*نظام فاشيستى «ولايت فقيه» - اگر نگوئيم تمامى مردم- به قاطعيت مى توانيم بگوئيم اكثريت سنگين جامعه را آگنده از خشم و نفرت در برابر خود نشانده است....
ولى پرسش كليدى اين است:
مگر از «نفس» مخالفت حتى اگر با سخت ترين مايه هاى بيزارى و انزجار هم تجسم يافته باشد، به تنهائى كارى ساخته است؟
*نظام هاى خودكامه و خونريز و ستمگرى را در چهار گوشه جهان سراغ داشته ايم و سراغ داريم كه با عمرهاى طولانى به زيست خود ادامه داده و رزق بقا از خون و هستى مردم گرفته اند.
*نفس «مخالفت» بى شك نقطه آغاز است ولى........
تنش ميان دمكراسى وحقوق بشر، به زبان ديگر ميان دمكراسيو ليبراليسم بسيار جدى است
مخالفان نظام در ايران بيش از پيش همانندى هاى خود را با مبارزان بيرون كشف مى كنند
اعلاميه جهانى حقوق بشر پيروزى ليبراليسم بر دمكراسى ناب است
جلوگيرى قانونى از فعاليت گروه هاى دشمن دمكراسى ليبرال هم در سنت دمكراتيك و هم ليبرال پيشينه دارد
دمكراتهاى اسلامى با دمكراتهاى مسيحى اين تفاوت را دارند كه اگر ژرف تر بروند با تضاد ناگشودنى ميان دو جزء نام خود روبرو خواهند شد
دمكراتهاى ما بايد كمك كنند و بلاى مذهب در سياست و حكومت هردو را از جامعه بردارند