان و ۱۴ سكه بهار آزادى تعيين شد. حالا پس از چندسال زندگى مشترك مهريه ام را مى خواهم.
شوهر اين زن گفت: من وهمسرم در زندگى با هم هيچ مشكلى نداريم و نمى دانم همسرم براى چه مهريه اش را مى خواهد و من امكان اينكه بتوانم مهريه اش را به او به صورت يكجا بدهم ندارم.
قاضى سيفى گفت: مهريه خانم به نرخ روز به ۸ميليون و ۷۰۰هزارتومان تبديل مى شود، مهريه حق قانونى وشرعى زن است واو مى تواند هرزمان كه آن را اراده كرد، دريافت كند واين يك دين است كه برگردن هرمردى است. لازم نيست كه زن ومرد مشكلى داشته باشند، تا زن مهريه اش را بخواهد.
مرد گفت: همسرم مى داندكه من اين اندازه پول ندارم كه به او بدهم وگرنه حتما مهريه اش را به او پرداخت مى كردم.
قاضى سيفى به زن جوان گفت: شوهر شما كارگر است وتوان پرداخت اين پول را ندارد شما مى توانيد يا روى اين حرف شوهرتان اعتراض كنيد و پرونده بررسى وتجديدنظر شود ولى مى توانيد باتوجه به درآمد شوهرتان وقت تان را بيهوده هدر نداده وتصميم درستى بگيريد.
زن گفت: شوهرم مرد خوبى است و به هيچ وجه قصد اذيت مرا ندارد. مى دانم كه اگر امكان پرداخت مهريه ام را داشت حتما همه را به من پرداخت مى كرد.
به گزارش رسيده با سازش اين زن وشوهر قاضى سيفى در حكمى اعلام كرد: مرد ماهيانه مبلغ ۴۵هزار تومان بابت مهريه همسرش بايد به او بپردازد.
به اين ترتيب ۱۶سال طول مى كشد تا اين زن تمام مهريه اش را به صورت اقساطى دريافت كند.

قتل همسر به خاطر جواب سر بالا
يك مرد وقتى باجواب سربالاى همسرش درباره علت دير آمدنش به خانه مواجه شد، او را با ضربات چاقو از پاى درآورد.
اين حادثه روز ۱۳فروردين ماه سال۸۳ در شهرستان سارى روى داد. مأموران آگاهى سارى پس از حضور در صحنه قتل دريافتند زن ۳۲ ساله به نام زهرا با ضربات كارد در خانه مسكونى اش به قتل رسيده است.
اين مرد ۳۶ ساله در بازجوئى ها به قتل اعتراف كرد و گفت: همسرم از بيرون كه به خانه آمد، چون دير كرده بود، از او پرسيدم كه تا حالا كجا بوده و چرا دير كرده اى، او به جاى دادن جواب به من شروع به بى احترامى كرد. در حالى كه به شدت از اين رفتارش ناراحت شده بودم، از او پرسيدم كه چرا دير آمدنش را به من تلفنى خبر نداده است. زنم جواب سربالايى به من داد.
متهم اضافه كرد: از اين برخورد او به شدت ناراحت شدم و همين باعث شد تا بين ما مشاجره اى صورت گيرد در همين زمان بود كه به او با كارد آشپزخانه حمله كردم تا اينكه متوجه شدم او از پاى درآمده است.
به گزارش رسيده اين حادثه در حالى روى داد كه دو فرزند ۵ساله و يك ساله مقتول و متهم نيز شاهد اين درگيرى بودند.

