Nimrooz
Vol. 16, No. 780, April 16, 2004
سال شانزدهم - شماره ۷۸۰ - جمعه ۲۸ فروردين ۱۳۸۳
«براى مردنش هنوز زود بود!»
«اونچه كه باعث شد من امشب خودم خواهش كنم كه بيايند اين برنامه رو ضبط كنن، صحبتى است كه از دو روز پيش شروع شده ولى شايد ده دقيقه پيش يك «تلنگر سفتى» به روح من خورد»
على اكبر سعيدى سيرجانى -برنامه مستند هويت -قسمت چهارم و ششم
ماجراى على اكبر سعيدى سيرجانى از زمانى آغاز شد كه وى در مرداد سال ۱۳۶۸ در روزنامه اطلاعات مقاله اى را منتشر كرد با عنوان «نكته». از آن جا بود كه شاخك هاى محفل اطلاعاتى نرم نرمك متوجه وى شدند. سيرجانى در آن مقاله دست بر روى مواردى گذاشته بود كه اعصاب محفل نشينان را مختل كرده بود، مواردى چون:
ساده انديشى و نابخردى حكومتيان در هشت سال جنگ با عراق
مذموم و ناپسند بودن به خارج از كشور فكر كردن به جاى به داخل انديشيدن
دورى از ترور و گروگان گيرى
اداره مملكت بدون فكر و درايت
موضوع رابطه با آمريكا
پس از گذشت مدتى كه ظاهراً در نظر بوده تا زهر آن مقاله گرفته شود، اين بار عطاء الله مهاجرانى در بهار سال ۱۳۶۹ مقاله اى باز دوباره در همان روزنامه اطلاعات نوشت به نام «مذاكره مستقيم». اين دو مقاله ضمن آن كه موجى گسترده از مخالفت را به همراه خود داشتند، باعث شدند تا تور امنيتى پيرامون سيرجانى و مهاجرانى دقيق تر شود. از آن جمله بود كه با حكم محسنى اژه اى قاضى ويژه شنود وزارت اطلاعات، تمام مكالمات تلفنى سعيدى سيرجانى و عطاء الله مهاجرانى ضبط و بررسى مى شود.
سيرجانى به همان مقاله بسنده نمى كند و در خلال سال هاى ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ با نامه هاى سرگشاده اى، به شدت فضاى امنيتى و پليسى حاكم بر فرهنگ و مطبوعات را به چالش مى كشاند و به زير سوال مى برد، غافل از آن كه اگر عطاء الله مهاجرانى همپاى وى در شب نشينى ها و جلسات با وى هم رأى و هم نظر است، وى از مصونيت گارد هاشمى رفسنجانى بودن عاقبت الامر استفاده مى كند، ولى وى نويسنده اى مخالف و منتقدى بيش نيست.
نهايتا سعيدى سيرجانى در تاريخ ۲۳ اسفند ۱۳۷۲ توسط معاونت امنيت وزارت اطلاعات بازداشت و به گروه اجتماعى وزارت اطلاعات جهت تحقيق سپرده مى شود. مديريت گروه اجتماعى در آن زمان به دست حسين شريعتمدارى بوده است و شريعتمدارى نيز بسيار مشتاق بود تا از اين طريق بتواند محملى براى بازداشت عطاء الله مهاجرانى فراهم نمايد، به طورى كه اقدام به نگارش نامه اى به شرح زير مى نمايد:
گروه اجتماعى وزارت اطلاعات
مورخ: ۱۳۷۳‎/۱‎/۱۸
شماره ۳۴۵‎/ج/۱۹‎/م
موضوع: عطاء الله مهاجرانى
معاونت محترم ۱۰۴
با سلام
همان طورى كه مستحضر هستيد، به دنبال تحقيق از آقاى سعيدى سيرجانى به نكاتى خاص برخورده ايم كه حضور پررنگ عطاء الله مهاجرانى در آن مشهود است و بسيار ديده مى شود كه نامبرده نقشى آمرانه و محركانه اى در رابطه با ايشان داشته است، فلذا خواهشمند است با عنايت به ريز مكالمات تلفنى و مدارك موجود پس از كسب نظر مقامات محترم دستور مقتضى را براى ادامه كار صادر نمائيد.
