سينا سعدى
از جشن هاى متعددى كه در ايران باستان مرسوم بوده، يا از جشن هاى اندكى كه از آن عهد به يادگار مانده، هيچ يك به طول و تفصيل نوروز نيست.
نوروز تنها جشنى است كه يك جشن كوچك تر (چهارشنبه سورى) به پيشواز آن مى آيد و جشنى ديگر (سيزده بدر) به بدرقه آن. در واقع نوروز مقدمه و موخره اى دارد كه خود آنها به تنهائى از جشنهاى ديگرى چون شب يلدا مفصل ترند.
اما به غير از چهار شنبه سورى و سيزده بدر كه هر يك آداب خود را دارند، نوروز در گذشته داراى آداب چندى بوده است كه امروز فقط برخى از آنها برجاى مانده و پاره اى در دگرگشت هاى زمانه از بين رفته اند.
از رسم هاى بجا مانده يكى راه افتادن حاجى فيروز است.
حاجى فيروزها با چهره سياه كرده، دايره و دنبكى به دست مى گيرند، به خيابان مى آيند و به رقص و شيرينكارى و خواندن اشعارى با ريتم و آهنگ رقص مى پردازند:
حاجى فيروزه، سالى يه روزه، همه مى دونن، منم مى دونم، عيد نوروزه.
ارباب خودم سلام عليكم، ارباب خودم سر تو بالا كن، ارباب خودم منو نيگا كن، ارباب خودم لطفى به ما كن.
ارباب خودم بزبز قندى، ارباب خودم چرا نمى خندى
بشكن بشكنه بشكن، من نمى شكنم بشكن، اينجا بشكنم يار گله داره، اونجا بشكنم يار گله داره! اين سياه بيچاره چقد حوصله داره!
خانه تكانى از ديگر آئين هاى نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تكانى شروع مى شود. در اين آئين، همه وسايل خانه گردگيرى و شستشو مى شود و پاك و پاكيزه مى گردد.
چنان زواياى خانه را مى روبند كه اگر تا يك سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاكيزه سازى آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد.
وسواس براى اين پاكيزه سازى تا به حدى است كه در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يكبار نقاشى مى شود.
پس از خانه تكانى، نوبت سبزه كاشتن مى شود. مادران حدود يك هفته مانده به نوروز، مقدارى گندم و عدس و ماش و شاهى در ظرف هائى زيبا مى ريزند و خيس مى دهند تا آهسته آهسته برويد و براى سفره نوروزى آماده گردد.
يك هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال كارت تبريك ها فرا مى رسد. فرستادن كارت تبريك براى همه دوستان و آشنايان يك كار مرسوم است. اقوام و دوستانى كه در ديگر كشورها يا شهرها زندگى مى كنند، جاى خود دارند.
در اين زمان ديگرچهارشنبه سورى فرا رسيده و بايد از روى آتش پريد. چهار شنبه سورى خود به مثابه يك جشن مستقل، آداب خود را دارد. آتش افروختن و پريدن از روى آتش، خوردن آجيل چهارشنبه سورى و...
اما در روزگار ما اين جشن دگرگونى هاى زيادى به خود پذيرفته است. از جمله آنكه به علت جلوگيرى نيروهاى انتظامى از آتش بازى و بوته افروزى، ترقه بازى در بين جوانان باب شده كه بيشتر موجب اذيت و آزار مردم و ايجاد صوت هاى ناهنجار مى شود.
در حالى كه پيش از اينها كه حكومت ها با آتش بازى و بوته افروزى مخالفتى نمى ورزيدند، اين جشن آرام تر و دلپذيرتر و حتى زيباتر برگزار مى شد.
پس از چهار شنبه سورى، نوروز فرامى رسد. آماده كردن سفره نوروزى، خريد ميوه و شيرينى و آجيل، آماده شدن براى تحويل سال، دعاى تحويل سال، ديد و بازديد عيد، عيدى دادن و عيدى گرفتن همه در طول روزهاى عيد انجام مى شود.
دعاى سال تحويل ديد و بازديد رفتن تا پايان روز ۱۲ فروردين ادامه دارد. اما معمولا در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديك، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائى و... مى روند.
حتى اگر كسانى در طول سال به علت كدورت هائى كه پيش آمده از احوال پرسى يكديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمى براى رفع كدورت مى شمارند و راه آشتى و دوستى در پيش مى گيرند.
البته ديد و بازديد هم در اين سال ها تغييرات قابل توجهى به خود پذيرفته و نزد كسانى كه از تمكن مالى برخوردارند، شكل سفر گرفته است. از آنجا كه مدارس در ايام نوروز تا ۱۴ فروردين تعطيل است، فرصت خوبى براى سفر كردن به دست مى آيد.
پس گروه كثيرى از مردم به شهرهاى حاشيه درياى خزر مى روند و در ويلاى خود ساكن مى شوند و يا آنكه در ديگر نقاط خوش آب و هوا مخصوصا جزاير كيش و قشم و صفحات جنوبى كشور كه در ايام نوروز از آب و هواى معتدل برخوردار است، سفر مى كنند.
اما اين سفرها نيز خالى از ديد و بازديد نيست. در ويلاها به ديدار يكديگر مى روند و ديگران را به شام و ناهار دعوت مى كنند.
سفرهاى زيارتى نيز كه از قديم الايام مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معنى كه عده زيادى شب عيد به قم يا مشهد مى روند و پس از يكى دو روز به خانه و كاشانه خود باز مى گردند.
اما آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.
تا همين سى چهل سال پيش در برخى نواحى ايران، نوروزى خوانى مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يك ماه پيش از فرارسيدن نوروز، كسانى در روستاها راه مى افتادند و اشعارى در باره نوروز مى خواندند. اشعارى كه بنا بر تعلقات مذهبى شيعيان با مضامين مذهبى آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، ...
اين پيك هاى نوروزى در مقابل نوروزى خوانى از مردم پول يا كالا مى گرفتند و سورسات نوروزى خود را جور مى كردند.
تا همين چند دهه پيش در برخى نواحى ايران نوروزى خوانى مرسوم بوده است. افرادى در روستاها به راه مى افتادند و اشعارى در باره نوروز مى خواندند: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده، مژده دهيد بر دوستان... در چهارشنبه سورى نيز آئين هائى چون فالگوش نشينى، قاشق زنى، بخت گشائى، كوزه شكنى، رفع نحسى و مانند آنها رسم بوده است كه امروز ديگر چندان باب نيست و اگر باشد در برخى روستاهاست.
تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن « مير نوروزى » نيز يكى از آئين هاى رايج بوده است. داستان مير نوروزى اين است كه در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروائى شهر را كه به طور معمول در دست حكام است، خلاف آمد عادت به فردى از پائين ترين قشرهاى اجتماعى مى سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب مى كرد و فرمان هاى شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان مى داد.
آنها نيز در اين پنج روز حكم او را كم و بيش مطاع مى دانستند و تنها در موارد پولى به چانه زدن مى پرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزى مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ كس از او بازخواست نمى كرد كه چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان كرده است. حافظ در اين بيت به عمر كوتاه آدمى، عمر كوتاه گل و عمر كوتاه سلطنت مير نوروزى اشاره دارد:
سخن در پرده مى گويم چو گل از غنچه بيرون آى
كه بيش از پنج روزى نيست حكم مير نوروزى