ماجراى خوراندن سوسك هندى به نوعروس ايرانى
يك مرد هندى ايرانى الاصل كه با شكنجه كردن همسر ايرانى اش او را وادار به خوردن سوسك مى كرد، تحت تعقيب قضائى قرار گرفت.
راز شكنجه هاى اين مرد در پى فرار همسر وى به ايران فاش شد. اين زن جوان كه اكرم نام دارد، پس از شكايت در دادگاه خانواده شهر يزد درباره شكنجه هاى چندش آور همسرش گفت: يك سال و نيم قبل اين مرد ايرانى كه تبعه هندوستان است به خواستگارى ام آمد و با فريب و وعده زندگى خوب و تحصيل در كالجهاى هندوستان مرا به عقد خود درآورد و به هندوستان برد. تمامى رؤياهاى من تنها يك هفته دوام داشت و او مرا به خانه اى بسيار حقير و كثيف برد، به طورى كه حشرات و سوسكها به راحتى در آنجا در رفت و آمد بودند.
وى در ادامه گفت: من حق هيچگونه ارتباطى با دنياى اطراف نداشتم و همسرم به عناوين مختلف مرا شكنجه مى كرد و هر روز با كمربند ميخ دار مرا به شدت كتك مى زد. در سرماى هندوستان او بدن مرا خيس مى كرد و مجبورم مى كرد تا صبح در حياط بخوابم و بعضى شبها هم بايد در حمام مى خوابيدم و تا صبح از ترس مى لرزيدم.
اكرم در ادامه در حالى كه گريه مى كرد، گفت: همسرم در ادامه شكنجه هايش مجبورم مى كرد تا سوسك زنده بخورم و اگر مخالفت مى كردم، تمام شب مى بايست كتك بخورم.
۱۰ ماه تمام اين شكنجه ها را تحمل كردم، به اميد آنكه يك روز از دست همسرم رهايى پيدا كنم، ولى فايده اى نداشت و حتى مادرشوهرم نيز هيچ كمكى به من نمى كرد. در اين اواخر همسرم مرا مجبور به كارهاى غير اخلاقى كرده بود.
اين زن درباره نحوه فرار خود گفت: در هندوستان با زن برادرشوهرم كه او هم ايرانى بود و عاطفه نام داشت، ارتباط داشتم و او نيز مثل من توسط شوهرش شكنجه مى شد. از طريق خاله عاطفه موضوع شكنجه را به مادر عاطفه اطلاع داديم و وقتى او براى ملاقات با دخترش به هندوستان آمد، موضوع مرا فهميد و به مادرم اطلاع داد.
پس از گذشت چند هفته، مادرم به هندوستان آمد و با كمك او به كنسولگرى ايران رفتيم و من ماجرا را در آنجا تعريف كردم و به كمك آنها به ايران آمدم.
پس از اظهارات تكان دهنده اين زن جوان، پرونده در دادگاه خانواده شهر يزد تشكيل و بررسى هايى در اين زمينه آغاز شد، ولى با گذشت بيش از يك سال، هنوز اين دو زن جوان نتوانسته اند مهريه هاى خود را دريافت كنند. دادگاه براى عاطفه حكم الزام به تمكين و براى اكرم رد ضرب و جرح صادر كرده و كارشناسان پزشكى قانونى نيز پس از معاينه همسر وى اعلام كردند او از سلامت كامل برخوردار است. اين در حالى است كه سركنسول ايران در هندوستان با فرستادن نامه اى اظهارات دو زن جوان را تائيد كرده است.
اين گزارش حاكى است، هم اكنون اين پرونده در دادگاه خانواده يزد در حال بررسى است و خانواده اين دختر اميدوارند تا با دستور ويژه رئيس كل دادگسترى استان يزد، تحقيقات ويژه اى درباره اين پرونده صورت گيرد.

