Nimrooz Newspaper
Nimrooz
Vol. 15, No. 777, March 19, 2004
سال پانزدهم - شماره ۷۷۷ - جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۸۲
نوشته: امير
سخنى با دكتر شاهين فاطمى
در تارنماى ايران و جهان مقاله دكتر شاهين فاطمى را كه در كيهان چاپ لندن منتشر شده بود خواندم، درمتن مقاله با اينكه ايشان سعى كرده بود ولى باز از دستش در رفت و اينگونه عنوان نمود:
حقيقت در پرده ابهام
حادثه ناگوار شانزده آذر چند ماهى پس از كودتاى ۲۸ مرداد به وقوع پيوست اما سالهاى سال واقعيت اين فاجعه به صورت يك ابهام تاريخى در اذهان باقى ماند. آنهائى كه ميدانستند آنچه در شانزده آذر ۱۳۳۲ اتفاق افتاد يك توطئه از پيش طرحريزى شده براى كشتار دانشجويان نبود، شايد بخاطر بهره بردارى سياسى از اين ماجرا لب فروبستند و سكوت اختيار كردند. در نتيجه جو سياسى آن دوران و سالهاى بعد از آن موجب شد كه جريان واقعه هرگز آنگونه كه بيشتر مقرون به حقيقت بود بازگو نشود.

نكته اى كه در بالا نظر مرا جلب كرد «از كودتاى ۲۸ مرداد » بود، زيرا در مراجعه به فرهنگ لغات علامه دهخدا كودتا جلد ۱۱ صفحه ۱۶۴۸۰ اينگونه معنى مى شود:
كودتا -يك واژه فرانسوى است وبرانداختن حكومت با استفاده از قواى نظامى كشور و تسلط بر اوضاع و روى كار آوردن حكومتى نو، رجوع شود به لاروس
و حكومت را هم در جلد ۶ صفحه ۸۰۴۹ اينگونه معنى كرده است:
«حكومت - قضا، قضاوت كردن، داورى كردن، حكم راندن، ديوان كردن، فرمانروايى كردن -سلطنت كردن -پادشاهى كردن، فرماندهى، حكمرانى، سلطنت، سلطان،» كجاى اين تعاريف به وقايع ۲۸ مرداد مى خورد، اما اين تعاريف با در نظر گرفتن اصول قانون اساسى يعنى:
اصل چهل و ششم متمم قانون اساسى -عزل و نصب وزرا بموجب فرمان همايونى پادشاه است.
به اتفاقات ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ كاملا نزديك است، زيرا مصدق السلطنه با نا ديده گرفتن حكم قانونى عزل خود و با در اختيار داشتن حكومت نظامى كه با هوچيگرى و غير قانونى و كودتاى خزنده قبلا بدست آورده بود خواست اداى رضا شاه را در بياورد تا شايد بتواند بر روى عقده هاى حقارت آميز خود مرهمى بگذارد، طبق روال خودش قانون اساسى را زير پا گذاشت و اين اقدام او حكم بر انداختن حكومت را داشته، از طرفى آيا ابلهانه نيست كه بگوئيم پادشاه فقيد بر عليه حكومت خودش كودتا كرده و خواسته حكومت نو روى كار بياورد؟، كجاى معنى حكومت نشانى از دولت آورده شده كه عزل دولت به معنى روى كار آوردن حكومتى نو باشد؟.
مگر مصدق السطلنه در دادگاه خود نگفت كه من به دست خط شك داشتم وگرنه فرمان عزل خود را مى پذيرفتم.

حال چگونه است كه در مقاله اينگونه مى نويسند «زمامداران وقت نيز كه با فرستادن سربازان مسلح به محوطه دانشگاه در آن فضاى پرتنش مرتكب اشتباهى بزرگ شده بودند هرگز سعى نكردند با اعلام تشكيل يك هيات تحقيق مورد اعتماد عمومى از ميان قضات خوشنام و استادان دانشگاه به همه شكايات رسيدگى كنند و گزارشى از حقيقت واقعه در اختيار همگان قرار دهند. اگر چنين شده بود و خطاكاران محاكمه و مجازات شده بودند چه بسا بسيارى از مسائل بعدى پيش نمى آمد.
متاسفانه رژيم گذشته كوچكترين اقدامى در جهت تحقيق و تنبيه متخلفان بعمل نياورد و مخالفين نظام هم بدون بررسى دقيق و تحقيق كافى اين رويداد را توطئه ضددانشجوئى دانستند و سالهاى سال از آن بعنوان يك اسلحه تبليغاتى استفاده كردند.»

براى من حيرت انگيز است كه دكتر محترم و رئيس دانشگاه در پاريس پايتخت فرانسه بعد از گذشت ۵۰ سال هنوز به لاروس مراجعه نكرده و معنى كودتا را درست بكار نمى گيرد، آنوقت خورده مى گيرند كه زمامداران وقت چنان كردند و چنين و يا رژيم اقدامى نكرد، باور بفرماييد كه اگر رژيم قبل تمام دنيا را با خودش روى قرآن مى برد كه سوگند ياد كند قصد كشتن دانشجويان را نداشته، باز روشنفكران! مى گفتند كه مرغ يك پا دارد.
از اينكه گفته دكتر پوران شريعت رضوى همسر دكتر على شريعتى، و خواهر يكى از سه كشته ماجراى ۱۶ آدر ۱۳۳۲ را در مقاله آورده اند بسيار خوب است، و من هم بى كم و كاست عينا آن مطلب را مى آورم.

