|
سياست و حرمسرا در گفت و گو با نيلوفر كسرى
زنان پرده نشين، نمونه كوچك تاثير گذارى بر تصميمات سياسى
گفت و گو: سولماز نراقى
چشمان ناصرالدين شاه از درون تصوير كوچك روى انفيه دان به زن مى نگرد. دستان زن در تاريكى حركت مى كند و انفيه دان نقره را مى گشايد. ديرى نمى گذرد كه رايحه نفرت و تعفن فضا را پر مى كند. اينجا حرمسراست. جايى كه يگانه تداعى تاريخى ما از آن خاموشى و بى خبرى است.
حرمسرا يادآور منزلت نداشته يا از دست رفته نيمى از پيكره عظيم انسانى است. اما كشف نشانه هائى از تكاپوى پنهان زنان پرده نشين اين نكته را بر ما روشن مى كند كه آنچه تاكنون زن را موجودى حاشيه اى، وابسته و بى اعتبار نشان داده است، نه حاكميت خرد مذكر بر وقايع تاريخ كه تاثير تاريخ نگارى مذكر بر خرد جمعى است.
موضوع گفت و گوى ما با خانم نيلوفر كسرى نويسنده كتاب «سياست و حرمسرا» نيز بررسى و نقش حرم ـ خانه در تصميمات سياسى دربار است. وى كارشناس ارشد و محقق تاريخ در موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران است. و مى گويد كه بر خلاف تصوير غالب، تاثيرات پشت پرده زنان هميشه منفى نبوده است:
*ميل غريب سلاطين ايرانى به گردآورى زنان بى شمار، در مقاطع خاصى از تاريخ رشد خيره كننده اى داشته است. به نظر مى رسد كه اين روند، بسته به ميزان لذت جويى و قدرت طلبى شاهان متغير بوده است. كمى درباره سير تطور حرمسرا در طول تاريخ و نظام حاكم بر آن بگوييد.
-پديده حرمسرا و سيستم اداره آن در دوران هاى مختلف متفاوت بوده است. حرمسرا در روزگار پيش از اسلام نيز در دربار سلاطين وجود داشت. اما همانطور كه گفتيد اين روند در مقاطعى از تاريخ رشد چشمگيرترى را نشان مى دهد. دورانى كه ايلات و عشاير در ايران قدرت گرفتند نگهدارى زنان و سبك زندگى آنها با آزادى بيشترى همراه بود. مثلا در دوران مغول زن ها در مجالس ميهمانى شركت مى كردند و در بحث ها و تصميم گيرى هاى مملكتى با مردان مشاركت داشتند. اما به تدريج كه تحت شرايط خاص، امنيت اجتماعى مختل گرديد زن به مايملك مرد تبديل شد و به صورت كالاى ارزشمندى در آمد كه مى بايست از آن در مقابل مخاطرات پاسدارى كرد. همان طور كه مى دانيد سيستم فرمانروايى در ايران به گونه اى بود كه شاه در آن قادر مطلق به حساب مى آمد. اگر اراده شاه بر اين قرار مى گرفت كه كارى انجام شود هيچ كس نمى توانست در برابر آن ايستادگى كند. رجال سرشناس و حتى مردم عادى غالبا از ظاهر ساختن زنان خود در مجامع عمومى اجتناب مى كردند تا مبادا ميل شاه بر آنان بگردد تا آنان مجبور شوند همسران خود را به شاه تقديم كنند.
اما روال ازدواج پادشاهان به چند صورت متفاوت بود. شاه مى توانست چهار زن از ميان شاهزادگان اختيار كند و فرزندان ذكور اين زنان نيز بعدها جانشين پادشاه مى شدند. دسته اى ديگر از همسران شاه زنانى بودند كه ازدواج با آنها دلايل سياسى داشت. بسيارى از آنها متعلق به سران ايلات و خاندان هاى بزرگ اقصى نقاط ايران بودند. بوسيله اين ازدواج ها، شاه مى توانست با خوانين ارتباط دوستانه برقرار كند به اين ترتيب منافع دو طرف با سهولت بيشترى تامين مى شد.
