Nimrooz
Vol. 16, No. 780, April 16, 2004
سال شانزدهم - شماره ۷۸۰ - جمعه ۲۸ فروردين ۱۳۸۳
از: منوچهر يزدى (حزب پان ايرانيست)
دستهاى آلوده به خون روشنفكران چپ و فدائيان خلق
* نوزادى كه از شكم حزب توده زاده شد!!
* مبارزه با كنسرسيوم نفت، صحنه سياست ايران را به خون كشيد!!
* آنان كه استاديوم يكصد هزار نفرى را هدف انفجار قرار دادند!
نشريه حاكميت ملى ارگان پان ايرانيست ها مرورى گذرا بر جريان كمونيسم و حزب توده در ايران داشتيم و جنايات و خيانت هاى آنان را به هنگام حضور متفقين در كشور و سال هاى پر مخاطره اى كه ملت ايران با فشارهاى بيگانگان دست و پنجه نرم مى كرد برشمرده و گفته كه چگونه روشنفكران و تحصيل كرده هاى حزب توده و جريان چپ بر دردهاى مردم افزودند و كشور را تا مرحله تجزيه و فروپاشى پيش بردند.
اما از سال هاى ۱۳۴۸ به بعد كه مبارزه پادشاه ايران با كنسرسيوم نفت آغاز شده بود و هجوم سياست هاى انگليس و روس و برخى كشورهاى عربى نظير مصر و عراق، مصالح و منافع ملت ايران را هدف قرار داد و براى تجزيه خوزستان و بحرين و اروند رود آواى شوم سر داده بودند.... مبارزات سياسى به حركات تروريستى و جنگ هاى خيابانى مبدل گرديد.... اولين گروه سياسى كه در اين شرايط حساس به عبدالناصر پناه برد تا در قاهره به افراد ناراضى ايرانى آموزش نظامى و تروريستى بدهد، نهضت آزادى بود كه بعدها به آن خواهيم پرداخت؛ و هم زمان دو شبكه تروريستى پديد آمدند. يكى از شكم حزب توده متولد شد، بنام سازمان چريك هاى فدائى خلق و ديگرى سازمان مجاهدين خلق كه از بطن نهضت آزادى زائيده شد.
بنيانگزار سازمان فدائى خلق شخصى بود به نام بيژن جزنى فرزند رحمت الله جزنى، توده اى معروف كه به شوروى گريخته بود. مادر بيژن يك زن يهودى بود كه به اسرائيل رفته و بيژن را رها كرده بود و او درد بى پدرى و بى مادرى را با همه سلول هاى بدنش دريافته بود. بيژن با مهين قريشى كه از ماركسيست هاى فعال بود ازدواج كرد و همسرش را به يك عامل اطلاعاتى مؤثر تبديل نمود.
بيژن جزنى، جوانى تحصيل كرده، فلسفه خوانده، اهل كتاب و باسواد بود كه متأسفانه عقده هاى روانى او را از مسير وطن خواهى منحرف و به ناكجاآباد هدايت كرد. او صاحب شركت تبليغاتى «تبلى فيلم» بود و از اين راه سرمايه هنگفتى كسب كرد و خانه اى مدرن در خيابان آمل خريدارى نمود و از رفاه كامل برخوردار شد. بالاخره بيژن خوش تيپ، تحصيلكرده و روشنفكر پس از سال ها فعاليت پنهانى، سازمانى را با همكارى ۳ تن از دوستانش به نام هاى حسن ضياء ظريفى، جليلى افشار و كلانترى (برادر منوچهر كلانترى يكى از رهبران كنفدراسيون در لندن) تشكيل داد.... اما سازمان امنيت و اطلاعات كشور كه از كوشش هاى سازمان هاى ضد ايرانى آگاهى داشت و بر اوضاع داخلى مسلط بود، از همان روزهاى اوليه در سازمان هاى جزنى نفوذ كرد و دو خانه تيمى آنها را يكى در پشت پادگان جى (در غرب تهران) و ديگرى نزديك ستاد نيروى دريائى كه انبار اسلحه هم بود تحت كنترل قرار داد؛ بيژن جزنى در ملاقاتى كه در خيابان ملك براى دريافت اسلحه داشت تحت نظر قرار گرفت و هنگامى كه با اتومبيل فولكس واگن خود كه چند قبضه سلاح در آن بود حركت نمود به محاصره مأموران درآمد و دستگير شد و آن دو نفر دوست بيژن نيز در خيابان آريامهر (فاطمى امروز) كه بر سر قرارى آمده بودند، دستگير و هر سه به اتهام تشكيل شبكه ماركسيستى و فعاليت هاى مسلحانه محاكمه شدند و با آن كه طبق قوانين جارى و براساس اعترافاتى كه نموده بودند متقدمين عليه امنيت كشور به حساب مى آمدند ولى در نظام فاشيستى آن روز (به قول آقايان روشنفكرها) به ۱۵ سال زندان محكوم گرديدند....!