«گوشه اى از حقيقت»
ديروز در يكى از روزنامه هاى درونمرزى بنام «شرق» مطالبى به چاپ رسيده است كه براى اولين بار تا حدود زيادى حقايق واقعه را آنگونه كه اتفاق افتاده است بازگو ميكند. اين روزنامه مطالب خود را از مصاحبه هاى كه خبرگزارى دانشجويان (ايسنا) با دكتر پوران شريعت رضوى انجام داده است نقل ميكند:
- دكتر پوران شريعت رضوى همسر دكتر على شريعتى در گفتگو با ايسنا درباره ۱۶ آذر ۱۳۳۲ سخن گفت. اهميت سخنان وى از آن جهت است كه يكى از شهداى آن حادثه برادر وى بوده است. او ميگويد:
«زمزمه هاى سفر نيكسون به ايران باعث شده بود كه حكومت براى ايجاد خفقان در جامعه و از همه مهمتر در دانشگاه كه آن روز بستر تشنج بود، دانشگاه را از سه چهار روز قبل به نيروى نظامى مجهز كند تا اينكه روز دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ زنگ تفريح، سه تن از دانشجويان به تمسخر عده اى از سربازان پرداختند و همين امر نيز باعث شد كه سربازان در ابتدا به كلاس آن چند دانشجو وارد شدند و تقاضا كردند كه آنها را به بيرون از كلاس بفرستند كه امتناع استاد مربوطه باعث شد آنها در دفتر رئيس دانشكده حضور يابند و از او بخواهند كه اين سه تن را تحويل دهد.
اما رئيس دانشكده از تحويل سه دانشجو خوددارى كرد و معاون دانشكده نيز بى هنگام زنگ را به صدا درآورد. در اين هنگام دانشجويان از كلاسها خارج شده و شروع به شعار دادن ميكنند و بعد هم تير و خون و... در اين ميان آذر (مهدى) شريعت رضوى، احمد قندچى و بزرگ نيا در كريدور كوچك دانشكده مورد اصابت گلوله قرار ميگيرند و درست زير يكى از همين ستونهاى فعلى دانشكده برادرم شهيد ميشود...»
در گفته هاى دكتر پوران شريعت رضوع چند نگته حايز اهميت است، براى ورود رئيس جمهورنيكسون، دولت وقت قصد كنترل اوضاع را داشته، امرى كه توسط هر كشور ميزبان صورت مى گيرد و همين چند وقت پيش در انگلستان اتفاق افتاد، ولى.........
ديگر اينكه چرا بايد سه تن از دانشجويان به تمسخر عده اى سرباز بپردازند؟ مگر سربازان وظيفه گناهى داشتند كه مى بايست دوران سربازيشان را مى گذراندند و بر حسب وظيفه در دانشگاه مستقر شده بودند؟
نكته ديگر اينكه چرا فقط سه دانشجو و بعد هم كه معلوم شد دو نفر از آنها عضو حزب محترم! توده و يكى هم عضو محترم! جبهه ملى بوده، آيا پاسخى براى اين گفته ها داريد و يا مى گوئيد عده اى و يا احزابى توطئه بكنند و رژيم هم بايد به آنها باج بدهد؟ آيا در دنيا جايى را سراغ داريد كه اين ادّله را بپذيرند؟ شما كه استاد دانشگاه هستيد، در همان پاريس اگر سه دانشجو دست به چنين اعمالى بزنند و نيروهاى امنيتى پيش شما بيايند و بخواهند آن دانشحويان را در اختيارشان قرار دهيد شما چه مى كنيد؟
جرا پس از به صدا در آمدن زنگ و در گيريها در ميان آنهمه دانشجو بازهم فقط همان سه نفر تير خوردند؟ آيا آنها قصد پياده كردن طرح انتحارى احزاب خودشان را داشتند؟ پيوند ناگسستنى جزب توده و جبهه ملى تا كى؟
سئوال ديگر اينجاست آن دانشجويان محترم در اختيار احزاب خود بودند و احزابشان نيز مجريان و عاملان اتحاد نا مقدس سرخ و سياه بودند يا نه؟ كه اگر نبودند آيا هرگز حاضر مى شدند كه سرباز هموطن خود را به تمسخر بگيرند.
و اما مطلب بسيار مهم اين است كه چرا دكتر به خاطرات رئيس وقت دانشگاه تهران رجوع نمى كند و بخشى از آن خاطرات را ذكر نمى نمايد تا روشن شود، رژيم در خصوص اين اتفاق چه كرده، جاى بسى تعجب است.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
تاريخ
شعر و داستان
خاطرات
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها


Copyright 1988-2004, Oriental Newspapers
Contact us: letters@nimrooz.com