هر يك از اين زنان در عين حال كه همسر پادشاه و ساكن حرمسرا بودند نماينده قوم و ملت خود به شمار مى رفتند و در مواقع ضرورى در امور مربوط به دو طرف وساطت مى كردند. دسته ديگر از زنان شاه زنانى از طبقات متوسط و پايين جامعه بودند كه شاه صرفا شيفته زيبايى و دلربايى آنان شده بود و محض لذت جويى با آنها ازدواج مى كرد. دسته آخر خدمه و كنيزانى بودند كه در حرمسرا نقش خدمتگزارى به زنان اصلى را ايفا مى كردند. گاهى اين زن ها هم مورد توجه پادشاه واقع مى شدند و به طور موقت در زمره زنان صيغه اى او قرار مى گرفتند. البته زنان صيغه اى به لحاظ شان و رتبه به درجاتى تقسيم مى شدند. در اين ميان بودند كسانى كه از زنان عقدى نيز قدرت و شانى والاتر داشتند و سوگلى شاه به حساب مى آمدند مثل انيس الدوله، جيران خانم، خانم باشى. حرمسرا بيشتر در دوران فتحعلى شاه توسعه يافت. گرچه آغامحمد خان نيز شكلى از آن را ايجاد كرده بود اما اين حرمسرا خيلى كوچك بود و سيستم وسيعى نداشت.
*وضعيت حرمسرا در عهد صفوى چگونه بود؟
-نظام حرمسرا در دوران صفوى اندكى متفاوت بود. در آن دوران مادر هر شاهزاده اى يك ملك شخصى داشت. در حقيقت آنها پس از به دنيا آمدن فرزندشان از حرمسراى شاهى جدا مى شدند و به صورت مستقل زندگى مى كردند. حتى ممكن بود اين ملك در شهر ديگرى باشد. آنان گاهى در محدوده قلمرو خود قدرتى به هم مى زدند. به اين ترتيب شاه تنها با تعداد معدودى از زنان حرمسراى خود زندگى مى كرد نه با همه آنها.
*مى گويند حرمسرا سبك معمارى ويژه و سلسله مراتب مشخصى داشته است. لطفا كمى در اين باره توضيح بدهيد.
-اندرونى يا ساختمانى كه براى زنان در نظر گرفته شده بود حالتى پيچ در پيچ داشت. براى رسيدن به اندرونى بايد از راهروها و دالان هاى متعددى عبور مى كردى. هر قسمتى در بخصوصى داشت و هر در دربان ويژه اى. ورود و خروج افراد به اندرونى شديدا كنترل مى شد و افراد تحت شرايط مى توانستند به حرمسرا وارد شوند.
حرمسرا در دوران صفوى يك ساختمان واحد بود. اما به مرور با توسعه اى كه در دوران قاجار يافت چند ساختمان مجزا با حياطى مستقل و كوچك در كنار يكديگر به حرم خانه اختصاص پيدا كرد. به اين ترتيب زنان از استقلال بيشترى برخورد شدند. براساس سلسله مراتب حرمسرا در درجه اول خواجه سراها اهميت داشتند. وظيفه آنها نظارت بر حرم بود. اين خواجه ها فرزندان عفو شده خانواده هائى بودند كه روزى مورد غضب شاه قرار گرفته و جملگى نابود شده بودند.
فرزندان دختر اين خانواده ها به عنوان كنيز وارد حرمسرا مى شدند و فرزندان پسر پس از مقطوع النسل شدن به مقام خواجگى حرمسرا مى رسيدند و اين در واقع لطف پادشاه بود كه شامل حال آنها مى شد.
خواجه هاى معروف قاجار آقا بهرام، آغا كمال، آغا مبارك سيد ابراهيم، غلام تاج ميرزا عليرضا خواجه، خسروخان، آقا سيد، منوچهر خان و... بودند. مهم ترين آنها منوچهر خان بود كه معتمدالدوله شاه به حساب مى آمد و شاه در بسيارى موارد با او مشورت مى كرد. گاهى آنان چنان قدرت مى گرفتند كه نقش شان از يك وزير هم پررنگ تر مى شد.