با تشكر و التماس دعاى خير
۳۱۰
متعاقب نامه فوق، على فلاحيان براى كسب اطلاع و اجازه، موضوع تخلف عطاء الله مهاجرانى (معاون پارلمانى دولت) را مطرح مى كند كه مورد مخالفت دولت و اعتراض قرار مى گيرد. على فلاحيان «دست خالى» از هيأت دولت باز مى گردد ولى عصر همان روز محفل اطلاعاتى به طور شيطنت آميزى خبر مذكور و مكالمات مهاجرانى و سيرجانى را در روزنامه كيهان منتشر مى نمايد.
تير اول محفل اطلاعاتى كه بازداشت مهاجرانى بوده به سنگ مى خورد و پس از آن با همكارى گروه اجتماعى (حسين شريعتمدارى)، محفل اطلاعاتى در نظر مى گيرد از مجموع فيلم هاى اعترافات متهمانى كه تا به حال اخذ نموده، به همراه اعترافات سعيدى سيرجانى مستندى تلويزيونى بسازد. سعيدى سيرجانى از زندان توحيد به بازداشتگاه پل رومى و از آن جا نيز به يكى از خانه هاى امن وزرات اطلاعات در ولنجك منتقل مى شود. دو تيم مسئول كار بر روى سعيدى سيرجانى مى شوند. يك تيم فنى كه با عمليات روان گردانى و گاها شكنجه از وى اقرار تصويرى مى گرفتند (اين تيم از اطلاعات نيروى انتظامى و زيرنظر مسعود صدرالسلام و محمدرضا نقدى گزينش شده و در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته بود)، تيم ديگر كه از عوامل وزارت اطلاعات و نيروهاى متمايل به چپ بوده كه سعيدى سيرجانى تا به آخر آن ها را «دوستان و رفقاى خود» مى شمرده است.
چهل و پنج ساعت برنامه در چندين محور اعترافات از سعيدى سيرجانى زيرنظر حسين شريعتمدارى و سعيد امامى ضبط شده و بدست عوامل توليد مستند «هويت» سپرده مى شود. اما سعيدى سيرجانى داراى اطلاعات اضافى بوده و رو در رو با حسين شريعتمدارى و دو تن از افرادى كه از رفقاى نزديك سيرجانى بوده و در ارتباط با معاونت امنيت وزارت اطلاعات بوده اند، و در ثانى غالب اين اقارير كه بنا به گفته سعيد امامى در ۱۳۷۵‎/۱۰‎/۲۵ در دانشگاه همدان، ده ها ساعت اعتراف سعيدى سيرجانى را داشتند كه جامعه هنوز آمادگى شنيدنش را ندارد و براى بسيارى نيز اعجاب آور خواهد بود، كه تمامى اين اعترافات البته با ضرب و شتم و شكنجه هاى روحى و جسمانى همراه بوده، به طورى كه در اثر اين شكنجه ها يكى از كليه هاى سيرجانى از كار افتاده و او ضعيف و بى حال شده بود كه با آن كه به مدت سه ماه در اختيار تيم تصويربردارى بوده، ولى به علت ضعف مزاجى و زرد شدن رنگ صورت وى و لاغر شدن شديداً محسوس وى، كار تصويربردارى نيمه تمام تعطيل مى شود.
سيرجانى در يكى از مصاحبه هايش با زبان ايما و اشاره و زيركى به اين ضرب و شتم ها اشاره مى كند و مى گويد: «... تلنگر سفتى به روح من مى خورد... پس بايد بگويم كه در تمام نوشته ها و گفته هاى من رگه هايى از لج بازى بوده...» همه اين ها عواملى بوده اند كه باعث شده تا سيرجانى زنده از دست محفل اطلاعاتى خلاص نشود. سعيد امامى ضمن آن كه پيشتر در جلسه شوراى اطلاعات استان اصفهان ماجراى چگونگى قتل سيرجانى و آن «تلنگرهاى سفت» را با آب و تاب تمام شرح داده بود، در اوراق بازجوئى خود دوباره به آن اشاره مى نمايد:
«...سيرجانى در اواخر كار واقعا بريده و بيمار شده بود. شايد هم تيم فنى در تعزير وى بسيار زياده روى نموده بود، شايد هم از... وى بوده، نمى دانم الله اعلم. حال سيرجانى خوب نبود و ضبط ويدئويى نيز ديگر مؤثر نبود. يك ماه ديگر وى را در خانه نگهدارى كرديم تا كه قرار بر حذف وى گرفته شد.