اين عده از زندان تهران به رشت منتقل شدند و در آنجا بود كه ديدارهائى با حميد اشرف و اسكندر صادقى نژاد و امير پرويز پويان برقرار نمودند و طرحى نو براى ادامه مبارزات ريختند؛ در پى اين ديدارها، سازمان مجدداً فعال شد و دو تيم شهرى و جنگل تشكيل دادند. تيم جنگل به رهبرى على اكبر صفائى فراهانى در سياهكل به ذخيره سازى وسائل و آذوقه مى پرداخت و تيم شهرى به كار تهيه خانه هاى تيمى و پذيرش اعضاى جديد و پذيرائى از كسانى كه دوره هاى ترور را در فلسطين يا نقاط ديگر ديده بودند و به ايران بازگشته بودند، مشغول بود. در تيم جنگل يكى از افراد بنام ايرج نيرى، مورد سوءظن اهالى قرار گرفت و توسط مردم بازداشت و تحويل ژاندارمرى گرديد و بدين روى تيم جنگل براى نجات همرزمشان دست به عمليات مسلحانه زده و به پاسگاه ژاندارمرى حمله كردند؛ در اين نبرد تعدادى ژاندارم و چريك كشته شدند و بقيه متوارى ولى ايرج نيرى را نتوانستند آزاد كنند؛ رهبرى اين عمليات با صفائى فراهانى بود، او دبير هنرسراى عالى تهران بود، ولى آموزش ترور و جنگ هاى پارتيزانى را در خدمت ياسر عرفات در فلسطين ديده و به درجه سروانى رسيده و به نام ابوعباس معروف بود. اين جوان تحصيلكرده معلم، در اردوگاه عرب آموزش ديد تا بر روى هموطنانش آتش گشايد و آب به آسياب شركت هاى نفتى و قدرت هاى سرمايه دارى و كمونيست هاى بين المللى بريزد...!
با دستگيرى ايرج نيرى تيم شهرى هم لو رفت و بسيارى از آنها دستگير شدند و سازمان از نفس افتاد ولى پس از يكسال با تلاش امير پرويزپويان، محمدعلى پرتوى، محمد صفارى آشتيانى، اسكندر صادقى نژاد، سازمان مجدداً فعال و عمليات ترور و انفجار و كشتار از سر گرفته شد و در اين راه ضد مردمى هرگز مصالح ملت ايران در نظر نبود و براى فروپاشى ايران تن به هر جنايتى مى دادند. از جمله اقدامات ضد مردمى آنها كه خوشبختانه ناكام ماند، طرح انفجار استاديوم ورزشى يكصد هزار نفرى به هنگام بازى هاى آسيائى در تهران بود. گروه هاى تروريستى در يك ائتلاف هماهنگ قرار گذارده بودند از اين فرصت براى ناآرام جلوه دادن ايران حداكثر استفاده را بنمايند و نظام را بى آبرو سازند.