*چه عاملى باعث قدرت گرفتن خواجه سراها مى شد؟
-آنان به خاطر رشوه هائى كه از زنان مى گرفتند از پشتوانه مالى خوبى برخوردار بودند و به اين وسيله قدرتمند مى شدند. گاهى هم شاه از طريق خواجه ها زنان خود را در حرمسرا كنترل مى كرد و از وضعيت درونى حرمسرا آگاهى مى يافت و نحوه روابط زنانش را با هم، پيگيرى و كشف مى كرد.
*سلسله مراتب زنان در حرمسرا به چه صورتى بود؟
-به لحاظ برخوردارى از شان و منزلت، نخستين و مهم ترين فرد، مادر شاه يا مهد عليا بود. او رئيس حرمسرا به شمار مى رفت و وظيفه اش نظارت كلى بر امور داخلى حرمسرا بود. اگر مادر شاه مى مرد بزرگ ترين زن شاه يعنى مادر وليعهد عهده دار اين نقش مى شد. در درجه بعد زنان عقدى قرار داشتند. و پس از آنها نيز زنان صيغه اى. اين زنان به ۲ گروه تقسيم مى شدند. گروهى كه بيشتر مورد توجه شاه بودند و گه گاه نقش سوگلى را ايفا مى كردند و گروهى كه در مرتبه پايين ترى قرار داشتند. حفظ اين سلسله مراتب در همه جا حتى هنگام مراسم سلام روزانه به شاه ـ كه بعدها به يك روز در هفته ـ تقليل يافت لحاظ مى شد.
*زنان حرمسرا روز خود را چگونه سپرى مى كردند؟ آيا مشاغل ويژه اى داشتند. يا اين كه خودشان را به هر نحو سرگرم مى كردند؟
-زنان بر حسب سلسله مراتب شان از دربار مستمرى قابل توجهى مى گرفتند. اما خودشان هم در حرمسرا مشاغل ويژه اى داشتند. يكى از مهم ترين اين مشاغل حفظ و نگهدارى اموال و تامين مخارج حرمسرا بود. در عهد ناصرى خازن الدوله اين نقش را با دستيارى خواجه اى به نام آغاالماس ايفا مى كرد.
از فعاليت هاى درونى حرمسرا يكى هم پرداختن به صنايع دستى و گل سازى بود. يكى از كسانى كه در دوره ناصرى به حرمسرا راه يافت و به آموزش زنان پرداخت فردى خارجى بود به نام مادام حاجى عباس گلساز. حاجى عباس گلساز فردى بود كه در زمان محمدرضا شاه به اروپا فرستاده شد تا آن جا كار گل سازى را فرا بگيرد. او كه موفق به يادگيرى اين هنر نشد با يكى از زنانى كه به اين فنون آشنايى داشت ازدواج كرد و او را به ايران آورد. اين زن مسلمان شد و به حرمسرا راه يافت، به تدريج مورد توجه و استقبال زنان قرار گرفت و از مهم ترين مشاورين مهد عليا شد. يكى از كسانى كه بعدها به مهد عليا كمك كرد تا با دولت انگليسى ارتباط برقرار كند همين فرد بود.
زنان آثار هنرى و گل هاى تزيينى خود را هديه مى دادند يا وقف مى كردند. يكى ديگر از مشاغل مهم حرمسرا تقسيم غذاى اندرونى بود. اين شغل اهميت فراوانى داشت. دليلش هم اين بود كه شاه در اغلب موارد غذا را در حرمسرا مى خورد و ممكن بود با توطئه يكى از زنان غذا مسموم شود و به شاه آسيب برسد.
افرادى مثل خانم كوچيك علاوه بر نظارت بر طبخ غذا وظيفه امتحان كردن آن را نيز بر عهده داشتند. غذايى كه قرار بود به صرف شاه برسد مى بايست نخست توسط چند تن امتحان مى شد تا خطرى شاه را تهديد نكند. نظارت خانه اندرونى شاه هم محل نگهدارى البسه و ملزومات شاه و همسران او بوده است. اين وظيفه نيز يكى ديگر از مشاغل عمده حرمسرا بود. نظارت بر آبدارخانه و قهوه خانه هم به اندازه نظارت و غذا اهميت داشت. حتما بارها اصطلاح قهوه قجرى را شنيده ايد. در طايفه قاجار مسموم كردن با قهوه بسيار مرسوم بود. نظارت بر اندرونى و مكان و نحوه نگهدارى كودكان و حفظ بهداشت نيز از مسئوليت هاى ديگر گروهى از زنان بود. برخى از آنان نيز از نشان ها يا هدايايى كه خارجيان به شاه هديه داده بودند حفاظت مى كردند.
