Nimrooz Newspaper
Nimrooz
Vol. 15, No. 777, March 19, 2004
سال پانزدهم - شماره ۷۷۷ - جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۸۲
آينده جنبش اصلاح طلبى در حكومت ايران، از ديد عبدالكريم سروش
يكى از چهره هاى برجسته جنبش اصلاح طلبى چند سال اخير در ايران، عبدالكريم سروش، نويسنده و پژوهشگر در حوزه هاى عرفان و اسلام شناسى است. آقاى سروش زمانى نه چندان دور يكى از محبوب ترين چهره هاى برگزيده توسط آيت الله خمينى بود كه به تدريج از سوى ساير عناصر دستگاه رهبرى محافظه كار ايران، در انزوا قرار داده شد. امروز روزنامه باستن گلوب، گفتگى مفصلى با عبدالكريم سروش انجام داده است كه ميخوانيد.
مقاله روزنامه باستن گلوب Boston Globe، در مورد عبدالكريم سروش، با اشاره به فلسفه وى در ادغام دموكراسى و حقوق بشر و سنتهاى اسلامى شيعه آغاز مى شود و اين كه به اعتقاد وى سياست و مذهب بايد از يكديگر جدا شوند. نه به خاطر آنكه مذهب بى پايه و مخرب سياست است، كه مذهب حقيقت است و سياست عامل فساد آن.
عبدالكريم در سال ۱۹۴۵، يعنى حدود ۵۹ سال پيش در خانواده اى مذهبى و با نام حسين حاج فرج الله دباغ متولد شد. در كنار علم شيمى و ساير علوم تجربى، در زمينه اسلام به تحصيل و پژوهش پرداخت و تحصيلات عاليه خود را در انگلستان در رشته شيمى و تاريخ فلسفه و علوم تجربى ادامه داد.
باستن گلوب سپس به ماههاى پس از انقلاب اشاره مى كند، به سال ۱۹۸۰، كه آيت الله خمينى از عبدالكريم سروش دعوت كرد كه در ميان يك هيات هفت نفره از محققان، عملكرد آموزش عالى كشور را بازسازى كرده و بار ديگر درهاى دانشگاهها را به روى دانشجويان بگشايند.
سروش عليرغم شغل اوليه در اين چالش، آنگونه كه در نظر داشت، موفق نشد. دولت انقلابى ايران به گونه اى روزافزون كميته هاى آموزشى را زير كنترل گرفت و عقايد افراط گرايانه خود را بر آنها تحميل كرد. سروش خواهان جدايى زن و مرد در كلاسهاى درس، تحميل سنتهاى اسلامى بر آنها، محدوديت موضوعات تدريس و به حاشيه راندن علوم تجربى و اجتماعى نبود.
سروش به خبرنگار باستن گلوب مى گويد: كسى گوش شنوا براى شنيدن نظرات او نداشت، زيرا از سايرين آزاديخواه تر بوده است و وى لاجرم پس از سه سال انزوا، از كميته آموزش عالى استعفا مى دهد و به موج منتقدين از دولت مى پيوندد. با وجود اين سروش عليرغم اظهاراتش در مورد جدايى دين از سياست، خود هنوز در عقايدش در اين زمينه چندان روشن و قاطع نيست.
از سويى معتقد است كه منطق بايد از الهيات جدا شود و از سوى ديگر مى گويد: مى توان جوهر مذهب را كه جاويد است و مقدس، از دانش مذهبى كه نسبى است و تاريخى، جدا كرد و بدين ترتيب به گفته او مى شود چنين نتيجه گيرى كرد كه تفسيرهاى روحانيون به خودى خود مقدس نيست، بلكه به ناتوانيهاى انسان و وقايع تاريخى محدود است.
از فلسفه بافى گذشته آنچه سروش قطعا و به روشنى به آن معتقد است، قوانين اسلامى يا شريعت به عنوان چارچوبى اخلاقى براى جامعه است، هرچند كه به گفته او نبايد تنها عنصر قوانين مدنى قرار گيرد.
اما سروش در مورد دوره پس از انقلاب به باستن گلوب مى گويد كه اقدامات مغاير دموكراسى در سراسر كشور گسترش مى يافت. مقالات او در ماهنامه اجتماعى سياسى كيان مستقيما قدرت سياسى روحانيان را به باد انتقاد مى گرفت. سروش حتى پرزيدنت خاتمى را كه از او به عنوان يك دوست ياد مى كند، از تيغ حمله خود در امان نگذاشته و به خبرنگار باستن گلوب مى گويد كه رئيس جمهورى فرصتهاى بسيارى را براى ايجاد اصلاحات در ايران از دست داد.
اما سروش در مورد فقدان موفقيت اصلاح طلبان در انتخابات اخير مى گويد: موفقت جنبش با انتخابات مجلس قضاوت نمى شود، بلكه با نظر و برخورد مردم سنجيده مى گردد و اين كه جوانان تحصيلكرده ايران آرمان آزادى، عدالت، شركت مردم در سياست و حقوق بشر را هدف قرار داده اند.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
تاريخ
شعر و داستان
خاطرات
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها


Copyright 1988-2004, Oriental Newspapers
Contact us: letters@nimrooz.com