جريان از اين قرار بود كه ضد اطلاعات نيروى هوائى به افسرى به نام محمد برادران خسروشاهى مشكوك شده، به ساواك گزارش مى دهد كه مراقب او باشند.... امر تعقيب و مراقبت از اين افسر به نتيجه مى رسد و خسروشاهى و شش نفر ديگر در يك خانه تيمى واقع در سلسبيل دستگير مى شوند؛ اعترافات اين عده سبب افشاى نام ۷۰نفر از اعضاى فدائيان خلق گرديد و همه آنها بازداشت شدند. يكى از اين افراد در دفتر آقاى مهندس بازرگان مشغول به كار بوده و فرد ديگرى كه ايرج خلف بيگى نام داشت پرده از راز جنايت بزرگ انفجار استاديوم برداشت و شخصى به نام حبيب برادران خسروشاهى را مسبب آن معرفى كرد.
حبيب برادران خسروشاهى از كارمندان عالى رتبه سازمان ترتيب بدنى و مسئول ساختمان هاى استاديوم ورزشى بود و نامبرده طرح و نقشه جاسازى تعداد بسيارى بمب را در محلى كه تماشاچيان زير جايگاه مى نشستند افشاء كرد و حتى جاى آن را نيز به مأموران نشان داد. مراقبت هاى شبانه روزى مأموران سبب شد كه از به خاك و خون كشيده شدن بيش از ۵هزار نفر در اين عمليات جلوگيرى شود و ماهيت واقعى اين آقايان تحصيلكرده مبارز و عاشقان خلق ستمديده و كارگران به زنجير كشيده شده برملا گردد.
اما حبيب خسروشاهى كه با اعترافات ۴۰۰ صفحه اى خود سازمان را به نابودى كامل كشانيده بود، اعلام كرد كه با حميد اشرف قرار ملاقاتى دارد و از اين مأمورين خواست او را به وعده گاه ببرند. حميد اشرف كه تا آن زمان ۱۳ نفر را به قتل رسانيده بود و تحت تعقيب بود، در صدر برنامه دستگيرى قرار داشت، بنابراين پيشنهاد خسروشاهى مورد استقبال قرار گرفت و او را به چهارراه پهلوى (وليعصر) بردند و به ناچار از او فاصله گرفتند.... اما حبيب ناگهان با استفاده از يك فرصت، خود را زير چرخ هاى يك اتوبوس دو طبقه انداخت و خودكشى كرد...!
اعترافات وسيع خسروشاهى او را به عنصرى سوخته تبديل كرده بود و ديگر نمى توانست نزد دوستانش اداى روشنفكران مبارز را درآورد و چاره اى نديد جز آن كه قهرمان بازى را پيشه نمايد و اتفاقاً اين روش مؤثر واقع شد و سازمان فدائيان خلق بعدها مدعى شدند كه حبيب خسروشاهى زير شكنجه به شهادت رسيده است...!
يكى ديگر از مشكلات و معضلات بازى هاى آسيائى در تهران، وجود ورزشكاران اسرائيلى بود كه بايد از آنان مراقبت هاى ويژه به عمل مى آمد تا داستان كشتار ورزشكاران اسرائيلى در مونيخ تكرار نشود، بدين روى ورود آنها يكبار ساعت ۵بعدازظهر اعلام شد، ساعتى بعد گفته شد ساعت ۱۰شب وارد تهران خواهند شد و بلافاصله اعلام گرديد فردا صبح وارد مى شوند.... در حالى كه ۲۴ ساعت قبل از اولين اعلام، ورزشكاران اسرائيلى وارد تهران شده و مشغول استراحت بودند...!
