ناكامى اصلاح طلبان در انتخابات اخير مجلس ايران و ورود اين كشور به عرصه تازه اى از چالشهاى سياسى، نظرات گوناگونى در مورد آينده سياسى اين كشور برانگيخته است.
سايت فارسى بى بى سى در اين ميان، نظر تعدادى از صاحبنظران را در اين زمينه جويا شده است و مطلبى كه مى خوانيد، ديدگاه غياث الدين صديقى، رئيس پارلمان مسلمانان بريتانياست كه از مؤسسات مهم مذهبى اين كشور به شمار مى رود.
آقاى صديقى كه از مسلمانان هند است حدود چهل سال است در بريتانيا اقامت دارد و از فعالان برجسته جامعه مسلمانان اين كشور به شمار مى رود.
آقاى صديقى مى گويد: در سال ۱۹۷۹ كه انقلاب ايران رخ داد، اميدهاى بسيار زيادى برانگيخت.
مردم به اين انقلاب به چشم قيامى عليه برترى طلبى و سلطه جويى آمريكا مى نگريستند و مى پنداشتند كه در پى انقلاب حكومت نوينى روى كار خواهد آمد كه شفافيت، مسئوليت پذيرى، عدل و انصاف را سرلوحه خود قرار خواهد داد اما در مدتى كوتاه، اين اميدها آهسته آهسته به نوميدى مبدل شد.
روى كار آمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمى، صرف نظر از فراز و فرودهايى كه طى كرده حاصل اين است كه مردم به اين نتيجه رسيدند كه ارزشهايى همچون شفافيت، مسئوليت پذيرى، عدل و انصاف و آزادى بيان بايد به هر قيمتى كه شده پاس داشته شوند.
اما شكلى كه نظام حاكم بر ايران به خود گرفته است باعث سركوب حركت مردم براى پاسداشت اين ارزشها شد.
در سامانى كه اين نظام به خود گرفته، اقليتى غيرمنتخب سرنوشت تمامى مردم ايران را در دست خود گرفته و به جاى اينكه در جهت پيشبرد مملكت خود در پى ايجاد وفاق باشند، بايدها و نبايدهاى خود را بر مردم تحميل مى كنند.
با اين حال، من ناكامى طرفداران خاتمى در راهيابى به دور جديد مجلس قانونگذارى در اين كشور را شكست حركت اصلاح طلبانه مردم ايران نمى دانم.
اين در واقع، تجربه اى بودن براى اصلاح طلبان و نشان مى داد كه آنان در ارزيابيهاى خود اشتباهاتى مرتكب شده اند و به تمرين بيشترى نياز دارند.
حركت اصلاح طلبانه در مجموع در حال پيشرفت است و بزودى سازمانى دوباره خواهد يافت كه مستحكمتر از پيش خواهد بود.
انباشت نارضايتى مردم از حكومتى كه نتوانسته ارزشهايى را كه آنها برايش انقلاب كردند تحقق ببخشد، به بازسازى و توانبخشى به حركت اصلاح طلبانه آنان خواهد انجاميد و وضع موجود را تغيير خواهد داد.
حكومت اگرچه خواسته هاى مردم و نارضايتى آنان را ناديده مى گيرد اما در برابر فشارها ناچار خواهد شد بار ديگر به افرادى همچون خاتمى روى بياورد.
خاتمى با اينكه از قدرت كنار خواهد رفت اما خواهد توانست همچنان به نقش خود در جهت تحقق ارزشهايى كه مردم به دنبال آنند ادامه دهد و به نظر من او در بيرون از قدرت مؤثرتر خواهد بود تا در منصب رياست جمهورى.
جهان اسلام در اين سالها نظاره گر تحولات ايران بود و حداقل تأثيرى كه جنبش اصلاح طلبانه ايران در ميان ساير جوامع اسلامى داشته برانگيختن پرسشهايى در ميان آنان بوده است.
اكنون براى مسلمانان جهان اين سؤال پيش آمده كه نظامهاى حاكم بر كشورهاى اسلامى چگونه مى توانند هم اسلامى باشند و هم ارزشهاى انسانى را پاس بدارند.
مردم كشورهاى اسلامى و روشنفكران آنان با نظاره تحولات ايران به اين نتيجه رسيده اند كه تجربه اى كه اين كشور داشته نبايد در ديگر كشورها تكرار شود و به نظر من، هيچ حكومت اسلامى ديگر نمى تواند منافع اكثريت مردم را ناديده بگيرد و تنها به دنبال برآورده كردن خواسته هاى طبقه يا گروه خاصى باشد.