|
سيمين غفارى هنرپيشه با سابقه سينما و كوله بارى از خاطره ها
هنرمندان ديرين را از ياد نبريم
با سيمين غفارى هنرمند با سابقه سينماى فارسى كه اخيراً در بازگشت از امريكا به لندن امده بود ديدارى داشتيم و با او درباره پيشينه هنرى و زندگى خانوادگى و اجتماعى اش به گفتگو نشستيم و از او كه به منظور ديدار دوستان و همكاران پيشين و بررسى امكان تجديد فعاليت هنرى اش به لس انجلس رفته بود خواستيم كه كمى درباره گذشته و حال و برنامه هاى اينده اش صحبت كند.
سيمين با اشاره به اين كه فعاليت سينمائى اش در گذشته هميشه براى وى خاطره انگيز بوده است گفت: من در فيلم هاى زيادى بازى داشتم كه شامل چند فيلم مشترك ايران و تركيه بوده و بيشتر اين فيلم ها را جمشيد شيبانى تهيه كرده كه همگى در شمار فيلم هاى موفق و پر فروش پيش از انقلاب بوده است.
از جمله اين فيلم ها مى توانم از «حريص» با شركت بيك ايمانوردى، «دختر نگوبلابگو» با شركت ايرج قادرى و «ايوالله خيلى هم ممنون» با شركت اغاسى نام ببرم و اخرين فيلم من «بُت» بود با شركت بهروز وثوقى، ناصر ملك مطيعى و امين امينى به كارگردانى ايرج قادرى كه على عباسى تهيه كننده ان بود، فيلمى بسيار موفق در عرصه سينماى ان روزها و بسيار خاطره انگيز براى من. پس از اين فيلم دست سرنوشت رقم ديگرى بر صفحه زندگى من زد به اين معنا كه در يك مجلس ميهمانى در انجمن فرهنگى ايران و فرانسه با همسر اينده ام GUY BUSSENIERS ديپلمات بلژيكى اشنا شدم. اين ديدار مسير زندگى مرا تغيير داد. اشنائى ما به يك تفاهم متقابل و علاقه عميق و سرانجام به ازدواج منجر شد. سه سال با هم در تهران زندگى كردم و در پايان مأموريت او كه مقارن با اغاز انقلاب بود همراه او و نخستين فرزندم كلوئه روانه بلژيك شدم.
شوهرم در بروكسل از خدمات ديپلوماتيك كناره گرفت و به امور بازرگانى و صنعتى پرداخت و مدت ۱۲سال مديريت اتاق بازرگانى بلژيك را عهده دار شد. او به سبب اشنائى با چند زبان خارجى و داشتن ارتباطات با محافل بازرگانى و اقتصادى بين المللى در اين شغل بسيار موفق بود و پس از ان نيز با كوله بارى از تجربه در بخش خصوصى به فعاليت هاى سودمندى پرداخت كه همچنان ادامه دارد.
شوهرم مردى است بسيار ايران دوست و شيفته فرهنگ و ادب و تمدن ايران. اگاهى او به تاريخ و فرهنگ ايران سبب شد كه در برابر بعضى اقدامات حادّى كه از طرف رژيم كنونى ايران صورت گرفت مانند گروگان گيرى ديپلمات هاى امريكائى در اغاز انقلاب، در برابر بلژيكى ها به دفاع از مردم ايران برخيزد و به انها و ساير اروپائى ها بفهماند كه ايران وارث يك تمدن كهن و پايه گذار حقوق بشر است و انچه مى گذرد ربطى به علت ايران و فرهنگ ايرانى ندارد.
-از سيمين پرسيديم كه با بيست و پنج سال دورى از سينما ايا هنوز حال و هواى بازى در فيلم ها را دارى؟
پاسخ او اين بود كه «چرا نه؟» و افزود: در بلژيك با يك كارگردان معروف بلژيكى فرانسوى اشنا شدم. او كه كم و بيش از پيشينه هنرى من اطلاع يافته بود گفت: قيافه تو به كلوديا كارديناله هنرپيشه معروف ايتاليائى شبيه است، ايا مايلى در فيلمى بازى كنى. پاسخ مثبت دادم ولى چون قبول پيشنهاد او مستلزم ترك خانه و خانواده و اقامت در ايتاليا بود نپذيرفتم. چندى بعد كه به اتفاق همسرم به فستيوال هاى سينمائى رُم و وِنيز رفتم با گريماى كارگردان معروف سينما اشنا شدم و از او پيشنهادى براى شركت در فيلمى كه قرار بود با سرمايه مشترك كانادا و ايتاليا تهيه شود دريافت داشتم ولى چون در انتظار فرزندى بودم پيشنهاد او را نپذيرفتم اما اتش شوق بازى در سينما همچنان در وجودم شعله ور است و در سفر اخيرم به لس انجلس كه فرصت بسيار مطلوبى براى تجديد ديدار با همكاران قديمى و هنرمندان صاحب نام مقيم ان ديار به دست اوردم، گفتگوهائى و پيشنهاداتى پيرامون امكان تجديد فعاليت هاى سينمائى من به ميان امد كه اميدوارم به نتيجه مطلوب برسد و از هفته نامه نيمروز براى فراهم اوردن فرصت اين گفتگو كمال تشكر را دارم، براى سيمين غفارى اين هنرمند اشنا و ديرين سينماى فارسى ارزوى موفقيت داريم.
|