در ايامى كه رهبرى چريك هاى فدائى خلق به عهده حميد اشرف بود؛ ۱۴خانه تيمى در تهران تشكيل شده بود و نسترن آل آقا اداره آنها را به عهده داشت... اين خانه ها پر از جوانان تحصيلكرده، خارج ديده، دوره ديده و قسم خورده بودند كه گمان مى كردند براى خدمت به خلق هاى تحت ستم بايد نارنجك در جيب و مسلسل در دست و سيانور در دهان داشته باشند؛ غافل از آن كه آنها جاده صاف كن هائى بيش نبودند تا ايران فرو بپاشد.... خانه هاى تيمى به زودى توسط ساواك شناسائى و طرح ضربه زدن به آنها ريخته شد؛ خانه تيمى كه حميد اشرف در آن سكونت داشت در تهران نو بود. به ساكنان خانه پس از محاصره، توسط مأمورين با بلندگو اعلام شد كه در محاصره هستند و بايد تسليم گردند، چند لحظه بعد دود غليظى كه علامت سوزاندن مدارك بود از خانه بلند شد و متعاقب آن صداى شليك دو تير به گوش رسيد و حميد اشرف در پناه مسلسل هاى دوستانش در حالى كه از ناحيه پا مجروح شده بود موفق به فرار گرديد ولى بقيه چريك ها جلوى خانه كشته شدند؛ هنگامى كه خانه به تصرف درآمد مأموران با جنازه دو كودك ۹ و ۱۲ ساله به اسامى ناصر شايگان شام اسبى و ارژنگ شايگان شام اسبى مواجه شدند كه هر دو فقط با شليك يك گلوله در مغزشان كشته شده بودند. بعدها در جريان اعترافاتى كه برخى از چريك ها نمودند معلوم شد حميد اشرف به هنگام فرار اين دو كودك را به قتل رسانيده تا در صورت دستگيرى نتوانند مشاهدات خود را تعريف كنند...!!
حميد اشرف ساعت ۵/۶صبح موفق به فرار شد و به خانه تيمى ديگر در قاسم آباد تهران نوپناه برد ولى آنجا را هم امن نيافت و ساعت ۹صبح از منزل خارج گرديد كه برحسب اتفاق با اتومبيل گشت كلانترى مواجه شد و سرنشينان اين اتومبيل را كه يك افسر و ۲مأمور و يك راننده بودند و به هيچوجه در جريان اشرف نبودند و او را نمى شناختند هدف رگبار مسلسل قرار داد و پس از قتل آن چهار نفر با اتومبيل پليس فرار كرد و در ميدان محسنى پس از مشاهده يك سرهنگ او را نيز به قتل رسانيد؛ بنابراين در فاصله چند ساعت رهبر روشنفكران مبارز خلقى ۶ نفر بيگناه را به شهادت رسانيد. اشرف روز ۸تير ماه ۱۳۵۵ در يك خانه تيمى واقع در قلعه مرغى جلسه اى با حضور ۱۰نفر از سر شاخه هاى سازمان تشكيل داده بود كه در محاصره مأموران قرار گرفت، آنان با نارنجك و مسلسل به روى مأموران آتش گشودند و در يك نبرد خونين همه آنها كشته شدند و حميد اشرف رهبر سازمان مثل دفعات قبل از صحنه نبرد گريخت ولى روى يكى از پشت بام ها در حال فرار مورد اصابت يك تير كه به سرش خورده بود واقع شد.
با قتل رهبر و سر شاخه هاى گروه و نيز افرادى كه در درگيرى هاى خيابانى كشته شدند و همچنين دستگيرى بقيه افراد، اين سازمان بكلى متلاشى شد و فقط ۶ الى ۶ نفر از آنها باقيمانده بودند كه در زمان نخست وزيرى شريف امامى و بختيار از زندان آزاد شدند و هر يك در رأس گروهى جديد قرار گرفتند و بر سرعت چرخ انقلاب اسلامى افزودند. اين مطالب از نشريات سال هاى اول انقلاب به ويژه از مندرجات و آگهى هاى روزنامه كيهان و اطلاعات اقتباس شده است. در آن روزهاى خوش ماه عسل انقلاب، اعلاميه هاى اين سازمان و نامه هاى پدران و مادران اعضاى كشته شده سازمان كه اعلام جرم مى كردند و اعترافات فراريان، همه اسناد معتبرى هستند كه در واقع نامه اعمال روشنفكران و تحصيلكردگان و دانشكده ديده هائى است كه در فروپاشى نظام قبلى نقشى مؤثر داشتند و حكومت اسلامى را روى كار آوردند و مزدشان را دريافت كردند!! به اميد خدا در شماره آينده ماجراى فرار اشرف دهقانى از زندان و ساير شاهكارهاى آنان را مرور خواهيم كرد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
احزاب
ورزش
شعر و داستان
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها


Copyright 1988-2004, Oriental Newspapers
Contact us: letters@nimrooz.com