اعدام براى مرد ۲۰ هزار دلارى
مرد جوانى كه در جريان سرقت مسلحانه دلار در خيابان فردوسى تهران پسرى را هدف گلوله قرار داده بود با تائيد قضات ديوانعالى كشور در آستانه اعدام قرار گرفت.
اين مرد ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه شامگاه دوشنبه ۲۵ فروردين ماه سال ۸۲ در جريان معامله خونين در يك ادكلن فروشى حوالى ميدان فردوسى، شاگرد ۱۹ ساله فروشگاه را به قتل رسانده بود.
بنابه اين گزارش؛ شامگاه روز جنايت، مرد شيك پوشى در چند قدمى فروشگاه ادكلن از موتوسيكلت پيك پياده شد و از او خواست تا دقايقى همانجا بايستد، سپس خود وارد مغازه شد تا ۲۰ هزار دلار ارز بفروشد.
خريداران كه از ساعتى قبل با بقيه پول براى انجام معامله ۲۰ هزار دلارى انتظار جوان ناشناس را مى كشيدند وقتى مرد شيك پوش در پستوى مغازه به جاى نشان دادن دلار داخل كيف سامسونت، از داخل آن تپانچه اى بيرون آورد و آنان را نشانه رفت، كاملا تسليم شدند.
سارق مسلح به تهديد پرداخت و خواست بدون هيچ حركتى اجازه بدهند او به همراه پول ها فروشگاه را ترك كند، وقتى او به عقب قدم برداشت «اميد» مالك ۴۲ ساله فروشگاه به سمت او رفت كه گلوله اى شليك شد و او به سمتى پرتاب شد. دقايقى بعد با شليك گلوله ديگرى «وحيد دريانى» ۱۹ ساله با گرفتن شكم روى زمين افتاد.
مرد مسلح كه كاملا گيج شده بود با حمله برق آساى يكى از مردان حاضر در مغازه غافلگير و خلع سلاح شد.
دقايقى بعد، مأموران كلانترى ۱۰۹ بهارستان خود را به محل حادثه رساندند كه دزد مسلح دراختيار آنان قرار داده شد و پيكرهاى خون آلود و نيمه جان دو مجروح حادثه تيراندازى به بيمارستان آپادانا انتقال يافت.
وقتى عليرغم تلاش هاى پزشكان جوان ۱۹ ساله از پاى درآمد و مشخص شد كه جوان موتوسوار نقش پيك را دارد و هيچ دخالتى در توطئه مرد ۲۴ ساله كه «موسى» نام دارد نداشته است، مرد مسلح ارتكاب سرقت ۲۰ هزار دلارى را به گردن گرفت.
عامل تيراندازى مرگبار در اعترافاتش گفت: «من چند ماه پيش وقتى در كرمانشاه بودم از مرد ناشناسى يك كلت كمرى به ارزش ۲۵۰ هزار تومان خريدم تا اگر بخواهم دست به سرقت مسلحانه اى بزنم از آن استفاده كنم.
چند بارى نقشه سرقت از مغازه ها را طراحى كردم تا اينكه براى شناسايى طعمه ام به خيابان فردوسى رفتم و در مغازه ادكلن فروشى با آنان قرارداد بستم.»
وى ادامه داد: «قرار بود من در ازاى دريافت ۱۶ ميليون تومان به آنان دلار بدهم براى اينكه كسى شكى نكند لباس شيكى پوشيدم، غروب بود كه به پارك فدك رفتم، كلت كمرى ام را كه در آنجا خاك كرده بودم برداشتم و در داخل كيف گذاشتم سپس پيكى موتورسوار گرفتم و به محل تيراندازى رفتم.
«موسى» با ابراز ندامت و پشيمانى گفت: «نمى خواستم گلوله اى شليك كنم اما وقتى حمله دو تن از آنان را ديدم ماشه را چكاندم و تصور نمى كردم در اين تيراندازى كسى كشته شود.»
قاضى، پس از محاكمه اين سارق مسلح وى را به اتهام قتل شاگرد ادكلن فروشى، سرقت و مجروح كردن صاحب فروشگاه مجرم شناخت و با توجه به اعترافات اين مرد و درخواست خانواده قربانى، وى را به قصاص نفس اعدام، پرداخت ديه و تحمل زندان و شلاق محكوم كرد.
بنابه گزارش رسيده با اعتراض عامل جنايت، پرونده وى در ديوانعالى كشور تحت رسيدگى تخصصى قرار گرفت و قضات اين ديوان با تأييد حكم صادره آن را قابل اجرا دانستند.

صفحه اول
خبرهاى ايران
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
احزاب
ورزش
شعر و داستان
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها


Copyright 1988-2004, Oriental Newspapers
Contact us: letters@nimrooz.com