برخى ديگر از زنان كه سوگلى بودند وظيفه نامه نگارى و پذيرايى از ميهمانان خارجى را به عهده داشتند كه انيس الدوله مهد عليا و پيش از آن دو، تاج الدوله در عهد فتحعلى شاه مهم ترين اين زنان بودند.
*از قرار، زنان دربارى از سطح سواد بالايى برخوردار نبودند. و حتى به خاطر جو فاسد حرمسرا پادشاهان ترجيح مى داده اند زنان نوشتن و خواندن ندانند تا مبادا نامه هائى عاشقانه يا محرمانه ميان آنها و درباريان رد و بدل شود. كمى درباره وضع سواد و آموزش در حرمسرا توضيح بدهيد.
-درباره آن چه گفتيد من به منبع مكتوب معتبرى برنخورده ام. زنانى كه وارد دربار شاهان قاجار مى شدند اغلب سنين كمى داشتند. سيستم آموزشى ويژه اى نيز در حرمسرا براى زنان در نظر گرفته شده بود. البته سطح سواد عمومى در آن دوران چندان بالا نبود و زنان نيز از اين قاعده مستثنى نبودند. اما در حرمسراها كتابخانه هاى مفصلى موجود بوده است كه اغلب آنها نسخ خطى و كتب ادبى و مذهبى بوده است. كتابخانه مهد عليا يكى از مهم ترين اين كتابخانه هاست. همچنين يك نسخه رمان هاى خارجى اى كه به وسيله دارالترجمه مخصوص دربار ناصرى به فارسى برگردانده مى شد به حرمسرا اختصاص مى يافت.
در حرمسرا حفظ و روخوانى قرآن از اهميت ويژه اى برخوردار بود. مهد عليا يكى از افرادى بود كه قرآن را با لحن و آواى خوش مى خواند. برخى از زنان شاه نامه نگارى هاى سرى او را انجام مى دادند و به همين دليل مى توانستند روى شاه نفوذ بيشترى داشته باشند.
آموزش موسيقى هم در حرمسرا مرسوم بود. عده اى از زنان كه به ورزش هائى از قبيل تيراندازى و اسب دوانى علاقه مند بودند اين امكان را داشتند كه آن را فرا بگيرند. بسيارى از زنان و دختران ناصرالدين شاه اسب سواران ماهرى بودند و حتى در جشن هاى شاه نمايش هاى ويژه اى اجرا مى كردند.
*با اين همه حرمسرا به داشتن جو فاسد و مسموم شهره بود. كمى از فساد حاكم بر آن و توطئه هاى زنان دربارى بگوييد.
-حرمسرا به طور كلى محيط بسيار بسته اى بود و نظارتى كه بر آن اعمال مى شد بيش از هر چيز از آن يك زندان مى ساخت. مسأله ولايت عهدى يكى از مسايلى بود كه منجر به توطئه هاى بسيارى در ميان زنان مى شد.
وليعهد اولين فرزند ذكور شاه از ۴ زن عقدى او بود. شرط ۴ زن عقدى اين بود كه حتما از ايل و عشيره شاه باشند. اين زنان به وسيله مادر شاه انتخاب مى شدند. برخى از زنان براى كشتن فرزندان ذكور زنان ديگر دسيسه مى كردند. مى گويند كه مهد عليا، مادر ناصرالدين شاه تا زمانى كه زنده بود اجازه نمى داد هيچ پسرى از زنان ديگر ناصرالدين شاه زنده بماند. و آنها را به روش هاى متفاوت از ميان مى برد. خدعه ها و توطئه هاى زنان حرمسرا عليه يكديگر شيوع فراوان داشت. در حقيقت حرمسرا نمونه كوچكى از الگوى قدرت حاكم بود و همان نيرنگ ها و دسايسى كه در ميان شاه و وزراى او رواج داشت در حرمسرا هم ديده مى شد.