س: اين قرار چگونه و از چه طريقى گذاشته شد؟
آقاى محسنى خود از آيت الله خوشوقت حكم حذف سيرجانى را گرفت كه همان شب پس از آن كه به اطلاعم رسيد با... و اكبر خوش كوش و يدالله رفتيم به خانه امن. پرسنل عمليات را فرستاديم. آن ها كه از خانه رفتند، يدالله قرص آرام بخشى به وى داد و بعد... با آمپول هوا كارش را تمام كرد.
من و اكبر و... رفتيم و يدالله همان شب جنازه را تحويل تعاون وزارت داد...»
در تاريخ ۱۳۷۳‎/۹‎/۶ خبر فوت سعيدى سيرجانى منتشر مى شود و چند روز بعد از آن هنگامى كه كانون نويسندگان و دوستان سعيدى سيرجانى تصميم مى گيرند براى وى مراسمى برپا كنند، تعدادى از نويسندگان و فعالان اين جمع از جمله دكتر سيمين دانشور، محمدعلى سپانلو، سيمين بهبهانى و غلامحسين ميرزا صالح و صالحيار را احضار و چشم بسته به يكى از خانه هاى امن وزارت اطلاعات منتقل مى كنند. سعيد امامى خود با حضور در ميان نويسندگان اعلام مى كند كه: هيچ نوع خبر، سخن و مراسمى درباره مرگ سعيدى سيرجانى نبايد شنيده و ديده شود، و پس از هشدار و انذارهاى پى در پى سعيد امامى و نبايدهاى وى، صالحيار مى پرسد پس ما چه بكنيم؟ كه در جواب، سعيد امامى مى گويد: برويد روزنامه كيهان را بخوانيد، آن جا نظرات نظام منعكس است.
آرى، سعيد سيرجانى پس از گذشت بيش از ده ماه بازداشت و شكنجه هاى پى در پى و دسايس محافل اطلاعاتى سعيد امامى و «رفقايى كه بعضا امروز فرياد حق طلبانه شان گوش فلك را كر كرده» ناجوانمردانه كشته شد.
مرگ سيرجانى اگر چه از اولين ها نبود، اما از زمره آغازين ترورهاى سياسى باند فلاحيان، محسنى، امامى بوده و قتل هاى چندى بعد كه به قتل هاى زنجيره اى مشهور شد، پى در پى ستاره هاى دنباله دار آسمان ادبيات و فرهنگ و سياست ايران را به زمين كشاند و خاموششان كرد، اما كهكشان آزاديخواهى ايران، هرگز نام و نشان آن ها را فراموش نخواهد كرد.
------------------------------
پى نوشت:
۱- قبل از انتشار اين نوشتار، در گفتگويى كه با «سايه سعيدى سيرجانى» داشتم، آمادگى خود را براى ارائه اصل اين اسناد در يك دادگاه بين المللى براى اعتراض به قتل على اكبر سعيدى سيرجانى اعلام نمودم كه چنانچه مرجع قضائى اعلام آمادگى نمايد، اين جانب كماكان حاضر به شهادت و ارائه اسناد مى باشم.
۲- به لحاظ رعايت مواردى از درج بعضى مطالب و نام ها خوددارى شده است، كه البته در نسخه اصلى و اعترافات سعيد امامى اين چنين نيست.

صفحه اول
خبرهاى ايران
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
احزاب
ورزش
شعر و داستان
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها


Copyright 1988-2004, Oriental Newspapers
Contact us: letters@nimrooz.com