*حرمسرا به ويژه از عهد صفوى به اين سو نقش عمده اى در صحنه گردانى وقايع تاريخى بازى كرده است. به نظر مى رسد كه به رغم كمرنگ و حتى بى رنگ بودن ظاهرى حضور زنان در جامعه بر روند تصميمات قدرت تاثيرات زايدالوصفى داشته اند. نظر شما در اين باره چيست؟
-همان طور كه گفته شد بسيارى از زنان شاه نماينده ايلات و خاندان هايشان بودند و نقش رابط ميان شاه با اين اقوام را بر عهده داشتند. اين زن ها گه گاه براى تامين منافع افرادى از قوم خود كه به امر پادشاه عزل شده يا مورد غضب قرار گرفته بودند، وساطت مى كردند.
اينها يك دسته تاثيرات جزيى و نقش هاى غير كليدى هستند. اما عمده ترين تاثيرات سياسى زنان بر خط مشى هاى عمومى مملكت در دوره ناصرالدين شاه اتفاق مى افتد. برخى معتقدند ناصرالدين شاه به علت ضعف نفس، زنان را بيش از حد در امور مملكتى دخالت مى داده است. البته به اعتقاد من چنين نيست. ناصرالدين شاه به اين دليل كه مدتى در آذربايجان زندگى كرده بود ديد وسيع ترى نسبت به زنان داشت. به علاوه پيش از به تخت نشستن وى مادر او به مدت ۴۵ روز اداره امور كشور را به عهده گرفت. مهد عليا زن مقتدرى بود و ناصرالدين شاه پس از رسيدن به قدرت هم دست مادر خود را در خيلى از امور باز گذاشت. ولى بعدها مهد عليا نتوانست قدرت گرفتن اميركبير و شخصيت قوى او را تحمل كند و كوشيد كه او را به نحوى از صحنه حذف كند. دلايل مهد عليا سياسى نبود. اين حس غريزى حسادت بود كه منجر شد مهد عليا به دنبال ترفندى براى براندازى امير دست به اقدامات سياسى زده و يا با دسايس ديگران هم داستان شود. اما همه تاثيرات سياسى زنان تاثيرات منفى نبوده است.
بسيارى از اوقاف زنان در الغاى دستورات نابخردانه شاه و منصرف ساختن او از تصميمات خصمانه نقش داشته اند. انيس الدوله در واقعه جنبش تنباكو يكى از مدافعان ميرزاى شيرازى بود. هنگامى كه شاه از او دليل حمايت اش را از فتواى ميرزا پرسيد او گفت همان كسى كه ما را به تو حلال كرده تنباكو را بر ما حرام كرده است. در مقابل اين پاسخ هوشمندانه و دندان شكن شاه نتوانست چيزى بگويد و به خواسته او تن داد. اما در جاى ديگر همين انيس الدوله توطئه اى كرد تا سپهسالار از صدارت عزل شود. زيرا گمان مى كرد صدر اعظم باعث شده كه شاه از همراه كردن او با خود در نخستين سفر خارجى اش به روسيه صرف نظر كند. اما در تاريخ ما بيشتر به تاثيرات منفى زنان پرداخته شده.
من بر اين باورم كه تاريخ نگاران در كليه ادوار تاريخى از نگارش هر مطلبى درباره زنان و نقش آنان در جامعه خود دارى مى كردند. اين در حالى است كه نقش زنان و قدرت پشت پرده آنها در تمامى ادوار تاريخى انكار ناشدنى است.
به همين دليل لازم است پژوهش دقيق در اين زمينه صورت گيرد و نقش زنان پرده نشين در تصميمات سياسى و حركت هاى اجتماعى بررسى شود. البته پژوهشگران و علاقه مندان به مطالعات تاريخى جديدا به اين مهم توجه كرده اند و كتاب هائى هم در اين راستا به چاپ رسيده است. اما هميشه جاى كار وجود دارد...
|